
راجع به جمعیت ایران ، لرد کرزن اظهارنظر مى کند که جمعیت
ایران روزگارى خیلى بیش تر از مقدار فعلى بوده ، حتى اگر برآورد پنجاه میلیون را که
بعضى نویسندگان به عهد داریوش ، نسبت داده اند مورد تردید قرار دهیم و یا چهل
میلیون نفر را که شاردن به دوره صفویه منسوب داشته است باور نداشته باشیم ، باز
تردیدى نیست که جمعیت این کشور سابقا به مراتب بیش از جمع سکنه ى فعلى آن بوده است
. شهرهاى ایران و دهات متروک و بازارهاى داخلى و رشته هاى متعدد قنات هاى خراب ،
تاسیسات عمومى ، سابقا عامل عمده حاصلخیزى اراضى پهناورى بودند که اکنون به حالت
ویرانى افتاده اند و همه حاکى از شواهد و آثارى است که قابل اشتباه نیست .
البته این نکته را هم مى دانیم که هر محل و
مکان متروک ، لزوما دال بر زوال زندگى و ضعف به شمار نمى رود. شوالیه شاردن ، قلت
سکنه را به چهار علت فرعى نسبت داده است که عبارتند از:
1 - فساد غیر عادى ، 2 -
تجمل بى تناسب ، 3 - ازدواج در سن و سال پایین ، 4 - مهاجرت پیوسته به سرزمین
هندوستان. ولى دکتر پولاک که شغل طبابت داشت ، در گزارش
خود راجع به کمى جمعیت ایران عوامل زیرا را در 4 قسمت مورد بحث قرار مى دهد:
(1)
وضع نامساعد زنان ، از جمله آسانى کار طلاق و ازدواج در سن و سال کم و پیرى زودرس و
طولانى بودن دوره ى شیرخوارگى اطفال که سبب تحلیل رفتن قوه ى تولید نسل آن هاست.
(2) نابسامانى وضع بهدارى و تلفات سنگین
حصبه ، اسهال ، وبا و طاعون و به خصوص فقدان وسایل تلقیح براى جلوگیرى از آبله و
تلفات جانبى اطفال در زیر دو سالگى .
با افول سلسله زندیه بار دیگر حکومت و فرمانروایى از دست
ایرانیان خارج گردید و طایفه قاجار که اصلا از نژاد مغول بودند، زمام امور را به
دست گرفت .
اینان هنگام تشکیل حکومت صفویه به یارى آنان
برخاستند و دوشادوش لشکریان قزلباش ، در رکاب شاه اسماعیل شمشیر زدند. پس از آن
که شاه عباس به سلطنت رسید، آنان را از محل اصلى خود کوچانید دسته اى را در مرو،
عده اى را در گرجستان و دسته سوم را در دو سوى رودخانه گرگان (استراباد) مستقر ساخت
. از این طایفه ، آنان که در سمت راست گرگان سکونت داشتند. یوخارى باش و عده اى را
که در سمت چپ رودخانه گرگان سکنى گزیده بودند، اشاقه باش خوانده مى شدند، و بین
آنان غالبا بر سر امور مادى و اقتصادى نظیر آب ، چراگاه و غیره اختلاف و نزاع
بود.
پس از حمله افاغنه - چنان که دیدیم - فتحعلى خان قاجار، که از قبیله اشاقه
باش بود، نخست به یارى شاه سلطان حسین ، به اصفهان رفت و چون از وى استمداد نجستند،
وى بار دیگر به استراباد برگشت و به یارى شاه طهماسب دوم برخاست و در صفر 1139 ه .ق
به دست یکى از افراد ایل و به تحریک نادر، از بین رفت .
نادر، پس از آن که با
نیرنگ ، کار فتحعلى خان را یکسره نمود قبیله یوخارى باش را مورد لطف خود قرار داد و
محمدحسن خان را به حکومت گرگان و استراباد فرستاد، ولى محمدحسن خان ، پسر فتحعلى
خان ، از بیم نادر مدت ها متوارى بود.
