قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه
قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه

آسیب شناسى تحریف در عزادارى از دیدگاه مقام معظم رهبرى

امروز حسین بن على مى تواند دنیا را نجات بدهد به شرط آن که چهره او را با تحریف مغشوش نکنند. نگذارید مفاهیم و کارهاى تحریف آمیز و غلط چشم ها و دل ها را از چهره مبارک و منور سیدالشهدا منصرف کند. باید با تحریف مقابله کنیم . به طور خلاصه منظور من دو کلمه است : یکى این که خود عاشورا و ماجراى حسین بن على در منبر و در خلال روضه خوانى به همان شکل سنتى یعنى به صورت بیان وقایع شب عاشورا، صبح و روز عاشورا دنبال شود. معمولا حوادث ، حتى حوادث بزرگ ، به مرور زمان از بین مى رود. ولى حادثه عاشورا با جزئیاتش ، به برکت همین خواندن ها باقى است . البته باید بیان وقایع عاشورا، به صورت متقن باشد. در حدى که در کتاب هایى مثل لهوف ابن طاووس و ارشاد مفید آمده است .

نه چیزهایى در من درآوردى . واقعه خوانى و روضه خوانى بشود در خلال روضه خوانى ، مداحى ، خواندن شعرهاى مصیبت ، خواندن نوحه سینه زنى و در خلال سخنرانى هاى آموزنده ، ماجراى عاشورا و هدف امام حسین بیان بشود، همان مطالبى که در کلمات خود آن بزرگوار است ، که ؛  مَا خَرَجتُ اَشراً وَ لا بَطراً وَ لا ظالِماً وَ لا مُفسِداً بَل اِنّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الاصلاح فِى اُمةِ جَدّى  یا اینکه فرمود: یَا اَیُّها النّاس اِنَّ رَسوُلَ اللّهِ قَالَ: مَن رَأ ى سُلطاناً جَائِراً مُستَحِلاًّ لِحَرَمِ اللّهِ ناکِثاً لِعَهدِ اللّه فَلَم یُغَیِّر عَلَیهِ بِقَولٍ و لا فعلٍ کانَ حقاً عَلَى اللّهِ اَن یَدخُلُهُ مَدخَلِه این یک سرفصل و یک درس است . یا آن که مى فرماید:  فَمَن کانَ باذِلاً فِینَا مُهجَةً وَ موُطناً عَلَى لِقاءِ اللّهِ نَفسَهُ فَلیَرحَل مَعَنَا . بحث ملاقات با خداست . هدف آفرینش بشر  اِنَّکَ کادِحٌ اِلى رَبِّکَ کَدحاً فَمُلاقِیهِ است ، همه این تلاش ها و زحمت ها همین است که ملاقات کند (فملاقیه ). اگر کسى موطن در لقاءالله است .

ادامه مطلب ...

آدب مجلس

وفاى به عهد:
همچنان که قبلاً نیز مورد بحث و بررسى قرار گرفت یکى از وظایف مهم مداح وفاى به عهد و پیمان مى باشد و نیز از آداب خاصه و قابل توجه مداحى به شمار مى رود که سر وقت حاضر شدن و سر موعد تمام کردن مجلس ، از مصادیق آن مى باشد که به دلیل توضیح کافى در این مقوله ، سخن را کوتاه مى کنیم .
انصراف از خواندن :
اگر چه مداح باید همیشه آمادگى خود را براى خواندن حفظ کند، اما بعضاً پیش مى آید که به دلیل کسالت ، عدم تحقیق ، زیاده روى در خواندن و گرفتن حنجره و... آمادگى لازم را براى فیض دادن نداشته باشد.اگر مداح آمادگى براى خواندن نداشت ، ادب اقتضا مى کند که نخواند. حال این عدم آمادگى به هر دلیلى که مى خواهد باشد و اینجا بهترین راه ، انصراف از خواندن و اجتناب از آن مى باشد، حتى اگر زیاد به او اصرار کنند. چرا که خواندن در این وضعیت باعث افت مجلس مى شود و ادب مجلس نیز در همین است .


