قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه
قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه

بازارهاى تاریخى و مشهور دمشق

بازارهاى تاریخى و مشهور دمشقاز آنجا که دمشق در قبل و بعد از اسلام یکى از مراکز تجارى و اقتصادى مهم بوده است ، همه ساله بسیارى از تجار و کاروانهاى تجارتى از شبهه جزیره و سایر نقاط مجاور به سوى آن آمده و در بازارهاى مختلف آن به خرید و فروش و تجارت مى پرداختند. هر یک از این بازارها مخصوص حرفه اى خاص بوده که امروزه تمامى آنها همچنان با همان نام و تخصص باقى هستند.
1- بازار حمیدیه  
یکى از مشهورترین و بزرگترین بازارهاى دمشق سوق الحمیدیه است .
سبب نامگذارى آن به سوق الحمیدیه به علت وجود خانقاه یا مدرسه احمدیه در آن بود که بعدها جامع الحمیدیه در آن مکان ساخته شد و امروزه موجود است . طول بازار ششصد متر و عرض آن پانزده متر است که از شارع حمیدیه و کنار قلعه دمشق شروع و تا در غربى ، جامع اموى امتداد مى یابد. امروزه بقایاى ستونهاى معبد ژوپیتر از دوران روم ، در انتهاى بازار حمیدیه دیده مى شود.
2- بازار مدحت پاشا  
یکى دیگر از بازارهاى بزرگ و مشهور کنونى دمشق سوق مدحت پاشا است . این بازار جزو غربى شارع مستقیم است که در عهد رومیها ساخته شده و در میان مردم دمشق به سوق الطویل یا الطویله معروف است .
3- بازار درویشیه  
این بازار بین دو مدخل غربى سوق حمیدیه و سوق مدحت پاشا قرار دارد.
4- بازار العماره = بازار نطافین  
این بازار نزدیک مقام و مرقد رقیه سلام الله است ، که در مدخل جنوبى مرقد قرار داشته و آغاز آن از داخل خیابان ملک فیصل مى باشد.

مسجد الاقصاب و قبرستان باب الصغیر

مسجد الاقصاب و قبرستان باب الصغیر مسجدالاقصاب  در سمت باب الفرادیس و خیابان اصلى مسیر حرم حضرت رقیه و حدود پانصد متر پائین تر از سوق العماره قرار دارد. در این مکان سرهاى شهداى مرج عذرا یعنى حجر بن عدى و یارانش ‍ بخاک سپرده شده اند. اسامى هفت تن از شهدا بر کتیبه اى در بالاى این حجره که در سمت راست راهروى مسجد است دیده مى شود. این مسجد امروزه به مسجد القصب و جامع منجک معروف است . بناى آن را به امیر ناصرالدین ابن منجک نسبت مى دهند که وى مکان آن را تخریب و جامع بزرگى در سال 721 بجاى آن ساخته است . شایان ذکر است بدنهاى این شهدا در مرج عذرا کنونى در36 کیلومترى دمشق قرار دارد.


قبرستان باب الصغیر 

قبرستان باب الصغیر یکى از قبرستانهاى بسیار مهم و تاریخى دمشق است . این قبرستان در نزدیکى باب الصغیر که یکى از دروازه هاى اصلى شهر قدیمى دمشق است قرار داشته و وجه تسمیه آن نیز به همین علت است .
الف - قبور فرزندان گرامى ائمه اطهار علیهم السلام در باب الصغیر: 1- قبر سکینه دختر امام حسین علیه السلام  
آمنه ، ملقب به سکینه یکى از دختران حضرت امام حسین علیه السلام بود که در حادثه جان فزاى کربلا حضور داشت . مادر وى رباب بنت امراء القیس بن عدى بن اوس بن جابر بن کعب بن علیم بن جناب بوده است .
قبر السکینه در باب الصغیر ابتداى در اصلى است و داراى گنبدى بزرگ به رنگ سبز مى باشد که دو گنبد دیگر نیز اطراف آن هستند. بر فراز این مرقد مناره اى نیز برنگ سبز دیده مى شود. قبر سکینه علیهاالسلام و ام کلثوم زینب صغرى دختر امام على علیه السلام هر دو داخل یک حجره و شبستان بزرگى است . نماى این مرقد از قبل از دوران عثمانى است که به احتمال زیاد در آن دوران تجدید بنا شده و بر اساس تابلویى که بر در ورودى نصب گردیده در سال 1330 قمرى نیز مرمت شده است .
2- قبر ام کلثوم دختر امام على علیه السلام  
در کنار مرقد سکینه - دختر امام حسین علیه السلام - قبر ام کلثوم ، دختر امام على علیه السلام است .

