قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه
قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه

مناجات با خدا

نیمه شب درد خود را باخدا آغاز کن........... .......... سر برآور تو زخواب آنگه ندارا ساز کن
گر ترا باشد غم و اندوه و گریان از گناه........... ....... درد خود را در سحر باآن طبیب راز کن
گر بخواهى حاجت دنیا و عقبى را از او........... ..... یک نوائى نیمه شب با محروم آن راز کن
گو خدایا بنده مسکینم و عبد ذلیل........... .......... بهر من اى بار الها چاره اى را ساز کن
احمدى دارد امید عفو و رحمت را زتو........... ........ از براى او در امید و رحمت باز کن

برای فرزند دار شدن

براى صاحب فرزند شدن
جوز بویا، یک مثقال ، کندر یک مثقال ، دارچین یک مثقال ، هل مکه یک مثقال ، مصطکى سه مثقال ، تخم زردک سه مثقال ، خارخسک سه مثقال بگیرد و همه این گیاهان داروئى نامبرده را خوب با هم بکوبد و نرم کند و به پنج قسمت کند و هر قسمت را با دو عدد زرده تخم مرغ مخلوط کند و پنج روز پشت سر هم صبح ناشتا یک قسمت آن زرا بخورد و وقتى پنج روز تمام شد سه شب یا سه روز پشت سرهم با همسر خود همبستر شود ان شاء الله داراى فرزند خواهد شد
نسخه نوشتنى براى فرزند دار شدن
حروف زیر را بر پهلوى راست زن بنویسد و بعد یک گوسفند سیاه فربه در زیر سقف بکشد و به چهل مؤ من بدهد
و ل و ان رانا س ى ر ت ب ه ال ج ب ال او ق ط ت ب ه ال ارض او ک ل م ب ه ال م و ت ى ب ل ل ال ه ال ام ر ج م ى عا

چند لطیفه زیبا

لطیفه
شخص داش منشى در یکى از پیاده روهاى تهران حرکت مى کرد با عصاى خود به پشت شخصى زد و گفت : آقا اینجا چهار راه مخبرالدوله است ؟ او گفت : نه آقا اینجا ستون فقرات بنده است .
لطیفه
شخصى به نزد دوستش رسید، از او پرسید مدتى است تو را نمى بینم در جواب گفت : مریضم گفت : ناراحتى شما چیست ؟ دوستش گفت : چند روزى است که غذایم هضم نمى شود دوستش گفت : آقا کارى ندارد غذاى هضم شده بخورید.
لطیفه
یکى دوست خود را در خیابان دید که با بچه اش مى آید، از او پرسید که نام پسرت چیست ؟ گفت : غلام شما، قنفذ تو عمرى و او غلام توست .
لطیفه
فردى رفت در مغازه میوه فروشى ، خواست بگوید: آقا لیموبم دارید زبانش بر عکس چرخید و گفت : آقا بیمولم دارید؟
لطیفه
یکى مشغول سخنرانى بود، خواست شعرى را به آواز بخواند فراموش ‍ نمود چند مرتبه گفت : صاحبدلى به مدرسه آمد، زخانقاه ، هر چه خواند، بقیه اش را یادش نیامد، آخر الامر گفت : چکار دارید آن شعر چیست حاصلش را برایتان مى گویم
لطیفه
شخصى زمان شاه در داخل مسجدى مشغول سخنرانى بود، خواست به آیة الله خمینى دعا کند، دست پاچه شد و به آیة الله بروجردى (ره ) دعا کرد بعد که دید خیلى خیط کرده است خواست بگوید صلوات بلند ختم کنید، بر عکس گفت : بلوات صلند ختم کنید.
لطیفه
مداحى داخل دسته عزادارى بر روى چهار پایه ایستاد بود و شعرى مى خواند ((دیدى که شجاعت به جهان شد زکه ظاهر)) این مصرع اول شعر بود هر چه خواند مصرع بعد را یادش نیامد، فقط مى دانست آخرش حبیب بن مظاهر است سرانجام گفت :
لطیفه
یکى از دوستان نقل مى کرد در خانه اى مشغول روضه خوانى بودم مى خواستم این شعر را بخوانم :
شعر را فراموش کرده بودم و مصرع اول را اشتباهى خواندم لذا هول شدم و گفتم :
از آن ترسم که آتش شعله ور شد
میان خیمه بیبمارم یور شد
لطیفه
با یکى از دوستان تمرین منبر داشتیم ، او یزدى یود، یک مقدارى صبحت نمود و بعد خواست روضه بخواند، روضه ذوالجناح را شروع کرد و با لهجه یزدى گفت : حضرت زینب به ذوالجناح گفت : ذوالجناح راستش بگو حسین را چه کردى ؟

