قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه
قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه

اعیاد مصادیق ایام الله

اعیاد مصادیق ایام اللهخداوند روزهایی را عید می داند که مصداق ایام الله و ظهور روزهای خدا باشد در این روزها انسان ها باید به یاد خدا و به یاد نعمت و مهربانی های خدا باشند یادی از گذشته و گرفتاری های خویش کنند و برای این همه نعمت شکرگذار باشند اعیاد اسلامی نمونه های بارز ایام الله هستند اگر عید از این منظر نگرسته شود یعنی آن روز را خدا بدانیم. و عید را چنان ببینیم که اولیاء الهی می دیدند همان طور که حضرت عیسی(ع) نزول مائده ی آسمانی را درخواست می کند تا آن عید را بشمارد و آیه ی از جانب خدا باشد: عیسی بن مریم گفت: بارالها پروردگار برای ما از آسمان مائده ای بفرست تا این روز برای ما و کسانی که پس از ما می آیند عید باشد که تو بهترین روزی دهندگانی و نشانه و حجتی از جانب تو برای ما باشد و ما را روزی ده که تو بهترین روزی دهندگان هستی (1).
اگر ملاک عید را بدست آوریم در حقیقت همه این روزها عید هستند پس عید یعنی روزها و شب های برگزیده یعنی زمان های برتر.
تاریخچه اولین عید
داستان اولین عید را هم در آدم می یابیم خداوند به آدم فرزند دیگری به نام (هبة الله) می بخشد و هنگامی که نبوت آدم(ع) به پایان می رسد به او وحی می رسد که روزگارت به سر آمده نشانه های نبوت را به فرزندت(هبة الله) بسپار آدم به فرزندش سفارش می کند که پامبری به نام نوح می آید هر کس او را دریافت به اوایمان می آورد و از او اطاعت می کند آن گاه حضرت آدم به (هبة الله) وصیت کرد که این م‍‍ژده را هر سال به یاد آورد و این روز را برای خود و فرزندانش روز عید قرار دهد آنان هم همواره به این وصیت عمل می کردند این اولین عیدی است که در تاریخ بشر سراغ داریم و ایمان اوردن به پیامبران حق و متابعت از آنان عید انسان هاست فرزندان آدم نیز هر سال این معاهده را تکرار کردند این توفیق جدید تجدید میثاق را باید جشن گرفت و عید نامید.
این تجدید پیمان در زمان بعثت هر پیامبری در اول هر سال اتفاق می افتد این بهترین عید است زیرا هم پیمان دن با پیامبران الهی روز عید انسان ها است. پیمان با امام و راهبر، بهترین است. تقسیم بندی اعمال عید شاید در یک تقسیم بندی کامل بتوان اعمال عید را در سه مورد زیر طبقه بندی کرد.
الف. اعمال فردی: نظیر آراستن و آراستگی، لباس نو پوشیدن و پوشاندن، شاد بودن و شادی نمودن (2).

ادامه مطلب ...

