دوست واقعى پنج خصلت دارد.
1 - ظاهر و باطنش نسبت به تو یکسان باشد.
2 - خوبى تو را خوبى خود، و بدى تو را بدى خود بداند.
3 - مال و مقام باعث تغییر روش او با تو نگردد.
4 - آنچه در توان دارد از تو دریغ نکند.
5 - ترا در هنگام گرفتارى تنها نگذارد.
1 - شما براى آخرت آفریده شده اید، نه براى دنیا.
2 - همواره در طلب علم باش ، زیرا اگر ثروتمند باشى علم تو را زینت بخشد، و اگر فقیر باشى تو را حفظ کند.
3 - آفت علم ، ترک عمل ، و آفت عمل ، عدم اخلاص است .
4 - آرزوهاى دور و دراز عمل انسان را تباه مى کند.
5 - عالم در میان مردگان ، زنده ، و جاهل در میان زندگان ، مرده است .
6 - آرامش و آسایش در سه چیز است : زن سازگار، فرزند خوب ، دوست موافق .
7 - تا سخن نگفته اى سخن در بند تواست ، چون سخن گفتى تو در بند آنى .
8 - بیاموز و بیاموزان .
9 - به دیگران اکرام و احترام کن تا تو را اکرام و احترام کنند.
10 - دوستى دنیا سر چشمه همه گناهان ، و ریشه همه فتنه ها و اساس همه گرفتاریها است .
11 - شیرینى پیروزى ، تلخى صبر و استقامت را از بین مى برد.
12 - سختى عقوبت ، لذت گناه را از بین مى برد.
13 - عاقل کسى است که هر چیزى را بجاى خود قرار دهد.
14 - تلخى دنیا، شیرینى آخرت ، و شیرینى دنیا، تلخى آخرت است .
15 - از معصیت خدا در خلوت و تنهائى بپرهیز، زیرا شاهد حاکم است .
16 - فقیرى گرسنه نیست مگر اینکه غنى او را از حق خود منع کرده است .
17 - بى نیازى در نومیدى از مردم است .
18 - بزرگترین گناهان آن است که انسان آن را کوچک و نا چیز بشمارد.
19 - هیچ عزتى بهتر از تقوى ، و هیچ گنجى بهتر از قناعت نیست .
20 - آنچه را نمى دانى مگوى ، بلکه هر چه مى دانى اظهار مکن .
21 - آنچه از دنیا به تو روآورد بگیر، و از آنچه از تو روى گرداند روى گردان .
22 - هر کس با حق در افتد، حق او را بر زمین خواهد کوبید.
23 - کار نیک کنید به هر مقدار که مى توانید، زیرا کوچک آن بزرگ ، و کم آن زیاد است . و نباید یکى از شما بگوید فلانى از من به انجام کار نیک شایسته تر است ، زیرا به خدا سوگند چنین خواهد شد.
24 - هر کس باطن و نهانش را اصلاح کند، خداوند ظاهر و آشکارش را اصلاح خواهد کرد.
25 - هر کس براى دینش عمل کند خداوند امر دنیاى او را کفایت خواهد نمود.
26 - هر کس رابطه بین خود و خداوند را نیکو سازد، خداوند رابطه او و مردم را نیکو گرداند.
27 - هر روزى که انسان در آن روز نافرمانى خدا نکند، عید است .
28 - بزرگترین حسرتها در روز قیامت حسرت کسى است که مالى را از راه نامشروع کسب کند و آنرا براى دیگران به ارث گذارد و وارث آنرا در راه خدا به مصرف رساند و داخل بهشت شود، در حالى که مورث داخل دوزخ مى گردد.
29 - هر کس مصیبتهاى کوچک را بزرگ پندارد، خداوند او را به مصیبتهاى بزرگ مبتلا خواهد ساخت .
30 - نشانه ایمان آنست که راستى را بر دروغ ترجیح دهى ، در جائى که راستى به تو زیان ، و دروغ به تو سود مى رساند.
31 - از فرزندان آخرت باشید نه از فرزندان دنیا، زیرا هر فرزندى در قیامت به مادرش ملحق مى شود.
32 - همچنانکه خورشید و شب با هم اجتماع نکنند.حب خدا و حب دنیا در یک دل جمع نشود.
33 - هیچ گنجى سودمندتر از علم و عمل صالح نیست .
34 - هیچ ثروتى مانند علم ، و هیچ فقرى مانند جهل نیست .
35 - دنیا سراى گذشتن است نه سراى ماندن .
36 - در حوادث روزگار و دگرگونى اوضاع و احوال ، چهره هاى واقعى انسانها شناخته مى شود.
