قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه
قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه

روشهای پیدا کردن خواستگار و شانس های ازدواج

1ghafase.blogsky.com روشهای پیدا کردن خواستگار و شناس های ازدواج- روش جزوه ای (مخصوص دانشجویان): در این روش شما در راه پله دانشگاه کمین کرده و مقداری برگه دستتون میگیرید و سوژه مورد نظر رو مد نظر گرفته, در این هنگام برخورد شدیدی با طرف کرده و برگه ها پخش زمین میشود و شادوماد خم میشه برگه ها رو جمع کنه و یه دل نه صد دل زیرچشی عاشق شما میشه

شانس های ازدواج : دکترx, مهندس y, من و....(کمترین احتمال)
2- روش اشرف خانومی: در این روش شما به همراه اشرف خانوم و دوستان دم در نشسته و سبزی پاک میکنید, کلم خورد کرده و سرکه اضافه میکنید,پس از چند روز آنها شما را عروس گلم صدا کرده و صاحب خواستگار میشوید.
شانسهای ازدواج: رضا کچل, اکبر قصاب, علی مکانیک, موری عقرب, بهزاد کلاغ من و....
3- روش پلاستیکی: در این روش شما برای خرید میوه و سبزی به بیرون رفته و کلی پلاستیک در دست خود هنگام برگشت دارید, در این هنگام یهو یکی میگه آبجی بذار کمکت کنم و ی دل نه صد دل از سر تا ته کوچه عاشقتون میشه
شانس های ازدواج: فردین, بهروز وثوق, داداش کایکو, ملوان زبل, من و...
4- روش جاده ای: در این روش لاستیک ماشین خود را پنچر کرده و کنار جاده ایستاده تا فرد مورد نظر پیداش شه بیاد کمکتون,اگه ازطرف خوشتون نیومد با اخم میگید مرسی شوهرم الان میاد عوض میکنه و یارو میره,اگ از طرف خوشتون اومد ی کلمه میگید:آخه لباستون کثیف میشه.طرف ی دل نه صد دل با این ی کلمه عاشقتون میشه.

ادامه مطلب ...

اگه یک سبد میوه ببینی اول چی بر می داری ؟ تست روانشناسی

اگه یک سبد میوه ببینی اول چی بر می داری ؟ تست روانشناسیفرض کنید ظرفی پر از انواع میوه های مختلف (سیب ، پرتقال ، هلو، گلابی ، گیلاس ، موز ، نارگیل ، انگور سیاه ، آناناس) جلوی شماست میوه مورد علاقه تان را بردارید ولی دقت کنید!
ممکن است با انتخاب این میوه اسرار و رموز شخصیت شما به سرعت فاش شود در حقیقت این تست روانشناسی به سادگی نشان می‌دهد که شخصیت افراد مختلف نسبت به انتخاب میوه مورد علاقه شان چگونه است …

ادامه مطلب ...

رونمایی از ضریح جدید امام حسین علیه السلام

مراسم رونمایی از ضریح جدید امام حسین علیه السلام که توسط هنرمندان ایرانی و با طراحی استاد فرشچیان در کارگاهی در قم ساخته شده است، روز سه شنبه مصادف با 22 ربیع الثانی و با حضور آیت‌الله جنتی عضو خبرگان رهبری، حجت الاسلام والمسلمین قاضی عسکر نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت، علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه، حجت الاسلام صافی گلپایگانی فرزند آیت الله صافی از مراجع تقلید قم،حجت الاسلام والمسلمین سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران، حجت‌الاسلام والمسلمین تقوی عضو شورای سیاست گذاری ائمه جمعه و همچنین برخی از مقام های عراقی و برخی از کشورهای اسلامی در حرم حضرت سیدالشهداء انجام شد.
ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح ضریح

چوب حراج به باورهای دینی !

