قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه
قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه

روابط ناشایست بین دختران و پسران در دانشگاه + تصاویر

روابط ناشایست بین دختران و پسران در دانشگاه + تصاویر
بی توجهی به مسائل فرهنگی در دانشگاه ها و نبود برنامه ای جامع برای حل مشکلات و موضوعات فرهنگی موجبات ناهمگونی های عرفی را به وجود آورده است.
به گزارشخبرنامه دانشجویان ایران»، روابط ناشایست بین دختران و پسران و نیز وجود پوشش نامناسب و زننده در بین برخی از دانشجویان از جمله مواردی است که در بین دانشگاه ها دیده می شود.
پوشش و حجاب دانشگاهی یکی از مقوله‌های فرهنگی دانشگاه‌هاست که رعایت آن برازنده دانشگاه‌های ایران اسلامی است، این در حالسیت که پوشش گروه اندکی از دانشجویان به حدی نامتعارف است که به سالن مد تبدیل شده است.دراین بین نیز متعارف شدن رابطه ی بین دختران و پسران در برخی از دانشگاه ها به گونه ای است که تصویری غیر از یک فضای دانشگاه را در خود تداعی می کند.
تصاویر زیر مربوط به فضای ناهمگون اخلاقی در یکی از دانشگاه های غیر انتفاعی در قزوین است که امیدواریم مورد توجه مسئولین قرار گیرد.

ادامه مطلب ...

دلم می خواهد دختران با حجاب را بادستان خود خفه کنم!!

سفرهای مشهد مقدسی که من برای بچه های دانشگاه تدارک می دیدم غالبا با استقبال پسران و دختران مذهبی روبرو می شد ولی این بار نمی دانم چرا اینگونه امام رضا بین این همه بچه ها صف اول نماز جماعتی ،این افراد به ظاهر غیر مذهبی و مثلا بی حجاب را طلب کرده بود!

بگذارید از اول سفر برایتان بگویم سفری که با خواهران دانشجو جهت زیارت مشهد مقدس برگزار شده بود از میان اتوبوسی که ما با آنها همسفر بودیم حداکثر چند نفر انگشت شمار با چادر الفت داشتند . لذا وقتی وارد اتوبوس شدم کمی ترسیدم از اینکه عجب سفر سختی در پیش دارم.نمی دانستم با این همه بی حجاب و ... چگونه باید برخورد کنم مخصوص چند نفر از آنها که خیلی شیطنت داشتند ناچار مثل همیشه به ناتوانی خود در محضر حضرت وجدان عزیز اعتراف کرده و دست به دامن صاحب کرامت امام ثامن حضرت رضا (ع) شدم.

یکی از اتفاقاتی که باعث شد خستگی سفر را به طور کلی فراموش کنم لطف خدا در اجرای امر به معروف و نهی از منکر بدون چماق بود داستان از اینجا شروع شد روز اول تصمیم گرفتم برای چادر سخت گیری شدید نکنم لذا چند نفر از دختران دانشجو که سوئیت انها معروف به سوئیت ارذل و اوباش بود (اسمی که بچه ها بخاطر شیطنت بیش از اندازه برایشان انتخاب کرده بودندو خودشان هم خوششان می آمد) و بقول همه همسفران دردسر سازهای سفر بودند تصمیم گرفتند به صورت دسته جمعی برای خرید به بازار بروند اما چون تا به حال به مشهدمقدس نیامده بودند وبه وقول یکی از آنها فقط به خاطر تفریح سفر مشهد امدم لذا از من خواستند که به عنوان راهنما با انها بروم من هم با تردید قبول کردم وقتی که به راهروخروجی هتل آمدند متوجه وضعیت و پوشش بسیار نامناسب آنها شدم لذا سرم را پایین انداختم و کمی خودم را ناراحت و خجالت زده نشان دادم سرگروه بچه هاکه متوجه قضیه شده بود با تعجب گفت: حاج اقا مگر چادر برای بازار رفتن هم الزامی است؟

ادامه مطلب ...

