در این پست به بحث ، مى خواهیم ببینیم مبانى فکرى و نظرى مدرنیسم چیست ؟ در مورد هستى
چه مى گوید؟ به جهان چگونه نگاه مى کند؟ از انسان و جامعه چه تلقى اى دارد؟
ایده
آلها و آرمانهاى آن چیست ؟ و تفاوتهاى عمده میان فرهنگ و تمدن غرب که مبتنى
براصول مدرنیسم شکل گرفته است ، با فرهنگ اسلامى و سایر فرهنگهاى شرقى در
چیست ؟ و سرانجام آن به کجا مى انجامد ؟
در مباحث گذشته ، مهم ترین عواملى را که منجر به فروپاشى نظام کلیسایى و
زوال فرهنگ و تمدن دینى و شروع دوره جدیدى در تاریخ اروپا شد بیان کردیم و
از این
تحول باعنوان رنسانس یاد نمودیم .در این میان نباید
نقش اسلام و تمدن اسلامى را
در تحولات مذکور نادیده گرفت . اسلام در اروپا فضاهاى جدیدى را گشود و
افقهاى
تازه اى را پیش روى مردم اروپا باز کرد و دروازه هاى تازه اى را به سوى
دانش و معرفت
گشود. اروپائیان در جنگهاى صلیبى با آداب ، رسوم ، فرهنگ و دستاوردهاى
معرفتى ،
علمى ، اجتماعى ، سیاسى ، نظامى و حتى هنرى جهان اسلام آشنا شدند که
داستانها و
حکایتهاى بسیار جالبى از این برخورد و آشنایى در کتابها موجود است .
در طول هفتصد سالى که مسلمانها در اسپانیا یعنى قلب اروپا حضور داشتند و بر
آنجا
حکمروایى مى کردند، با توجه به غلبه فکرى ، فرهنگى و تمدنى خود توانستند
منشاء یک سرى تحولات علمى و فرهنگى شوند که جامعه غربى را بشدت تحت تاءثیر
خود قرار داد و افقهاى نوى را پیش روى آنها گشود. این امر منشاء عمده
تحولاتى است که
به رنسانس انجامید.
دوران
جدیدى در اروپا شکل گرفت که با گذشته آن ، کاملا متفاوت بود. در این عصر،
فرهنگ و
تمدنى جدید، آرام آرام شکل گرفته و گسترش یافت که با فرهنگ و تمدن گذشته
اروپا و سایر مناطق جهان هیچ شباهتى نداشت .
تردیدى نیست که ، اصحاب کلیسا در به وجود آمدن این شرایط نقش مؤثرى داشته
اند،
(مارتین لوتر) که
رهبر نهضت اصلاح دینى در اروپا محسوب مى شود خود
روحانى منتقدى بود که در دستگاه اسقف اعظم آلمان اعتبارى پیدا کرده بود.
هنگامى که به
نمایندگى از طرف کلیساهاى آلمان ، براى ارائه برخى مطالب و شکایات به
وایتکان ،
یعنى مقر پاپ اعزام مى شود، از مشاهده جلال و جبروت دستگاه پاپ و آن همه
تشریفات
وریخت وپاش که به دربار پادشاهان شباهت داشت ، متعجب گردید. او متوجه شد که
رقابت شدیدى در دنیاگرایى میان شاه و کلیسا وجود دارد. در
نتیجه ،نسبت به
تعالیم کلیسا و اساسا دستگاه روحانیت مسیحى ، دچار تردید شد و به فکر اصلاح
دین
افتاد و خود رهبر مذهبى جدیدو جریانى تحت عنوان (پروتستانتیزم )
در مسیحیت گردید.
