اعدام یکی از بزرگترین مجرمان که باعث ایجاد رعب و وحشت در میان زنان و دختران جوان می شد ببینید و عبرت بگیرید!!!!!!!+22
ادامه مطلب ...
مـعـروف اسـت کـه در جـنـگ بـیـن المـلل اول و تـشـکـیل حکومت موقت در غرب ایران که
بالاخره منجر به مهاجرت بعضى از اعضاء کابینه مـوقـت بـه اسـلامـبول گردید، موقع
حرکت از داخل ترکیه ، چون تصمیم ، ناگهانى بود جـاى کـافـى در قـطـار نـداشـتـنـد و
دولت عـثـمـانـى از جـهـت رعـایـت حـال مـهـاجران و احترام به شخص جناب مدرس ،
دستور داد، یک واگن اختصاصى به قطار ببندند و چند ماءمور محافظ خاص ضابط از این گروه حفاظت کنند.
مـیرزا کوچک خان جنگلى که همراه با مشروطه خواهان در فتح تهران شرکت داشت ، در
دوران اقـامـت در تـهـران از کـارهـاى نـاهنجار برخى از مجاهدین افسرده شد. با آنکه
در نهایت عسرت مى زیست از پذیرش کمکهاى مادى سردار محى امتناع مى ورزید.
خـودش
نـقل کرد که : روزى بسیار دلتنگ بودم و به سرنوشت مردم ایران مى اندیشیدم و رفتار
بعضى از کوته نظران را که مدعى نجات ملت اند تحت مطالعه قرار داده بودم که گدائى به
من برخورد و تقاضاى کمک نمود.
مـن کـه در ایـن حـال مـفـلس تـر از او بـودم و
درب جـیـبـم را تـار عـنـکـبوت گرفته بود و باصطلاح معروف بخیه
به آب دوغ مى زدم ، معذرت خواستم و کمک به وى را بـه وقـت دیـگـر مـحـول
سـاخـتـم ، امـا گـداى سـمج متقاعد نمى شد و پا بپایم مى آمد و گریبانم را رها نمى
کرد.
در جـیـبـم ، حـتـى یـک شـاهـى پـول نـداشتم و فنافى الله به نحوه گذراندن
آینده ام مى انـدیـشـیـدم . نـه مـیـل داشـتـم از کـسـى تـقـاضـاى اعـانـت کنم و نه
آهى در بساطم بود که دل را خـشنود نگه دارم و گداى پرور دم به دم غوغا مى کرد و
اصرار زیاده از حدش خشمم را علیه خود برانگیخت . هر جا مى رفتم از من فاصله نمى
گرفت و با جملات مکرر و بى انـقـطـاع روح آزرده ام را سـخـت تـر مـى آزرد. عـاقـبـت
بـه تـنـگ آمده کشیده اى به گوشش خواباندم .
گـویـى گـداى سمج در انتظار همین
کشیده بود زیرا فورا به زمین نقش بست و نفسش بند آمد و جابجا مرد.
از مـرگ گـدا
بـا هـمـه پـرروئیـهـایـش مـتـاءثـر شـدم و چـون عمل خود را مستحق مجازات مى دانستم
بیدرنگ به شهربانى حاضر و خود را معرفى کردم .
رئیـس شـهربانى یفرم خان ارمنى
بود. از این که به پاى خود به شهربانى آمده و خود را قـاتـل مـعـرفـى کـرده ام
متعجب شد و مدتهاى مدید براى همین ارتکاب در زندان ماندم تا ایـنـکـه اوضـاع تـغییر
کرد و با گذشت مدعیان خصوصى آزاد گردیدم.
عادل فردوسی پور برای هر دقیقه 50 هزار تومان حقوق می گیرد!روزنامه مهرداد بذرپاش در حملاتی تازه ادعا کرد که عادل فردوسی پور از آنها درخواست کرده از ثروتش چیزی ننویسند.
مجله
رونا در جدیدترین شماره خود عکسی از روح ا..داداشی گریم شده برای بازی در
مختارنامه منتشر کرده.
به گزارش افکارنیوز، برای پیگیری این موضوع
با رضا استادی روابط عمومی این سریال تماس گرفتیم. استادی گفت: خیلی ها
برای بازی در مختارنامه تست گریم شدند.