موسسه خیریه شمیم کوثر

آشنایی با خیریه شمیم کوثر: تا کنون اقدامات مؤسسات خیریه برای کمک به کودکان یتیم و خانواده نیازمند در اکثر کشورها کافی نبود و تعادلی بین امکانات و نیازها دیده نمی‌شود ، در چنین شرایطی ضرورت کمک‌های مردمی اجتناب ناپذیر است بدین منظور مؤسسه خیریه شمیم کوثر برای لبیک به ندای الهی و انجام وظیفه دینی و انسانی تشکیل شده است
نحوه کمک به مؤسسه خیریه شمیم کوثر
1- تامین مخارج ماهیانه یک یا چند کودک یتیم و یا نیازمند
2- کفاره - گوسفند قربانی - گوسفند عقیقه - صدقات از طریق صندقهای مخصوص خیریه شمیم کوثر
3- اهدای البسه و مواد غذائی و لوازم خانگی
4- اهدای مستمری ماهانه ایتام
5- اهدای مستمری ماهانه بیماری‌های خاص
چگونگی تشکیل مؤسسه خیریه شمیم کوثر
مؤسسین خیریه شمیم کوثر پس از فعالیت چندین ساله در مؤسسات خیریه مختلف به این نتیجه رسیدند که می‌بایست مستقلاً برای کمک به اقشار نیازمند وارد عمل شده و با همکاری و مساعدت نیکوکاران بیشتری به خدمت مشغول شوند. در نتیجه تصمیم به تاسیس این خیریه گرفتند.
موسسه خیریه شمیم کوثر
با عنایت خداوند متعال و توجهات خانم حضرت فاطمه زهرا (ص) هیئت امنا پس از طی مراحل مختلف قانونی موفق شدند این خیریه را با نام مؤسسه خیریه شمیم کوثر در اداره کل ثبت شرکت ها و مالکیت صنعتی به شماره ۱۸۵۰۸ ثبت و رسماً کار خود را در تاریخ 1384/5/17 شروع نمود
فعالیت های موسسه خیریه شمیم کوثر
خیریه شمیم کوثر توسط نانوان نیکوکار اداره میشود . برخی از این افراد در قسمت اداری و تعدادی در گروه تحقیق و بررسی وضع خانواده های نیازمند مشغول به فعالیت هستند و تعداد دیگری از این عزیزان که از هنر آشپزی بهره کافی برده اند در تهیه غذا، ترشیجات و انواع مربا مشغول به فعالیت هستند . بدیهی است که حاصل زحمات این عزیزان به نفع خیریه به فروش میرسد. مؤسسه خیریه شمیم کوثر در راستای کمک به نیازمندان ماهانه یک بار مبادرت به فروش غذا مینماید. و همچنین در پایان هر فصل بازارچه فروش انواع کالا برپا می نماید که نهایت حاصل تمام این فعالیت ها به نفع نیازمندان تحت پوشش خیریه مصرف میشود.

ادامه مطلب ...

برهنگی گلشیفته و تصویری غلط از اخلاق ایرانی

گلشیفته از بازیگران مجرب  سینما از همان ابتدا تمایلات و ظاهر وی نشان دهنده شخصیت و عقاید وی  با پوشی نامناسب در نقش هایش به وضوح قابل مشاهده بود. بازی گلشیفته در سینمای غرب با آن وضع نامناسب نوعی بی حرمتی به زنان ایرانی شد، که جز خراب کردن منش زنان ایرانی چیزی در پی نداشت. بعد مدتها باز شاهد هنر نمایی خانم گلشیفته و آلت دست شدنش در سینمای غرب بودیم تا جایی که نقش یک رقاصه را باز می کند.
انتشار عکس نیمه برهنه گلشیفته فراهانی فارغ از تاویل های ایدئولوژیک و اخلاقی یا تقلیل گرایی سیاسی و جناحی، بدون آنکه آن را به غیرت ورزی و عبرت آموزی نسبت دهیم واجد دلالت های روانشناختی  از فرهنگ و منش ایرانی ماست و بلاتکلیفی جامعه ما حتی درقشر روشنفکر نسبت به حوزه خصوصی و حدود و ثغور آن، سکس و تجربه های زیسته شخصی و هر آنچه به فردیت آدمی مربوط می شود را نشان می دهد.
در واقع این اتفاق واقعیت های از لایه های درونی تر جامعه را برون فکنی کرده و ضمیر ناخوآگاه آن  را برملاء می کند. میل به تجسس وسرک کشیدن در حوزه خصوصی دیگران به ویژه افراد مشهورخاصه اگر در ارتباط با مسائل جنسی باشد و حکم اخلاقی صادر کردن درباره آن  به یک بیماری اخلاقی تبدیل شده که اپیدمی اجتماعی هم پیدا کرده و از یک حادثه گاه فاجعه می سازد. فارغ از هرگونه قضاوت اخلاقی درباره عملکرد گلشیفته یا  حواله کردن آن به یک نابهنجاری یا گژکارکردی اخلاقی در نسبت با بی اخلاقی هایی دیگری که در سطح جامعه مشاهده می شود چقدر وزن و اندازه دارد؟
حساسیت و واکنش نسبت به این اتفاق چه به عنوان موافق و چه مخالف چرا به چالش های اجتماعی دیگر تعمیم نمی یابد؟ آیا فقر و بیکاری و دروغ و ریاکاری و دزدی و تصاویری عریان که از بی اخلاقی و رفتارهای ضد انسانی در سطح جامعه می بینیم کمتر از این اتفاق است؟ جنسیت هم در این قضاوت بی تاثیر نیست. مثلا اگر یک بازیگر مرد نیمه عریان می شد با همین حجم از توجه مواجه بودیم؟ نگارنده اصلا نمیخواهد قضاوت کرده یا حکم اخلاقی صادر کند بلکه تاکید بر این واقعیت است که انتشار این عکس، تصویری از تناقض ها و پارادوکس های اخلاقی فرهنگی در جامعه ایران را بازنمایی کرده و عریان تر می کند. عکس عریان گلشیفته تصویر عریان خودشیفتگی و تضادهای اخلاقی ما را نیزمنعکس کرده و اینکه چه راحت درباره همه چیز دست به قضاوت اخلاقی می زنیم.
گاه واکنش هایی که در ارتباط با این اتفاقات صورت می گیرد غیر اخلاقی و غیر انسانی تر از عملی است که برچسب بی اخلاقی خورده است. نمونه اش همان بلایی است که بر سر زهرا میرابراهیمی درآوردیم. چرا مساله جنسی، و رفتارهای فردی به ویژه درباره زنان و دختران تا این حد به دغدغه عمومی و مشغله ذهنی بدل می شود؟ این میزان واکنش و حساسیت، نشانه تعهد اخلاقی در جامعه ماست یا بازنمایی تلویحی و نمادین از بحران اخلاقی؟ تجربه مدرنیته در ایران بیش از هرچیز با سردرگمی و بلاتکلیفی در حوزه اخلاق فردی و عمومی مواجه بوده و حرکت گلشیفته آن را عریان تر کرده است!

