قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه
قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه

مانناها

مانناها  بعد از لولوئیان و گوتیان قوم دیگرى به نام ماننا در ناحیه ى زاموآ، در جنوب دریاچه ارومیه ، مسکن گزیدند و دولت بزرگى در مغرب ایران امروز تشکیل دادند. اینان با لولوئى ها و هوریان قرابت داشتند و اصلا در کوه هاى زاگرس ‍ مى زیستند.
از قرن نهم تا هشتم ق .م . نام هاى ایرانى در بین اسامى مانناها دیده مى شود. نخستین بار در قرن نهم ق .م . از ایشان در سالنامه هاى آشورى نام برده شده و پایتخت ایشان شهر ایزیرتو، در پنجاه کیلومترى شهر سقز کنونى بوده است . در قرن هشتم ق .م . پس از کشور اورارتو، مانناها مقتدرترین حکومت این نواحى را تشکیل مى دادند.
آنان در قرن هفتم ق .م . با سکاها متحد شده و با آشور بانیپال جنگ کرده ولى مغلوب و ضمیمه دولت آشور شدند و بعد از چندى جزء ایالات ماد درآمدند.
حکومت ماننا از ایالات نیرومند غرب ایران بود که در قرن هشتم ق .م . در شمال عیلام ، پادشاهانى داشت . این کشور گاهى مستقل و زمانى تحت حکومت اورارتو یا آشور قرار داشت و نقطه کشمکش هاى دایمى بین آنان بود.
در زمانى که مادها به پیشوایى دیاکو و پسرش فرورتیش دولت نیمه مستقلى را تشکیل داده بودند، مادها قصد داشتند در شمال غربى ایران حکومت عظیم و مستقلى بوجود آورند، ولى با مقاومت آشوریان و هجوم سکاها روبرو شدند.
در سال 719 ق .م . پادشاهى به نام ایرارتو بر مانناها فرمان مى راند که طرفدار اتحاد با آشور بود ولى این سیاست ، مخالف مصلحت ایالات شرقى مانناها بود و فرمانروایان آن ایالات از جمله مى تانى ، حاکم زیکرتو و بگداتى ، حاکم شدیشن سر به شورش برداشتند اما سرانجام به دست سارگن ، پادشاه آشور از میان رفتند.
مردم ماننا به لحاظ معیشتى ، بیش تر به دامدارى و پرورش گوسفند، گاو، اسب ، خر و شترهاى دو کوهان مى پرداختند.
قوم ماننا داراى اراضى پر نعمت بودند چنان که هنگام لشکرکشى سارگن دوم ، به اورارتو در سال 714 ق .م . اهالى ماننا، آرد و مایحتاج سربازان آشور را تامین مى نمودند.
پادشاهان ماننا داراى شوراى شیوخ بودند و سرزمین تحت قلمرو خود را با نظر ایشان اداره مى کردند بزرگانى که در این شوراها عضویت داشتند عبارت بودند از پیشوایان و سران محلى و خویشاوندان شاه و سایر فرمانروایان .
سرزمین ماننا به چند ناحیه تقسیم مى شد که به زبان آشورى به آن ناژه مى گفتند.
سوریکاش (ناحیه سقز کنونى )، مشى (بخش علیاى رود جغتو)، اوایشریش ‍ (کرانه شرقى دریاچه ارومیه ) و آرسپانشى .
فرهنگ و تمدن ماننا چنان که از اشیاى گنجینه سقز برمى آید، در همان سطح تمدن او را بر تو قرار داشت . بردگى در آن جامعه تکامل و رونق چندانى نیافته بود، به ظن قوى از حدود پدرشاهى تجاوز نمى کرد.

