قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه
قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه

بخشیدم و حلال کردم

در کتاب در محضر بزرگان به نقل از حضرت آیت الله مصباح مى نویسد:
یک روز مقام معظم رهبرى فرمودند: من بعد از رهبرى ، همه ى کسانى را که احیانا از آن ها گله داشتم ، بخشیدم و حلال کردم .

خدمت در سیل ایرانشهر

www.ghafase.blogsky.com خاطرات مقام معظم رهبریمقام معظم رهبرى در سال 1357 که سیل در ایرانشهر جارى شد، در آن شهر تبعید بودند. ایشان با تجربه اى که از زلزله ى طبس در سال 1347 داشتند، گروهى از طلاب و روحانیون را بسیج کردند و با تشکیلات منسجم ، به کمک مردم آن سامان شتافتند.
نقش معظم له در این کمک رسانى و خدمت به مردم ، آن قدر روشن بود که باعث تعجب و ترس و وحشت ساواک گردید و رئیس ساواک به آیت الله خامنه اى گفت : دیشب در کمیسیون امنیت شهربانى ، به ساواک گفتم :
شما چقدر بى عرضه هستید که هیچ کارى نکرده اید! یک نفر تبعیدى را ببینید این جا چه اوضاعى درست کرده است !
گردآور: قفسه
منبع: گلهای باغ خاطره

شایستگى رهبرى

در کتاب حکایت نامه ى سلاله ى زهرا (س ) مى نویسد:
حاج احمد آقا نقل کرده اند وقتى که آیت الله خامنه اى در سفر کره شمالى بودند، امام گزارش هاى آن سفر را از تلویزیون مى دیدند؛ آن منظره دیدار از کره ، استقبال مردم و یا سخن رانى و مذاکرات ایشان در آن سفر، خیلى برایشان جالب بود و فرموده بودند: الحق ایشان شایستگى رهبرى را دارند

خیلى سفر نرو

حاج احمد آقا (رض ) نقل مى کردند: امام خطاب به مقام معظم رهبرى فرمودند: هر موقعى که تو به سفر مى روى من مضطرب هستم که برگردى ، خیلى سفر نرو. این از الهامات الهى و غیبى حق تعالى بوده است .

ساده زیستى

www.ghafase.blogsky.com خاطرات مقام معظم رهبریحضرت آیت الله مصباح یزدى درباره ى ساده زیستى مقام معظم رهبرى مى فرماید: مصرف گوشت خانه ى آیت الله خامنه اى در زمان ریاست جمهورى ، تنها از طریق کوپن بود. ایشان در آن زمان ، به من فرمودند:

من تا کنون ، غیر از همان گوشت کوپنى که به همه ى مردم داده مى شود گوشت دیگرى از بازار نخریدم ! مصرف سوخت خانه ى معظم له نیز همان سهمیه ى کوپنى بود. اگر گوشت گرمى هم مصرف مى کردند، گوشتى بود که افراد به عنوان نذر و قربانى براى آقا مى بردند. امروز هم زندگى ایشان : مثل زندگى مردم محروم و مستضعف است ؛ زندگى بسیار ساده اى است . این حقایق را باید نوشت و در تاریخ ثبت کرد.

گردآور: قفسه
منبع: گلهای باغ خاطره

این غذا مال بیت المال است

www.ghafase.blogsky.com خاطرات مقام معظم رهبریحضرت آیت الله جوادى آملى (زید عزه ) مى فرماید:

یک روز مهمان مقام معظم رهبرى بودم . سفره را که گستردند، فرزند ایشان آقا مصطفى نیز نشسته بود. آیت الله خامنه اى به وى نگاهى کردند و فرمودند: پاشو برو! من خدمت ایشان عرض کردم : اجازه بفرمایید آقازاده هم باشند؛ من از او خواستم که با هم باشیم . آقا فرمودند: این غذا مال بیت المال است ، شما هم مهمان بیت المال هستید. براى بچه ها جایز نیست که بر سر این سفره بنشینند. آن ها به منزل بروند و از غذاى خانه بخورند من در آن لحظه فهمیدم که خداوند چرا این همه عزت به حضرت آقا داده است .