ب ) ادب روحانى  
یکى از وظایف مداح در قبال روحانى مجلس ، تاءسى به سخنان او مى باشد. باید به واعظى که ساعتى براى مستمعین ایراد سخن نموده ، با اشاره به فرازهایى از سخنانش از او قدردانى کرد. این کار سبب تاءثیر بیشتر راهنمایى هاى خطیب ، در مستمعین و همچنین اداى احترام و ارج نهادن به صحبت هاى اوست و بى ادبى محسوب مى شود که بعد از یک ساعت سخنرانى روحانى ، هیچ توجهى به منبر او نکنیم و کار خودمان را انجام دهیم . چه بسا تاءسى به روحانى ، ما را در انجام رسالت مان نیز کمک مى کند. بین مداح و روحانى نباید شکاف ایجاد شود زیرا هدف هر دوى آنها یکى است و باید یکدیگر را در رسیدن به این هدف واحد یارى نمایند.


ب ) ادب روحانى  

یکى از وظایف مداح در قبال روحانى مجلس ، تاءسى به سخنان او مى باشد. باید به واعظى که ساعتى براى مستمعین ایراد سخن نموده ، با اشاره به فرازهایى از سخنانش از او قدردانى کرد. این کار سبب تاءثیر بیشتر راهنمایى هاى خطیب ، در مستمعین و همچنین اداى احترام و ارج نهادن به صحبت هاى اوست و بى ادبى محسوب مى شود که بعد از یک ساعت سخنرانى روحانى ، هیچ توجهى به منبر او نکنیم و کار خودمان را انجام دهیم . چه بسا تاءسى به روحانى ، ما را در انجام رسالت مان نیز کمک مى کند. بین مداح و روحانى نباید شکاف ایجاد شود زیرا هدف هر دوى آنها یکى است و باید یکدیگر را در رسیدن به این هدف واحد یارى نمایند.

ادامه مطلب ...

عجین کردن شعر و روضه

راهکار مفید دیگر در بیان مطالب و اشعار، عجین کردن شعر و روضه مى باشد. یعنى مداح با زبان شعر روضه بخواند، بدین ترتیب که محور اصلى کارش ، شعر باشد خصوصاً فرازهاى روضه را با شعر بیان کند، حتى اگر یک بیت باشد. و ازسخن گفتن فقط براى ربط بین ابیات استفاده نماید زیرا سر بسته گفتن مطلب در لفّافه شعر، بسیار زیبنده تر و جذاب تر از توضیح دادن در مورد مطالبى مى باشد که مستمع بارها آن را شنیده و به خوبى بر آن اشراف دارد. مى توان از این فن براى هر مستمعى بهره جست چرا که براى همه دلنشین است (حتى اگر اشعار بسیار ساده باشند). اما باید در مجالس مختلف با تفاوت درک مستمعین ، اشعارمان را تغییر دهیم تا احتیاج به توضیح اضافى و معنا کردن شعر نباشد.
این نیز چکیده اى از فنون و ریزه کارى هایى بود که در امر مداحى وجود دارد.


آداب و ادب مداحى 

شالوده و اساس کار مداحى را ادب تشکیل مى دهد. شخص مداح که نوکرى این خاندان را به عهده گرفته ، باید مؤ دب ترین اشخاص باشد چرا که ادب و تواضع شرط قبولى نوکرى و خدمت است . داشتن بعضى از صفات حمیده جزو ادب مداح و رعایت بعضى قوانین و دستورالعمل ها، جزو آداب و آئین مداحى مى باشد که در واقع این دو مقوله تقریباً جداى از هم هستند. صفاتى که ربط به مؤ دب بودن و اخلاقیات درونى فرد دارد را ادب گویند اما آداب یعنى رعایت شرایط و قواعدى که در بهتر شدن کار و قانون مدارى آن به شخص کمک مى کند. ممکن است که فرد، انسان مؤ دبى باشد اما رعایت نکردن این قوانین ، حمل بر بى ادبى مى شود. بنابراین شخص هم باید در حیطه ادب  به کمال رسیده باشد و هم در حیطه آداب. چون تا کسى آداب را نشناسد نمى تواند به آن عمل نماید، باید ابتدا به فراگیرى و سپس به انجام آن مبادرت ورزید. در درجه اول باید سعى ما بر کسب ادب و رعایت احترام نسبت به دیگران بالاخص در لباس نوکرى اهل بیت علیهم السّلام باشد و چقدر در احادیث و روایات به این مسئله توصیه شده که مؤ من باید احترام برادر مؤ من خود را نگه دارد، خصوصاً اگر از اهل علم ، ریش سفید و یا از سادات باشد. امام صادق علیه السّلام به اسحاق بن عمار فرمود:
اى اسحاق ! به دوستان من هر قدر مى توانى احترام کن که هیچ مؤ منى احسان به مؤ منى نمى کند مگر آنکه صورت ابلیس را خراشیده و دل او را مجروح مى سازد.