تیپورى ها و قوم کاسیان

تیپورى ها  و کاسیان  تیپورى ها
ناحیه اى که امروز طبرستان و مازندران نامیده مى شود در قدیم مسکن تیپورها بوده است در اسناد بابلى از این قوم که همراه کاسیان به شهر بابل هجوم آورده اند ذکرى رفته است .
در بدو ورود آریاها به فلات ایران تیپورها، جلو پیشروى آنان را به آن نواحى گرفته بودند. در اوستا، چندین بار از این قوم به نام دیو و آفریده شده ى اهریمن نام برده شده است .
کاسیان
استرابون ، جغرافى دان یونانى از کاسیان به نام کاسایوئى یاد مى کند و محل اولیه آنان را در بنادر خزر مى نویسد، برخى تصور مى کنند که نام قزوین و نیز دریاى کاسپین ممکن است حاکى از خاطره این قوم باشد. کاسیان در هزاره دوم ق .م . در دامنه هاى زاگرس مى زیستند. این قوم همواره در فکر تصرف میان رودان (بین النهرین ) بودند، تا سرانجام توانستند امپراتورى بابل را منقرض کرده و مدت 600 سال بر آنان حکومت نمایند.
دیاکونوف مى نویسد: کاسیان از زمان هاى قدیم تا فتح ایران به دست اسکندر مقدونى ، در محلى که اکنون لرستان نامیده مى شود ساکن بودند و بیش تر به دامدارى اشتغال داشتند.
اشیایى که از حفریات باستانشناسى به دست آمد، مشخص مى نماید که قبایل کنونى که در لرستان زندگى مى کنند از اخلاف ایشان مى باشند.

درباره قوم گوتیان (قوطیان )

درباره قوم گوتیان (قوطیان ) اصطلاح گوتى (کوتى ) در هزاره ى سوم و دوم ق .م . به یک گروه نژادى اطلاق مى شده که در مشرق و شمال غربى لولوئیان و احتمالا در آذربایجان کنونى ایران و کردستان زندگى مى کردند. بعدها ممکن است این نام به اقوام گوناگونى که در شمال و مشرق بابل زندگى مى کردند اطلاق گردیده و واحد ارضى معین و مشخصى را شامل نمى شده است . در هزاره ى اول ق .م . همه ، اوراتوئیان ، و مردم ماننا، و ماد را گوتى مى نامیدند. فقط در کتیبه هاى سارگن دوم ، مادهاى ایرانى زبان ، از گوتیان مشخص و ممتاز گردیده اند.
گوتیان در 000/3 ق .م . و زمان سلطنت تارام سین - پادشاه اکد - در صحنه تاریخ پدید مى آیند. آنان زبان مستقلى داشتند که تا اندازه اى با خانواده زبان هاى عیلامى قرابت داشتند و ممکن است از انواع زبان هاى قفقازى قدیم و آلبانى (در سرزمین قفقاز) باشد.

مهاجرت اقوام آریایى

مهاجرت اقوام آریایىمهاجرت طوایف آریایى هند و ایرانى بنا به نوشته محققین دست کم از حدود دو هزار سال ق .م . انجام گرفته است ، این طوایف از دیگر طوایف آریایى جدا شده و از میهن مشترک و اصلى خود که به نظر بیش تر صاحب نظران در منطقه وسیعى از شمال ناحیه اى میان دریاچه ى آرال و دریاى سیاه واقع شده بود کوچ کردند و به سوى فلات پهناور ایران و سرزمین هند روى آوردند ماکس مولر، موطن آریاها را آسیاى مرکزى مى داند و هاکسلى انگلیسى آن را منطقه اى وسیع بین دریاچه آرال و دریاى شمال معرفى مى نماید.
این که چرا و چگونه و تحت چه چه عواملى مهاجرت انجام گرفته است ، سعید نفیسى در کتاب خود به نقل از اوستا مى نویسد: در حدود هزاره پنجم ق .م . هنگامى که دیگر آب و هواى پامیر براى اقوام آریاها سازگار نبوده است ، بناى مهاجرت به سوى جنوب گذاشتند و در دامنه جنوبى پامیر، به دو دسته تقسیم گشتند.دسته اى به طرف شرق رهسپار شدند و از دره سند و پنجاب به هندوستان و دسته دیگر رو به مغرب و از راه آسیاى مرکزى و صحراى قراقوم امروز، یا دشت خاوران سابق ، وارد ایران شدند.
اوستا نیز درباره مهاجرت آریاها اشاره مى نماید که خشکسالى یا توفان شدید، به خصوص کمبود غذا و رشد جمعیت ، آنان را وادار به مهاجرت نموده است .