نتیجه وحشتناک جهاد جنسی+تصاویر

اخیراً در شبکه‌های اجتماعی تصاویر و خبرهایی منتشر می‌شود که حاکی از آن است که زنانی که فریب دروغ‌های مفتی‌های وهابی را خورده و به جهاد نکاح(!) در سوریه رفته‌اند و هر روز به همبستری یکی از تروریست‌ها برای شهوت‌رانی درمی‌آیند نوزادانی به وجود آمده‌اند که به محض زایمان مادران‌شان دفن می شوند و یا بدون هیچ مسؤولیتی در میان خرابه‌ای رها می‌شوند تا بمیرند.


بولتن نیوز:این نوزادان که حاصل ازدواج‌های زنان فریب‌خورده با تروریست‌های سوریه هستند اصلاً مشخص نیست متعلق به چه کسی است چون این زنان که برای جهاد نکاح به سوریه رفته‌اند روزانه توسط تروریست‌ها مورد سوءاستفاده جنسی قرار می‌گیرند و موازین شرع را رعایت نمی‌کنند و فقط برای هوس‌رانی تروریست‌ها آماده هر کاری هستند و خودشان را با کمترین بها در اختیار تروریست‌ها قرار می‌دهند.

نتیجه وحشتناک جهاد جنسی+تصاویر

  ادامه مطلب ...