بررسى مشکلات جوانان (بحران بلوغ)

بررسى مشکلات جوانان (بحران بلوغ)

یکى از بحرانى ترین دوره هاى زندگى هر فرد, دوره بلوغ است. بلوغ مرحله اى از رشد است که براى همه نوجوانان, اعم از پسر و دختر, خواه ناخواه حاصل مى شود.تعابیر مختلف دین پژوهان و روان شناسان از این دوره, حاکى از اهمیت و حسّاسیّتى است که آن ها براى پدیده بلوغ قائل اند. در این جا نظرات بعضى روان شناسان را درباره این پدیده مى آوریم:
(سمیلرز نوجوانى را دوران عدم انطباق, و سکولیانکورز آن را تب عقل, وس گوتهز آن را گره کور بین کودکى و پیرى, سشیلدرز آن را موجى خروشان در اقیانوس زندگى,س استانلى هالز آن را تولد دوباره, سهاروکسز آن را دوره کشف هویت, سویلونز آن را دوره جهل و غفلت و بالاخره سکروز نوجوان را دیوانه قابل معالجه خوانده اند.)1
ژان ژاک روسو, بلوغ را ولادت دوم مى خواند.2 گویى نوجوان در آستانه ورود به دوره بلوغ با جهانى نو آشنا مى شود و دیگر باره متولد مى گردد و افق هاى جدیدى در برابر دیدگانش گشوده مى شود. تحول و تغییر و عدم ثبات در رفتار در این دوره به حدى است که بعضى آن را زندگى تشنج آمیز و دوران منفى نامیده اند.3 پاوریس دولوم, بلوغ را یک نقطه عطف در زندگى مى شناسد نه یک مرحله تکاملى.4
بلوغ در زبان فارسى به معناى رسیدن و به حد رشد رسیدن است.5

ادامه مطلب ...

انتخاب همسر بر اساس ظواهر از مشکلات ازدواج جوانان است

انتخاب همسر بر اساس ظواهر از مشکلات ازدواج جوانان است یکی از مشکلات جوانان در شرایط کنونی انتخاب همسر بر اساس الگوهای ذهنی و مبتنی بر ظواهر است.

به گزارش خبرنگار مهر در مشهد، فروغ نیلچی زاده در همایش "نقش حجاب در انتخاب همسر شایسته" که ظهر شنبه در دانشگاه خیام مشهد برگزار شد، به بررسی معیارهای درست برای ازدواج پرداخت و افزود: جوانان باید برای داشتن انتخاب مناسب اصالت خانوادگی، اخلاق خوب، امانتداری و مسئولیت پذیری را طرف مقابل را در نظر بگیرند.

وی همچنین رعایت حجاب دل، چشم و گوش را از عوامل تاثیر گذار بر آرامش خانواده و در جلوگیری از تزلزل بنیان خانواده مهم دانست و افزود: در اسلام حجاب چشم برای مردان و حجاب گوش برای زنان مورد تاکید است.

این استاد دانشگاه ادامه داد: اگر چشم حجاب نداشته باشد و به هر تصویری اجازه ورود به ذهن خود را بدهد، موجب می شود تا ذهنیت های نادرستی در مورد همسر آینده به وجود آید که این تصاویر در ضمیر ناخودآگاه ثبت و در انتخاب همسر نمی توانید افراد را به طور شایسته و به دور از تعصب ها بررسی کنند.

ادامه مطلب ...

چگونه با وسوسه های شیطان مقابله کنیم

چگونه با وسوسه های شیطان مقابله کنیم برای مقابله با وساوس شیطانی، ابتدا باید دشمن را مهار کرد و سپس او را به عقب راند و در گام‏های نهایی او را به اسارت کشید. در این جهت سیاست‏های اصولی در مبارزه با وساوس شیطانی عبارتند از:
1- نگهبانی و مراقبت: شیطان با جان ما سر و کار دارد. از این رو باید از آن حراست کنیم. راه مراقبت عبارتند از: الف) تقوا پیشگی: قرآن مجید تقوا را لباسی بر اندام جان آدمی می داند که آن را به خوبی می پوشاند و حفظ می کند: "لباس التّقوی ذلک خیر؛ بهترین جامه تقوا است".(1) امام علی(ع) تقوا را دژی نفوذ ناپذیر می داند که رخنه‏ای در آن ممکن نیست.(2)
ب) کنترل ورود و خروج: زبان، چشم، گوش، فکر و همه اعضا و جوارح، درهای ورودی به قلب اند. پس باید این‏ها را کنترل کرد.
ج) محاسبه: بعد از کنترل نوبت به محاسبه می رسد، یعنی برای جبران ضعف‏ها و برنامه ریزی برای آینده ارزیابی لازم است.
2- واکنش مناسب: در برابر هر وسوسه‏ای باید واکنش مناسب صورت گیرد.
ادامه مطلب ...