ام کلثوم وقتى همراه کاروان اسرا وارد کوفه شد، چون مردم به زنان اهل بیت نگاه مى کردند فریاد زد: آیا از خدا و رسولش شرم نمى کنید که این گونه به حرم پیامبر صلى الله علیه و آله نگاه مى کنید ایشان همچنین قبل از ورود دمشق نزد عمربن سعد رفته و از وى خواست تا زنان حرم را از درى که مردم کمترى حضور داشته باشند وارد شهر کنند ولى او نپذیرفت .

ادامه مطلب ...

مقام راءس الحسین علیه السلام

مقام راءس الحسین علیه السلام السلام هنگامى که کاروان اسرا و سرهاى بریده شهدا به سمت دمشق در حرکت بود، سر مبارک امام حسین علیه السلام در پایان همه سرها و مقابل زنان و اهل بیت حرکت داده مى شد. آنگاه به فرمان یزید سر مبارک را از مجلس ‍ بیرون برده و به همراه سایر سرهاى شهدا سه روز بر باب القصر آویزان کردند. پس از آن مدت ، سر مبارک امام حسین علیه السلام را پائین آورده و در گوشه شمال شرقى مسجد در اطاقکى دادند. این سر چند روز در این مکان قرار داشت . بعدها در آنجا بقعه اى به یادبود این حادثه غم انگیز ساختند که به راءس الحسین علیه السلام مشهور شد.
این مکان پس از محراب و مسجد امام زین العابدین علیه السلام در داخل اطاقى به ابعاد 3*4 متر قرار دارد و در جدار داخلى گنبد آن اسامى ائمه نقش بسته است . در داخل شبستان مقام امام سجاد علیه السلام محفظه اى از نقره و بسیار کوچک به اندازه سر یک انسان در داخل دیوار به یاد محل قرار دادن سر مبارک حضرت جا سازى شده است . در سمت چپ این محفظه نقره اى ، شبستان و یا اطاقى که از آن یاد کردیم به وسیله درى آهنین جدا مى شود.

در سمت چپ آن ضریحى کوچک از نقره و بصورت مستطیل با ابعاد 5/1*1 متر مى باشد. داخل این مکان یا ضریح ، پایه اى مستقر شده و بالاى آن چیزى به شکل سر با پوشش قرمز رنگ که گویا از چوب و یا سنگ ساخته اند قرار داده شده است .

مسجد اموى دمشق (جامع اموى )