وى پس از بازگشت از رم ، مبارزه و انتقاد را نسبت به دستگاه پاپ آغاز کرد و
باوجود آن
که خود یک کشیش بود، تندترین حملات را به روحانیت مسیحى به
عمل آورد. پادشاهان و شاهزادگان آلمانى و سیاستمداران و ثروتمندان نیز دور
او را
گرفتند وى را تشویق کردند .بورژواهاو اومانیست ها نیز که مخالفت او را با
دین و
کلیسا مشاهده کردند به حمایتش آمدند و قیامى را علیه پاپ بصورت یک جریان
فکرى
قوى و گسترده ، سازمان دادند .
از نظر او، مسیحیت مى بایست فاقد روحانیت و کلیسا باشد (مسیحیت آرى ،
روحانیت هرگز!)
وى روحانیت و کلیسارا زائد و مزاحم مى دانست و معتقد بود، انسان باید بدون
واسطه با
خداوند ارتباط داشته باشد. شعار دیگر او این بود که ، دیانت از سیاست باید
کاملا" جدا
باشد. دین یک مقوله شخصى و معرفتى است و ایمان امرى فردى است و در هیچ امر
اجتماعى
، بخصوص سیاست ، نباید دخالت کند .
در پایان
قرون وسطى ، مسیحیت و نظام کلیسا که از بحرانهاى عمیقى رنج مى برد، دچار
انحطاط و فروپاشى گردید که برخى دلائل آن به شرح زیر است :
ریشه اصلى بحران در مسیحیت و حاکمیت کلیسا را باید در
انجیل به عنوان مرجع اصلى تعالیم آن دین و هم چنین نهاد و ذات مسیحیت دانست
. واقعیت آن
است که انجیل ، برغم آن چه که ادعا مى شود، کتابى آسمانى و متضمن وحى الهى
نیست
بلکه مجموعه یادداشت ها، خاطرات و حاصل اندیشه تعدادى از پیروان حضرت مسیح
(ع )
است که پس از سالها از عروج آن پیامبر الهى ، مطالبى را که باواسطه یا بى
واسطه
شنیده و بعضا تصورات و برداشت هاى خود را تدوین نمودند و نام آن را کتاب
مقدّس
گذاردند. و انجیل رسمى موجود که خود شامل چهار
انجیل است ، از میان بیش از سیصد انجیل ، توسط کلیسا برگزیده شده و سایر
اناجیل که در بسیارى موارد از لحاظ شکل و محتوا با انجیلهاى چهارگانه فعلى
تفاوت
داشته اند جمع آورى شده و بطور کامل از بین برده شده اند. و انجیلهاى
چهارگانه موجود
نیز که از ترجمه هاى مختلف گذشته اند در موارد بسیار با هم تفاوت و بعضا
تضاد
دارند و در طول زمان نیز توسط رهبران کلیسا مورد دستکاریها و تغییرات
فراوانى قرار
گرفته اند. بدیهى است یک اینچنین کتابى بعنوان مرجع دینى مسیحیت که فاقد یک
مبناى
وحیانى درست و قابل اعتماد است ، نمى تواند پاسخگوى نیاز بشر به هدایت الهى
و
مبناى زندگى دینى واقع شود.
علاوه بر این ، مسیحیت نیز بعد از عروج عیسى مسیح (ع ) هم توسط پیروان او و
هم از
سوى قدرتهاى حاکم و هم به وسیله ى یهودیان ، مورد دستبرد، تغییر و تحریف
قرار
گرفت ، ضمن آن که این دین که آخرین پیام الهى نبوده و مى بایست در ساختار
کلى
جریان نبوت ، توسط پیامبر عظیم الشاءن اسلام
تکمیل و تتمیم مى یافت ، بهیچوجه پاسخگوى نیاز بشر در
طول زمان نبود.
