بعد از خواندن نوحه ، نوبت به خواندن (واحد) مى رسد، که در واقع خود، نوعى نوحه مى باشد و معمولاً بدون جواب خوانده شده و در بعضى مناطق کشور، همراه با جواب مى باشد. اما نوحه واحدى که معمول و متعارف قم ، تهران و استانهاى مرکزى کشور مى باشد، به دو قسمت (واحد سبک ) و (واحد سنگین ) تقسیم مى گردد که پویائى در سبک مداحى امروزى ، باعث سرایت انواع دیگر (واحدخوانى ) در آن شده است .
الف ) واحد سبک (نوس )
در این نوع واحدخوانى ، شعرى به صورت آرام و بدون تنش خوانده شده و سینه با آهنگ زمانى بافاصله ، نواخته مى شود و بسیار به آرامى و ملایمت شروع مى گردد تا سینه زن هم بتواند اشک بریزد و هم سینه بزند و رفته رفته مداح ، حالت حماسى به خود گرفته و آهنگ نواخت سینه را کمتر مى کند و سینه در فاصله زمانى کوتاه ترى نواخته مى شود.
براى اینکه یکنواختى واحد، باعث خستگى سینه زن نگردد و همچنین اگر خسته شده ، نفسى تازه نماید، مى توان در بین اشعار آن ، ذکرى را بلند و حماسى از سینه زن گرفت که این کار باعث مى شود که خستگى اش بدر آید و به هماهنگ تر سینه زدن تحریک شود. یعنى بعد از چند بند واحد خواندن ، چند ذکر یک کلمه اى و کوتاه مى دهیم تا سینه زن بدون سینه زنى جواب دهد مثلاً:
غریب حسین (حسین حسین )، عطشان حسین (حسین حسین )،...
ذکر این نکته لازم است که مداح ، صداى خود را باید با لحن شعر بالا و پائین ببرد و در واقع مداح همیشه و هر جا و در هر گونه مجلسى باید با لحن شعر پیش رود تا دوگانگى در معناى آن براى مستمع و سینه زن پیش نیامده و از یکنواختى نیز به در آید.
واحد سبک با (مظلوم کشیدن ) میاندار به اتمام مى رسد. مظلوم کشیدن ، گفتن بعضى اذکار و شعارها و گرفتن جواب از سینه زن است تا مداح فرصت داشته باشد که به بررسى اشعار بعدى اش بپردازد و یا مجلس را به همکارش واگذار نماید و یا اینکه نفسى تازه کند که این کار مستلزم هماهنگى بین مداح و میاندار هیئت مى باشد.
ب ) واحد سنگین
بعد از مظلوم کشیدن ، مداح باید سریع و بدون وقفه شعرى را با آهنگ زمانى کوتاه در نواخت سینه ، و با لحن حماسى تر از قبل بخواند. که معمولاً از اشعار قدیمى و بحر طویل هائى که بعد از سال ها جایگاه خود را حفظ نموده استفاده مى شود. این طور رسم است که اشعارى از حضرت اباالفضل العباس علیه السّلام به دلیل القاى روحیه حماسى در شعر و همچنین توسل به مقام باب الحوائجى ایشان خوانده مى شود.
واحد سنگین با (دو دَمه ) به اتمام مى رسد.
از زبان گوینده ی داستان:
ماازدار دنیا یه دوست داشتیم که خیلی به احضارروح واین جور کارا علاقه داشت .اعتقادهم داشت که روح ها رو احضارمیکنه(باروش نعلبکی) و ازشون درمورد حال وآینده سوال می پرسه.ازونجا که بنده به روح وجن علاقه ی وافری د اشتم تو بعضی جلساتش شرکت می کردم .یه شب که یه عده ا ز دوستامون اومدن خوابگاه (برای آش پزون) شب موندگار شدن.اونم اتاق کی؟اتاق همین دوست جن گیرمون....ببخشید روح گیرمون... آخرشب یکی ازهمین مهمونا که نمی دونیم از کجاماجراهای احضارروحمون رو شنیده بود(جالا کی گفت دخترا دهن لقن؟) طی مراسم اصراروخواهشی احضارروح روبرگزارکرد.مزیت آخر شب تو خوابگاه این بود که هم ساکت بود هم تاریک. لامپ اتاق رو خاموش کردیم ونعلبکی که یه طرفش علامت فلش داشت رو روی کاغذی که حروف الفبا و اعدادو کلمات بله وخیروسلام وخداحافظ نوشته بودیم قرار دادیم ومراسم با سوالاتی شروع شد...
