مادر یک شهید، که از بستگان رهبر عزیز نیز هستند، تعریف مى کرد:بنا نبود، تغییرى در زندگى ما بدهید. ما که با میهمان این حرف ها را نداریم . اگر برنج نباشد، برنج نمى خوریم.
گردآور: قفسه
منبع: گلهای باغ خاطره
یکى از شاگردان مقام معظم رهبرى ، تعریف مى کرد:
رهبر عزیز انقلاب درباره کمک بچه ها به جنگ از احساس امام مى گوید:
رهبر عزیز از وقایع روز تلخ شنبه مى گوید:
رهبر عزیز درباره سخت ترین ساعات عمرش مى فرماید:
رهبر عزیز درباره اولین مقاله ى که پس از پیروزى انقلاب اسلامى از صداى انقلاب اسلامى پخش شد، مى فرماید:
رهبر عزیز درباره پخش صداى انقلاب اسلامى در 22 بهمن مى فرماید:
مقام معظم رهبرى نسبت به حساسیت روزهاى اوج انقلاب بعد از ورود امام به وطن عزیز مى فرماید: نسبت به مقر حضرت امام (رض ) در مدرسه علوى و مدرسه رفاه که اجتماع ما بود و دولت موقت نیز روز پانزدهم بهمن در همان مدرسه رفاه کارهاى خودش را شروع کرده بود، احتمال حملات بیشترى وجود داشت . مى گفتند ممکن است بیایند آن جا را بمباران کنند یا چتر باز پیاده کنند و یک کارهایى انجام بدهند. مثلا فرض کنید دست به یک کارهاى خطرناکى از قبیل آتش سوزى بزنند و به هر حال احتمال چنین چیزهایى وجود داشت .
مقام معظم رهبرى در سال 1342 از طرف امام ماءموریت یافت سه پیام را به مشهد ببرد. سه پیامى که با محرم سرنوشت سازى که پانزده خرداد در آن اتفاق افتاد، ارتباط داشت . پیام اول ، براى علماء خطباء، منبریها و سران هیاءتهاى مذهبى ، راجع به حمله به اسرائیل و مساءله فیضیه . پیام دوم و سوم ، براى مرحوم آیت الله العظمى میلانى (رض ) و یکى از علماى مشهد راجع به شروع مبارزه علنى از هفتم محرم . سهم مقام معظم رهبرى شهرستان بیرجند بود. روز هفتم محرم با وجود اینکه وقت خیلى ضیق بود روضه فیضیه را خواند و این منبر در شهر خیلى صدا مى کند و صبح روز نهم روز تاسوعا ایشان منبر داغى مى روند و اوضاع به گونه اى مى شود که عوامل رژیم به شدت نگران مى شوند. با اینکه در روزهاى تاسوعا و عاشورا معمولا روحانیون را دستگیر نمى کردند؛ ولى از شدت وحشت ایشان را دستگیر مى کنند.
زمانى که قرار بود امام تشریف بیاوردند براى اینکه آمادگى لازم داشته باشم مى گویند: وقتى ایشان (امام راحل ) وارد مى شوند، مسؤ ولیتهایى پیش خواهد آمد. گفتیم بنشینیم براى این موضوع ، یک سازماندهى بکنیم . ساعتى را در عصر یک روز معین کردیم و رفتیم در اطاقى نشستیم .