شما زمینی نیستید، فرشته اید! پرستاری که در 11 عملیات حضور داشت

شما زمینی نیستید، فرشته اید! پرستاری که در 11 عملیات حضور داشتآی نرگس ها! شما با قامتی به هیبت فریاد، داغ هزاران جگر گوشه بر دل، چادر بر سر، با دل های شش گوشه تان در ساخل زیبا، طوفانی آفریدید که همه کبوتران، بی تابی کردند و چون چادرتان کفتتان گشت به فردای خود فهماندید که باید آزاد زیست و آزادگی را آموخت و ایت غفت، عصمت و عزت را به یاد سپرد و کامل بود چون مروارید و عاشق بود چون پرورانه ها!...
در ابتدا از خودتان بگوئید؟
زهرا حسین زاده، فرزند علی اصغر متولد فروردین 1321، تحصیلات را در تهران به پایان رساندم. در کلاس نهم، دوره بهیاری خواندم و به علت علاقه ای که داشتم در رشته پرستاری لیسانس گرفتم. به لطف پروردگار درخانواده ای متعهد به دنیا آمدم. دو خواهر بودیم مادرم خانه دار و بسیار فداکار بود. پدرم هینطور کارمند وزارت ارشاد بود. در سال 45 ازدواج کردم و ثمره آن یک دختر است که هم خودش و هم همسرش پزشک هستند. بعنوان پرستار در 11 عملیات حضور داشته و مجرمین را مداوا می کردم.
فالیتهای قبل از انقلابتان چه قبل از تشریف فرمائی امام (ره) و چه بعد از آن چه بود؟
در آن زمان با استفاده از رهنمودهای امام (ره) از طریق اعلامیه ها مطلع می شدم و در اکثر راهپیمایی ها شرکت می کردم.
از فعالیت هایتان در زمان دفاع مقدس صحبت کنبد. اقداماتتان در آن زمان چه بود؟
زمانی که آمریکا از جنگ داخلی نتیجه نگرفت با ایجاد تحریم اقتصادی و رواج  گرانی سعی در تغییر نگرش مردم داشت. ولی ما در مقابل این توطئه ها می ایستادیم و می گفتیم ما برای غذا و مسکن انقلای نکرده ایم بلکه برای استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی انتقلاب کرده ایم. هنگامی که جنگ شروع شد، خانواده جوانان را ابراهیم وار به قتلگاه می فرستادند تا دین زنده بماند و شرافت و مملکت از بین نرود چون اکثرا اولاد ذکور به جبهه ها اغزام می شدند و من نه پسری داشتم و نه برادری، بنابراین مدرک پرستاری سعادتی بود که توفیق خدمت به رزمنده های اسلام و محرومین را داشته باشیم.
از خاطراتتان از اعزام ها و حضورتان در جبهه برایمان صحبت کنید.
در آبادان هتلی بود که تبدیل به بیمارستان شده بود. 12نفر به عنوان پزشک و پرستار در آنجا مشغول بودیم. در آن روزها یادم هست به علت اینکه در اطلق عمل لباسم خونی شده بود و با وجود اینکه خوابگاه با اطاقعمل فاصله چندانی نداشت ولی به مدت 5 روز نتوانستم لباسم را عوض کنم فقط در هنگام نماز لباس خونیم را عوض می کردم. روزی یکی از خانم ها برای تلفن به اهواز رفته بود موقع بازگشت خربزه ای برای گروه اعزامی خریده بود با وجود اینکه حسرت میوه را به دل داشتیم ولی به قدری سرمان شلوغ بود که فرصت نکردیم از آن خربزه بخوریم تا اینکه خربزه فاسد شد و دورش انداختیم.
از روحیه رزمندگان اسلام برایمان بگویید:
شب قبل از پیروزی خرمشهر، ساعت 3شب فرصت کردم و در گوشه ای از راهرو دعای توسل را با دلی شکسته خوندام. با امید خوابیدم و نذر کردم اولین نفری باشم که شیرینی در بین رزمنده ها پخش کنم. فردای آن روز خرمشهر آزاد شد. رزمندگان شادی می کردند و من هم با دوربینم این لحظه ها را شکار می کردم صبح ساعت 8 از راننده خواستم برای ادای نذرم شیرینی بگیرد. می گفت اصلا شیرینی در قنادی ها نمانده بالاخره هر طور بود شیرینی تهیه کردیم و بین رزمندگان پخش نمودیم. رزمنده های مجروحی که شاهد اعمال ما بودند، بعد از رفتنشان نامه هایی می نوشتند که چکیده آن اینگونه است: شما فرشته اید، زمینی نیستید. شما زینب وار ایثار می کنید ما فکر می کردیم کار بزرگی می کنیم اما کار ما در مقابل شما هیچ است... البته مجروحی دیگر می گفت: من فکر می کردم اینجا که زخمی هستم غریبم، اما با وجود پرستارهای مادرانه شما ما احساس غربت نمی کنیم.
با آرزوی توفیق و سربلندی برای این خواهد گرامی
منبع: قفسه