37 - آنچه را نمى دانید بر زبان جارى نکنید. زیرا در بیشتر موارد ، مطالب صحیح و برحق ، ناآگاهانه و ندانسته ، مورد انکار قرار مى گیرد.
38 - در شگفتم از کسى که سخنى مى گوید که در دنیا و آخرت برایش سودى ندارد.
39 - سکوتى که مایه وقار و عزت باشد بهتر است از سخنى که سبب عار و ذلت گردد.
40 - زبان حیوان وحشى گزنده اى است که اگر به حال خود رها شود مى گزد.
روزى هارون زاهدى را دید، گفت : فلان زاهد مشهور توئى ؟
گفت : فلانى من هستم ، ولى زاهد نیستم بلکه تو زاهدى !
هارون : چگونه ؟
زاهد گفت : زهد من از جیفه گندیده دنیا است ، در حالى که به نعمات فراوان آخرت دل بسته ام . ولى تو به این دنیاى بى مقدار قناعت نموده اى ، و بهشت و آنهمه نعمات و لذات آخرت را ترک کرده اى .
روزى بهلول هارون را موعظه کرد. هارون ابتداء گریست . سپس او راتحسین کرد و دستور داد به او جایزه بدهند.
بهلول گفت : مرا احتیاجى نیست . آنرا بر گردان به کسانى که این اموال را از آنان گرفته اى .
هارون گفت : پس براى تو مستمرى قرار مى دهم که زندگى تو تاءمین شود.
بهلول سر خود را به طرف آسمان بلند کرد و گفت : من و تو هر دو روزى خواران سفره گسترده خدا هستیم . محال است خداوند بیاد تو باشد و مرا فراموش نماید.
بهلول : بر دیوار کاخ هارون این عبارات را نوشت :
اى هارون ، گل و گچ را بر افراشتى و مرتبه رفیع دادى ، ولى دین و قرآن را فرو گذاشتى و اعتنا نکردى .
اگر این کاخ را از مال خود ساخته اى اسراف کرده اى ، و خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد.و اگر از مال مردم ساخته اى ، ظلم کرده اى ، و خداوند ستمکاران را دوست ندارد.
روزى هشام بن عبدالملک خلیفه اموى ، سالم بن عبدالله زاهد را در مسجد الحرام دید. به او گفت : حاجتى از من بخواه .
سالم : حیا مى کنم در خانه خدا، از غیر خدا چیزى بخواهم .
هنگامى که سالم از مسجد بیرون رفت .هشام به دنبال او از مسجد خارج شد و گفت : اینجا که خانه خدا نیست پس از من چیزى بخواه .
سالم : از حاجات دنیوى بخواهم یا حاجات اخروى ؟.
هشام : حاجات دنیوى .
سالم : من حوائج دنیوى خویش را از کسى که مالک همه چیز است نخواستم ، چگونه از آنکس که مالک چیزى نیست طلب کنم .
هر کس ده خصلت شعار خود سازد، در دنیا و آخرت کار خود سازد.
1 - با حق به صدق
2 - با نفس به قهر
3 - با خلق به انصاف
4 با بزرگان به خدمت
5 - با خردان به شفقت
6 با درویشان به سخاوت
7 - با دوستان به نصیحت
8 با دشمنان به حلم
9 - با جاهلان به خاموشى
10 با عالمان به تواضع
1 روز مفقود: دیروز است که از دست رفته و دیگر باز نخواهد گشت .
2 روز مشهود: امروز است که باید آنرا غنیمت شمرد تا به رایگان از دست نرود.
3 روز مورود: فردا است که معلوم نیست عمر باقى باشد و آنرا درک کند.
4 روز موعود: آخرین روز زندگى دنیا است که همیشه باید جلو چشم ظاهر باشد.
5 روز ممدود: آن روز بى پایان آخرت است که باید همواره براى آن روز کوشید، زیرا آن روز براى انسان یا بهشتى جاودان است و یا دوزخى همیشگى .
هارون الرشید از امام کاظم علیه السلام پندى کوتاه خواست .
امام فرمود: هیچ چیز نیست که چشمت آنرا ببیند و در آن پندى نباشد.
1 - ابو عمر عثمان بن سعید عمروى از سال 260 هجرى تا 300.
2 - ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید عمروى از سال 300 هجرى تا 305.
3 - ابوالقاسم حسین بن روح نوبختى از سال 305 هجرى تا 326.
4 - ابوالحسن على بن محمد سمرى از سال 326 هجرى تا 329 هق .
بنابراین طول مدت غیبت صغرى هفتاد سال است و آغاز غیبت کبرى از نیمه شعبان سال 329 هجرى مى باشد.