مسجد اموى دمشق (جامع اموى )مسجد اموى یکى از شاهکارهاى درخشان تمدن و فرهنگ اسلامى است که نه تنها قدمت و سابقه آن به دوران هزار و چهارصد ساله اسلامى محدود نمى شود بلکه ریشه و بنیانى دیرینه ، به بلنداى چهار هزار سال در تاریخ بشریت داشته و در حقیقت بیانگر سیر و تاریخچه تحول و دگرگونى ادیان و مذاهب است .
مکان این مسجد در چهار هزار سال پیش معبد آتش پرستان بوده و خداى آنان یعنى آذر مورد پرستش قرار مى گرفته است .
پس از یونانى ها، رومیان با حضور و سلطه بر این سرزمین ، این معبد را توسعه داده و آن را به محل عبادت خداى خویش ژوپیتر تغییر دادند.باگسترش مسیحیت در جهان و بویژه در شام ، قسمت کوچکى از معبد ژوپیتر به کنیسه تبدیل گشت که به نام قدیس یوحنا یا مارى یوحنا خوانده مى شد. سرانجام در سال هفده هجرى با فتح دمشق به وسیله مسلمانان ، این آتشکده و بتکده به مسجد و محل عبادت ذات باریتعالى و خداى واحد تبدیل گشت که البته نیمى از آن بر اساس مصالحى که صورت پذیرفته بود همچنان بصورت کلیسا باقى ماند. مساحت اولیه آن بر اساس آنچه که ابن جبیر نقل کرده است از شرق به غرب یعنى در طول دویست قدم (حدود 150 متر) و از سمت جنوب به شمال یعنى در عرض ‍ 135 قدم (حدود صد متر) بوده و در مجموع به پانزده هزار متر مربع مى رسیده است .
هنگامى که دمشق به وسیله سپاه اسلام فتح شد، کلیساهاى فراوانى در این شهر بود که بعضى از آنها طبق معاهده صلح در مقابل نیمى از کلیساى اصلى شهر در دست مسیحیان ماند و مسلمانان نیمه مذکور را تبدیل به مسجد کرده و در آن به نماز مى پرداختند که بعدها جامع اموى بجاى آن ساخته شد. مسیحیان که نسبت به دین جدید با بى اعتنایى مى نگریستند با ایجاد سر و صداى عمدى در مراسم خود از جمله صداى مهیب ناقوس به هنگام اقامه نماز جماعت ، خواندن سرودها با صداى بلند، نسبت به عبادت مسلمانان مزاحمت فراهم مى کردند.

ادامه مطلب ...

مقام و مقبره حضرت رقیه علیهاالسلام

مقام و مقبره حضرت رقیه علیهاالسلامیکى از زیارتگاههایى که پس از مقبره حضرت زینب کبرى علیهاالسلام
مورد توجه مذاهب اسلامى و بویژه شیعه مى باشد، مقبره و حرم رقیه علیهاالسلام ، دختر معصوم و کودک خردسال امام حسین علیه السلام است .

آن معصومه را کنار آن مکان که مقبره اى عمومى به نام مقبره باب الفرادیس بود به خاک سپردند. این مقبره در شمال غربى محله قدیمى دمشق و کنار باب الفرادیس قرار داشت . در ابتدا سلاطین ایوبى بر قبر او مقبره اى کوچک ولى زیبا ساختند؛ سنگ قبرى که بر وى نهاده شد از سنگ موزائیک تزئین شده و بوسیله عاج و مرمر بود که اطراف آن را ضریح زیبایى احاطه کرده بود و بر فراز آن نیز گنبد و عمارتى بنا شد. مکان یاد شده که از همان ابتدا بصورت

مسجد و مقبره بود، در سال 1125 هجرى مورد بازسازى قرار گرفت و در سال 1323 هجرى نیز بوسیله میرزا على اصغر خان امین السلطان صدراعظم مظفر الدین شاه دوباره ترمیم شد. در آن زمان سه کتیبه سنگى در داخل حرم در سمت محراب شبستان آن دیده مى شد. در کتیبه اول چند حدیث در فضایل اهل بیت و نام میرزابابا مستوفى گیلانى بعنوان تعمیرکننده بقعه مقام رقیه به تاریخ 1125 هجرى دیده مى شد. در کتیبه دوم به مکان دفن ملک کامل ناصرالدین که در سال 880 هجرى در این مکان مدفون شده بود اشاره و بر کتیبه سوم نیز چند بیت شعر نوشته شده بود.

