قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه
قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه

علامه مجلسى و دعاى پدر

علامه مجلسى و دعاى پدر عالم بزرگوار مرحوم ملا محمد تقى مجلسى ، پدر بزرگوار علامه محمد باقر مجلسى در خاطرات خود مى گوید: در یکى از شب ها پس از این که از نماز شب و تهجد سحرى فارغ شدم ، حال خوشى برایم ایجاد شد؛ از آن حالت فهمیدم که در این هنگام هر حاجت و در خواستى از خداوند نمایم ، اجابت خواهد شد، فکر کردم چه در خواستى از امور دنیا و آخرت از درگاه خداوند متعال نمایم ؛ که ناگاه صداى گریه فرزندم محمد باقر در گهواره اش بلند شد، و من بى درنگ به خداوند متعال عرضه داشتم : پروردگارا! به حق محمد و آل محمد علیهم السلام این کودک را مروج دینت و ناشر احکام پیامبر بزرگت قرار ده و او را به توفیقاتى بى پایان موفق گردان .
و این چنین بود که دعاى این پدر عارف در سحرگاه آن شب مبارک به اجابت رسید و فرزندش در عرصه علم و دانش و تقوى آن چنان توفیقاتى یافت که امروزه بعد از چهار قرن ، او را به عنوان طلایه دار ترویج دین و سرآمد علماى شیعه مى شناسیم .

علامه مجلسى بر اثر همین دعاى پدر موفق به پدید آوردن آثارى شد که مخالف و موافق را به تحیر وا داشته است و در مدت این چهار قرن هیچ پژوهشگرى در حوزه دین و علوم اسلامى از تاءلیفات این عالم وارسته و سخت کوش بى نیاز نیست .

آیا امام حسن(ع) 50 بار زن گرفت و طلاق داد؟!

آیا امام حسن(ع) 50 بار زن گرفت و طلاق داد؟!نگاهی به مساله ازدواج‌ها و طلاق‌های امام حسن(ع) و روایت‌های دروغ شیعه و سنی؛ یکی از مسائلی که قرن‌ها برخی مورخان در کتاب‌های خود آورده‌اند، نسبت طلاق‌ها و ازدواج‌های زیاد به امام حسن مجتبی(ع) است. بسیای بدون توجه به صحت و سقم این موضوعات، مطالبی را نقل کرده‌اند که معاندان و معارضان با مکتب اسلام برای ضربه زدن به شخصیت اهل بیت، از این مطالب سوء‌استفاده کرده و آن بزرگوار را فردی شهوت ران و خوش‌گذران معرفی کرده‌اند.
در کتب شیعه و سنی روایت‌های متعددی وارد شده که با تعبیرهای گوناگون حکایت از آن دارد که امام مجتبی ـ علیه السّلام ـ "مطلاق" بوده یعنی زیاد طلاق می‌داده است؛ و امام علی ـ علیه السّلام ـ از این جهت از وی گلایه داشته است.
در این قسمت به کل روایت هایی که از منابع شیعه نقل شده است، اشاره می‌کنم:

1. عبدالله بن سنان از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل می‌کند: علی ـ علیه السّلام ـ بر فراز منبر فرمود: به فرزندم زن ندهید، همانا او زنان را زیاد طلاق می‌دهد؛ در آن هنگام مردی از طایفه "همدان" به پا خواست و گفت: به خدا سوگند به او زن می‌دهیم، چون او فرزند رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ و امیر مؤمنان ـ علیه السّلام ـ است، اگر خواست آنان را نگه دارد، و اگر خواست طلاق دهد. (کلینی، همان، ص 56)
2. یحیی بن ابی العلاء از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل کرده است: حسن بن علی ـ علیهم السّلام ـ 50 زن را طلاق داد؛ و در ادامه مطالبی به مضمون روایت سابق آمده است.(کلینی، همان، ص 56.)

ادامه مطلب ...

