قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه
قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه

جعلیات ابو هریره

ملک الموت براى قبض روح خدمت موسى آمد و گفت : پروردگارت را اجابت کن . موسى سیلى محکمى به چشم ملک الموت زد که موجب کورى او شد.
ملک به سوى پروردگار برگشت و گفت : خداوندا، تو مرا به سوى بنده اى فرستادى که مرگ را نمى خواهد و چشمم را کور کرد.
خداوند بینائى چشمش را به او باز گرداند و فرمود: به سوى موسى برگرد و بگو: اگر زندگانى دنیا را مى خواهى دستت را روى شکم گاوى بگذار، هر اندازه مو به دست آمد، به تعداد هر یک از آن موها یکسال زندگى خواهى نمود.

نیکبخت و بدبخت

از عاقلى پرسیدند: نیکبخت و بدبخت کیست ؟
گفت : نیک بخت آنکه خورد و کشت ، و بدبخت آنکه مرد و هشت .
حضرت موسى علیه السلام قارون را نصیحت کرد:
اَحسِن کَما اَحسَنَ اللهُ اِلَیکَ همانگونه که خداوند بر تو احسان فرمود، تو بر دیگران احسان کن . ولى نصیحت موسى را نشنید و به کار نبست . سرانجام به امر خدا زمین شکافته شد و قارون و اطرافیان را با همه اموالش فرو برد.
فَخَسَفنابِهِ وَ بِدارِهِ الاَرضَ فَما کانَ لَهُ مِن فِئَةٍ یَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللهِ وَ ماکانَ مِنَ المُنتَصِرینَ
ما قارون و اهلش را در زمین فرو بردیم و هیچکس غیر از خدا نبود که بتواند او را یارى کند و او از یارى شدگان نبود.

نیکبخت و بدبخت

از عاقلى پرسیدند: نیکبخت و بدبخت کیست ؟
گفت : نیک بخت آنکه خورد و کشت ، و بدبخت آنکه مرد و هشت .
حضرت موسى علیه السلام قارون را نصیحت کرد:
اَحسِن کَما اَحسَنَ اللهُ اِلَیکَ همانگونه که خداوند بر تو احسان فرمود، تو بر دیگران احسان کن . ولى نصیحت موسى را نشنید و به کار نبست . سرانجام به امر خدا زمین شکافته شد و قارون و اطرافیان را با همه اموالش فرو برد.
فَخَسَفنابِهِ وَ بِدارِهِ الاَرضَ فَما کانَ لَهُ مِن فِئَةٍ یَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللهِ وَ ماکانَ مِنَ المُنتَصِرینَ
ما قارون و اهلش را در زمین فرو بردیم و هیچکس غیر از خدا نبود که بتواند او را یارى کند و او از یارى شدگان نبود.

تدبیر قاضى

مردى مالش را نزد شخصى که مورد اعتماد قاضى شهر بود امانت سپرد و به مکه رفت . پس از مراجعت ، مالش را مطالبه کرد. لکن او انکار کرد و گفت : چیزى از تو پیش من نیست .
صاحب مال از او به قاضى شکایت کرد و حقیقت را براى او بیان نمود.
قاضى پرسید: آیا این دعوى را نزد دیگرى مطرح کرده اى ؟
صاحب مال : نه
قاضى : خیالت آسوده باشد، ولى از این جریان با احدى سخن مگو. دو روز دیگر بیا تا مالت را بگیرى . قاضى شخص مورد اعتمادش ‍ را احضار کرد و گفت : اموال زیادى از مردم نزد من جمع شده ، مى خواهم نزد تو به امانت بسپارم . ولى باید محل مطمئن و مناسبى در خانه ات آماده کنى . هر گاه آماده شد به من خبر ده تا اموال را به آنجا حمل کنیم .
آن شخص خیلى خوشحال شد و گفت : بسیار خوب ، الساعه مى روم و محل مناسبى را آماده مى کنم .
دو روز بعد صاحب مال طبق قرار قبلى نزد قاضى آمد.
قاضى به او گفت : اکنون به سراغ او برو و مالت را از او بگیر. اگر نداد، بگو: مى روم از تو نزد قاضى شکایت مى کنم .
صاحب مال طبق دستور قاضى عمل کرد. آن شخص هم به طمع رسیدن به اموال بیشتر، امانت را به صاحبش رد کرد.