ادامه مطلب ...

10 روش مبارزه با کچل شدن (طنز)

 10 روش مبارزه با کچل شدن (طنز) این مقاله فقط جنبه طنز و سرگرمی دارد و قصد توهین به شخص خاصی ندارد.
1. همیشه سر خود را با تیغ بتراشید.

طبق قانون بقای ماده، اگر مویی درنیاید، چیزی هم برای ریختن نخواهد بود. با این تمهید دیگر کچل نمی‌شوید؛ فقط تمام عمر بی‌مو خواهید بود.

2. یکی از دلایل ریزش مو، تغذیه نامناسب است.

با توجه به ارزانی بی‌دلیل ارزاق، حتما در وعده‌های اصلی یا میان‌وعده‌های خود، از موادغذایی مقوی مانند مغز ران، چنجه، شاه میگو، لابستر، شنیسل پری دریایی و... استفاده کنید. اگر مانع ریزش موی سرتان نشوند، باعث خیلی چیزهای دیگر خواهند شد.

3. اگر موهای حساسی دارید، برایشان موسیقی ملایم پخش کنید.

تحقیقات نشان داده موهایی که روزی دو تا سه ساعت در معرض موسیقی قرار می‌گیرند، حساسیتشان برطرف می‌شود؛ یعنی کلا بی‌حس می‌شوند. برای اینکه موهایتان جان سگ پیدا کنند و دیگر با انبر هم نشود آنها را کند، برایشان روزی دو ساعت این آهنگ را پخش کنید: همه چی آرومه/ من چه‌قدر خوشحالم!

4. بدون کلاه‌خود برنامه‌های شاد و مفرح تلویزیون را تماشا نکنید.

تحقیقات یک کارشناس چینی که دیپلم ردی دارد نشان داده هفتاد درصد کسانی که تلویزیون می‌بینند، ناخودآگاه نیمی از موی سرشان را می‌کنند.

ادامه مطلب ...

انواع جنیان

این مطالب به نقل از وبلاگ seir-solok.blogfa.com است و درست یا غلط بودن مطالب آن به عهده ی شماست.با کلید بر روی منبع در پائین صفحه به صفحه ی اصلی این مطلب منتقل می شوید
حال بخوانید و تصمیم بگیرید
از پیامبر اکرم (ص) نقل شده (2) که فرمودند : خداوند جنیان را بر پنج گروه افریده ، گروهی از انان مانند باد در هوا در حرکتند و گروهی شبیه مار ها و گروهی عقرب ها و گروهی دیگر حشرات زمینی و گروهی دیگر همچون ادمیان هستند که ثواب و عقاب دارند

«شیرین یربوع» نوعی از جن است که به شکل زنان و در بیشه زار ها و بیابانها زندگی میکند این نوع جن اگر بر انسانی دست یابد با او بازی بازی میکند ، مانند گربه با موش ، تا او را بتدریج بکشد  و اگر ببیند  کسی زیبا روی است ، مفتون و شیفته ی او شده ولی همچنان به اذیت و ازار میپردازد


شیرین یربوع تا مدت زمان طولانی با « سعلات » همدم بود و زندگی میکرد . فرزندان سعلات را که از شیرین یربوع متولد شده اند بنی سعلات گویند

نوع دیگری از جن وجود دارد بنام «الزولاب» که در یمن بسر میبرد و گاها در اطراف مصر هم دیده شده و بسیار شهوت ران است و  همین عمل او باعث مرگ ادمیان میشود و اگر از ادمیان کسی از او نترسد قدرت ازار پیدا نخواهد کرد

نوع دیگری از جن بنام «الغدار» وجود دارد که در  جزایر دریا ها زندگی میکند و صدای بسیار مهیبی دارد شباهت بسیاری به ادمی دارد  و از قاتلین ادمیان است