-اگه روحی در این جا وجود داره ما به تو سلام می کنیم
-روح محترم سلام.اگه هستی جواب ماروبده
-اگه دراینجاحضورداری سلام
ابتدا ما امر خطیر نظارت رو برعهده داشتیم تا بالاخره وقتی حسابی از نیامدن روح وتکان نخوردن نعلبکی وحمله ی بی خوابی شدید خاطرمبارکمان رنجیدطی اهدافی شوم دست مبارکمان را روی نعلبکی قراردادیم ...قراردادن دست همانا ...تکان خوردن نعلبکی همانا...(کی گفت ما تکان دادیم؟

احمد حرب که یکى از زهاد و اهل حال و کشف بوده بامدادى از بازارى در نیشابور مى
گذشت . دید شیطان ، پرچمى بر افراشته و دور او شیاطین صف بسته اند.
گفت : اى بیچاره ! به چه طمع این جا آمده اى ؟ پاسخ داد: بازار دنیا، خانه من است ؛ به
خانه خود آمده ام ، تو از مردم بپرس که چرا به خانه من آمده اند؟ احمد گفت : آنان آمده اند
تا کسبى کنند و نانى براى رفاه زن و فرزند و زندگى خود به دست آورند.
شیطان گفت : من نیز مى کوشم تا یکى را به جهنم ببرم ؟ آنان به
مال من دست مى زنند، من نیز در سینه آنان دست مى زنم و وسوسه مى کنم . به آنها بگو از
خانه من بیرون روند و آن را به من واگذارند تا من هم از سینه آنها بیرون روم .
حضرت رسول فرمود: شیطان بار اول کسى که
داخل بازار مى شود، داخل و با آخرین کسى که بر مى گردد، او هم برمى گردد.
و نیز حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود: بدترین بقعه هاى زمین بازار است و
آن میدان میدان و محل جولان دادن شیطان مى باشد.
اول صبح با پرچم خود مى آید و آن را نصب مى کند، تخت خود را در بازار مى گذارد و
فرزندان خود را در آن پراکنده مى کند، به هر کدام از آنها دستور مى دهد که مردم بازار
را وسوسه کنند. در متر کردن پارچه خیانت و از آن کم نمایند. به عده اى دیگر مى گوید:
وسوسه کنید که اهل بازار در تعریف جنس خود قسم دروغ بخورند و با قسم ، جنس پست
خود را خوب جلوه دهند و بفروشند.
بعد از آن به فرزندان خود خطاب مى کند و مى گوید: بر شما باد مردمى که پدر آنها
مرده - مراد حضرت آدم علیه السلام است - ولى پدر شما هنوز زنده مى باشد. کوشش کنید
که با اول کس داخل بازار شوید و با آخرین کس خارج شوید.
از حضرت رسول صلى الله علیه و آله نقل شده که فرمود: بازار خانه سهو و غفلت و
بى خبر شدن از خداست . کسى که در بازار تسبیح بگوید، خداوند براى هر تسبیح او
هزار هزار حسنه مى نویسد. و در قیامت او را مى بخشد. بخشیدنى که به قلب احدى خطور
نکرده باشد.
و حضرت على علیه السلام فرمود: اگر مى خواهى شیطان را دور کنى یاد خدا کن . چون
خدا را یاد کردن باعث راندن و فرار شیطان مى شود.
نوحه، شعرى داراى وزن و قافیه و ریتم خاص است که مستمع آن را جواب داده و به سینه مى زند. قبل از اینکه به بحث نکات در نوحه خوانى بپردازیم ، بهتر است با ساختار آن بیشتر آشنا شویم که داراى چه قسمت هائى است .