سخاوت نجاشى ، فرمانرواى اهواز

در زمان امام صادق علیه السلام شخصى به نام نجاشى استاندار اهواز و شیراز بود. وى با اینکه از طرف خلفاى عباسى فرمانروا بود، ولى از دوستان و شیعیان امام صادق علیه السلام به شمار مى آمد.
یکى از کارمندان به حضور امام صادق علیه السلام رسید و عرض کرد:
- نجاشى استاندار اهواز و شیراز آدم مؤ من و از شیعیان ماست . در دفتر او براى من مالیاتى نوشته شده او از این بابت مبلغى بدهکارم . اگر صلاح بدانید درباره من نامه اى به او بنویسید و مرا توصیه اى بفرمایید. امام صادق علیه السلام این نامه کوتاه را به استاندار اهواز نوشت :
بسم الله الرحمن الرحیم ، سر اءخاک یسرک الله .
به نام خداوند بخشنده مهربان ، برادرت را شاد کن تا خداوند تو را شاد کند. نامه را گرفت و نزد نجاشى برد. نجاشى در مجلس عمومى نشسته بود که او وارد شد. با خلوت شدن مجلس ، نامه را به نجاشى داد و گفت : این نامه امام صادق علیه السلام است .
نجاشى نامه را بوسید و روى چشم گذاشت پرسید:
- حاجتت چیست ؟
مرد به او پاسخ داد:
- در دفتر مالیات شما، مبلغى بر من نوشته شده است .
- چه مقدار؟
- ده هزار درهم .
هماندم نجاشى دفتر دارش را خواست و به او دستور داد:
- بدهى این مرد را از دفتر خارج کن و از حساب من بپرداز و درباره مالیات سال آینده ایشان نیز همین کار را انجام بده .
سپس استاندار از او پرسید: آیا تو را شاد کردم ؟

ادامه مطلب ...

اولین خونى که بر زمین ریخت

اولین خونى که بر زمین ریختخداوند به آدم علیه السلام وحى کرد که مى خواهم در زمین دانشمندى که به وسیله آن آیین من شناسانده شود وجود داشته باشد و قرار است چنین عالمى از نسل تو باشد، لذا اسم اعظم و میراث نبوت و آنچه را که به تو آموختم و هر چه که مردم بدان احتیاج دارند، همه را به هابیل بسپار.
آدم علیه السلام نیز این فرمان خدا را انجام داد. وقتى قابیل از ماجرا باخبر شد، سخت غضبناک گشت . به نزد پدر آمد و گفت :
- پدر جان ! مگر من از هابیل بزرگتر نبودم و در منصب جانشینى شایسته تر از او نیستم ؟ آدم علیه السلام فرمود:
- فرزندم ! این کار دست من نیست ، خداوند امر نموده ، و او هر کس را بخواهد به این منصب مى رساند. اگر چه تو فرزند بزرگتر من هستى ، اما خداوند او را به این مقام انتخاب فرمود و اگر سخنانم را باور ندارى و قصد دارى یقین پیدا کنى ، هر یک از شما قربانى به پیشگاه خدا تقدیم کنید قربانى هر کدام پذیرفته شد، او لایق تر از دیگرى است .
رمز پذیرش قربانى آن بود که آتش از آسمان مى آمد، قربانى را مى سوزاند. قابیل چون کشاورز بود مقدارى گندم نامرغوب براى قربانى خویش آماده ساخت و هابیل که دامدارى داشت گوسفندى از میان گوسفندهاى چاق و فربه براى قربانى اش برگزید. در یک جا در کنار هم قرار دادند و هر کدام امیدوار بودند که در این مسابقه پیروز شوند. سرانجام قربانى هابیل قبول شد و آتش به نشانه قبولى گوسفند را سوزاند و قربانى قابیل مورد قبول واقع نشد. شیطان به نزد قابیل آمد و به وى گفت چون تو با هابیل برادر هستى ، این پیش آمد فعلا مهم نیست ، اما بعدها که از شما نسلى به وجود مى آید، فرزندان هابیل به فرزندان تو فخر خواهند فروخت و به آنان مى گویند ما فرزندان کسى هستیم که قربانى او پذیرفته شد، ولى قربانى پدرت قبول نگردید، چنانچه هابیل را بکشى ، پدرت به ناچار منصب جانشینى را به تو واگذار مى کند. پس از وسوسه شیطان (خودخواهى و حسد کار خود را کرد، عاطفه برادرى ، و ترس از خدا، و رعایت حقوق پدر و مادرى ، هیچ کدام نتوانست جلوى طوفان کینه و خودخواهى قابیل را بگیرد) بلافاصله اقدام به قتل برادرش هابیل نمود و عاقبت او را کشت !
منبع: بحارالانوار: ج 11، ص 229.