توفیقات مقام معظم رهبرى در خدمت به والدین است

توفیقات مقام معظم رهبرى در خدمت به والدین است  از مقام معظم رهبرى حضرت آیت الله خامنه اى نقل شده است که ایشان در مورد رمز موفقیت خود (با تواضع حکیمانه ) مى فرمایند:
بنده اگر در زندگى خود در هر زمینه اى توفیقاتى داشته ام ، وقتى محاسبه مى کنم به نظرم مى رسد که این توفیقات باید از یک کارنیکى که من نسبت به یکى از والدینم انجام داده ام باشد.
سپس در ادامه : خاطره اى را نقل مى فرمایند که به نظر ایشان رمز موفقیت ایشان مى تواند حساب شود، و مایه اختصار آن را نقل مى کنیم مى فرمایند:
پدرم در سنین پیرى - بیست و چند سال قبل از فوت - به بیمارى آب چشم که موجب نابینائى مى شود مبتلا شد بنده در آن موقع در قم مشغول تحصیل و تدریس بودم ، از قم مکررا به مشهد مى آمدم و ایشان را به دکتر مى بردم ، و دوباره باز مى گشتم تا اینک در سال 1343 هجرى شمسى به ناچار براى معالجه ، ایشان را به تهران آوردم ، اطباء در ابتداء ما را ماءیوس ‍ کردند گرچه بعد از دو سه سال یک چشم ایشان معالجه شد و تا آخر عمر هم میدید، اما آن زمان مطلقا نمى توانست با چشمهایش جائى را ببیند و باید دستشات را مى گرفتیم .
ادامه مطلب ...

دو نمونه از شخصیت هاى برجسته اسلام

1دو نمونه از شخصیت هاى برجسته اسلام-بلال حبشى
بلال از نمونه هاى سترگ است که با منشى اسلامى ، تربیت یافته است . آثار این عظیمت و تربیت را در این گوشه از زندگى او بخوانید: روزى به فرمان پیامبر، بر آن شد که به خواستگارى دختر یکى از بزرگان قبائل برود. او و برادرش نزدیک خانواده اى نسبتا بزرگ رفتند. بلال بجاى چرب زبانى و چابلوسى فقط گفت : ان ترجونا فالحمدلله و ان تمنعونا، فالله اکبر.اگر با ما وصلت کنید، خداى را سپاس خواهیم گفت و گرنه خدا بزرگ است . او مى داند که عزت و بزرگى منش ، ویژه بندگان راستین خداست او تربیت شده مکتبى است که مى گوید: و الله العزه وللرسوله و للمومنین . او به خود اجازه نمى دهد در برابر خواسته دل خود یا قدرت مالى دختر، خود را کوچک کند و زبان به تملق باز کند. روح سترگ او زیر بار خواریهایى در لفاف جمله هایى نظیر: ما را به غلامى بپذیرید نمى رود
2- عبدالله بن حذاقه
از یاران پیامبر (ص )بود. در زمان عمر با گروهى از مسلمانان گرفتار رومیان شد. دشمن ، دیگهایى آکنده از روغن زیتون به جوش آورده بود و با سنگدلى یکى از مسلمانان را که تن به نصرانى شدن ، در نداد، به درون دیگ افکند.لحظه اى بعد استخوانهایش روى سطح روغن ، در دیگ نمایان شد. پس از او عبدالله را در آوردند. بدو نیز پیشنهاد کردند که : دست از اسلام بردار اگر جانت را دوست دارى ؟ گفت : هرگز. پس او را به سوى دیگ بردند، اما دیدند که او اشک مى ریزد. از سران سپاه دشمن یکى گفت : برگردانیدش پشیمان شده است . عبدالله گفت : هرگز.

پس چرا گریه مى کنى ؟ - گریه شوق و حسرت است . شوق شهادت و حسرت آنکه بیش ‍ از یک جان ندارم تا در راه ایده خویش ، فدا کنم .... آن سردار از دلیرى او به شگفت آمد و در دل او را بسیار ستود؛ و گفت : بیا سر مرا ببوس و آزاد باش ! هرگز. - نصرانى شو تا دخترم را به عقد تو در آورم و نیمى از آنچه که دارم نیز به تو واگذارم . - هرگز! - پس سرم را ببوس تا تو و هشتاد تن از مسلمانان را نیز با تو آزاد کنم . عبدالله چون دید جان دیگران را نیز خواهد خرید حاضر شد و سر او را بوسید و همه آزاد شدند....  این نمونه است از منش ‍ یک جوان که تربیت اسلامى یافته است و در پرتو تربیت ، شخصیتى چنان عظیم به هم رسانده که بى اختیار، همه ستایش آدمى را به کرنش خویش بر مى انگیزد درود بر او باد و بر شخصیت پولادین و منش بلند او.

گناه مهمترین عامل تخریب شخصیت

گناه مهمترین عامل تخریب شخصیتآدمى به جز آنکه زیر بناى موقعیت ، آبروى و منش ظاهرى او را مى سازد؛ باید در صدد به دست آوردن عوامل دیگرى بر آید که بنیانگذار ارزش هاى معنوى مى شود. ترک گناه از بزرگترین این عوامل است که سازنده شخصیت حقیقى هر فرد است . امام باقر علیه السلام مى فرماید: شوربختى و حادثه ها و نکبت و شکست ، همه به دست انسان و بر اثر گناه آلودگى ، پیش مى آید....