کریم خان که رییس قبیله اى بیش نبود، در سال
1165 ه .ق . پس از شکست على مردان خان و خروج او از صحنه سیاست ایران ، سلطان واقعى
و فعال مایشاء این کشور شده بود خود را وکیل الرعایا یعنى وکیل و نماینده مردم
خواند و عنوان پادشاهى را براى شاه اسماعیل که خود به کمک على مردان خان به سلطنت
رسانیده بود باقى گذارد.
محمد صادق موسوى اصفهانى در تاریخ گیتى گشا در مورد
تاریخ زندیه در این باره مى نویسد: قرعه ى این امر خطیر را به نام میرزا ابوتراب
، ولد میرزا مرتضى که دخترزاده ى شاه سلطان حسین بود نگاشتند، در ساعتى مسعود و
طالعى محمود، او را بر تخت سلطنت و سریر دولت طوس داده ، شاه اسماعیل سوم نام
نهادند و خطبه و سکه به نام وى زدند.
تاریخ نیابت
سلطنت و وکالت کریم خان ، پر است از جنگ هاى بى شمارى که وى علیه دشمنان سرسخت ،
انجام داده است و هنگامى که کریم خان به تدریج از کار دشمنان داخلى آسوده خاطر شد،
شاه اسماعیل ، نوزده ساله بود و چون به سن بلوغ رسید، لازم بود اداره امور کشور به
او محول شود، لیکن مجلسى از بزرگان زند در اصفهان راى به عدم لیاقت و خلع او از
مقام سلطنت دادند و آن گاه بدن قایل شدن عنوان پادشاهى براى کریم خان او را زمامدار
کشور کردند.
ابوالحسن بن محمد امین گلستانه در مجمل التواریخ بعد نادریه در این
باره مى نویسد:
با خبر ورود سپاهیان کریم خان به اصفهان در سپاهیان على مردان
خان نیز اختلال به وجود آمد و هر روز عده اى از سپاهیان وى گریخته ، به جمع لشکر
کریم خان پیوستند، برخورد میان دو سپاه در نزدیکى اصفهان صورت گرفت و سپاه على
مردان خان شکست سختى خورد و على مردان خان نیز براى یافتن کمک به نواحى شوشتر و
هویزه رفت در این هنگام شاه اسماعیل سوم زکریاى وزیر و بسیارى از بزرگان دیگر نیز
به لشکر کریم خان پیوستند، و همگى به اتفاق وارد اصفهان شدند. کریم خان خود را وکیل
الرعایا خواند و براى نواحى عراق و فارس حاکم تعیین کرد و برادر خود صادق خان را
بیگلربیگى اصفهان نمود براى حکمرانى نواحى علیشکر فراهان و توابع ، شیخ على خان زند
و برادران وى را در نظر گرفت . کرمانشاهان کردستان و بخشى از لرستان را نیز به محمد
خان داد، حکومت ایالت فارس را نیز مجددا به ابوالحسن شیرازى واگذار کرد.
در سال 1598 م . دو نفر از نجیب زادگان انگلیسى ، به نام هاى
سرآنتونى شرلى ، و رابرت شرلى ، به همراهى بیست و پنج نفر انگلیسى دیگر، از راه
ونیز و حلب و بغداد به قزوین وارد شدند.
برادران شرلى ، در خدمت ارل . اف اسکس ،
از سرداران مقتدر انگلستان بودند، آنان به دستور، وى که از دشمنى بین ایران و
عثمانى اطلاع یافته بود، ماموریت یافتند براى بازرگانى انگلیس امتیازاتى کسب
نمایند. هیات مزبور از طرف دولت ایران به گرمى پذیرفته شد و شاه عباس ، از وجود
برادران شرلى در تجدید سازمان ارتش خود استفاده بسیار
نمود.