ابواب تاریخى دمشق

ابواب تاریخى دمشق در قرون و ازمنه بسیار دور، شهرهایى که موقعیت خاص نظامى و جغرافیایى داشته اند بوسیله دیوارهایى که گرداگرد آن کشیده مى شده حفاظت مى شده اند، زیرا هر لحظه امکان هجوم نیروهاى دشمن به آن شهر مى رفته است . دمشق نیز به لحاظ وضعیت خاص خود، همواره در معرض ‍ تهاجم ها و تاخت و تازهاى مکرر بوده و به همین منظور گرداگرد آن ، دو حصار کشیده شده بود. در این دوران ابعاد شهر بطور مستطیل بوده که از شرق به غرب آن یعنى از باب الجابیه تا باب الشرقى 1500 متر و از شمال تا جنوب آن یعنى از باب الفرادیس تا باب الصغیر حدود 7500 متر مساحت داشت . چون این ابعاد با دیوار بطور کامل محصور گشته بود؛ لذا براى ورود و خروج مردم ابواب و درهایى قرار داده بودند. 4قسمتهایى از این دیوارها در دوره رومیها ساخته شده و ابواب آن نیز متعلق به آن دوران بود که تاکنون نیز باقى مانده و قسمتهایى از آن نیز به دورانهاى اسلامى تعلق دارد. ابواب اصلى شهر عبارتند از:
1-باب توما:
 این دروازه در سمت شمال شرقى شهر واقع شده واز بناهاى دوران رومیها است .
2- باب شرقى :
 یکى دیگر از ابواب اصلى بازمانده از دوران رومیها است که در سمت شرق شهر قرار داشته و داراى سه دهانه بوده که دهانه بزرگ در وسط و دو دهانه کوچک نیز در دو طرف آن واقع شده است .(باب شرقى ) در نزدیکى باب توما بوده و داراى یک ماذنه و دیواره اى بزرگ است که تا میدان مجاور نیز کشیده شده است .
3- باب الفرادیس
:  در سمت شمال دمشق بوده و به باب العماره نیز معروف است .(باب الفرادیس ) در کنار حرم حضرت رقیه (شمال غربى ) و در مدخل سوق (العماره ) قرار دارد. دیوارهاى سنگى این دروازه به سختى قابل رویت است زیرا در داخل بازار و دکانها محو شده است .
4- باب الصغیر:
 این دروازه بیشتر به علت مقبره (باب الصغیر) مشهور و چون از سایر ابواب دمشق کوچک تر بوده به (باب الصغیر) معروف گشته و همین نام نیز بر مقبره کنار آن که محل دفن بسیارى از صحابه و فرزندان ائمه و سادات و... مى باشد اطلاق شده است .
5- باب السلام :
 در شمال دمشق و حدود پانصد متر پائین تر از(باب توما) یعنى انتهاى دیواره شمال غربى آن که در جوار نهرى کوچک مى باشد قرار دارد.
6- باب الفرج :  
کمى پائین تر از باب الفرادیس (در شمال شهر) و در داخل بازار(النماخلیه ) قرار دارد.
7- باب کیسان :
 این دروازه در جنوب شرقى شهر و در غرب باب شرقى بوده که عمدتا مسدود مى شده است .
8-باب الجناز:  
در غرب دمشق قرار داشت و به باب النصر و باب دارالسعاده نیز معروف بوده است .
9- باب الحدید:
 این دروازه مخصوص قلعه دمشق بود که از آهن خالص ساخته شده و لذا نام (باب الحدید) بر خود گرفته است .
10- باب الجابیه
:  این دروازه همانند باب شرقى سه دهانه داشت که دو تاى آن بسته مى شد. باب الجایبه که از سه طریق به باب شرقى متصل بود، در غرب شهر قرار داشته و به شارع مستقیم (بازار مدحت پاشا) متصل است .