عیادت مریض

روزى ناشنوائى خواست به عیادت دوستش برود، با خود گفت او مریض و ضعیف است ، نمى تواند بلند سخن بگوید تا من بشنوم . پس بهتر است کلماتى را که او به احتمال قوى در جوابم بر زبان جارى مى کند با خود تمرین کنم .
ابتدا از او مى پرسم : حالت چطور است ؟
او خواهد گفت ، الحمدللّه
بعد سؤ ال مى کنم ، چه غذائى مى خورى ؟
جواب خواهد داد، سوپ و غذاهاى سبک .
من هم مى گویم نوش جان ، گواراى وجودتان باشد.
سپس مى پرسم : پزشک معالج شما کیست ؟
خواهد گفت : فلان شخص .
من هم مى گویم ، خداوند قدمش را مبارک گرداند.
چند بار این سؤ الها و جوابها را با خود تمرین کرد.
سرانجام به عیادت بیمار رفت . کنار بسترش نشست و با دلسوزى تمام پرسید: حالتان چطور است ؟
بیمار: دارم مى میرم .
عیادت کننده : الحمد لله ، شکر خداى را.
محترمانه پرسید: چه غذائى میل مى کنید.
گفت : زهر مار.
عیادت کننده : نوش جان ، گواراى وجود.
سپس سؤ ال کرد: راستى پزشک شما کیست ؟
بیمار: عزرائیل .
عیادت کننده : خداوند قدمش را مبارک کند!

عیسى یا موسى ؟

از فردى مسیحى پرسیدند: آیا عیسى افضل است یا موسى ؟
گفت : عیسى مرده را زنده مى کرد، اما موسى قبطى را کشت .
علاوه عیسى پس از تولد سخن گفت :
قالَ اِنى عَبدُاللهِ اتینِىَ الکِتابَ وَ جَعَلَنى نَبِیا.
ولى موسى پس از هشتاد سال هنوز مى گفت :
وَاحلُل عُقدَةً مِن لِسانى یَفقَهُوا قَولى .
خدایا گره از زبانم باز کن ، تا مردم سخن مرا بفهمند.
حالا خودت انصاف بده کدامیک افضل هستند؟

شعار رزمندگان

شعار از طرفى تجلى شعور و ابراز عقیده و ظهور آرمان و باور قلبى انسان است . از طرف دیگر در حفظ اتحاد و انسجام ، دمیدن نور امید در قلوب رزمندگان ، تقویت روحیه رزمى و سلحشورى نیروهاى خودى ، و ایجاد خوف و هراس در دل دشمنان نقش فوق العاده اى دارد.
چنانکه ملت ما باشعار الله اکبر با دست خالى و مشتهاى گره کرده بر نظام پوسیده دوهزار و پانصد ساله شاهنشاهى غلبه یافت و چندین سال است با همین شعار در مقابل دشمنان اسلام و انقلاب ایستاده اند. سایر ملل مسلمان جهان نیز با همین شعار در مقابل طواغیت و حکام جور در فلسطین و لبنان و افغانستان و .... قیام کرده اند.
مسلمانان صدر اسلام در همه جنگها شعار داشته اند. چنانکه معاویة بن عمار روایت مى کند که امام صادق علیه السلام فرمود: شعار ما یا محمد، یا محمد است . سپس به بعضى از شعارهاى مسلمانان در جنگهاى مختلف اشاره فرمود:
شعار جنگ بدر: یا نصرالله اقترب اقترب .
شعار احد: یا نصرالله اقترب .
شعار بنى نضیر: یاروح الله ارح .
شعار بنى قینقاع : یا ربنا لایغلبنک .
شعار طائف : یا رضوان ، یا رضوان .
شعار حنین : یا بنى عبدالله .
شعار احزاب : حم لایبصرون .
شعار بنى قریظه : یاسلام اسلمهم .
شعار بنى المصطلق : الا الى الله الا مر.
شعار حدیبیه : الا لعنة الله على الظالمین .
شعار روز فتح مکه : نحن عبادالله حقا حقا.
شعار تبوک : یااحد، یا صمد.
شعار صفین : یا نصرالله .
شعارامام حسین در روز عاشورا: یامحمد، یا محمد.
و شعار امروز رزمندگان : یا فتح یاشهادت .
قُل هَل تَرَبَّصُونَ بِنا اِلا اِحدىَ الحُسنَیَینِ وَ نَحنُ نَتَرَبَّصُ بِکُم اَن یُصیبَکُمُ اللهُ بِعَذابٍ مِن عِندِهِ اَو بِاَیدینا.
شایان ذکر است در روز عید قربان و عید فطر و مناسبتهاى مختلف ، شعارهاى مخصوصى داریم و در واقع اینها سرودهاى مذهبى است که به صورت دسته جمعى اجراء مى گردد.