در این هنگام ، ارتش ایران مرکب از شصت هزار سواره نظام قزلباش بود که جز
روساى خودشان از هیچ کس اطاعت نمى کردند، و در نتیجه ، شاه نمى توانست به غیر از
امراى قزلباش به دیگرى فرمان دهد.لذا به مشورت برادران شرلى ، نیرویى مرکب از ده
هزار سواره نظام و دوازده هزار پیاده نظام از افراد گرجى و ارمنى که به دین اسلام
مشرف شده بودند تشکیل داد و نام آنان را تفنگچیان شاهى گذاشت و فرماندهى آن را خود
به عهده گرفت . این نیرو شباهت تامى به قشون بنى چرى عثمانى ها داشت و بر طبق الگوى
آنان تشکیل شده بود.
ضمنا با کمک یک ریخته گر توپ که در بین همراهان شرلى بود،
صف توپخانه را به عنوان یک هنگ مستقل وابسته به پیاده نظام ، به بک اروپایى تشکیل
داد و در حقیقت انقلابى در سازمان ارتش ایران به وجود آورد و به جاى نیروى اسب و
شمشیر دوران گذشته ، نیرویى تاسیس نمود که مجهز به پانصد عراده توپ برنجى و شصت
هزار تفنگچى بود که به خوبى مى توانست در میدان جنگ با عثمانى ها مقابله و آنان را
از ایالات اشغالى اخراج کند.
ورود برادران
شرلى ، بیش تر تحت انگیزه دادن تشکیلات منظم به ارتش ایران بود، تا دولت ایران
بتواند در مقابل عثمانى بایستد و جنگ با آنان به ضعف دولت عثمانى بیانجامد. از طرفى
، رخنه و نفوذ در دستگاه سلطنتى ، مى توانست زمینه را براى نفوذ انگلیسى ها و کنار
گذاردن قدرت هاى دیگر چون ، پرتقال ، هلند و غیره آماده نماید. در ثانى ، تشکیل
سپاه متحد، اروپایى علیه عثمانى ، نهایتا نابودى دولت عثمانى و باز شدن سد بین شرق
و غرب که این سیاست بلند مدت هر چند که سرمایه گذارى آن در زمان شاه عباس انجام
یافت ، ولى در زمان هاى بعد به نتیجه رسیده و باعث گردید انگلستان ، نه تنها به شبه
قاره هندند دست یابد، بلکه ایران را در زمان قاجاریه ، تحت نفوذ خود درآورد.
امروزه افزایش قد از جمله دلمشغولیهای بسیاری از خانوادهها، دختران و
پسرانی است که اهمیت زیادی به ظاهر و تناسب اندام خود میدهند. اگر چه
امروزه بازار انواع جراحیها و متدهای درمانی مختلف در شیوههای درمانی طب
مدرن و مکمل داغ است اما رعایت نکاتی بسیار ساده از دوران کودکی
فرزندانمان و استمرار آنها در دوران نوجوانی عامل مهمی برای افزایش
هورمون رشد در بدن آنها شده و افزایش قد را در سنین نوجوانی به همراه
میآورد.

هفت پسر و تنها دختر معمر قذافی به
همراه پدرشان با سرنوشتهای گوناگونی روبهرو شدند.
به گزارش «تابناک»، مجله «فارین پالسی» آمریکا به بررسی
سرنوشت قذافی و فرزندانش پرداخته که بر پایه آن، هر کدام
از آنان سرنوشت متفاوتی پیدا کرده اند.

برخی منابع غیر رسمی لحظاتی پیش خبر از کشته شدن معمر قذافی به دست نیروهای انقلابی لیبی خبر دادند. گفتنی است همزمان با انتشار این خبر تصویری از جنازه خونین قذافی نیز منتشر شد. منابع رسمی هنوز حاضر به تائید این خبر نشده اند.

اخیراً اداره کل مطبوعات و رسانه های خارجی معاونت مطبوعات ارشاد ،
مبادرت به صدور مجوز موقت برای فعالیت سه شبکه فارسی زبان تحت عناوین ICC ،
ایرانیان و پرشین.تی.وی کرده است.پیش از این، در سال ۸۳ نیز مسئولان وقت وزارت ارشاد ، مبادرت به صدور مجوز موقت برای فعالیت دو شبکه ماهواره ای هما و مهاجر کردند. به نقل: از سایت ایران ویچ