احکام محتضر

مسلمانى را که محتضر و در حال جان دادن است چه مرد باشد یا زن ، بزرگ باشد یا کوچک ، باید به پشت بخوابانند، به طورى که کف پاهایش ‍ به طرف قبله باشد و اگر خواباندن او کاملا به این طور ممکن نیست تا اندازه اى که ممکن است ، باید به این دستور عمل کنند و چنانچه خواباندن او به هیچ نحو ممکن نباشد باید او را روبه قبله بنشانند و اگر آن هم نمى شود باید او را به پهلوى راست یا به پهلوى چپ روبه قبله بخوابانند.

شش چیز پس از فوت مؤ من ثوابش به او میرسد

و قال علیه السلام : ستة یلحقن المؤ من بعد وفاته : ولد، یستغفر له و مصحف یخلفه و غرس یغرسه ، و بئر یحفرها، و صدقة یجریها، و سنة یوخذ بها من بعده .
على علیه السلام فرمود: شش چیز پس از وفات مؤ من (پیوسته ثوابش ) به او مى رسد:
1- فرزندى (که از خود باقى گذارد) تا براى او استفاده کند.
2- کتابى (بنویسد) که بعد از او بماند (و دیگران از آن استفاده کنند)
3- درختى بکارد (که دیگران از ثمراه اش بهرمند شوند).
4- چاهى حفر کند (که دیگران از آبش استفاده نمایند).
5- صدقه جاریه (مانند ساختن مسجد و مدرسه و پل عبور...).
6- سنت و کارخوبى که پس از او بماند (و دیگران ) به آن عمل کنند.

آنچه که قبل و پس از مرگ مسلمانى باید بداند

انسان از دو چیز بدش مى آید
ان رسول الله (ص ) قال : شیئان یکرههما ابن آدم ، الموت ، و الموت راحة المؤ من من الفتنة ، یکره قلة المال ، و قلة المال اقل للحساب .
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: دو چیز است که انسان از آن بدش ‍ مى آید و کراهت دارد (یکى ) مرگ است ، و حال آنکه مرگ راحتى مؤ من است از فتنه ، (و دومى ) کمى مال است در حالیکه کمى مال حسابش در قیامت کمتر است .
زیاد به فکر مرگ باشید
قال رسول الله (ص ): اکثروا من ذکر هادم اللذات
پیامبر اکرم صلوات الله و سلامه علیه فرمود: زیاد به یاد از بین برنده و نابود کننده لذتها و خوشیها باشید.
یاد مرگ شما را به عمل وامى دارد
عن ابى بصیر قال : قال لى الصادق علیه السلام : اما تحزن ؟ اما تهتم ؟ اما تاءلم قلت : بلى والله ، قال : فاذا کان ذلک منک فاذکر الموت و وحدتک فى قبرک ، و سیلان عینیک على خدیک ، و تقطع او صالک ، و اکل الدود من لحمک ، و بلاک و انقطاعک عن الدنیا، فان ذلک یحثک على العمل و یردعک عن کثیر من الحرص على الدنیا.
ابوبصیر گوید امام صادق علیه السلام به من فرمود آیا محزون و غمگین و دردمند نیستى ؟ عرض کردم ، چرا به خدا قسم ، امام صادق فرمود: هرگاه چنین باشى به یاد مرگ باش ، و به یاد تنهائى در قبر باش ، و به یاد گریه ات و ریختن اشگهایت بر گونه هایت باش ، و به یاد این باش که خویشان و اقوامت تو را رها مى کنند و به یاد این باش که کرمها (در قبر) از گوشت (بدنت ) خواهند خورد، و به یاد بلا و جدا شدنت از دنیا باش ‍ همه اینها تو را به عمل وامى دارد و زابسیارى حرص بر دنیا تو را باز مى دارد.
ادامه مطلب ...