هر چند اطلاع زیادی از این
قضیه ندارم اما مرحوم داداشی هم طبیعتا قرار بوده نقش مرد قوی هیکلی را
بازی کند.از این نقش ها در مختارنامه زیاد بود که یکی از آنها را هم آیدین
خطایی بدیگر قهرمان مردان آهنین بازی کرد. اما مجله رونا ماجرا را اینطور
شرح داده: او قرار بود یکی از اهالی کوفه باشد که به مسلم ابن عقیل خیانت
می کند. البته ما هیچ وقت او را در سریال ندیدیم چون صحنه های مربوط به او
کار نشد.
منبع : پایگاه اینترنتی تالار گفتگوی ایرانیان
امویان یک بار در زمان یزید بن معاویه، سپاهی را به
فرماندهی حصین بن نمیر به مکه فرستادند و جنایاتی همچون حمله با منجنیق و
آتش زدن مسجدالحرام و کعبه معظمه را مرتکب شدند و بار دوم نیز سپاهی به فرماندهی
حجّاج بن یوسف ثقفی به دستور عبدالملک مروان به مکه حمله کرده و...
در زمان پادشاهى ارد اول اشک سیزدهم پادشاه اشکانى ،
کراسوس سـردار مـعـروف رومـى بـه قـصـد جـنـگ بـا ایـران وارد بین النهرین شد. ارد
سفیرى نزد کـراسـوس فـرسـتاد که این پیغام را برساند: اگر مردم
روم مى خواستند با من جنگ کنند من جنگ مى کردم و از بدترین عواقب آن بیمى نداشتم
.
ولیـکـن چـنـیـن فـهـمیدم که شما براى منافع شخصى به خاک ایران دست اندازى مى
کنید، حـاضـرم بسفاهت شما رحم کرده ، اسراى رومى را پس بدهم . کراسوس به
سفیر گفت : جواب پادشاه شما را در سلوکیه خواهم داد. سفیر خندید و جواب داد: اگر از
کف دست مـن مـمـکـن است مویى بروید شما هم سلوکیه را خواهیم دید. خلاصه جنگ در حران
بین النـهـریـن درگـیـر شـد و کـراسـوس و پـسـرش در
ایـن جـنـگ کـشـته شدند و سر کـراسـوس را بـراى ارد کـه در ارمـنـسـتـان بـود بـرده
بـه پـاى او انداختند. در این موقع نمایشى از تصنیفات اورى پید مصنف مشهور یونانى
به مناسبت عروسى پسر ارد با دختر پـادشـاه ارمـنـسـتـان در دربـار بـر روى صـحـنـه
بـود و یکى از بازیگران یونانى سر کراسوس را از جلوى پاى ارد بلند کرد و شعرى مناسب
از اورپید بخواند که سخت بجا و مورد توجه قرار گرفت
یکى از مناطقى که قدمت و سابقه آن بر شهر دمشق نیز افزون است
قاسیون مى باشد. بر اساس روایاتى قبل از آنکه شهر دمشق
ساخته شود، مردم بر دامنه کوه قاسیون که امروز به صالحیه معروف است زندگى مى کردند
و سالها بر همین منوال مى گذشت تا اینکه بدنبال افزایش جمعیت خود به بناى شهر
دمشق پرداختند ؛ لذا باید گفت آثارى که در دامنه این کوه قرار
دارد گاهى قدمت آنها از آثار داخل شهر دمشق نیز بیشتر است . این کوه نزد مردم دمشق
از تقدس خاصى برخوردار مى باشد چرا که شاهد حضور انبیاء الهى بوده و حتى بعضى از
آنان را در دامن خود مدفون ساخته است . روایاتى در فضل این کوه نقل شده است از جمله
اینکه : ابوقتاده گوید: منظور از تین در قرآن کریم والتین و
الزیتون کوه دمشق ( قاسیون ) است .
گویند در پائین
این کوه ، آدم ابوالبشر سکونت داشته ، و در بالاى آن
قابیل - برادرش هابیل - را
کشته در شرق آن (در منطقه برزه ) حضرت ابراهیم علیه السلام
بدنیا آمده ، در سمت غرب آن حضرت مسیح و مادرش
مریم پناه گرفته اند و ام حنه
، مادر مریم در دامنه آن ساکن بوده است .