یک نفر که قبل از انقلاب اسلامى ، میانه خوبى با مقام معظم رهبرى نداشت ، پس از پیروزى انقلاب اسلامى هم در نامه اى به ایشان ، توهین کرده بود. آن شخص بعد دستگیر شد و قاضى دادگاه به آن نامه نیز اشاره کرد و او را محکوم کرد. اما وقتى خبر محکوم شدن او به اطلاع مقام معظم رهبرى رسید. به قاضى پیغام داد: من هیچ شکایتى از آن آقا ندارم
یکى از نزدیکان مقام معظم رهبرى تعریف مى کرد:
از مقام معظم رهبرى در مورد بازى کردن پرسیدند، فرمود:
مقام معظم رهبرى ، در شهر مقدس مشهد خانه اى داشتند. وقتى براى ادامه زندگى از مشهد به تهران آمدند، از برادرشان خواستند که با شخصى براى فروختن خانه صحبت کند. آن شخص پس از بازدید خانه گفت : براى فروختن این خانه ، اول باید ظاهر آن را درست کنیم و بعد بفروشیم . اگر ظاهر این خانه را درست نکنیم ، به قیمت خوبى فروخته نمى شود. ولى رهبر عزیز ما، مخالف این کار بودند و به آن شخص فرمودند: اگر مى خواهى خانه مرا بفروشى با همین وضعى که دارد بفروش . لازم نیست ظاهر آن را درست کنى .
یکى از همسایگان رهبر عزیز ما در مشهد تعریف مى کرد: چند سال قبل از پیروزى انقلاب اسلامى بود، رهبر ما در حال مبارزه با رژیم شاه بودند. ماءموران شاه ، همه جا به دنبال ایشان بودند و هر لحظه امکان داشت که دستگیر شوند. یک روز که من براى خرید نان در صف ایستاده بودم ایشان هم آمدند و در صف ایستادند. میان من و ایشان دو نفر فاصله بود. من من بعد از سلام و احوالپرسى گفتم : حاج آقا!چند تا نان مى خواهید؟ اجازه بدهید برایتان بگیرم ! ایشان با فروتنى فرمودند: چون بین من و شما دو نفر در صف هستند. من خودم نان مى گیرم تا حق این دو نفر از بین نرود.
یکى از نزدیکان رهبر عزیز تعریف مى کرد که ایشان در زمان رژیم شاه ، به دلیل مبارزات خود، مدتى زندانى بودند. یک روز که قرار بود از زندان آزاد شوند، ماءموران شاه ایشان را در محل زندان آزاد نکردند؛ بلکه با اتومبیل به جاى دیگرى بردند و من از همان جا ایشان را در اتومبیل خود سوار کردم . وقتى به راه افتادیم . در راه متوجه شدم که ایشان ناراحت هستند. یادم آمد که زخم معده دارند و باید چیزى میل کنند. بنابراین بدون اینکه چیزى بگویم ، اتومبیل را در کنار خیابان پارک کردم . پیاده شدم و یک کیلو موز خریدم . یکى از موزها را جدا کردم و به ایشان دادم و گفتم : بفرمایید میل کنید! ایشان نگاه به موز کردند و فرمودند: موز به این گرانى را براى من خریده اى ؟ با اینکه آن موقع ، موز نسبت به میوه هاى دیگر زیاد گران نبود هر چه اصرار کردم ، میل نکردند و فرمودند: چون مردم نمى توانند میوه به این گرانى را بخورند، من هم نمى خورم .
یکى از نزدیکان مقام معظم رهبرى مى گوید:
حجت الاسلام سید احمد خمینى (رض ):
آقاى رفیق دوست مى گفت :