http://up.7orani.net/uploads/images/7orane-04256bbafe.jpg

شام و سوریه در بستر تاریخ

شام و سوریه در بستر تاریخ الف - قبل از اسلام  
شام و سوریه کنونى یکى از قدیمى ترین مناطق مسکونى آسیا محسوب شده و در هزاره سوم قبل از میلاد قوم (سامى آمورى ) در این سرزمین ساکن و حکومتى در آن تشکیل داده اند که تا سال 1700 قبل از میلاد دوام آورد.
در اواخر قرن یازدهم قبل از میلاد، قوم دیگرى نیز (به نام آرامى ) در این کشور مستقر شدند.
در سال 395 میلادى پس از تجزیه دولت روم شرقى و غربى ، این کشور جزو قلمرو و امپراطورى روم شرقى (بیزانس ) گردید. به تدریج استیلاى بیزانس بر سوریه ضعیف شد تا اینکه در قرن اول هجرى (هفتم میلادى ) در زمان خلافت ابوبکر، خالد بن ولید مامور فتح آن گردید.

ب - پس از اسلام  
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در مدت حیات خویش دو بار مرزهاى امپراطورى روم در سرزمین شام را مورد تهاجم نیروهاى نظامى خویش قرار آن حضرت در واپسین ایام حیات خویش (سال یازدهم هجرى )، سپاهى به فرماندهى اسامه بن زید و تمامى بزرگان صحابه براى هجوم به سرزمین شام تدارک دیده و اعزام ساخت لیکن در این روزها به ملکوت اعلى پیوست و خلیفه و جانشین انتخابى او یعنى ابوبکر اعزام آن سپاه را دنبال کرد.

ج - دوران معاصر  
سوریه در سال 1799 میلادى با فتح مصر توسط ناپلئون بنا پارت به اشغال فرانسه در آمد. با استقلال نسبى مصر، سوریه نیز دوباره به عثمانى واگذار گردید. آزار مسیحیان و سرکوبى شورشهاى آنان در این شهر، راه مداخله دولتهاى اروپایى را بیش از پیش به این کشور باز کرد و سرانجام در سال 1860 م فرانسه بعنوان کمک به سلطان عثمانى در اداره سوریه ، نیروهاى نظامى خود را در بیروت (که آن زمان جزو سوریه بود)پیاده کرد. با ورود دولت اسلامى در سال 1914 م به جنگ جهانى اول ، ملیون عرب ، زمینه را براى اجراى مقاصد استقلال طلبانه خود مساعد دیده و شروع به فعالیت کردند.

ادامه مطلب ...