در روز قیامت از چهار چیز پرسش شود

عن على قال قال رسول الله صلى الله علیه و آله : لاتزول قدم عبد یوم القیامة ، حتى یسال عن اربع ، عن عمره فیها افناه ، و شبابه فیها ابلاه ، و عن ماله من این اکتسبه و فیها انفقه ، و عن حبنا اهل البیت ،

از على علیه السلام نقل است که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: در روز قیامت هیچ بنده اى قدم بر ندارد تا از چهار چیز از او پرسش شود، عمر خود را در چه گذرانیده ، جوانى خود را صرف چه چیز نموده ، دارائى خود را از کجا آورده و در چه راه خرج کرده ، و دوستى ، خاندان را در دل داشته یا نه ؟

سه چیز موجب قساوت قلب است

از جمله روایاتى که اهل سنت از پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل کرده اند این است که آن حضرت فرمود: ثلاثه تقسى القلب : استماع اللهو، و طلب الصید، و اتیان باب السلطان .
سه چیز موجب قساوت قلب و سنگ دلى مى شود: 1- شنیدن لهو و لعب و حرفهاى بیهوده ، 2- دنبال صید و شکار رفتن ، 3- به دربار سلطان و حاکم وقت رفتن (و عرض حلجت نمودن در پیش سلطان )
و در روایتى از حضرت رسول (ص ) نقل شده که فرمود: من لم یتورع فى دین الله ، ابتلاه الله بثلاث خصال : اما ان یمیته شابا او یوقعه فى خدمة السلطان ، او یسکنه فى الرساتیق .
کسى که در دین خدا تقوا نداشته باشد، خداوند او را به سه خصلت مبتلا مى کند، یا او را جوانمرگ مى کند، یا او را در روستاها و دهکده ها ساکن مى کند و یا او را به خدمت سلطان و حاکم وقت مى گمارد.

امام صادق فرمود: من به سه کس رحم مى کنم

عن الصادق علیه السلام : انى لارحم ثلاثه و حق لهم ان یرحموا: عزیزا اصابته مذلة بعد العز، و غنى اصابته حاجة بعد الغنى ، و عالم یستخف به اهله و الجهلة
از امام صادق نقل شده که آن حضرت فرمود: من به سه کس رحم مى کنم و سزاوار است که آنها رحم شود:
1- به عزیزى که پس از عزت و احترام خوار و ذلیل شده باشد
2- به ثروتمندى که پس از ثروت و دارا بودنش محتاج شده باشد
3- به دانشمند و عالمى که خانواده اش و نادانان او را پست و خوار شمارند.
و در حدیث دیگرى آمده که آنحضرت فرمود: اکرموا عزیز اذل و غنیا افتقر و عالما ضاع فى زمان جهال
یعنى : اکرم و احترام کنید عزیزى را که ذلیل شده ، و توانگرى را که فقیر گشته و دانشمندى که در میان نادانان قرار گرفته و ضایع شده است.

اگر مى خواهید دزد را در خواب ببینید

در بعضى از کتابهاى خطى قدیمى از شیخ بهائى نقل شده که فرمود:
هر کسى این حروف را بنویسد و بگذارد در زیر سرش ، دزد را در خواب خواهد دید:
ح لا ح ى حلا ا ملح لز ناح سلح مسح