در دوران شکوفایى تمدن اسلامى ، که
مغرب زمین اندک اندک به مدد کلیسا و علماء دینى
، از خواب پانصد ساله بیدار مى شود از جهات مختلف ، روى بسوى شرق اسلامى
دارد و
در تمامى رشته هاى علوم از جمله علوم عقلى ، مسیحیت و به تبع آن اروپا،
وامدار فلاسفه و
اندیشمندان اسلامى است . چون مسیحیت گرفتار فقر کلامى و فلسفى بود و از
حضرت
عیسى (ع ) و شاگردان و اصحاب ایشان ، در این زمینه مطالب
قابل توجهى باقى نمانده بود و اینکه کلیسا بایستى مانند هر آئینى به
پرسشهاى
اساسى پیروان خود پاسخ مى داد ، به ناچار درصدد برآمد تا ضعف خود را در
فلسفه و
کلام با وام گرفتن از اندیشمندان اسلامى جبران کند. زیرا در آن زمان
دانشمندان بسیارى
در شهرهاى بزرگ ممالک اسلامى به بحث و مطالعه بر روى
مسایل فلسفى و کلامى مى پرداختند.
دو نحله یا مکتب فلسفى که در اروپا نفوذ زیادى یافت ، یکى مکتب ابن سینا و
دیگرى مکتب ابن رشد بود که
این هر دو، از فلاسفه مسلمان بودند. یکى
ایرانى و دیگرى اهل اندلس اسلامى بود. این دو مکتب که حرف
اول را در حوزه اندیشه و مباحث فلسفى و حکمت الهى آن دوران مى زدند و دو
جریان فکرى و
فلسفى رایج در جهان مسیحیت به حساب مى آمدند، از اندیشه ها و آثار این
دانشمندان
اقتباس شده بودند.
عمده
نویسندگان غربى پس از عصر رنسانس ،
بدلیل دشمنى و عناد نسبت به مسیحیت و کلیسا، در آثار خود اینگونه القاء مى
کنند که
علت نابودى تمدن روم و پیدائى قرون وسطى و عصر تاریکى در مغرب زمین ،
مسیحیت و
گسترش آن در اروپا بوده است . در حالیکه این دین ، سالها
قبل از فروپاشى امپراطورى روم و آغاز قرون وسطى ، ظهور کرده بود. یعنى حدود
پانصد سال از بعثت حضرت عیسى (ع ) مى گذشت که امپراطورى روم منقرض گردید و
قرون وسطى در تاریخ اروپا آغاز شد و ما در بررسى تاریخى خود متوجه شدیم که
علل و عوامل دیگرى منجر به سقوط امپراطورى روم و انقراض تمدن آن شد.
سالها طول کشید تا مسیحیت توانست جایگاه خود را در اروپا پیدا کند و پس از
سیصد
سال ، با گرایش مردم به مسیحیت و تحت فشار افکار عمومى ، امپراطور روم کنستانتین
کبیر در
ظاهر به مسیحیت گروید و آن را دین رسمى کشور اعلام کرد. 150
سال پس از آن تاریخ ، به علل و عواملى که قبلا بیان شد، امپراطورى روم
نابود
گردید. همانطور که گفتیم ، مسیحیت عامل فروپاشى امپراطورى روم و انقراض
تمدن آن و
غلبه قرون وسطى بر تاریخ اروپا نبود، بلکه علت اصلى نابودى تمدن رومى ،
ماهیت
ضد فطرى و ضد انسانى فرهنگ و رفتار حاکم بر جامعه و فساد و ظلم و بیعدالتى
طبقات حاکمه بوده است .
این دوران که قریب هزار سال بطول انجامید (از قرن پنجم تا پانزدهم میلادى ) خود شامل دو بخش است :
الف - عصر
تاریکى
در بخش اول که بدان عصر تاریکى مى گویند و حدود پانصد
سال بطول انجامید، در اروپا از تمدن خبرى نیست ! شهرها و مراکز تمدنى ویران
شده و
بدست بربرها یعنى قبائل شمالى افتاده است و ساکنین اصلى آن ، یا بکوهها و
غارها
پناه برده اند و یا زندگى ساده روستائى و قبیله اى را تجربه مى کنند. پس از
آن
بودکه طى پانصد سال به تدریج ، تمدن و شهرنشینى مجددا در اروپا
شکل گرفت و سنگ بناى اروپاى امروزى توسط فرزندان ونسلهاى بعدى همان اقوام
وحشى مهاجم ، گذاشته شد.