ماموریت گاردان و تشکیل ارتش در زمان قاجار

ماموریت گاردان و تشکیل ارتش در زمان قاجار  در سال 1807 ناپلئون ، ژنرال گاردان ، را در راس یک هیات نظامى به ایران فرستاد. افراد محدود این هیات - هیجده نفر شامل سه مترجم و یک نفر کشیش - و اقامت کوتاه ، و علایق منحصر آن به مسایل سیاسى و باعث جلوگیرى از ارائه هر نوع بررسى اقتصادى و اجتماعى ارزشمند این هیئت در این زمینه گردید. مع الوصف دو قطعه زیر خارج از علایق بى نظر نبوده است ، اولى از یادداشت هاى مفصل ژنرال گاردان در 24 دسامبر 1807 به وزیر امور خارجه راجع به عقیده لشکرکشى بله هندوستان معلوم مى شود؛ و دومى از یادداشتى در زمینه تجارت ایران که چند ماه بعد نوشته شده ، روشن مى گردد.
قشون ایران تعداد این قشون یکصد و هشتاد هزار نفر مرد است که از آن ها هفتاد هزار تا هفتاد و پنج هزار نفرشان به نام قشون رکابى هستند و حقوقشان را از خزانه سلطنتى مى گیرند، بقیه قشون ایالتى هستند که تحت فرماندهى شاهزادگان مختلف قرار دارند و حقوقشان را از خزانه ى حکامى که وابسته به آن ها هستند - و بیش تر متصدى دفاع از این ایالت مى باشند - دریافت مى کنند.
اگر یکى از این ایالات مورد حمله قرار گیرد، شاه تعدادى از قشون رکابى خود را براى کمک به آن ها مى فرستد و هزینه اش را نیز پرداخت مى کند.
حقوق سربازان به طرز نامطلوبى پرداخت مى شود چرا که از و طمع ، بین درباریان و رجال ملازم شاه شایع است .
در اواخر دوره ى قاجار و با قتل ناصرالدین شاه ، تحول بزرگى در جامعه ایران رخ داد. یعنى نهضت مشروطیت ایران ، پاى گرفت که مهم ترین عوامل را مى توان در ذیل چنین یادآور شد:
1 - نابسامانى اوضاع ایران در اواخر عهد ناصرى و به ستوه آمدن مردم از جور و بیدادگرى حکام و عمال استبداد و ماموران متجاوز.
2 - برقرارى رژیم مشروطه و تدوین قانون اساسى در عثمانى .
3 - ضعف و سستى و عدم لیاقت مظفرالدین شاه و سبک سرى ها و طمع ورزى ها و غارتگرى هاى درباریان و اطرافیان فاسد و ناشایست ، و تسلیم در برابر قدرت روسیه و قبول قرضه هاى سنگین و طاقت فرساى خارجى و گسترش نفوذ و قدرت روسیه در ایران .
4 - عزل اتابک و درهم شکستن نفوذ و ثبات حکومت مرکزى و جدال در میان طرفداران اتابک و عین الدوله و بى تدبیرى و سخت گیرى عین الدوله .
5 - قیام گروهى از روحانیون بر ضد دولت و دربار و جنبش فراماسیون به دستور محافل ماسونیک لندن و پاریس .

ادامه مطلب ...

سیاست جابجایى عشایر به منظور تضعیف قدرت آنان در دولت قاجاریه

سیاست جابجایى عشایر به منظور تضعیف قدرت آنان در دولت قاجاریه اراضى وسیعى ، واقع در قلمرو قاجاریه ، عبارت بود از نواحى ایل نشین ، خاصه فارس و بختیارى ، خوزستان ، کردستان و نواحى سرحدى خراسان و آذربایجان که تقریبا پیوسته در این مناطق زد و خورد برقرار بود و رفت و آمد عناصر یاغى از این سوى به آن سوى مرز، و آمد شد. آنان به ولایات روسیه ، افغانستان و عثمانى بر ناپایدارى اوضاع مى افزود. در زمان قاجاریه ، مانند دوران سلسله هاى پیشین ، دوباره به تقسیم و توزیع ایلات در این جا و آن جا و تقویت بعضى عشایر، و تضعیف برخى دیگر پرداختند، مثلا فتحعلى شاه به قصد تضعیف طایفه ، مصطفى خان طالشى ، تمام طالشى ها را، از میان خاندان هاى مهمى که در آن جا مانده بودند، آن ها را تقسیم و روساى آن ها را خان گردانید. گاهى براى تضمین از عشایر گورگان مى گرفت .
عشایر دیگرى که در دوره ى قاجاریه به نقاط دیگر کوچ کرده اند عبارتند از: سعدوند که آنان از زمان محمد شاه 1834 م از فارس به حوالى مشرق قم آوردند. عشایر نائینى را نیز به شمال قم کوچ دادند. اینان در ابتدا عهده دار امور حمل و نقل دیوانى از راه شتردارى بودند و سپس به طیب خاطر از این شغل استعفا کرده و یکباره به زراعت و گله دارى پرداختند. مراتع آنان در امتداد رودخانه ساوه و نزدیک مراتع شاهسون ها بود و از این رو دائم با هم نزاع داشتند.

ادامه مطلب ...