انتظار خورشید ولایت

از پشت پنجره‏هاى سوخته و آفتاب‏ خورده به آن سوى کرانه‏ هاى نیلگون خیره شده ‏ام و به تو فکر می ‏کنم. تویى که از هزاران عشق و امید والاترى. تویى که آموزگار دشتستان عشقى. تویى که رمز رسیدن به اوج خدایى. تویى که شهدى به شیرینى یک دعایى و دفترچه خاطرات صبایى. تویى که بر زخم سرخ شقایق دوایى و بر آلاله دل شفایى. تویى که تفسیرى از قامت سبزه ‏هایى و تویى که معشوقى و باصفایى. بی صبرانه در انتظارت نشسته ‏ایم تا بیایى و با دستان ابراهیم گونه‏ ات بت هاى زور و تزویر را در بتکده نوین بشرى درهم‏کوبى و ننگها و نیرنگها را از جامعه بزدایى. اى سفیر ثانیه‏ هاى عبور: بیا و سوار بر صاعقه ‏ها، کوچه ‏باغ دیده‏ هایمان را چراغانى کن. بیا و به ما بیاموز که چگونه فضاى دستانمان را پناه نسترن‏ هاى غریب کنیم و به ما بیاموز که چگونه مرهم زخم‏هاى پرستو باشیم و دلمان را سنگ‏ صبور بلبل کنیم. بیا و به ما بیاموز که چگونه تک ه‏اى از سرزمین عشق را میان گامهاى قنارى ‏ها قسمت کنیم و چگونه با محبّت خانه بسازیم و یک اتاقش را به یاس‏هاى خوشبو دهیم. ما سرشار از حسّى غریبیم که: خواهى آمد. تو که آدینه‏اى سبزپوشى و مظهر امّید نیلوفران خاکى.
گوش کن! گوش کن صداى العطش خاک را، کویر تشنه است. گوش کن صداى دلهاى خسته را، عاشقان منتظرند. نگاه کن! نگاه کن و ببین که ذوالجناح عدالت تنهاست. کجاست ذوالفقار که هنوز هم دشمنان از برق نگاهش به خود می ‏پیچند. تو را به جان هر چه عاشق توست قسم! قدم بگذار روى کوچه‏ هاى قلب ویرانمان. ما در حسرت دیدار چشمانت روبه پایانیم.
برگرد و غیبتت را به پایان برتا نیایى بغضِ فضا برطرف نمی ‏شود. تو بی ‏آنکه فکر غربت چشمان ما باشى، نمی ‏دانیم چرا، تا کى، براى چه؟ ولى رفتى و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می ‏بارید! و بعد از رفتنت تا حال آسمان چشمانمان خیس باران شد. و بعد از رفتنت دریاچه بغضى کرد.
ما همه در انتظاریم، در انتظار فرجت.

سرآغاز طلوع اسلام

سرآغاز طلوع اسلامدهه فجر،‌ خاستگاه ارزشهای اسلامی، مقطع رهایی ملت ایران و بخشی از تاریخ ماست که گذشته را از آینده جدا ساخته است. در دهه فجر اسلام تولدی دوباره یافت و این دهه در تاریخ ایران نقطه ای تعیین کننده و بی مانند بشمارمیرود. تقارن دهه فجر امسال با هفته وحدت، همزمانی با شهادت امام حسن عسگری و آغاز ولایت امام زمان (عج)، تقارن با جنبش ها و خیزش های اسلامی و بیداری اسلامی در منطقه، تقارن با بحران شدید در اروپا و همچنین نزدیکی به انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی، دهه فجر امسال را متفاوت از سالهای گذشته و با ویژگیهای منحصر به فردی روبرو کرده است.
تا قبل از انقلاب اسلامی،‌ در ایران نظام اسلامی وجود نداشت و رابطه پادشاهان با مردم رابطه ی غالب و مغلوب و سلطان و رعیت بود و پادشاهان احساس می‌کردند که فاتحینی هستند که بر مردم غلبه یافته اند و حضرت امام رضوان الله تعالی علیه این سلسله معیوب قیام کردند و نقطه ی عطفی در تاریخ ایران بوجودآوردند. معنویتی که از کلام امام جوشید، به دلیل پایگاه فطری، آن دل های مردم آگاه جهان را فتح کرد و مانند رودی زلال، پلیدی اندیشه های جهانخواران را از چهره ی تفکر زمانه شست. آنگاه مردم به خیابانها ریختند. دلها به یاری هم برخاستند و تن ها بر سجاده نشستند دست ها به دعا فرا رفت و باران رحمت الهی فرود آمد شاخه های آرزو جوانه زد ودرخت انقلاب، گل داد.و زیباترین تیتر تاریخ ایران ( امام آمد) بر صفحه اول روزنامه نشاند. دهه انقلاب آئینه ای است که خورشید اسلام در او درخشید.
برای پیشگیری از گسترش چنین وحدتی آمریکا همه توانش را برای سرنگونی درخت انقلاب به کار گرفت. از هیچ کوششی فرو گذار نکرد . حمایت از رژیم شاه،مسدود کردن دارایی ایران، همکاری با مخالفان انقلاب، کودتا، جاسوسی، تحمیل جنگ ایران وعراق، تحریم سیاسی و اقتصادی... اینها تلاشهای خصمانه ای است که آمریکایها بر علیه ملت ودولت تدارک دیدند.
آری، اگر ولایت فقیه نبود، هنوز شاه بود و ستمشاهی بود. اگر ولی فقیه نبود، استقلال نبود وآزادی وجود نداشت. اگر آن عالم پیر نبود وعشق به ولایتش در دل ها نمی نشست، حماسه هشت سال دفاع مقدس پدید نمی آمد وباز هم بخشی از سرزمین ما در تصرف مهاجمان خونخوار باقی می ماند. پیر و جوان و کودک می دانند که این آسایش و آرامش را مدیون چه کسی هستند؟ این رهایی از ظلمت و حرکت به سوی نور الهی را مدیون چه کسی هستند؟
روحش شاد و یادش در قلب ها جاویدان باد. آمین رب العالمین