قرون وسطى حدودا از قرن پنجم میلادى آغاز شد و طى آن ، از یک سو آداب و
رسوم و
قوانین خشک و خشن قبایل مهاجم ، بخصوص ژرمنها، در اروپا رایج شد و از
سوى
دیگر آثار تمدن و فرهیختگى که از دوران یونان باقى مانده بود بکلى نابود شد
و یا
در اسکندریه محبوس گردید. در این میان و در
خلاء یک جریان فکرى ، فرهنگى و
اجتماعى اثر گذار، مسیحیت که همواره از سوى پادشاهان و امپراطوران روم تحت
فشار بود
و پیروان آن به شدیدترین شکل سرکوب مى شدند، به تدریج نضج یافت و در نیمه
دوم قرون وسطى اندیشه مسیحى بر سراسر اروپا سایه افکند و فرهنگ کلیسا، جنبه
هاى مختلف زندگى فردى و اجتماعى ساکنین اروپا را فرا گرفت .
از امام - سلام الله - علیه - وسائل
و کتب فراوانى در زمینه فقه
اصول ، حدیث ، فلسفه ، عرفان ، اخلاق ، تفسیر و سیاست به یادگار مانده است
که
برخى منتشر شده و بعضى دیگر در آستانه انتشار است .
برخى از آثار حضرت امام - سلام الله علیه - عبارتند از:
1- کتاب الطهاره (در سه جلد)
2- الرسائل (در دو جلد)
3- اسرار الصلوة (سر الصلوة )
4- آداب الصلوة .
5- چهل حدیث .
6- طلب و اراده .
7- البیع (در پنج جلد)
8- المکاسب المحرمه (در دو جلد)
9- تحریر الوسیله (در دو جلد)
10- شرح دعاى سحر.
11- کشف الاسرار.
12- شرح حدیث راءس الجالوت .
13- رساله اجتهاد و تقلید.
14- تفسیر سوره حمد.
15- حاشیه اى بر مفاتیح الغیب .
17- حاشیه بر اسفار.
18- تعلیقات بر کتاب ارث ملا هاشم خراسانى .
19- شرح حدیث جنود عقل و جهل .
20- نیل الاوطار فى بیان قاعده لاضرر و لا ضرار.
21- حکومت اسلامى (ولایت فقیه )
22- دیوان شعر
23- رساله علمیه (و نیز مناسک حج )
24- مبارزه با نفس (تقریر به وسیله سید حمید روحانى )
25- استفتاآت (در دو جلد)
26- همچنین کتاب تحریر الوسیله حضرت امام - سلام الله علیه - تحت عنوان :
تفضیل الشریعه فى شرح تحریر الوسیله ،توسط آیت الله العظمى
فاضل لنکرانى در چهل جلد انتشار یافته است .
27- تهذیب الاصول (تقریات دروس خارج اصول ایشان ، توسط آیت الله حاج شیخ
جعفر
سبحانى تبریزى )
- البته صحیفه نور که حاوى بسیارى از نامه ها،
اطاعیه ها و سخنان آن پیشوا است ،
در 22 جلد انتشار یافته است .
در بیستم جمادى الثانى 1320 ه . - ق همزمان با میلاد خجسته بانوى بزرگ
اسلام
،فاطمه زهرا - سلام الله علیها - در یک خانواده مذهبى - روحانى در شهر خمین
فرزندى به دنیا آمد که او را سید روح الله نام نهادند. پدر او آیت
الله سید
مصطفى خمینى یکى از علماى مبارز منطقه و مادر او هاجر انصارى از
خانواده آیت الله
شیخ محمد خوانسارى ، صاحب کتاب زبدة التصانیف است .