و نیز پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله در مورد رعایت احترام پیران فرمودند: از ما نیست هرکس پیران ما را احترام نکند و در مورد احترام به سادات فرموده اند: شفاعت من براى کسى که ذریّه مرا با دست و زبان و یا مال احترام و اعانت کرده ، ثابت است و نیز: خوبان ذریّه مرا به خاطر خدا و بدان ایشان را به خاطر من احترام کنید .
در بحث آدابى که یک مداح باید بداند، و آن را به انجام رساند، باید به اشاره نکاتى پرداخت تا در نظر مردم و همکاران به عنوان انسانى مؤ دب و وجهه دار معرفى گردد.

مسکوت گذاشتن در مداحی

شگرد بعدى در روضه خوانى آن است که مداح هر چیزى را نمى داند، مسکوت گذاشته و از کنار آن رد شود. اما مطالبى را که گزیرى از گفتن آنها نیست را به گونه اى اظهار دارد که براى مستمع سؤ ال برانگیز نشود مثلاً اگر نمى داند چه کسى در کوفه هنگام ورود اسراى کربلا، براى پیشنهاد کمک به خدمت امام سجادعلیه السّلام رسید، بهتر است اصلاً اسم نبرد و جمله را بدون فاعل بیان نماید مثلاً بگوید: (آمد خدمت حضرت ).

این کار بهتر از بیان چند اسم همراه با تردید مى باشد تا بدین وسیله به مداح گمان سوء در عدم تحقیق و تفحص ، برده نشود.

فن بیان اقوال در روضه خوانی

با استفاده از این فن ، مداح مى تواند اقوال مختلفى را که در روضه وجود دارد، بیان داشته و با هر کدام به اندازه کافى به مجلس شور و حال بدهد. مثلاً کسى که در مسئله اى دو قول پیدا کرده که حتى مخالف هم هستند، مى تواند ابتدا آن قولى که معروف تر است و مستمع با آن آشنایى کامل دارد، را بیان کرده و سپس قول بعدى را با گفتن جملاتى از قبیل (این طور نیز نقل شده ) و یا (خدا کند که صحیح نباشد).

بیان کند و از آن نیز به عنوان روضه خود استفاده نماید، اما شرطش این است که ابتدا قول مشهور را گفته و سپس ‍ اقوال بعدى را بیان نماید تا اعتماد مستمع سلب نگردیده و گمان نکند که شما این مطلب را از خودتان مى گویید و دارید قول دوم را براى توجیه کار خود اظهار مى کنید.