واقعیت های عجیب از حرم علی بن مهزیار

از پشت پنجره شاهد تخریب وحشتناک حرم بودم و آیات حرم را با بولدوزر خراب می کردند به نحوی حرم رو خراب کردند که مشخص بود بدون برنامه ریزی بوده، وقتی ماجرا را از همسایه ها جویا شدم گفتند: قصد دارنند حرم رو بازسازی کنند!! با دست نگه داشتن  تخریب حرم در مدت طولانی مشخص شد که بدون هماهنگی مسولین اقدام به تغییرات حرم  کردند و آقای که مسئول این اقدام بود خلع لباس و روانه زندان شد. وقتی حرم رو با خاک یکسان کردن سنگی در قسمت وسط  خرابی حرم قرار داده بودند که منظور قبر آقا علی بن مهزیار بود اما هر روز این سنگی مکانش تغییر می کرد!! و مردم بدون دانستن این ماجرا برروی سنگ فاتحه می خواندند. و بعد از مدتی چند متری قبر را پوشانند که کسی شاهد ماجرا نباشد.
کارگران اجسادی را در دست داشتن و از زیر خاک بیرون می آوردن و در کسیه ای قرار می دادن و به گفته ای یکی از همسایه های تمام اجساد پیدا شد را در رودخانه ریخته اند و وقتی هم استخوانی را پیدا می کردن رفتارشان به گونه ای بود که انگار زیرخاکی و چیز باارزشی پیدا کردند!!. مدت کمی قبل از تخریب فقط به تعدادی از صاحبان قبرهای اطلاع دادند تا برای جمع آوری اجسادشان اقدام کنند اما بعد از مدتی به یک باره تمامی قبرهای مجاور حرم را خشم زدند و دیگر اثری از اجساد نبود!! انگار هیچ میتی را در انجا خاک نکرده بودند. به سراغ یکی از ریش سفیدان حرم رفتم که مدتهای زیادی بود که از خدا عمر گرفته و شکل اولیه حرم علی بن مهزیار را دیده بود و از تاریخچه و محل حرم حرفهای زد که بسیار تعجب کردم و باور ندارم شاید حرفهایش درست بود با اینکه این شایع در مردم اهواز دهان به دهان گشته بود  اما نمی توانستم حرفهایش را در اینجا بیاورم.
روبه روی حرم ساختمانی بزرگی با عنوان جامعة القرآن الکریم واحد خردسالان بنا شده که صاحب آن شخصی مسنی است که آقایان به این ساختمان هم رحم نکردند و بدون اجازه از صاحب ملک اقدام به خراب کردن آن کردن بی آنکه فکر کنن مگر میشود حرم بزرگواری برروی زمینی احداث شود که آن زمین وقف شده باشد. وقتی صاحب ملک از این جریان آگاه شد بلافاصله نامه ای به تهران نزد امام خامنه ای فرستاد که اجازه خراب کردن این ساختمان را نداده بود. در خبرها گفته گفته بودند: می خواهیم حرم را بازسازی کنیم و مردم هم باور کردنند!!  آیا صاحب حرم توقع این کارو داشت؟  آیا شهری که بالغ بر یک میلیون نفر جمعیت دارد درست است که با اوضاع و احوال و دارا بودن مردمی مستضعف و کم درآمد مبالغ کلانی را که خرج بنای که از قبل زیبا بوده کنند؟! و چرا باید این کار عظیم بدون هماهنگی مسئولین و نمازجمعه اهواز شروع شده باشد و هنوز بعد از ماه ها ساخت  سازه حرم پیشرفتی نداشته است؟ 