خصال شهید

رسول خدا که بر او و اهل بیت او درود و سلام باد، فرمود: براى شهید هفت خصلت است .
1 - اولین قطره خونى که از شهید بر زمین ریزد، همه گناهان او بخشیده شود.
2 - وقتى شهید به زمین بیفتد، دو حورى بهشتى سر او را به دامن گیرند و گرد و غبار از صورتش پاک کنند و گویند: آفرین بر تو.
3 - لباسهاى بهشتى بر اندام او پوشانده شود.
4 - خدمه بهشت بر یکدیگر سبقت گیرند تا او را به عطرهاى بهشتى معطر سازند.
5 - مقام و منزلت وجایگاه خود را در بهشت مى بیند.
6 - به شهید گفته مى شود: در هر کجاى بهشت که خواهى سیر کن و از هر چیزى بهره مند باش .
7 - به وجه الله مى نگرد و در کنار انبیاء و اولیاء و در قرب حق آرام مى گیرد

جهاد در راه خدا

جوانى خدمت پیامبر عرض کرد: خیلى مشتاق هستم در جهاد شرکت کنم .
رسول خدا فرمود: پس در راه خدا جهاد کن زیرا حال تو از سه صورت خارج نیست و در هر سه صورت تو سود برده اى .
1 - اگر در میدان جنگ به شهادت برسى ، نزد خدا زنده اى و روزى مى خورى .وَ لاتَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فى سَبیلِ اللهِ اَمواتا بَل اَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقُونَ فَرِحینَ بِما اتیهُمُ اللهُ مِن فَض ‍ لِهِ..
2 - اگر در راه رفت و برگشت اجلت فرا رسد، پس اجر تو به اندازه اى زیاد مى باشد که خدا آن را بر عهده گرفته است .
وَ مَن یَخرُج مِن بَیتِهِ مُهاجِرا اِلَى اللهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدرِکهُ المَوتُ فَقَد وَقَعَ اَجرُهُ عَلَى اللهِ.
3 - اگر به سلامت از جبهه باز گشتى ، از همه گناهان پاک مى شوى مانند روزى که متولد شدى .
وَ مَن یُقاتِل فى سَبیلِ الله فَیُقتَل اَو یَغلِب فَسَوفَ نُؤ تِیهِ اَجرا عَظِیما

ثواب رزمندگان

پیامبر اکرم فرمود: هر کس براى جهاد در راه خدا شهر خود را به سوى جبهه ترک کند، هر گامى که بردارد، خداوند 700 هزار حسنه به او مى دهد و 700 هزار سیئه را از نامه عمل او محو مى کند و 700 هزار درجه او را بالا مى برد.
خداوند ضمانت فرمود هر گاه رزمنده اى به هر نحوى جان سپارد، ثواب و اجر شهید به او مرحمت نماید و اگر به سلامتى از جبهه برگشت ، همه گناهانش بخشیده شود و دعایش مستجاب گردد.