نوحه شعرى است که داراى چند فصل مى باشد که به آن (بند) گفته مى شود و هر بند، با (جواب ) به اتمام مى رسد که بند اول نوحه تماماً یا قسمتى از آن توسط سینه زدن پاسخ داده مى شود. هر بند نوحه خود داراى سه بخش است :
1 سربند:
بیت آغازین هر بند از نوحه که باید توسط سینه زن پاسخ داده شود را (سربند) گویند که یک یا دو بیت شعر کامل است . مانند:
پرستوى على از آشیانه مى رود
شکسته بال و پر از چه شبانه مى رود
مدینه در کجا مزار فاطمه
چگونه شد خزان بهار فاطمه
یا زهرا یا على (3)
2 گوشواره :
قسمت دوم از هر بند نوحه (گوشواره ) مى باشد که شعر نیست و در واقع چند کلمه هم قافیه است که معمولاً با ریتم سینه زنى هماهنگى بهترى دارد و محل نواختن سینه ، از وزن این کلمات به خوبى هویداست مثل :
کنار مرتضى عزیز مصطفى (فتاده از نوا)2
مریض خانه امیر المؤ منین (شده حاجت روا)2
گوشواره :(على با چشم تر بگفتا همسفر مرا با خود ببر)
مرو یا فاطمه (3)
3 جواب :
کلمه اى است که در آخر هر بند از نوحه ، چند بار با یک سبک تکرار مى گردد و معمولاً نام همان معصومى است که نوحه راجع به اوست . مثل این نوحه :
از پگاهان تا دل شب کس نداند من چه دیدم
پیکر بیجان خود را بر مزار تو کشیدم
تا ابد شب زنده دارم تا سحر شمع مزارم
در کنار تربت تو دم به دم جان مى سپارم
جواب :(فاطمه جان 4)
بعد از خواندن روضه و شعر نوبت به خواندن (زمینه ) مى رسد که در واقع حکم آماده شدن براى نوحه را دارد. زمینه ، نوحه اى کوتاه با سربندهاى محزون است که ابیات آن از سه یا چهار بند تجاوز نمى کند و مستمع به صورت نشسته جواب مى دهد و به سینه مى زند. که به این وسیله ، به مستمع فرصت داده مى شود که خود را آماده براى سینه زنى نماید و همین طور که آرام آرام جواب کوتاه آن تکرار مى کند و به سینه مى زند، صف هاى سینه زنى را تشکیل دهد.
بسم الله الرحمن الرحیم
مرثیه خوانی و بیان مصیبت اهل بیت علیهم السلام، تنها یک وظیفه تبلیغی وادب دینی نیست؛ بلکه برقراری ارتباط با اهل بیت علیهم السلام و امری مقدس و عرفانی است.
مداحی و روضه خوانی، نباید امری کوچک پنداشته شود، بلکه باید به آن نگاهی عاشقانه و عارفانه داشت تا از طریق آن بتوان معارف دینی، مکارم اخلاقی، فضایل ائمه علیهم السلام و مناقب و مراثی آنان را به مردم رساند. از این رو بایسته است که شخص مرثیه خوان نهایت دقت و ادب را در آن مبذول داشته و به شرایط وآداب عرفانی آن از قبیل اخلاص، صدق و راستگویی، ارتباط قلبی با اهل بیت علیهم السلام، توکل بر خدا و ... مقید باشد.
روضه خوان باید متناسب با روحیه و حالات مردم روضه بخواند، احترام اهل بیت علیهم السلام را نگه دارد و مصیبت های بسیار فجیع و دردآور را بر زبان جاری نسازد.
مرحوم محدث قمی رحمه الله میگوید:
«سزاوار است (به ویژه در غیر ایام عاشورا) حالت های روحی مردم را مراعات کند. به اندازه ای ذکر مصیبت نماید که دل ها رمیده نشود و گفته ها سست نگردد، مثلا مصیبت های بسیار فجیع و دلخراش را بر زبان نیاورد.
محدث فاضل، مورخ متبحر، میرزا هادی خراسانی نجفی - ایده الله - برایم نقل کرد:
در عالم خواب دیدم، گویا در یکی از حجره های صحن امیرالمؤمنین علیه السلام هستم و همه امامان معصوم علیهم السلام، یا بیشتر آنان در آن جا نشسته اند و مردی از بالای منبر برای آنان روضه می خواند، تا گفتارش به این جا رسید که شمر به سکینه گفت: «ای دختر خارجی!»، دیدم حضرت امیرعلیه السلام از این سخن ناراحت شد و به سختی روی درهم کشید و رنگ چهره آن حضرت تغییر کرد. چون چنین دیدم، به آن مرد روضه خوان اشاره کردم و گفتم: بس کن! حال امیرالمؤمنین علیه السلام را نمی بینی؟
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: آن سخن هم که دیروز خودت گفتی، کمتر از این نبود. به یادم آمد که من دیروز مصیبت آویختن سر ابوالفضل علیه السلام از سینه اسب را خوانده بودم. عذر خواستم و توبه کردم.» (1)
ادامه مطلب ...(زمزمه ) در اصل تکرار زیر لب کلماتى است که در حین روضه براى همنوائى بین
مستمعین صورت مى گیرد. مثلاً وقتى مدتى روضه خوانده شد مستمع
میل دارد نام نامى حسین علیه السّلام را زمزمه کند که در بعضى مواقع ، مداح براى شور
افکندن در مجلس ، او را دعوت به این کار مى نماید. مثلاً روضه را خوانده و حالا براى
همه گیر شدن ناله ها به مستمع مى گوید:( ناله بزن حسین !). این
اصل زمزمه است اما پویائى در سبک هاى روضه خوانى باعث شده تا زمزمه حالتى
کلاسیک تر به خود بگیرد تا جائى که براى این کار، شعرى مجزا در یک سبک خاص
خوانده مى شود. در واقع زمزمه ، قسمتى از روضه خوانى به شمار مى رود و فن قوى و
خوبى در رسیدن به هدف محسوب مى شود.
