مساءله 1 - بنابراحتیاط واجب است
محل بیرون آمدن بول دو بار با آب شسته شود هرچند که اقوى کفایت یکبار در مردان است
بشرطى که محل نامبرده مخرج طبیعى بول باشد و البته سه بار شستن بهتر است و این مخرج
جزبا آب پاک نمى شود و اما در مخرج غائط مکلف مخیر است بین شستن آن با آب و یا پاک
کردنش با چیزى که نجاست را از محل برطرف کند مانند سنگ و کلوخ و پارچه و غیر آن ولى
شستن آن با آب بهتر است و از آن بهتر آنست که هم با چیزى پاکش کند و هم با آب آن را
بشوید و در شستن آن تعدد معتبر نیست آنچه معتبر است پاک شدن مخرج است بلکه در پاک
کردن با سنگ و کلوخ و غیره نیز تعدد معتبر نیست هرچند که پاک کردن با سه تکه احوط
است ولو عین نجاست با کمتر از آن برطرف شده باشد و اما اگر با سه تکه برطرف نشد
آنقدر تکرار کند تابرطرف شود البته آن تکه ها باید پاک باشد پس با نجاست خشکیده و
چیز خشکى که متنجس است کافى نیست مگر آنکه اول خود آن تکه ها را پاک کند و نیز شرط
است خشک بودن آن پس گل و پارچه خیس براى اینکار کافى نیست ، بله رطوبت پارچه اگر به
حدى باشد که سرایت نکند ضرر ندارد.ادامه مطلب ...
آیتالله بهجت گلایه میکنند که قرار بود ما در زمان ظهور شما باشیم و آن حضرت میفرمایند که در زمان ظهور شما رجعت خواهید کرد.
حجةالاسلام "آقاتهرانی" نماینده مجلس شورای اسلامی که به معلم اخلاق دولت معروف است، در جدید ترین مصاحبه خود که در فارس منتشر شد، ادعاهایی در مورد دیدار مرحوم حضرت آیت الله شیخ "محمدتقی بهجت" با حضرت ولیعصر (عج) مطرح کرد که شاید شنیدن آن خالی از لطف نباشد.
مصاحبه کنند در یکی از پرسش های خود خطاب به "آقاتهرانی" می گوید: چرا چهره آیتالله بهجت را زیاد تبلیغ نمیکنند؟
آقاتهرانی نیز در پاسخ می گویند: حتی فقه و اصول ایشان هم همینطور مهجور ماند. ایشان فوقالعاده انسان وارستهای بود. یکی از عادات ایشان این بود که قبل و بعد از درس به مباحث خاصی میپرداختند، مباحث اخلاقی، تربیتی و عرفانی و اگر هم کسی میخواست به این مباحث برسد باید زودتر میرفت. وقتی که درس تمام میشد آنهایی که اهل اخلاق و عرفان بودند مینشستند. در یکی از جلسات به بحثی وارد شدند. آن بزرگوار قبل از اینکه از دنیا بروند در لبنان خدمت آقا رسیدند که حضرت فرمودند شما یک هفته بیشتر در دنیا نمیمانید. آیتالله بهجت گلایه میکنند که قرار بود ما در زمان ظهور شما باشیم و آن حضرت میفرمایند که در زمان ظهور شما رجعت خواهید کرد.
معلم اخلاق دولت در پاسخ به پرسش دیگری تحت عنوان "درست است که میگویند آیتالله بهجت چشم بصیرت داشته؟" گفت: این چیزها برای آیتالله بهجت کمترین چیز است.
به نقل از: البرز نیوز
زمینه هاى
پیدایش تهاجم فرهنگى
پدیده هاى اجتماعى با علت و زمینه واحدى بوجود نمى
آیند و براى بررسى و شناخت آن باید علل و عوامل متعددى را مورد شناسایى قرار داد.
تهاجم فرهنگى نیز یکى از پدیده هاى مهم اجتماعى است که مى بایست زمینه هاى پیدایش و
گسترش آن بطور دقیق و جامع بررسى شود.
تهاجم فرهنگى امرى است که همیشه داراى دو طرف مهاجم و
مورد هجوم مى باشد. و علل و عوامل مربوط به هر کدام
از آنها با یکدیگر متفاوت ولى با هم مرتبط مى باشند. بنابراین ، بحث را در دو بخش
زمینه هاى خارجى
تهاجم فرهنگى پى مى گیریم .
بخش اول : زمینه هاى داخلى تهاجم
فرهنگى
در یک بررسى اجمالى از وضعیت کشورهاى مورد هجوم ، به ویژگیهاى مشترکى دست مى
یابیم که نشان مى دهد این ویژگیها به عنوان عوامل کلیدى در گسترش
تهاجم فرهنگى نقش
اساسى را دارا هستند. بعضى از این ویژگیها توسط استعمارگران و مهاجمین ایجاد شده و
براى سهولت در امر تهاجم و استعمار، به جوامع دیگر تحمیل شده و برخى دیگر، مختص
ساختار داخلى جوامع مورد هجوم مى باشد. برخى از
مهمترین این ویژگیها که به عنوان زمینه هاى داخلى
تهاجم فرهنگى نیز مطرح مى باشند
عبارتند از:
الف بى توجهى نسبت به فرهنگ خودى :
هر یک از جوامع انسانى ، فرهنگ خاص خود را دارند، که طى سالیان متمادى در
اثر خاطرات تلخ و شیرین در تاریخ سرزمین آنها شکل گرفته و به صورت فرهنگ آن سرزمین
در آمده است که از آن به فرهنگ خودى تعبیر مى شود.
