ادامه مطلب ...

یـکـى از اصـحـاب مـى گـویـد: خدمت امام موسى کاظم (ع ) رسیدم
، دیدم ظرف آبى جلو حـضـرت اسـت و در آن آلوى سـیـاه است که فصلش هم رسیده بود.
حضرت فرمود: گرمیم کرده است .ادامه مطلب ...
آب جوشیده سودمند است و ضررى نداردادامه مطلب ...
اسامى
گوناگون بادرنجویه
عـراب هـمـانـنـد تـرنجبین آنرا معرب کرده و به آن بادرنجبویه مى گویند . مفرح
القلب لقبى است که دسته اى از تازیان به آن داده اند . فرنگیها به یک نوع آن ملیس
ملداوى و بـه نـوع دیـگـر ایـن گـیـاه مـلیس طبى مى گویند . در برخى از شهرهاى
ایران به نوع کوچک این گیاه که معمولا با غذا مى خورند ترنجان مى گویند. حشیشه
السفور، بادرنج بـویـه ، بـادرنـجـو، بـادرنـگ بـوى ، بـارن بـو، بارنگ بو، وارنگبه
بو، پلنگ مشک ، قـرنـفـل بـسـتـانـى ، حـبـق اتـرجـى ، اجـرق تـرنـجـانـى و وارنـگ
بو اسامى دیگر اسامى بادرنجبویه است .
بـادرنـجـبـویـه در زبان لاتین به officinalis melissa، در زبان انگلیسى به leaf _
balm و در زبانهاى فرانسه و آلمانى به melisseشهرت دارد .
جـویـه در زبـان دانـمـارکـى بـه melisse citron، در زبـان هلندى به bijenkruid، در
زبـان اسـتـونـى به meliss sidrum، در زبان فنلاندى به melissa sitruuuna، در زبـان
مـجـارسـتـان بـه mezfu، در زبـان ایـسـلنـدى بـه melissa sitronu، در زبـان
ایـتـالیـایى به melissa، در زبان نروژ به sitronmelisse ، در زبان لهستانى به
limonnaya melissa، در زبان اسپانیا به maior balasamita، در زبان سوئدى به meliss
citron، در زبان ترکى به melisa شهرت دارد .
مشخصات کلى بارنجبویه
یـا، مـعـطـر، بـه طـول 30 تـا 100 سـانـتـیـمـتـر کـه هـر سال بزرگتر مى شود .
ساقه آن چهار گوش و کرکدار است و در ابتدا انشعابات جزیى دارد ولى در مـنـطـقـه
گـلدار بـسـیـار مـنـشـعـب مـى شـود . بـرگـهـاى مـتـقـابـل ، بـیـضـوى یـا
مـثـلثـى بـه طـول 3 تـا 5 سـانـتـیـمـتـر داشـتـه کـه طـول آنـهـا بـیـن 8 /0 تا
5/1 سانتیمتر متغیر است . برگهاى این گیاه حاشیه دندانه دار داشـتـه و گـلهـایـى
سـفـیـد رنـگ دارد، قـسـمـت مورد استفاده آن برگهاى خشک شده آن است . بادرنجبویه در
ایران در اطراف تهران ، نواحى شمالى و شرقى ایران و آذربایجان مى روید. این گیاه
داراى طبیعتى گرم است .
ادامه مطلب ...
اسامى
گوناگون پیاز
گـیـاه سـبـزى اسـت ولى در زبـان فـارسـى بـه نام دیگرى یعنى سوخ هم شهرت دارد .
اعـراب بـه پیاز بصل و ترک زبانها نیز به آن سوقان مى گویند .به نوع بیابانى پیاز
در زبان ترکى لقب کومران را داده اند . در هند به پیاز بهارى هارا پیاز گفته مى شود
. به پیاز ازلیم هم مى گویند .
پیاز در زبان لاتین به cepa allium، در زبان انگلیسى به onion، در زبان فرانسه به
ognon و در زبان آلمانى به zwiebel شهرت دارد .
عربى : basal
بنگال : pianj
برمه اى : - ni _ keytthun، kesunni
چینى : tsung، cong ، chung
چک : cibule
دانمارک : log
هلندى : ajuin للّه ui
استونى :sibul harili
فنلاندى :ruokasipuli
اسکاتلندى uinnean
یونانى : kremmidi
گجرات : dungari
عبرى (یهودى ): batzal للّه yarok
هندى : oiyaz للّه piaz
مجارستان mozespecsenye hagyma
ایسلندى : laukur
اندونزى : merah bawang
ایتالیا: cipolla
ژاپن : wakegi للّه atasuki
لائوسى :bouo phag
مراتى :kanda
نروژ: kepalok
لهستانjadalna cebula:
پرتغالcebola :
پنجاب :peyaz
رومانى : ceapa
روس : luk
سانسکریت : palandu
اسپانیایى cebolla
سوامیلى : kitunguu
سوئدى : rodlok للّه lok
تایلندى : hom hua للّه hom ton
تبتى : btsong للّه tsong
اردو: piyaz
ویتنام : hanh
مشخصات کلى پیاز
وده ، انـواع و اقـسـام کـوچک ، بزرگ ، تند، شیرین ، پوست سفید و پوست قرمز داشته و
داراى سـاقـه زیـرزمـیـنـى بـه نـام غـده پـیـاز مـى بـاشـد . پـیـاز را بـه دلیـل
کثرت استفاده از آن چه در مصارف غذایى و چه در مصارف دارویى همه مى شناسید . پیاز
داراى ویتامینهاى b و c بوده و سرشار از املاح سیترات ، استات فسفات ، نیترات و
تـرکـیـبات گوگردى ، املاح کلسیم ، سدیم ، پتاسیم ، ید، سیلیس و چندین نوع قند مى
باشد .
