شیطان هم مثل سردمداران ستم ، براى مهار و تسلیم کردن و بازداشتن از راه حق و کشاندن
انسان به سوى خود، زنجیره هایى دارد که آنها را به گردن انسان مى اندازد و ایشان را
به راهى که بخواهد مى کشاند.
آن زنجیره ها عبارت اند از دوستى دنیا، ریاست خواهى ، شکم بارگى ، زن دوستى ، خواب
و تن آسایى ، آدم را به گناه مى کشاند. امام صادق علیه السلام هم فرمود: اولین چیزى
که به وسیله آنها معصیت خدا شده همین دوستى ها بوده است .
بنا به گفته قرآن و احادیث معصومان علیهم السلام : دوستى دنیا زنجیرى است که از همه
دوستى هاى دیگر محکم تر و خطرناک تر، اصل و ریشه هر معصیت ،
اول هر گناه ، اول هر فتنه ، بزرگ ترین گناه ، و سرچشمه هر فتنه و فسادى است .
سر آمد همه دوستى ها که باعث معصیت خدا مى شود، دوستى دنیا است .
از امام زین العابدین سؤال شد: کدام عمل در پیشگاه خداوند
افضل است ؟
فرمود: هیچ عملى بعد از شناخت خدا و پیغمبر بهتر از بغض و کینه دنیا نیست ؛ زیرا هر
فتنه و فسادى که در عالم مى شود از دوستى دنیا سرچشمه مى گیرد. زن دوستى ،
ریاست خواهى ، راحت طلبى ، دوستى کلام و سخن گفتن ، چاپلوسى ، خود برتر بینى ،
دوستى مال و ثروت و تمام اینها در دوستى دنیا جمع اند.
شیطان با این زنجیرها به ویژه زنجیر دنیا خواهى ، همه مردم مگر عده اى اندک را به
گناه و معصیت مى کشاند.
نقل شده : روزى شخصى شیطان را دید که زنجیرها، طناب ها، بندهاى کلفت و نازک را
بار الاغ خود کرده و از راهى مى رود. سؤال کرد: اینها چیست و کجا مى روى ؟ در جواب
گفت : این ها دام هاى من است و به وسیله اینها مردم را به بیراهه مى کشانم .
آن شخص از یکایک دام ها و زنجیرها پرسید. او گفت : هر کدام از این ها براى شخصى است
. گفت : دام من کدام است ؟ جواب داد تو احتیاج به دام ندارى ، خودت بدون دام
دنبال من مى آیى .
پرسید: آن زنجیر بسیار محکم از کیست ؟ شیطان گفت : از شیخ مرتضى انصارى است .
دیشب سه بار آن زنجیر بسیار محکم را به گردن ایشان انداختم ، در هر سه مرتبه او آن
را گسست و پاره کرد.
مى گوید: بعد از این قضیه ، پیش شیخ انصارى رفتم و داستان را براى ایشان
نقل کردم . فرمود: درست است . من دیشب پول براى خریدن غذا نداشتم ، اما سه مرتبه
تصمیم گرفتم از وجوهاتى که پیشم بود بردارم و غذایى بخرم ، ولى هر سه مرتبه
فکرى به خاطرم رسید و از دست زدن به آن چشم پوشیدم و گرسنه شب را به پایان
رساندم و این ، همان زنجیرى بود که از شیطان پاره کردم.
عده
زیادی از گروههای شیطان پرستان با خشم زیاد اعلام میکنند که از زنها
متنفرند و هیچ رابطهای با آنها بجز خشونت یا تجاوز نمیتوانند داشته باشند
.
اگر چه شیطان با دادن صدقه مخالفت مى کند و از کسانى که مى خواهند از مال
خود به نیازمندان ببخشند جلوگیرى مى نماید، اما وقتى که از ویژگى هاى صدقه
دادن از او مى پرسند، حقیقت و منافع صدقه را بیان مى کند.
در یک دیدار،
حضرت رسول صلى الله علیه و آله وسلم چند سؤ ال از او کردند، او همه را جواب
داد. یکى از سؤ ال ها این بود که حضرت فرمود: اى ملعون ! صدقه دادن امت من
نزد تو چگونه است و منافع صدقه چیست ؟ شیطان در جواب حضرت عرض کرد: یا
رسول الله صلى الله علیه و آله وسلم ! در صدقه دادن امت تو شش خصلت و منفعت
است .
دوم این که ، به واسطه صدقه دادن ، عمر طرف زیاد و مرگ هاى ناگهانى و حوادث ناگوار از او برطرف مى گردد. - حدیثى در این باره وارد شده که صدقه دادن هفتاد نوع بلا را برطرف مى کند.
سوم ، با صدقه دادن توانگرى پیدا مى شود و فقر و نادارى از بین مى رود.
چهارم ، صدقه به صاحبان و صدقه دهندگان خود تندرستى مى دهد، از دردها و رنج هاى گوناگون نجات مى یابند.
پنجم ، کفه اعمال صدقه دهندگان در روز قیامت سنگین مى شود و به خوبى و بدون ترس از پل صراط مى گذرند.
ششم ، صدقه در روز قیامت دیوارى مى شود بین آتش جهنم و بخشش کنندگان ، به طورى که آتش جهنم نمى تواند به آنان اذیت رساند.
نیز آن حضرت در این باره فرمودند: صدقه دادن پشت و کمر شیطان را مى شکند. درباره گفته هاى شیطان روایات زیادى در کتاب هاى حدیث موجود است مى توان از آنها استفاده کرد.