یکی از قوی ترین فنون مداحی فن استنتاج

یکى از قوى ترین و بهترین فنون روضه خوانى که واقعاً نشانه استادى مداح است ، کنار هم گذاشتن دو مطلب و استنتاج مطلب سومى است که در جایى ذکر نشده و هیچ گونه تضادى هم با دو مطلب اول ندارد بلکه چیزى خارج از ذاتیات دو مطلب اول است که نتیجه فکر کردن به جوانب و حواشى مطلب اول مى باشد. چون این مطلب معناى بسیار دقیقى است از چند مثال مدد مى گیریم ؛
در روضه حرکت کاروان اسراء از کربلا، آمده که یکى از دختران حضرت در بیابان گم شد و یکى از سربازان دشمن ماءمور یافتن او گردید بعد از مدتى همه دیدند که آن سرباز با یک دست افسار اسب را گرفته و با دست دیگر به دخترک تازیانه مى زند و او را دنبال مى کند. این نقل مطلب تاریخى ، حالا نحوه استنتاج ؛ چون آن ملعون سواره بوده و دخترک پیاده ، مطمئناً از او تندتر حرکت مى کرده و ثانیاً اینکه دخترک در حال دویدن تازیانه مى خورده و احتمالاً روى زمین نیز مى افتاده است . حال از این دو مطلب استنتاج مى شود که شاید وقتى او را تازیانه مى زده ، تازیانه به دور پاى دختر پیچیده شده و او را به زمین زده و دنبال سوار مى کشانده است . مثالى دیگر:
در تاریخ آمده که وقتى حضرت على اصغرعلیه السّلام شهید شد، امام حسین علیه السّلام و را پشت خیام بردند و خواستند دفن نمایند که صداى شیون حضرت رباب علیهاالسّلام بلند شد. این مطلب تاریخى ، حال به نحوه استنتاج دقت کنید؛ وقتى که على اصغرعلیه السّلام شهید شد، حضرت از خجالت مادر او دیگر روى برگشتن به خیمه را نداشتند. مطلب دوم اینکه مادر هنگام دفن بچه سر مى رسد. استنتاج اینکه ؛ حضرت در آنجا مضطرب شدند که بچه چه را کنند.
به استنتاجى دیگر از زبان استاد این حقیر توجه فرمایید:
مسلّم است که وقتى امام حسین علیه السّلام به خیمه باز گشتند به خواهرشان فرمودند: عَلَیکُنَّ بِالنِّساء و قبل از اینکه حضرت به خیام بازگردند، دندان حضرت شکسته بود. چون حضرت به خیمه بازگشتند خسته بودند در ثانى ، دندان حضرت هم شکسته بود، استنتاج اینکه حضرت با دندان شکسته از فرط خستگى نتوانستند این جمله را خوب ادا کنند چون گفتن نساء با آن حالت مشکل است .
نکته در این جاست که این گونه استنتاج از وقایع ، با (زبانحال ) تفاوت دارد زیرا در زبانحال ، امکان عدم صحت وجود دارد و ما از خودمان چیزى به اصل روضه مى افزاییم ، اما استنتاج مطلبى عقلى است و هر کسى مى تواند با تفکر در حواشى و جوانب داستان ، به آن پى ببرد که هیچ ضررى هم به اصل مطلب ندارد و کاملاً با عقل جور در مى آید ولى فرقش با اصل مطلب این است که در تاریخ نقل نشده و با تاءمل در ماجرا، بدست آمده است . با همه این اوصاف بهتر است آن را صریح و با اطمینان نگوئیم ، طورى که گمان شود این مسئله عیناً در تاریخ آمده تا بعد از مجلس ما را مورد مؤ اخذه قرار ندهند. پیر میکده مان حضرت خامنه اى کبیر در این رابطه فرموده اند:
بناى ما بر این نیست که هر چه را در آن شک داریم یا قبول نداریم بگوییم نخوانند. اگر ما بخواهیم بگوییم آقا این دقیق نیست ، نخوانید مى ترسم برادران ، در خواندن خیلى محدود بشوند. توجه داشته باشید آن چیزى را بخوانید که معقول باشد. البته نه اینکه انسان هر چه معقول است از خودش بسازد و بخواند، بلکه چیزهاى معقول را متکى به اصول و واقعیت ها کنید. البته گزاره هر حدیثى وقتى هنرى باشد با پیرایه هایى همراه خواهد بود و آن پیرایه ها ایرادى ندارد. منتها مشروط بر این که پیرایه ها اصل نشود. اصل را بایستى از واقعیت ها گرفت و به آن بیان هنرى و پیرایه هایى که لازم است بخشید