ادامه مطلب ...
اسامى
گوناگون جعفرى
ى جـعـفـرى اسـت ولى در شـهسوار (تنکابن امروزى ) به آن واپلیهم مى گویند. در زبان
عـربـى بـه جـعفرى لقب کرفس ماقدونى را داده اند. فرنگیها به یک نوع جعفرى که کم
عـطـر و کـم خاصیت بوده پرسیل مى گویند. در کتب داروسازى سنتى ایران از جعفرى به
عـنـوان فطراسالیون یاد کرده اند و این عنوان معرب پتروسلیوم لاتینى است . بقدونس ،
مقدونس ، کرفس مقدنس ، دینار رویه و حزا از اسامى دیگر جعفرى است .
جـعفرى در زبان لاتین به petroselinum apium، در زبان انگلیسى به parsley، در زبان
فرانسه به persil و در زبان آلمانى به petersille شهرت دارد .
ارمنى : azadkegh
چینى : choi heung
چک : petrzel
دانمارک : persille
هلند: petrselie
استونى : aedpetersell
فنلاندى pesilja
یونانى : maintanosmakedonisi
مجارستان : petrezselyem
ایسلندى : petursselja
اندونزى : seledi
ایتالیایى : prezzemolo
نروژى : persille
لهستانى pietruszlazwyczahna
پرتغالى :salasa
رومانى : patrunel
روسى : petrushka
اسپانیایى : perejil
سوئدى : persilja
تایلندى : phakchifarng
ترکى : maydanoz
ویتنامى : mui rau
مشخصات کلى جعفرى
ه اسـت کـه در سـال اول از بـرگـهـا یـک طـوقـى پـایـه اى و در سال دوم ساقه اى
گلدار تشکیل مى دهد. ریشه اصلى آن ضخیم و کمى منشعب است و ضخامت آن تـا 20
سـانـتـیـمـتـر هـم مـى رسـد. در هـر چـتـر آن 10 تـا 20 گـل وجـود دارد . میوه این
گیاه به درازاى 2 تا 3 میلیمتر به رنگ خاکسترى تا قهوه اى و بیضوى شکل است و بویى
قوى دارد .
قـسـمـتـهـاى مـورد اسـتـفـاده آن بـرگ ، ریـشـه و مـیـوه خـشـک آن اسـت .
بـرگـهـاى سـال اول را در فـاصـله مـاه هـاى تـیـر تـا شـهـریـور و بـرگـهـاى سـال
دوم را در بـهـار و ریـشـه آنـرا در مـاه هـاى مـهـر تا آذر جمع آورى مى کنند.
جعفرى از خانواده آمبلى فراسه است .
ادامه مطلب ...
اسامى
گوناگون دار فلفل
در فـارسـى بـه فـلفـل دراز شـهـرت دارد . خـود فـلفـل در زبـان یـونـانـى بـه
ارنـیـتـس مـعـروف اسـت . در هـنـد بـه آن بـلبـل مـى گـویـنـد. فـلفـل مـویـه ،
فـلفـل مـوى ، فـلفـل مـون ، فـلفـل مـونـه و فـلفـل مـونـیـه از اسـامـى دیـگـر
ایـن گـیـاه اسـت . دار فلفل در زبان عربى به عرق الذهب شهرت دارد .
ار فـلفـل در زبـان بـنـگـالى به pipool، در زبان چینى به biba، در زبان هلندى به
peper langwerpig، در زبـان انـگـلیسى به jaboranda یا papper long، در زبان
اسـتـونـى بـه pipar pikk، در زبـان فرانسوى به long pover، در زبان آلمانى به
pfeffer langer، در زبـان گـجـرات بـه pipara، هندى به pipli، در زبان مجارستانى
بـه bors bali، در زبان اندونزیایى به bali cabe، در زبان کانادایى به hippali، در
زبـان مـراتى به pimpali، در زبان سوئدى به langpeppar، در زبان تایلندى به phrik،
در زبان اردو به pipul، در زبان ویتنامى به bat tat مشهور است .
مشخصات کلى دارفلفل
دارفـلفـل مـیـوه خـوشه مانند درختى است شبیه به درخت توت و همانند لوبیا بوده که
در غـلاف آن دار فـلفـل قرار دارد. بسیار تند و تیز بوده و داراى طبیعتى بسیار گرم
و خشک است . شکوفه آن مانند شکوفه درخت بید است که در ایام بهار از درخت مى افتد.