مرقد و مزار عقیله بنى هاشم زینب کبرى علیه السلام

مرقد و مزار عقیله بنى هاشم زینب کبرى علیه السلام یکى از زیارتگاههاى بسیار مهم و مورد توجه همه مذاهب اسلامى در دمشق ، مرقد و آرامگاه زینب کبرى ، دختر امیرالمومنین علیه السلام است که همواره خیل مشتاقان و ارادتمندان بانوى فداکار و بزرگ وار از سرزمین هاى اسلامى به ویژه ایران ، باى زیارت قبر او عازم این سرزمین هستند.
(زینب کبرى )ملقب به ام کلثوم در سال ششم هجرى - پس از صلح حدیبیه - و دو سال بعد از تولد حسین ابن على علیه السلام پا به عرصه وجود گذاشت ، محیطى که او در آن رشد کرد مهبط جبرئیل امین و جایگاه وحى سرمدى بود و روزى که خداوند به رسولش فرمان داد تا تمامى درهایى که به مسجدالنبى صلى الله علیه و آله باز مى شدند را مسدود کند، زادگاه او را مستثنى ساخت . مادرش پاره تن رسول الله صلى الله علیه و آله ، پدرش ‍ بهترین صحابه و نخستین مرد مسلمان در اسلام ؛ و خاندان او افضل خاندان عالم بود که خداوند متعال رجس و پلیدى را از آنان دور کرده و تحت (کسا) رسولش ، در ظل حمایت خویش وارد ساخته بود.
زینب علیه السلام تحت تربیت چنین خاندان استثنائى رشد کرد. از همان ابتدا با مصیبتهاى فراوانى روبرو شد که تحمل آن بر بسیارى امکان پذیر نبوده و نخواهد بود. زینب علیهاالسلام پس از آن که به سن ازدواج رسید، طبق گفته رسول خدا صلى الله علیه و آله که روزى به فرزندان على علیه السلام و جعفر نگاه کرده و فرموده بود: دختران ما براى پسران ما و پسران ما براى دختران ما؛ از میان آن همه خواستگارانى که داشت به همسرى برادرزاده اش ، عبدالله بن جعفربن ابیطالب علیه السلام - که پنج سال از او بزرگتر بود- درآمد. زینب کبرى علیهاالسلام در فاجعه کربلا دهها تن از بهترین و عزیزترین کسانش را از دست داد.
آن معصومه فداکار پس از چند روز توقف در دمشق ، همراه سایر زنان اهل بیت و کاروان اسراى کربلا به مدینه بازگشت و چنانچه خواهیم گفت در واقعه حره به سال 62 هجرى و یا سال قحطى مدینه ، همراه عبدالله جعفر که در دمشق زمین هایى داشت به این شهر مهاجرت و در همان جا وفات یافت .
قریه اى که حضرت زینب علیهاالسلام در آن مدفون هستند در گذشته به راویه و اکنون به زینبیه مشهور است . در حال حاضر این قریه به شهر متصل و در هفت کیلومترى شرق دمشق قدیم به طرف فرودگاه واقع مى باشد.
در خیابان اصلى این شهرک از دور، گنبد و ماذنه هاى مقبره آن بانوى گرامى و دخت امام على علیه السلام دیده مى شود. گنبد این مرقد طلائى است و در سمت شرقى و غربى آن دو مناره کاشیکارى شده قرار دارد.
در مدخل در غربى حرم و سمت راست آن داخل اطاق کوچکى سه قبر وجود دارد که یکى از آنها قبر آیه الله سید حسین یوسف مکى عاملى متوفى 1397 هجرى و دیگرى مرحوم محسن الامین عاملى ، صاحب تالیف معروف اعیان الشیه و سومین آنها نیز دختر میرزا تقى بهبهانى مى باشد.

http://www.asriran.com/files/fa/news/1387/2/21/92912_418.gif

ادامه مطلب ...