زمزمه ها به چند دسته تقسیم مى شوند:
1- زمزمه هائى که از شور و هیجان ناشى از شنیدن اوج روضه و فرود مداح صورت مى
گیرد و به صورت خودجوش در بین مستمعین مى باشد و در واقع مستمعینى که داراى
سابقه و تجربه زیادى در مجلس نشینى هستند، به خوبى جاى این زمزمه را مى دانند و
با این کار، بقیه را نیز تشویق به همکارى مى نمایند. همان طورى که گفته شد این نوع
زمزمه بدون هیچ گونه پیچیدگى و بوده و معمولاً ذکر (حسین جان ) مى باشد.
2- زمزمه هائى که همان شور و هیجان فوق را دارد و باز بدون هیچ گونه پیچیدگى ،
به صورت یک کلمه اى اجرا مى گردد با این تفاوت که مداح ، هم نقشى در آن دارد و مانند
حالت قبل ، همه آن بر عهده مستمع نیست مثلاً بعد از مقدارى روضه ، براى مخاطب قرار دادن
وجود مقدس حضرت ، مستمع ، کلماتى را مى گوید و آن را بدون هیچ سختى ، همان طورى
که از دل برمى آید، پاسخ مى دهد. مثلاً:
غریب (حسین )، مظلوم (حسین )، بى کس (حسین )، عطشان (حسین )،... و مستمع فقط آهنگ صداى
خود را شبیه آهنگ صداى مداح مى کند و هیچ سبک و سیاقى دیگرى هم در کار نیست .
3- زمزمه هائى که داراى یک شعر و یک سبک مستقل هستند و مداح در آن نقش بیشترى ایفا مى
کند که این نوع زمزمه ، امروزه بیشتر در عزادارى ها به چشم مى خورد، به این ترتیب که
یک قسمت از آن را مداح بعنوان (دَم ) استفاده کرده و از مستمع جواب مى گیرد و بقیه را
خود مى خواند و در پایان هر بندى ، جواب از مستمع مى خواهد. از زمزمه هاى بسیار
سوزناک و معروف
دهه اول ماه محرم :
شب نخست : مسلم بن عقیل علیه السّلام
شب دوم : ورود به کربلا.
شب سوم : حضرت رقیه علیهاالسّلام .
شب چهارم : دوطفلان زینب / حر/ دو طفلان مسلم علیه السّلام
شب پنجم : عبدالله بن حسن علیه السّلام
شب ششم : قاسم بن الحسن علیه السّلام
شب هفتم : على اصغرعلیه السّلام
شب هشتم : على اکبرعلیه السّلام
شب نهم : حضرت عباس علیه السّلام
شب دهم : شب عاشورا/ وداع امام حسین علیه السّلام
شب یازدهم : شام غریبان .
شبهاى فاطمیه :
شب اول : آتش زدن / در و دیوار.
شب دوم : کوچه بنى هاشم .
شب سوم : بستر.
شب چهارم : شهادت .
شب پنجم : شام غریبان / حضرت عباس علیه السّلام .
ماه رمضان :
شب اول : ضربت خوردن .
شب دوم : بستر.
شب سوم : شهادت .
نکته :
البته سایر شب هاى محرم و صفر نیز داراى نامگذارى مى باشد مانند: دروازه کوفه ،
تنور خولى ، مجلس عبیدالله (ل )، دیر راهب ، دروازه شام ، مجلس یزید، دو راهى کربلا،
اربعین ، بازگشت به مدینه ، بشیر و... اما داراى ترتیب خاصى نمى باشند.