ازدواجی عجیب!!

یک ازدواج عجیبابوحمزه ثمالى مى گوید: در خدمت امام باقر علیه السلام نشسته بودم که خادم حضرت آمد و براى مردى اجازه ورود خواست ، و امام نیز اجازه داد وارد شود. مرد تازه وارد سلام کرد و حضرت جواب داد و خوش آمد گفت و او را نزدیک خود جاى داد و از حالش جویا شد. مرد تازه وارد گفت : فدایت شوم ، من دختر فلانى را خواستگارى نموده ام ولى او به علت چهره زشت من و فقر و غربتم ، دست رد به سینه ام زده و مرا شایسته دامادى خود نمى داند، به طورى یاءس از زندگى و غصه و اندوه قلبم را فشرده است که مرگ خود را از خداوند خواسته ام .
حضرت فرمود: خودت به عنوان فرستاده من مى روى نزد او و مى گویى : محمد بن على بن الحسین بن على بن ابیطالب علیه السلام مى گوید: دخترت را به منجح بن رباح تزویج کن و جواب رد به او مده !
منجح یعنى همان مرد شادمان شد و با شتاب به عنوان فرستاده حضرت امام باقر علیه السلام براى خواستگارى مجدد روانه خانه پدر دختر گشت ...
بعد از رفتن او امام محمد باقر علیه السلام رو کرد به حضار و فرمود: مردى از اهل یمامه به نام جویبر به منظور جستجوى آئین اسلام به حضور پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم شتافت و با اشتیاق اسلام آورد و دیرى نپائید که از خوبان اصحاب پیغمبر به شمار آمد.
جویبر مردى سیاه پوست و فقیر بود، قامتى کوتاه و چهره اى زشت داشت . پیغمبر به ملاحظه اینکه وى مردى غریب و برهنه بود، او را مورد تفقد قرار داد و فرمود دو پیراهن به طرز پوشش آن روز به وى بپوشانند و روزانه یک من خوراک برایش مقرر دارند؛ و در مسجد سکونت کند، ولى شبها را بیدار بماند.

ادامه مطلب ...