تا زمانى که فرهنگ خودى به حیات خود ادامه داده و قدرت هضم و دفع تاره هاى فرهنگ
وارداتى را داشته باشد هیچگونه آسیبى نخواهد دید. ولى اگر فرهنگ خودى ، پویایى و
جذابیت خود را از دست داده و قدرت انطباق با مقتضیات زمان را نداشته باشد، فرهنگ
بیگانه براحتى مى تواند جایگاه خود را پیدا کند و فرهنگ خودى را به انحطاط و
فراموشى سپارد.
ادامه مطلب ...
بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد دعا کبوتر عشق است وبال وپر دارد بخوان دعای فرج را وعافیت بطلب که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد بخوان دعای فرج را ونا امید مباش بهشت پاک اجابت هزار در دارد بخوان دعای فرج را که صبج نزدیک است
به نقل از سایت بولتن نیوز: وقتى که ما این حجم عظیمِ ظاهرىِ نظامى و اقتصادى استکبار را در مقابل خودمان مشاهده میکنیم، انسان به یاد گربهى کارتون «تام و جرى» مىافتد! تحرکش زیاد و هاى و هویش زیاد و حجمش بزرگ، اما نتیجهى کارش نه آنچنان که خودش انتظار دارد یا بینندگان انتظار دارند.
همانطور که پیش تر دادستان تهران از بر جایگاه ویژه فرهنگ و رسانه تاکید کرده و حتی از ایجاد دادسرایی تخصصی برای رسیدگی به پرونده های مطروحه این حوزه، خبر داده بود، هفته گذشته به دنبال برپایی نمایشی مبتذل و غیراخلاقی، با عوامل این تئاتر برخورد کرد.ادامه مطلب ...

در این پست به طور مفطل به عنوان های ذکر شده زیر خواهیم پرداخت.
نگاهى از بام تیره و هوس آلود سده بیست به روزگاران گذشته ، جهان را پهنه دگرگونیهاى بیشمار نشان مى دهد. دگرگونیهاى که گاه نابودى و نامرادى ؛ و زمانى امید و کامروایى به ارمغان آورده اند، و پرونده زندگى انسان را از لحظه هاى زشت و زیبا آکنده اند. بررسى مجموعه فراز و نشیبهاى تاریخ ، بشر را بدین حقیقت رهنمون مى کند که : پدیده هاى خوب و بد جوامع انسانى چیزى جز بازتاب روشن فرهنگهانیست به عبارت دیگر فرهنگ ، خاستگاه همه پیشرفتها، نوآوریها و منشا همه عقب ماندگى به شمار مى آید.
با
توجه بدین حقیقت ، شناخت فرهنگ و ارزیابى آن ارزش و اهمیت خود را نمایان مى سازد.
فرهنگ
هر چند وسیع و جامع بودن مفهوم فرهنگ ، شناخت و
شناساندن همه جانبه آن را دشوار ساخته است اما از دیرباز هر یک از اندیشمندان ، به
فراخور آگاهیهاى خویش ، در این حقیقت نگریسته و تعاریفى از آن ارائه داده اند. اما
مع الوصف هر یک از این تعاریف پیرایه هایى از کاستى را نیز به همراه داشته و به
تنهایى نمى تواند تعریف کاملى از فرهنگ به شمار آید. به عنوان مثال
تایلر دانشور آمریکایى مى گوید:
در روزگار ما این کلمه (فرهنگ ) بر همه ابزارهایى که در
اختیار ماست دلالت دارد. و (همچنن ) بر همه رسمها و باورها، دانشها، هنرها، نهادها،
و سازمانهاى جامعه . انسان از گذرگاه فرهنگ جامعه خود و به برکت آن ، موجود اجتماعى
مى شود. و با مردم پیرامون خود از صدها جهت ، همرنگى و همنوایى مى یابد، و از مردم
جوامع دیگر ممتاز مى شود.(1)
نیم کوف جامعه شناس برجسته غرب در این باره مى نویسد:
فرهنگ عصاره زندگى اجتماعى است . و در تمام افکار، امیال ،
الفاظ و تکاپوهاى ما منعکس مى شود و حتى در اطوار و حرکات خفیف چهره ما را دارد.(2)
بر این اساس ، فرهنگ مجموعه پیچیده اى است متضمن معلومات ،
معتقدات ، هنرها، اخلاق ، قوانین ، آداب و رسوم و تمامى تمایلات ، قابلیتها و عادات
مکتسبه که آدمى در حالت عضویت در یک اجتماع حاصل مى نماید.(3)