هلک من اضله الهوى ...  آنکه خواهشهاى تن گمراهش ‍ سازد، به هلاکت خواهد رسید.بزرگترین و در همان حال دلفریب ترین الگوى منش الگوى نهایى شخصیت است که هر کسى در وجدان و ذات خود، بدان مى رسد. و گناه هر چند پنهانى ، این پیکره بلند و دلفریب را از درون مى شکند و گرچه در بیرون ، مردم آنرا سالم مى پندارند. و نیز آن گرامى مى فرماید: کسى که براى خود، شخصیتى قائل نیست و خویشتن را حقیر و پست مى کند، از او امید نیکى مدارید و چنین کس ، از ارتکاب پلیدى ها باکى ندارد.

من هانت علیه نفسه فلا ترج خیره . اصلا اجازه نمى دهد که مسلمانان به پلشتى گناه آلوده گردند و با نادانان و ناشایستگان در آمیزند.

نگاهی کوتاه بر زندگی مادر حضرت علی (ع)

تولد تا ازدواج: اسد فرزند هاشم بن عبدمناف است و هاشم جد دوم پیامبر صلی الله علیه و آله است لذا نسب فاطمه بنت اسد به جد دوم پیامبر صلی الله علیه و آله می‌‌رسد چنانچه مادر او نیز "فاطمة بنت هرم رواحة بن حجر بن عبد معیص بن عامر بن لؤی" می‌باشد. که لؤی جد هشتم پیامبر است.(1)
اگر چه زن در آن زمان از محرومیت عجیبی برخوردار بود و برخی برای رهایی از دست دختران تازه متولد شده، آن‌ها را زنده به گور می‌‌کردند، ولی خانواده اسد به حسب اعتقاد توحیدی خود مخالف این اعمال و افکار بودند و این عقاید توحیدی آرام آرام در قلب پرمهر «فاطمه» جای گرفت و در پرتو این عقاید با گذشت زمان تبدیل به زنی با کمال و مؤمن شد.
در «خصایص فاطمیه» مذکور است: «فاطمه بنت اسد زنی نیکوسیرت و دانا و بینا به امور آخرت و عاقله و هوشمند و با کمال عفت و شرافت بود. فاطمه بنت اسد پیرو مذهب حنیف ابراهیم خلیل علیه السلام بود و حتی قبل از اسلام هم، هرگز خود را به شرک و بت‌پرستی نیالود.(2)
فاطمه بنت اسد جز ابوطالب شوهری اختیار نفرمود.(3) پیوند مبارک ایشان در حین سادگی ولی باشکوه برگزار گردید و ابوطالب پس از حمد و ستایش خداوند بلندمرتبه و قرائت خطبه آن بزرگوار را به همسری برگزید و در عین حال از اسد گواهی خواست، و ایشان فرمودند: «ما هم او را به ازدواج تو درآورده و بدان راضی شدیم».(4)
ادامه مطلب ...

بررسی نقش همسران مختار در سریال مختار نامه

همسران مختارعمره همدل و همفکر مختار است اما ناریه گرچه همفکر او نیست اما همدلی‌اش را با مختار نمی‌توان مطلقا انکار کرد
اکنون که سریال «مختارنامه» به پایان خود رسیده، فرصت خوبی است تا برخی ویژگی‌ها و عناصر درونی‌تر این مجموعه تلویزیونی را چه از حیث فرم و ساختار روایتی و چه از نظر مضمون و درونمایه اثر مورد واکاوی قرار دهیم. بی‌تردید یکی از نقاط مثبت این سریال را باید در شیوه شخصیت‌پردازی و روان‌شناختی آنها دانست. 

کارگردان تلاش کرده تا تصویری خاکستری از این شخصیت‌ها خلق کند و به جای تصویر رمانتیک تصویری دراماتیک و انسانی از آنها ارائه دهد؛ انسانی نه از حیث اخلاقی بلکه از منظر تاریخی ـ روان‌شناختی. به این معنی که آدم‌های قصه فارغ از ارزشیابی‌های اخلاقی و ایدئولوژیک واجد ویژگی‌های انسانی با تمام ضعف و قوت‌هایش هستند.