هم
چنین آن حضرت فرمود: درباره وصى و جانشین من امیرالمؤمنین علیه السلام چه
مى گویى ؟ آیا تا حال بر او دست یافته اى ؟ عرض کرد: من هرگز بر آن حضرت
دست نیافته ام و نخواهم یافت . فقط راضیم که او مرا به حال خود واگذارد و
اذیتم نکند؛ تاب دیدار آن حضرت را ندارم ، چون او را ببینم مانند پنبه اى
که در آتش افتد و بسوزد، مى سوزم .
شیطان
پرستی یک حرکت مکتبی، شبه مکتبی و یا فلسفی است که هواداران آن شیطان را
یک طرح و الگوی اصلی و قبل از عالم هستی میپندارند. آنها شیطان را موجودی
زنده و با چند وجه از طبیعت انسان مشترک میدانند. شیطان پرستی را در گروه
«راه چپ» مخالف با «راه راست» طبقه بندی میکنند. دست چپیها به غنی سازی
روحی خود در جریان کارهای خودشان معتقدند. و بر این باورند که در نهایت
باید تنها به خود جواب پس دهند. در حالی که دست راستیها غنی سازی روحی خود
را از طریق وقف کردن و بندگی خود در مقابل قدرتی بزرگتر بدست میآورند.
حضرت
على از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل میکند که آن حضرت فرمودند: خداوند متعال
وقتى آدم را امر کرد که از بهشت فرود آید، او و زوجه اش با هم فرود آمدند. ابلیس هم
فرود آمد در حالیکه همسرى نداشت . مار هم فرود آمد و همسرى براى او نبود.
اولین کسى که با خود لواط کرد، همان ابلیس بود. فرزندان او از خودش به وجود آمدند،
مار هم همین کار را کرد و ذریه او هم از خود او است ، ولى ذریه آدم از زوجه و همسر
او است . خداوند به آدم و همسرش و خبر داد که شیطان و مار دشمن آنها مى باشند.
در حدیثى گفته شده : خداوند ابلیس را خلق نمود و در ران راست او آلت مردانگى و در
ران چپ او آلت زنان قرار داد. او وقتى مى خواهد صاحب فرزندى شود، ران هاى خود رابه
هم مى مالد و با خود جفت گیرى مى کند، درهر بار و هر روز ده تخم مى ریزد و از هر
تخمى هفتاد شیطان پدید مى آید.
از حدیث فوق معلوم مى شود، اول کسى که لواط کرد شیطان بود و لواط کنندگان از پیروان
مخلص او هستند. آنها باید بدانند که عمل شیطان را انجام مى دهند او رهبر و آنان راه
ور او هستند.
ابى بصیر از امام محمد باقر علیه السلام یا امام جعفر علیه السلام نقل مى کند:
شیطان یک جوان زیبایى شد و لباس نیکویى پوشید، آمد در میان جوانان قوم لوط و به
آنها دستور داد که با او عمل لواط انجام دهند؛ زیرا اگر مى خواست با آنها این کار
را بکند قبول نمى کردند. وقتى قوم لوط آن عمل زشت را با او انجام دادند لذت بردند و
یاد گرفتند، از آن پس فرار کرد، و این کار در میان آنها رواج یافت تا جایى که زنان
خود را ترک کردند.

از جمله حوادث آستانه ظهور امام عصر(ع)، رخداد زلزلههایی بزرگ است که در رأس آنها میتوان به زلزلههای بزرگ شام و دمشق اشاره کرد. روایات فراوان و روشنی دربارة این زلزله وجود دارد به گونهای که برخی از مکانها و خسارتهای آن و حتّی وقت آن را پیش از ورود سپاهیان غربی مشخص میسازد. گرچه از بعضی روایات استفاده میشود که سپاه غرب به هنگام وقوع زلزله در دمشق به سر میبرد.

رسالت مؤمنان برگزیده
اما آیا چیزی که مضمون رسالت رسول معصوم الهی بوده است همین طور یله و رها بدون محافظ و نگهبان به دست قاطبة مؤمنان سپرده شده است؟
وقتی
به روایات ذیل آیات فوق رجوع میکنیم میبینیم در ذیل همة آیات مذکور وعدة
تحقق آنها در آخرالزّمان به دست امام دوازدهم از نسل پیامبر(ص) داده شده
است.
با توجه به این، دلیلی مستقل بر ضرورت امامت تدارک میشود و
استمرار نبوت را ضروری میکند و آن اینکه وقتی آرمان و هدف رسول هنوز به
مقصد نرسیده باشد لابد باید کسی از سنخ رسول باشد تا رسالت را به مقصد و
نهایت خود برساند. البته متکلمان ما عنایت لازم را در اینباره نکرده اند
و این دلیل جای شرح و بسط بیش از این دارد.
امّا نکتة بسیار حائز
اهمیت این است که تحقّق این رسالت به دست امام دوازدهم، ناصران و
یارانی از سنخ «ربّیون» همراه با انبیای گذشته میخواهد:
«وکأیّن من نبیٍّ قاتل معه ربّیّون کثیراً.
اینان همان مؤمنان برگزیده اند. مؤمنانی که خود را نه فقط مستمع رسول که خود را مبعوث از سوی رسول برای رساندن رسالت به غایت خویش دیده اند و با خلوص ایمان و جهد سعی خود را به مقام اصطفاء و برگزیدگی برای این مأموریت خطیر رسانده اند.
گرچه اسلام هرگز دین نژادی
نیست امّا پیشگویی های معصومان، این مؤمنان برگزیده را از جمله در دو جبهة
ایرانی بیشتر تمجید کردهاند.
ابن ماجه در «سنن» خود این روایت
مشهور را آورده که:
«یخرج قومٌ من مشرق فیوطّئون للمهدی سلطانه»
یعنی :
خروج اقوام شرقی (ایرانی) زمینه ساز حکومت و تمدن مهدوی است.
اینم الفبای ژاپنی
حالا اسم خودتونو به ژاپنی بسازید
![]()