بیان مطالب و اشعار در مداحی

بیان کردن مطالب و خواندن اشعار نیز احتیاج به تبحر و استادى خاص خود دارد. یعنى کدام شعر یا کدام روضه را ابتدا بخوانیم تا تاءثیر بیشترى داشته باشد. نامرتب خواندن اشعار و مراثى به افت مجلس خواهد انجامید. رعایت ترتیب در خواندن از فنون عالى مداحى به شمار مى رود که پیاده کردن آن مستوجب تاءثیر عمیق مطالب عنوان شده بر مجلس خواهد شد.
سیر ابیات :
اولین فنى که در شعرخوانى وجود دارد، دسته بندى ابیات شعر از لطیف و سطحى به عمیق و سوزناک است . یک مداح خوب ، اشعار سطحى تر را در ابتداى برنامه خود قرار مى دهد و بار گریه را بر روى اشعارى که عمیق تر و سوزناک ترند، قرار مى دهد. در غیر این صورت اشعار سوزناک را قبل از آمادگى مستمع خوانده و هدررفته و اشعار سطحى را بعد از آمادگى او در معرض گفتار قرار داده است که مستمع با هیچ یک از این دو حالت ، حال پیدا نمى کند. لذا باید مجلس را تا قبل از آماده شدن مستمع از اشعار سطحى که فهم آن ها برایش ‍ آسان تر است ، پر کرد و شعر سوزناک را به محض آماده شدن برایش خواند.

پرورش دادن روضه

یکى از فنون حائز اهمیت در روضه خوانى ، پرورش دادن آن است . یعنى مداح تا روضه خوب براى مستمع جا نیافتاده ، سراغ کار دیگرى نرود و خوب آن را به مستمع تفهیم کند یا اینکه با پر و بال دادن روضه ، آن را براى مستمع ، جذاب تر نماید و مجلس را با مستمع پیش برد. که این مستلزم رعایت نکاتى است .

حریص بودن به شعر:
اصولاً باید در ارائه شعر و روضه ، حریص بود و آن را کم کم با بالا رفتن پذیرش مستمع ، ارائه کرد و شعر را آرام آرام خواند و به مستمع اجازه هضم هر بیت و هر کلمه را داد. اگر مستمع ما هیئتى نیست باید هر بیت را با جملاتى تفسیر کرده و خوب براى او جا انداخت اگر چه انتخاب شعر سبک تر در این گونه مجالس بهتر است اما همان شعر سبک را نیز نباید سریع خواند بلکه باید با وقف هاى بجا و فاصله انداختن بین ابیات ، اجازه تفکر در مطالب به او داده شود که این خود یکى دیگر از فنون روضه خوانى است . باید با دقت در خواندن اساتید به این مسئله پى برد که چه وقت باید خواند؟ چه وقت باید سکوت کرد؟ کى باید تحریر زد؟ کى باید ساده خواند؟ کى سریع رد شد؟ و کجا تکرار کرد؟ یکى از بزرگترین اساتید مداحى تهران در این مورد مى گوید:
در قرآن وقف جاى مشخصى دارد و در مداحى نیز همین طور است البته نه به سختى قرآن ، چون در قرآن حتماً باید وقف کرد اما در مداحى ، کار راحت تر است .
به عنوان نمونه یکى از جاهائى که باید شعر، تند خوانده شود این است که وقتى بیتى ، یکى دوبار با تحریر خوانده شد و در اثناى آن فاصله انداختیم مثلاً بین آن روضه خواندیم چون مستمع از این بیت شعر، فیض خود را برده است ، دیگر خواندن آن با تحریر، درست نیست و موجب تاءثیر نامطلوب در توجه او به ابیات بعدى مى شود. در واقع این یک حالتى پایدار در مستمع است که میل دارد چیزى را نه پرورش داده نشده قبول کند و نه خسته کننده و ملال آور. که تشخیص آن هم با شخص مداح است . اگر مستمع یک کلمه از شعر را هم خوب نفهمد و یا مقصود مداح را از آن متوجه نشود، نمى تواند بهره لازم را از آن شعر ببرد.
فن دیگرى که در اینجا مفید مى باشد این است که اگر مداح مى بیند حواس مستمع جمع نیست نباید شعر یا روضه را ادامه دهد بلکه با گفتن بعضى جملات مناسب و همچنین استفاده از بعضى زمزمه ها، مستمع را وادار به توجه سازد و حواس او را متمرکز خود و حرف هاى خود نماید.

ادامه مطلب ...