مصداق بارز این مدعا را می‌توان در نوع رفتارشناسی ناریه و عمره همسران مختار جستجو کرد که اتفاقا به واسطه موقعیت مشابهی که از حیث حقوقی با مختار دارند، فرصت خوبی را برای یک قیاس شخصیت‌پردازانه هم از لحاظ روان‌شناختی و هم از حیث نمایشی و درام ایجاد کرد. واکنش آن دو در قبال قیام مختار و نوع همراهیشان با وی گرچه مبین تفاوت و چه بسا تضاد آشکاری است اما یک حس مشترک را می‌توان در هر دوی آنها تشخیص داد و آن هم عشق به مختار است. آری حتی نق‌زدن‌های ناریه را باید نشانی از عشق او به مختار دانست. عشق زنی به شوهرش که از ترس از دست دادن او با عقاید و آرمان‌هایش مخالف یا مقاومت می‌کند تا شویش را برای خودش نگه دارد. ادامه مطلب ...

عایشه و حفصه

پیغمبران در اعتقاد ما مسلمانان جهان ، همگى معصوم  هستند. عصمت  حالتى است که پیغمبران و امامان و از میان زنان عالم حضرت زهرا بانوى عالیقدر اسلام ، بر اثر شایستگى و لیاقتى که از راه وراثت و اصالت خانوادگى و جنبه هاى شخصى پیدا کرده بودند، از جانب خداوند متعال به آنان موهبت شده بود.
انسان معصوم نظیر ما افراد معمولى اجتماع ، اسیر هوى و هوس و گرفتار تعینات صورى نمى شود. نه گناه مى کند و نه دچار خطا و لغزش مى گردد و نه مورد تهدید و تطمیع قرار مى گیرد. بنابراین ، تمام کارهاى معصومین سنجیده و حساب شده و براساس حکمت و مصلحت بوده است . زنان متعددى که پیغمبر اسلام پس از پنجاه سالگى گرفته است همگى اتفاقى و ناشى از جنبه هاى عاطفى و انسانى و به ملاحظات سیاسى و قبیله اى یا اقتصادى و غیره بود.
در آن روزگار به واسطه جنگهاى قبیله اى و نزاعهاى خانوادگى ، زن در جامعه زیاد مى آمد و عرب غیرتمند هم نمى گذاشت آنان تنها بمانند و باعث حرف شوند.به همین جهت تعددازواج ،معمول بود تا جایى که بسیارى ازآنان بیش از یک زن داشتند و گاهى تعدادآنان از پانزده زن و بیشترهم تجاوزمى کرد.
پیغمبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله و سلّم از سن 24 سالگى تا پنچاه سالگى با خدیجه  بانوى بیوه اى که دو شوهر کرده و پانزده سال از وى بزرگتر بود، به سر برد. پس از مرگ خدیجه که 65 سال داشت ، پیغمبر تا یک سال غمگین بود و زنى اختیار نکرد. اندوه پیغمبر اسلام در مرگ خدیجه تا آنجا بود که در طول یک سال بعد از مرگ او، لبخند به لب نیاورد.

ادامه مطلب ...

همسر پیغمبر

همسر پیغمبرداستان اِفک یا حدیث اِفک  یعنى تهمت زدن به یکى از همسران پیامبر، معروف است . و ماجراى آن در سوره نور به تفصیل آمده است . آیات مربوط به این ماجرا از آیه یازده آغاز و تا 26 پایان مى یابد.
تفاسیر و احادیث و تواریخ اسلامى راجع به زنى که مورد تهمت قرار گرفته است دو نظر دارند:
1 - عموم مفسران و محدثان و مورّخان عامه نوشته اند: وى عایشه دختر ابوبکر بوده است . این نظر هم بر اساس حدیثى است که راوى آن خود عایشه است ، به شرحى که خواهد آمد. بعضى از تفاسیر و تواریخ شیعه نیز بر اثر عدم توجه ، همین نظر را اظهار داشته اند.
2 - بیشتر تفاسیر شیعه نوشته اند که ماجراى اِفک  از تهمت زدن عایشه به ماریه  همسر مصرى پیغمبر ناشى شده است .
اینک نخست به شرح نظریه اول مى پردازیم ، آنگاه نظر خود را درباره نظریه دوم ابراز مى داریم .
عایشه مى گوید: رسم پیغمبر این بود که هر گاه مى خواست به سفر برود، قرعه مى انداخت و به حکم قرعه یکى از همسران خود را همراه مى برد.در غزوه بنى مُصطلق قرعه به نام من اصابت کردومن همراه پیغمبربودم .
پس از خاتمه جنگ و شکست دشمن ، در یکى از منازل میان راه مدینه ، شب هنگام چون کاروان ما خواست حرکت کند، من براى قضاى حاجت به نقطه اى رفتم و چون برگشتم دیدم گردنبندم نیست . به نقطه اى که رفته بودم بازگشتم تا آن را بیابم . وقتى به محل اقامت کاروان مراجعت کردم دیدم قافله حرکت کرده است و به تصور اینکه من در محمل هستم ، آن را برداشته و به شتر بسته و رفته اند.
در آن هنگام یکى از اعراب بادیه به من نزدیک شد و چون مرا شناخت شترش را خوابانید و مرا سوار کرد وبه قافله رسانید. همین معنا موجب شد که منافقان سروصدا به راه اندازند و پیغمبر مرا به خانه پدرم بفرستد و حتى در صدد طلاق من بر آید تا اینکه آیات اِفک  نازل شد و خدا مرا از تهمتى که زده بودند تبرئه کرد و نظر پیغمبر نسبت به من عوض شد!