نقش دوست داشتن در زندگی انسان بسیار تعیینکننده و تأثیر گذار است.مهمترین ویژگی محبّت آن است که اندیشه، گفتار و کردار محب را تحت تأثیر قرار میدهد و مسیر حرکت او را مشخّص میکند و وی را به محبوب مانند میسازد. لذا میبینیم کسی که دوستدار دنیا است دنیایی، و کسی که دوستدار خداوند است خدایی زندگی میکند.
در قرآن آیهای است که به صراحت بر ضرورت مودت و دوستداری خویشان پیامبر (صلّی الله علیه و آ له) پای میفشاند، و آن آیه 23 سوره شوری است که میفرماید: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی یعنی: «بگو از شما مزدی بر رسالت نمیخواهم به جز مودت نسبت به خویشان».
به راستی این چگونه مودتی است که از نگاه قرآن مزد رسالت پیامبر (صلّی الله علیه و آ له) به شمار رفته است؟ و این خویشان کیانند که مودتشان از این اهمّیت برخوردار است و چنین عنوان خطیری دارد؟!
منابع تفسیری، تاریخی و روایی شیعه و اهل سنّت مراد از خویشان را عترت و اهل بیت پیامبر (صلّی الله علیه و آ له) معرّفی کردهاند؛ همانان که پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آ له) بارها آنان را چون خویشتن خواند و مردمان را از آزارشان نهی فرمود.
احمد بن حنبل،( مسند احمد، 1/286) بخاری،( صحیح بخاری، 4/154 و 6/37) ترمذی،( سنن ترمذی، 5/54) نسائی(سنن نسائی، 6/ 453) و دیگران(جامع البیان، 25/31) روایت کردهاند که منظور از «قربی» در آیه مودّت، آل محمّد (صلّی الله علیه و آ له) هستند.
ادامه مطلب ...پس از طی سکرات و غمرات یکی
از وحشتناکترین مواقف انسان در سفر آخرت ، شب اول قبر
است و آن اولین شب و رود انسان بر عالم برزخ است . واژه وحشت به معنای ترس
نیست ،
بلکه ترس لازمه وحشت است . زیرا وحشت به معنای عدم آشنایی و بیگانگی انسان
از وضعیت
جدید است . انسان هر چه بیشتر در دنیا تعلق خاطر به اسباب و لوازم داشته
باشد درجه
وحشت و تنهاییش نیز بیشتر خواهد بود و بالعکس ، هر چه انسان در دنیا کمتر
وابسته
باشد مرگ و عوالم پس از آن برایش آشناتر و گوارتر خواهد بود . حضرت امیر ( ع
)
همواره می فرمود : مرگ برای علی ( ع ) از پستان مادر برای بچه شیرخواره
مانوس تر
است .
از آنجا که اولین شب قبر از اهمیت ویژه ای برخوردار است و همه می خواهند بدانند که این موقف چیست و چه بر سر آنها خواهد آمد ، بسیار بجاست که احادیثی در این رابطه خاطرنشان شود . گروهی از احادیث از سوال و جوابی که بین فرشتگان الهی و انسان رد و بدل می شود پرده بر می دارد . به عنوان نمونه : رسول خدا ( ص ) به یکی از اصحابش فرمود : چگونه خواهی بود آنگاه که دو " فتان " قبر ( دو ملک از ملائک ) بر تو وارد شوند ؟ عرض کرد : یا رسول الله فتانان قبر چیستند ؟ ( کیستند ) . فرمود : دو ملک هستند که بسیار خشن و بدخلقند ، صدایشان مانند رعد و پر سر و صدا و چشمانشان مانند برق ربانیده ( کور کننده ) است ، در حالیکه در میان انبوه موهایشان حرکت می کنند و زمین را با نیش دندانهایشان می شکافند ( اینهایند ) که از تو سوال می کنند ...
ادامه مطلب ...