نوع دیگری از جن بنام «وشق» میباشد که شکل او نیمی شبیه ادمی و نیمی شبیه نسناس است


از انواع دیگر جن میتوان از «منها» نام برد که کارش فریب و گمراه کردن  زاهدان و عابدان است و کاری میکند که پرهیزکاران چنین پندارند که صاحب کرامات شده اند و بدین نحو فرد را دچار عُجب و غرور میکند تا از صراط مستقیم گمراه گردند . میگویند زاهدی میهمان داشت و میهمان میدید که هر شب هنگام افطار ، اطراف زاهد چراغانی میشد و سفره ی رنگینی گسترده میشد و میهمان بسیار متعجب میگشت تا اینکه از ان زاهد دلیلش را سئوال کرد ، ابتدا زاهد از پاسخ گفتن طفره میرفت ولی وقتی اصرار میهمان خود را دید ، در جوابش گفت : مدتی است که هر شب چنین اتفاقی میافتد تا من گمان کنم اینها از کراماتی است که من بدست اوردم  اما من در همان وهله ی نخست  دانستم که از شیاطین جنیان است ولی به روی خودم نیاوردم تا گمان کند مرا اغوا نموده در حالی که من اورا فریب داده بودم و تا سخن زاهد به اینجا رسید چراغ ها و سفره ی رنگین ناپدید شدند

از انواع دیگر جن میتوان به جنی که در بلوچستان زندگی میکند و قدی کوتاه و پوشیده از مو دارد ، اشاره کرد که در کتاب « روح های  تسخیر شده » از این نوع جن نام اورده شده که شیار های چشمان انان عمودی و پاهای انان همچو چارپایان سم دار است و بسیار شبیه انسان ها میباشند و بیشتر در دل شب ها فعالیت دارند و مجالس بزم و عروسی خود را در حمام ها ، سرداب ها ، اب انبار ها و ... برپا میکنند 



ادامه مطلب ...

کودکی تا طغیان شیطان

اغلب دو طایفه جن و نسناس، در جنگ و نزاع بودند اما فساد و سرکشی جنیان بیشتر بود و  خداوند  جمعی از فرشتگان را به جنگ  انان فرستاد  در این جنگ جمع کثیری از جنیان کشته شدند جمعی نیز اسیر  و تعدادی نیز به جنگل ها و صحرا ها گریختند .

به اذن خداوند کودکان و خردسالان و زنان و مومنین  جنیان ، امان داده شدند . یکی از کودکان جنیان بنام « عزازیل » همین تخم جن ، شیطان لعنت الله علیه بود که خداوند دو فرشته را مامور نگهداری و تربیت او نمود


فرشتگان ، اورا به اسمان ها بردند ، شیطان بواسطه ی تعلیماتی که گرفته بود و کثرت عبادت و بندگی خدا ، به درجه و مقامی رسید  که همچو فرشتگان مقرب درگاه الهی گردید ولی پس از هفت هزار سال عبادت ، هنگامی که حضرت ادم خلق گردید تمام فرشتگان که شیطان نیز در بین انان بود ، بر ادم سجده نمودند ولی شیطان ، بخاطر خباثت  و شرارت نهفته در ذاتش ، از امر خداوند سر پیچی کرد


جنیان چون مانند فرشتگان معصوم نیستند و دچار خطا و لغزش میشوند ، بهمین خاطر بود که ابلیس مغرور به جنس خود که از اتش بود به درگاه الهی عرض کرد : چگونه من که از جنس اتش و برترم بر ادم که از جنس خاک است سجده کنم

طغیان جنیان

اغلب دو طایفه جن و نسناس، در جنگ و نزاع بودند اما فساد و سرکشی جنیان بیشتر بود و  خداوند  جمعی از فرشتگان را به جنگ  انان فرستاد  در این جنگ جمع کثیری از جنیان کشته شدند جمعی نیز اسیر  و تعدادی نیز به جنگل ها و صحرا ها گریختند .