فن مقدمه چینى

http://www.soog.ir/sound/hosein/ho40.jpgاول اینکه سعى کند هر مطلبى را که مى خواهد بیان کند، ابتدا زمینه پذیرش آن را در مستمع فراهم آورد، یعنى با مقدمه چینى صحیح مستمع را منتظر بیان مطلب اصلى بگذارد و او را تشنه شنیدن آن مطلب نماید تا مطلب در جان او جاى گیرد و با آن به خوبى حال معنوى و سوز پیدا نماید. به این ترتیب که ، با گفتن جملاتى به صورت مقدمه ، به تحریک عواطف او پرداخته و عطش او را بیتشر نماید و همچنین بر اهمیت بیان مطلب نیز بیافزاید.

این کار را حتى در مورد مطالبى که تکرارى هم هستند و مستمع به کرّات آن را شنیده است نیز مى توان انجام داد. زیرا حتماً نباید مطلب جدیدى گفته شود تا مستمع را به گریه در آورد. گفتن مطالب تکرارى در روضه هائى که حتى بسیار معروف هم هستند، باید مقدمه چینى داشته باشند مثلاً همه ما مى دانیم که حضرت اباعبدالله الحسین علیه السّلام را چگونه به شهادت رساندند، اما اگر در همان ابتداى مجلس به بیان این مطلب بپردازیم ، در کسى تاءثیر شایانى نخواهد گذاشت و اشک او جارى نخواهد شد، مگر اینکه مجلس از ویژگى هاى شب عاشورائى برخوردار باشد و یا مستمع ، خود داراى ارتباطى قوى باشد. در هر حال ما باید وظیفه خود را انجام دهیم و با بیان مطالبى در حاشیه روضه ، دقت مستمع را بیشتر کنیم .

بیوگرافی سیدمحمد جواد ذاکر طباطبایی

۳۱http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTkZnfjNy8cJ10rHWGQc5svbFppsQKGioKE0Hd1LUhB1MjPimuPGMP7Lbw شهریور ماه سال ۱۳۵5 در شهرستان خوی از شهرستانهای اذربایجان غربی و در خانواده ای متدین و از سلاله حضرت زهرا (س) پسری به دنیا امد که نامش را میر محمد نهادند.
نام اصلی و شناسنامه ای سید ،میر محمد بوده و در کودکی بیماری می گیره و احتمال مرگش وجود داشته پدرش سید حبیب ذاکری نذر امام جواد میکنه اگه بچه ام خوب شد اسمش را می زارم محمد جواد در ضمن فامیل اصلی سید هم طباطبائی است . ولی قدیم که پدرش خواسته شناسنامه بگیرد چون میر حبیب مداح و ذاکر امام حسین بود. نام خانوادگی را ذاکری انتخاب می کنه. سید از پدر و مادر ی که از سادات بودن متولد شده. از نسل طباطبائی در واقع سیدی دو شرفه محسوب میشه میر محمد در ترکی یعنی سید محمد پدر سید محمد جواد میر حبیب ذاکری نام داشت که وی از مداحان بااخلاص شهرستان خوی بود. مادر وی که زنی مومنه و از سادات بود در همان دوران کودکی سید محمد جواد دارفانی را وداع گفت و سید محمد جواد از دوران کودکی از مهر مادری بی نصیب بود .

 تا پایان دوران تحصیلی متوسطه در خوی بود و مداحی که در خاندان وی ریشه داشت را هم ادامه داد.

بعد از پایان تحصیلات برای کسب علوم حوزوی راهی قم شد و در مدرسه علمیه رضویه مشغول به تحصیل شد و مداحی را نیز ادامه داد.
سید محمد جواد پرچم دار سبکهای جدیدی از مداحی بود که بسیاری از مردم الالخصوص جوانان را به سوی هیئت ها میکشاند حتی جوانانی که تا قبل از آن انسی با هیئت ها نداشتند. همین کار او خیلی از کسانی که شناختی از اسلام واهل بیت نداشتن به هیت ها کشاند و خیلی مداحان جوانان تر و شهرستانی از وی الگو گرفتند. وی از این جهت انقلابی به راه انداخت که به جنگ تهاجم فرهنگی دشمنان و مخالفین اسلام و تشیع رفته بود
خیلی سریع نام سید ذاکر بر سر زبان ها افتاد و در دل خیلی از دوستدارانش جای گرفت.همین امر باعث شد بسیاری از افراد و جریانات که موقعیت خود را در خطر میدیدند و به وی حسادت میکردند.

ادامه مطلب ...