هدف سریال ویکتوریاو تعدادی از دیگر از سریالهای عامه پسند فارسی1

ماهاست زیادی می شود که شبکه فارسی وان آغاز به کار کرده است. شبکه ای که پخش سریال ویکتوریا و تعدادی از دیگر از سریالهای عامه پسند، آن را بر سر زبانها انداخت.
برخی کارشناسان معتقدند که تلویزیون فارسی یک در پی ترویج خانواده‌های بی‌ سر و سامان و لجام‌گسیخته و عادی جلوه دادن خیانت زن به شوهر و البته شوهر به زن، عادی جلوه دادن رابطه جنسی دختر و پسر قبل از ازدواج، استفاده از ابزارهای جنسی و همچنین ترویج فمینیسم و پی‌ریزی و ایجاد آمادگی ذهنی تفکر شیطان پرستی در میان نوجوانان و جوانان است.
از سویی دیگر باید گفت به اعتقاد منتقدان سینما وتلویزیون، این سریالها از سطح کیفی بسیار پایینی برخوردار بوده و با شخصیت پردازی ضعیف و ساختار داستانی فاقد کیفیت در رده  سریال های نازل طبقه بندی می شوند. همچنین دوبله این سریالها نیز به شدت فاجعه است.
هدف سریال ویکتوریا و تعدادی از دیگر از سریالهای عامه پسند فارسی یک www.ghafase.blogsky.com
معروفترین سریالی که از این تلویزیون پخش می شد سریال ویکتوریا بوده است. سریالی که گویا پخش آن مدت هاست است پایان یافته است. سریالیکه در آن همه خانواده ویکتوریا؛ شخصیت اصلی این سریال انواع و اقسام روابط نامشروع راتجربه کرده اند. به اعتقاد کار شناسان در سریال ویکتوریا چهره ای برای ویکتوریا انتخاب کرده اند که با زنان ایرانی بی شباهت نباشد. حتی موسیقی مرموزی در این سریال بیننده را تحت تاثیر قرار می دهد. موسیقی که با تبحر و دقت خاصی ساخته می شود.
از طرفی مفسر ها و منتقد های بین المللی معتقدند که حتی در تصویر سازی و جلوه های ویژه هم ذائقه مخاطب در نظر گرفته شده است. بد نیست بدانید پروفسور حسین باهر جامعه شناس و رفتار شناس به تازگی در گفت وگویی عنوان کرده که مراجعین بسیاری به کانون مشاوره او با دیدن این سریال دچار مشکل در خانواده شده اند.
دکتر باهر به نکته مهم دیگری نیز اشاره کرده و آن این بوده که سناریست سریال ویکتوریا با هدف تخریب خانواده های ایرانی دست به نگارش چنین داستانی زده است و قبح طلاق را در سریال ریخته و حتی زندگی را بعد از طلاق شیرین تر جلوه می دهد که واقعا چنین نیست اما گویا این وضعیت تنها در ایران نیست.

ادامه مطلب ...

شهر خورشید

شهر خورشیدوقتی برای اولین بار روبه روی ایوان طلایی ات ایستادم در هیاهوی دلم از عطر نگات در شوقی بی وصف بوی بهار را برای اولین بار حس کردم و دشتی از لاله های سپید در من جوانه زد و گرمای محبتت را در انبوهی از کبوتران سفید حرمّت به خوبی حس کردم و خجالت زد با بالهای سیاهم دوش به دوش کبوترانت محو تماشای خورشید برای لحظه ای خود را یکی از کبوترهای حرمت دیدم 
 و
 هنوز بعد از مدت ها گرمای نگاهت را به همراه دارم و دلم هوای پرواز به شهر خورشید را دارد اما دیگر توان پیدا کردن شهر خوشید و پریدن را ندارد
به امید روزی که مرا بخوانی منتظر خواهم ماند و قدم قدم های دلم را برای حضور دوباره ات از عطر گل زهرا پر کرده ام و با وجودی آشنا منتظرم. فقط حضورش تسلی قلب حزینم خواهد بود