گردآور: قفسه
منبع: گلهای باغ خاطره

من هفت ساعت است که بیدارم

www.ghafase.blogsky.com خاطرات مقام معظم رهبریهفته نامه ى پرتو سخن ، به نقل از سردار محمد شیرازى مى نویسد:

یکى از ویژگى هاى مقام معظم رهبرى ، شب زنده دارى است . در زمان ریاست جمهورى نیز، این خصوصیت در پهنه ى زندگى آقا، حیات معظم له را نورانیت خاصى بخشیده بود. در همان دوران ، مقام معظم رهبرى سفرى به سوریه داشتند. در صبح یکى از روزهاى سفر، حدود ساعت ده که جلسه اى با رئیس جمهورى سوریه داشتند، حافظ اسد رو به ایشان مى کند و مى پرسد: دیشب که خوب خوابیدید؟ که مقام معظم رهبرى فرمودند: من هفت ساعت است که بیدارم !

گردآور: قفسه
منبع: گلهای باغ خاطره

در حفظ بیت المال ، دقیق و دلسوزند

www.ghafase.blogsky.com خاطرات مقام معظم رهبریسردار کوثرى در کتاب خورشید در جبهه مى گوید:
مقام معظم رهبرى در مورد حفظ بیت المال بسیار دقیق و دلسوزند.

روزى ما براى ساختمان سازى در جنوب ، خدمت ایشان رسیدیم و گفتیم : مى خواهیم تعدادى خانه آنجا بسازیم که فرماندهان ، خانواده هایشان را بیاورند اینجا. چون رفت و آمد مشکل است و به کارشان هم لطمه مى زند ایشان نگفتند این پول را بگیرید، بروید. بلکه گفتند این پول را به طور امانى به شما مى دهم ، و بسازید؛ بعد که کارها انجام شد، من از راه قانونى اش به شما پول مى دهم ، که این پول را برگردانید.

گردآور: قفسه
منبع: گلهای باغ خاطره

نامه هاى مردم را به دستم برسانید

www.ghafase.blogsky.com خاطرات مقام معظم رهبریدر مجله ى امید انقلاب ، نشریه سپاه پاسداران اسلامى از قول یکى از بستگان رهبرى مى نویسد:
یک روز مقام معظم رهبرى به ما فرمودند: این را بدانید؛ نامه هایى که مردم به دستتان مى دهند تا براى من بیاورید، این ها امانت نزد شماست که باید بیاورید و به من بدهید. حتى اگر تشخیص دادید که محتواى نامه نامربوط است ، باز هم فرقى نمى کند و باید نامه را به دستم برسانید.


گردآور: قفسه
منبع: گلهای باغ خاطره

علاقه به فرزندان شهید

www.ghafase.blogsky.com خاطرات مقام معظم رهبریسردار پاسدار على فضلى در کتاب خورشید در جبهه مى گوید:
من برادرى داشتم به نام رحمان که در سال 1361 در جبهه شهید شد.
وى پسرى به نام مصطفى دارد که در زمان شهادت پدر، چهار ماهه بود.
یک روز که در محضر مقام معظم رهبرى بودیم ، مصطفى را نیز با خود بردم . او در داخل حیاط نشست و ما وارد جلسه شدیم . جلسه ما حدود دو ساعت طول کشید. بعد از جلسه که بیرون آمدیم ، حضرت آیت الله خامنه اى چشمشان به مصطفى افتاد. من او را به حضرت آقا معرفى کردم .
معظم له وقتى فهمیدند که وى فرزند شهید است ، چهره شان دگرگون شد و مصطفى را در آغوش کشیدند و بوسیدند. سپس به صورت گلایه به من فرمودند:
چرا زودتر به من نگفتى ؟ بعد معظم له به داخل اتاق خود رفتند و یک ساعت و خودکار براى مصطفى هدیه آوردند و به وى دادند.
گردآور: قفسه
منبع: گلهای باغ خاطره