ادامه مطلب ...

زنى که به خدا شکایت کرد

اوس بن صامت با دخترعمویش خَوله ازدواج کرده بود. آنان در شهر خود مدینه باهم زندگى مى کردند و یکدیگر را سخت دوست داشتند. اوس به واسطه تنگدستى و پریشانى ، مردى تندخو و کم حوصله شده بود.
روزى اوس به همسرش نزدیک شد تا خواسته مشروع خویش را برآورده سازد ولى زن امتناع ورزید و به تمنّاى شوهرش روى خوش نشان نداد. اوس ‍ هم خشمگین شد و زنش را ظِهار کرد و گفت : تو نسبت به من به منزله مادرم هستى . ولى بعد، از گفته خود پشیمان شد.
ظِهار نوعى از طلاق زن در زمان جاهلیت بود و تا آن موقع منعى از اسلام درباره آن نرسیده بود. ظهارى که اوس بن صامت  کرد، نخستین ظهارى بود که در اسلام به عمل آمد.
اوس به زن خود گفت : تصور مى کنم تو بر من حرام شده اى . برو حکم آن را از پیغمبر سؤ ال کن و اگر راهى بر حلال شدن مجدد تو نباشد، نباید دیگر به خانه برگردى !.
خوله  هم نزد پیغمبر آمد و گفت : یا رسول الله ! شوهر من اوس بن صامت ، وقتى که من جوان و داراى مال و ثروت و عشیره بودم ، با من ازدواج کرد ولى بعد از آنکه ثروتم از دست رفت و جوانیم زایل شد و بستگانم پراکنده شدند با من ظهار کرد و بعد هم پشیمان شده است ، آیا راهى هست که ما را دوباره با هم پیوند دهد؟
پیغمبر فرمود: آنچه من مى دانم این است که تو بر شوهرت حرام شده اى . خوله گفت : یا رسول الله ! به خدایى که قرآن بر تو نازل کرده است ، شوهرم نام طلاق را به زبان نیاورد. او پدر فرزندان من است و من او را از همه کس ‍ بیشتر دوست دارم .
پیغمبر فرمود: با این وصف تو بر او حرام شده اى و چیزى هم در این باره از جانب خداوند به من نرسیده است که بتوانم تو را راهنمایى کنم .
خوله خواست باز هم چیزى بگوید ولى پیغمبر فرمود: تو بر او حرام شده اى و نمى توانى با وى سخن بگویى و تماس بگیرى .
وقتى خوله وضع خود را چنین دید، سخت اندوهگین شد، به گونه اى که از روى ناچارى گفت : خدایا! از بى کسى خود و دورى از شوهرم و آنچه بر سر خودم و بچه هایم آمده است ، به تو شکایت مى کنم . خدایا! از بدبختى و تنگدستى و پریشانیم به تو شکایت مى کنم . خدایا! چیزى به زبان پیغمبرت درباره من نازل کن !
آنگاه سخت گریست و شیون کنان گفت : پروردگارا! از فقر و تنهائى خودم و بى سرپرستى کودکانم که اگر به شوهرم بسپارم تلف مى شوند و چنانچه نزد خود نگاهدارم از گرسنگى مى میرند، به تو شکایت مى کنم . سپس سرودستها را به سوى آسمان بلند کرد و ناله سر داد.
تمام زنان و کسانى که در خانه پیغمبر بودند و مجادله وگفتگوى او را با پیغمبر مى شنیدند، به حال او رقّت برده و سخت گریستند.

ادامه مطلب ...