به اذن خداوند کودکان و خردسالان و زنان و مومنین  جنیان ، امان داده شدند . یکی از کودکان جنیان بنام « عزازیل » همین تخم جن ، شیطان لعنت الله علیه بود که خداوند دو فرشته را مامور نگهداری و تربیت او نمود


فرشتگان ، اورا به اسمان ها بردند ، شیطان بواسطه ی تعلیماتی که گرفته بود و کثرت عبادت و بندگی خدا ، به درجه و مقامی رسید  که همچو فرشتگان مقرب درگاه الهی گردید ولی پس از هفت هزار سال عبادت ، هنگامی که حضرت ادم خلق گردید تمام فرشتگان که شیطان نیز در بین انان بود ، بر ادم سجده نمودند ولی شیطان ، بخاطر خباثت  و شرارت نهفته در ذاتش ، از امر خداوند سر پیچی کرد


جنیان چون مانند فرشتگان معصوم نیستند و دچار خطا و لغزش میشوند ، بهمین خاطر بود که ابلیس مغرور به جنس خود که از اتش بود به درگاه الهی عرض کرد : چگونه من که از جنس اتش و برترم بر ادم که از جنس خاک است سجده کنم

ادامه مطلب ...

طایف ی نسناس ها (2)

نسناس طایفه ای بودند که قدری به انسان شباهت داشتند و دارای یک دست و یک پا و بجای دهان ، منقار داشتند و مانند چارپایان  میچریدند ، اغلب این دو طایفه ، در جنگ و نزاع بودند اما فساد و سرکشی جنیان بیشتر بود و  خداوند  جمعی از فرشتگان را به جنگ  انان فرستاد


در این جنگ جمع کثیری از جنیان کشته شدند جمعی نیز اسیر  و تعدادی نیز به جنگل ها و صحرا ها گریختند . به اذن خداوند کودکان و خردسالان و زنان و مومنین  جنیان ، امان داده شدند . یکی از کودکان جنیان بنام « عزازیل » همین تخم جن ، شیطان لعنت الله علیه بود که خداوند دو فرشته را مامور نگهداری و تربیت او نمود


فرشتگان ، اورا به اسمان ها بردند ، شیطان بواسطه ی تعلیماتی که گرفته بود و کثرت عبادت و بندگی خدا ، به درجه و مقامی رسید  که همچو فرشتگان مقرب درگاه الهی گردید ولی پس از هفت هزار سال عبادت ، هنگامی که حضرت ادم خلق گردید تمام فرشتگان که شیطان نیز در بین انان بود ، بر ادم سجده نمودند ولی شیطان ، بخاطر خباثت  و شرارت نهفته در ذاتش ، از امر خداوند سر پیچی کرد


جنیان چون مانند فرشتگان معصوم نیستند و دچار خطا و لغزش میشوند ، بهمین خاطر بود که ابلیس مغرور به جنس خود که از اتش بود به درگاه الهی عرض کرد : چگونه من که از جنس اتش و برترم بر ادم که از جنس خاک است سجده کنم

جن

ابو علی سینا در رساله ی « حدود » نوشته : جن حیوانی است هوایی ، ناطق ، دارای جسمی لطیف و شفاف و دارای قدرت شکل دهی به جسم خود به اشکال مختلف است
انسان از چهار عنصر خاک ، اب ، باد و اتش تشکیل شده در حالی که جن فاقد عنصر خاک میباشد و عنصر غالب در جن اتش میباشد  به همین علت قوه ی جاذبه ی زمین روی انان اثر ندارد
در تفسیر  منهج الصادقین از تالیفات  ملا فتح الله کاشانی امده است : میان خلقت  جان « پدر جنیان » و حضرت ادم « پدر ادمیان » شصت هزار سال فاصله بوده و در روایتی دیگر ، علامه مجلسی در سماء العالمِ بحار الانوار از حضرت  امیر المومنین علی (ع) روایت کرده : هفت هزار سال قبل از خلقت ادم ، بر روی زمین دو طایفه  زندگی میکردند ، طایفه ی جن و طایفه ی نسناس

نسناس طایفه ای بودند که قدری به انسان شباهت داشتند و دارای یک دست و یک پا و بجای دهان ، منقار داشتند و مانند چارپایان  میچریدند ، اغلب این دو طایفه ، در جنگ و نزاع بودند اما فساد و سرکشی جنیان بیشتر بود و  خداوند  جمعی از فرشتگان را به جنگ  انان فرستاد