اخبار رسمی وقتی وهابیون هند جگرخوار را «رضی‌الله عنها» می‌نامند

اخبار رسمی  وقتی وهابیون هند جگرخوار را «رضی‌الله عنها» می‌نامندوهابیون امسال درصدد پخش فیلمی هستند که درآن امام حسن و امام حسین علیهما‌السلام را به تصویرکشیده‌اند.
مضمون این فیلم عادی نشان دادن روابط اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و معاویه است. کارشناس برنامه مرصدالاحداث شبکه وهابی صفا، «اکرم کساب» در بیان اهداف ساخت فیلم الحسن والحسین والمعاویه گفت: ما نمی‌خواهیم امت اسلامی را تکه‌تکه کنیم؛ اما در عین حال دوست نداریم اقلیت(شیعه)، عوام مردم را از ما بگیرند. عوام مسلمانان اهل سنت امروز به یغما می‌روند و امروزگسترش تشیع قابل‌انکار نیست. بنابراین این کار ما برای متحد کردن صف‌های‌مان در این امت است. برای وحدت، نیاز به عامل مشترک داریم و عامل مشترک نزد آل‌البیت است، اما ما نمی‌خواهیم آن‌ها را مغایر آنچه هستند، معرفی کنیم. ما آن‌ها را به این عنوان معرفی می‌کنیم که آن‌ها از جمله صحابه پیامبر(ص) هستند و چون صحابه هستند دوست‌شان داریم و چون آل‌بیت هستند، دوست‌شان داریم. ما حسن وحسین وعلی[علیهم‌السلام را دوست داریم ولی درعین حال نسبت به هند و معاویه بغض نداریم و آن طور که آن‌ها درباره ابوسفیان سخن می‌گویند سخن نمی‌رانیم. ما می‌گوییم آقای ما ابوسفیان!، آقای ما معاویه! هند «رضی‌الله عنها و ارضاها»! پرونده آنچه آن‌ها سابق بر اسلام عمل کردند با اسلام آوردن‌شان بسته شد.! به نقل از: www.bacheshie.ir

هند جگرخوار

هند جگرخوار پیش از طلوع آفتاب جهانتاب اسلام ، سراسر گیتى و مخصوصا شبه جزیره عربستان در آتش فساد اخلاق مى سوخت . مردم این منطقه که به کلى از آداب دینى و تعالیم انبیاء دور بودند، از دست زدن به هر عمل زشت و ناروائى پروا نداشتند. به همین جهت نیز ما آن عصر را جاهلیت مى نامیم .
یکى از چیزهائى که در عهد جاهلیت رسمیت پیدا کرده بود، وجود زنان منحرف و بدنام بود که بیشتر در شهرهاى طائف و مکه یعنى مرکز عربستان سکونت داشتند، این زنها در عروسیها، جشنها، شب نشینیها و بزمهاى خصوصى به رامشگرى و خنیاگرى و نوازندگى و رقصهاى محلى پرداخته ، بساط عیش و نوش دولتمندان و ارباب نفوذ را رونق مى بخشیدند، و بدین گونه با کمال آزادى ، روزگار مى گذرانیدند، و از هر گونه شهرت و شهوت پرستى برخوردار بودند.
یکى از این زنان بى بند و بار که کوس رسوائیش در همه جا طنین افکنده بود هند دختر عتبة بن ربیعه بود که پدرش از رجال متنفذ و معروف عرب به شمار مى آمد. این زن اشرافى خوشگذران و هوس باز پیش از آن که به همسرى ابوسفیان درآید، با بسیارى از رجال سرشناس و جوانان زیبا داراى روابط نامشروع بود. هند اشتیاق زیادى داشت که نامش نقل مجالس و نقل محافل گردد و مرد و زن هنر او را بستانید.
این زن شهرت طلب ، بسیار خودخواه ، کینه توز، شرور و زباندار در تاءمین مقاصد خود از هیچ چیز باک نداشت !
ابوسفیان از اشراف بنى امیه و سرمایه داران مکه و مردى فخردوست و جاه طلب بود. وى با این زن بدنام ازدواج کرد ولى هند در کارهاى خود آزاد بود. این زن هنگامى که شنید پیغمبر اسلام صلى الله علیه و آله وسلم نبوت خود را اعلام فرموده و عده اى هم دعوت او را پذیرفته اند و متوجه شد که با پیشرفت کار حضرت ، شکوه و جلال شوهرش تحت الشعاع نفوذ محمد صلى الله علیه و آله وسلم قرار مى گیرد، و خود او هم که شهره شهر بود دیگر آن آزادى و بى بند و بارى سابق را نخواهد داشت ، از همان لحظه اول رسما به مخالفت با پیغمبر صلى الله علیه و آله وسلم برخاست و دوش بدوش شوهرش بر ضد آنحضرت به فعالیت پرداخت ، و از هر گونه تهمت و افترا و نکوهش و تمسخر و دروغ نسبت به پیغمبر بزرگوار اسلام خوددارى نمى کرد.

ادامه مطلب ...