ادامه مطلب ...
ا
سامى
گوناگون زبان گنجشک
گـنـجـشک است . به این گیاه لسان العصافیر نیز مى گویند که اسم غلطى است . زبان
گنجشک در عربى به لسان العصفور و مران معروف است . بنجشک زوان ، بنجشک زبان ، مـرغ
زبـانـک ، تـلک ، تـل کـوچـکى ، وان ، ون ، وند، ونو، سر، اهر، بناو، بناوچ ، بنیو،
قـزل یـوشن ، قوش دیلى ، شجره العصافیر و شجر البق از اسامى دیگر زبان گنجشک است .
زبـان گـنجشک در زبان لاتین به excelsior fraxinus، در زبان انگلیسى به ash، در
زبان فرانسه به frene و در زبان آلمانى به esche echte شهرت دارد .مشخصات کلى زبان گنجشک
رخـتـى بـوده و گـلهـاى قـرمـز رنـگ مـایـل بـه قـهـوه اى آن قـبـل از رویـیـدن برگ
ظاهر مى شود . زبان گنجشک داراى انواع و اقسام مختلفى است که فـرق آنها در تعداد
برگچه ها و شکل ظاهرى آنها است . درخت زبان گنجشک هم به حالت وحـشـى و خـودرو در
نـقـاط مـخـتـلف ایـران از جـمله گرگان ، مازندران و روید و هم بطور زینتى در تهران
و بسیارى نقاط دیگر مى کارند. قسمت مورد استفاده زبان گنجشک برگ ، مـیـوه ، سـاقه و
پوست درخت آن است . زمان چیدن برگهاى آن در ماه هاى خرداد و تیر است . پـوسـت و
شـاخـه درخـت زبان گنجشک طعمى تلخ و گس داشته و داراى طبیعتى گرم است . لازم به ذکر
است که این درخت زیبا بیشتر در اقلیم خنک ، سراشیبى هاى سنگلاخ خصوصا رو بـه جـنـوب
مى روید و گاهى تا 30 متر هم ارتفاع دارد . از این درخت شیره اى ترشح مـى شود که به
سهل شیرین شهرت دارد . مگس معروف کانتا رید برگ از شیره این درخت تغذیه مى کند.
ادامه مطلب ...
اسامى
گوناگون سیب
فـارسـى ایـن میوه سیب است ولى به آلما نیز شهرت دارد عربى آن تفاح است و در زبان
هندى یاسو نامیده مى شود .
سـیـب در زبـان لاتین به spp malus، در زبان انگلیسى به apple، در زبان فرانسه به
pomme و در زبان آلمانى به apfel شهرت دارد .
مشخصات کلى سیب
از خانواده زاسه بوده و به تیره گل سرخیان تعلق دارد و گلهاى آن گلى رنگ است . سیب
داراى دو رنـگ زرد و قـرمـز بـوده و هـم به حالت وحشى و هم به حالت باغبانى رشد مى
کـنـد. درخـت سـیـب وحـشـى که سیب بیشه یا سیب جنگل نامیده مى شود و در بسیارى از
جنگلها وجـود دارد . تـقـریبا تمام متهاى درخت سیب مورد استفاده دارویى قرار مى
گیرد . طبیعت سیب گرم است . سیب را موقعى که خوب رسیده است از درخت بچینید، پوست
سیب که در واقع با ارزش تـریـن قـسـمـت سیب است را نکنید و آنرا همراه با خود سیب
بخورید . زمان استفاده از بـرگ ، غـنـچـه ، گـل و هـمـچـنـیـن پـوسـت سـاقـه درخـت
سـیـب در فصل بهار بوده و باید در سایه خشک گردد . از لحاظ میزان خواص دارویى و
ارزش مواد مغزى سیب سرخ شیرین نسبت به سیبهاى دیگر داراى ارزش بیشترى است .
ترکیبات شیمیایى سیب
ر حـدود یـک درصـد گلوکز فلورى زین و در تخم ان علاوه بر آمیگدالین ، گلوکز فلورى
زیـن وجـود دارد . در بـررسـى هـاى عـلمـى در بـرگ سـیـب وجود یک ماده ضد باکترى
بنام فلورین phloretin وجود دارد . این ماده ضد باکترى ، از رشد باکترى گرام مثبت و
گرام مـنفى جلوگیرى مى نماید .در میوه ه مقدار قابل ملاحظه اى هیدارت کربن و
قندهایى از نوع فـروکتوز و گلوکز و سوکروز وجود دارد . در دانه هاى سیب هورمون رشد
و نمو یافت مى شـود. در قـسـمت قابل خوردن سیب پکتین بصورت پکتات کلسیم وجود دارد .
در سیب رسیده وجـود 50 درصـد مـواد ازتـه غـیـر پـروتـیـن را اسـپـارژیـن تشکیل مى
دهد.
ادامه مطلب ...