هوگو چاوز رئیس جمهور ونزوئلا درگذشت و آقای احمدی نژاد از اولین کسانی بودند که پیام تسلیتی نوشتند و ارسال کردند.
اگر نبود آن عنوان رییس جمهوری اسلامی ایران که بعد از نام ایشان نوشته شده این نامه را یک پیام شخصی تلقی کرده؛ دخالتی در متن خصوصی ایشان نمی کردیم؛ اما ایشان با آن عنوانی که در پایان نامه نوشتند خود را رئیس جمهور ایران اسلامی و پیام را پیام همه مردم ایران اسلامی به جهان معرفی کردند و این حق را به ما دادند درباره پیامی که به نام ما منتشر شد وارد قضاوت و ارزیابی شویم.
کسی که این پیام را بخواند و با شخصیت چاوز از یک سو و با آن معارف و باورهایی که رئیس جمهور محترم در خرج کردن گرانترین آنها برای چاوز، سنگ تمام گذاشتند نیز به درستی آشنا باشد؛ با این سوال مواجه می شود که رئیس جمهور محترم به چه دلیل و بر اساس کدام مبنا و با چه تفسیری از باورهایی به این مهمی، تمام آنها را صرف فردی به نام چاوز کرده است؟
این سوال در حقیقت، سه ضلع دارد: اینکه «چاوز که بود؟» و اینکه « این تعابیر دینی که در پیام استفاده شده به چه معناست؟» و آخر اینکه «چرا رئیس جمهوری اسلامی ایران از این تعابیر برای شخصیتی مانند چاوز استفاده کرد؟» هر چند تمرکز این نوشته روی سوال سوم است اما قبل از آن ناچاریم به دو سوال اول بپردازیم تا جوابهایی را که برای سومی احتمال می دهیم به واقع نزدیکتر باشد.
سوال اول: چاوز که بود؟
آنقدری که به این نوشته مربوط می شود چاوز یک شخصیت نظامی ـ سیاسیِ غیر مسلمان بود که برای منافع و اهداف خود هر کاری که از دستش بر می آمد و لازم می دید انجام می داد. منافع او گاه در لبخند به ما بود و گاه در بوسیدن اوباما؛ گاه در فشردن دست رئیس دولت اسلامی و گاه در فشردن دست هیلاری؛ گاه در انداختن چفیه به گردن و گاه در انداختن دست به گردن رقاصه های خیابانی.[1] و البته ارتباط با چنین شخصیتی عیبی برای ما و مسئولانمان محسوب نمی شد؛ زیرا این دستور قرآن است که تا قوم و ملتی حتی غیر مسلمان و کافر، بر ضد شما اقدامی نکرده و مناسبات با شما را محترم می شمرد شما هم با او رفتاری عادلانه داشته باشید و مناسبات با او را محترم بشمارید.[2] ما هم در یک ارتباط متقابل منفعت می دادیم و منفعت می گرفتیم.

ادامه مطلب ...

چطور رفتار کنید تا زودتر متاهل شوید

انتخاب شغل، انتخاب همسر، انتخاب رشته، تعامل با اعضای خانواده، تعامل با جامعه، همگی رفتار اجتماعی هستند، اما در این میان تنها همسر غیر قابل جایگزین کردن است و جز دسته اندکی از زنان که در رشته خاصی تحصیل می کنند و زندگی علمی خاصی را انتخاب می کنند، تمام افراد در آینده از این که مجرد مانده اند، مأیوس خواهند شد. 

نباید انتظار داشت دختران آمار ازدواج را بالا ببرند، بلکه آنها می توانند طوری رفتار کنند که آمار ازدواج را پایین نیاورند. تأثیر رفتاری دختران بر پسرها، بیشتر از تأثیر رفتاری پسرها بر خودشان است.

رمز رابطه پایدار
چگونه دوست داشته شدن در کنار دوست داشتن طرف مقابل، چگونه حامی بودن در کنار نیاز به حمایت داشتن، ایجاد حس امنیت برای طرف مقابل در کنار احساس امنیت در کنار او و القای حس لذت پیوند خوردن به طرف مقابل مۆلفه هایی مۆثر بر پایداری یک رابطه است.
اینها ابزار اصلی ازدواج است که باید در ویترین رفتاری دختران وجود داشته باشد بهترین راه برای کسب این چهار عامل، سۆال و جواب کردن است و راهش این است که حساسیت های طرف مقابل را بشناسید و به حقوق یکدیگر احترام بذارید. چون در فرهنگ ما دخترها انتخاب می شوند، در نتیجه دیده می شوند و در نتیجه رفتارهای پیش از ازدواج آنها بسیار مهم است.

ادامه مطلب ...

مرد زشتی که با زیباترین دختر دنیا ازدواج کرد

موسی مندلسون پدر بزرگ آهنگساز شهیر آلمانی، انسانی زشت و عجیب الخلقه بود. قدّی بسیار کوتاه و قوزی بد شکل بر پشت داشت. موسی روزی در هامبورگ با تاجری آشنا شد که دختری بسیار زیبا و دوست داشتنی به نام فرمتژه داشت. موسی در کمال ناامیدی، عاشق آن دختر شد، ولی فرمتژه از ظاهر و هیکل از شکل افتاده او منزجر بود.
 زمانی که قرار شد موسی به شهر خود بازگردد، آخرین شجاعتش را به کار گرفت تا به اتاق دختر برود و از آخرین فرصت برای گفتگو با او استفاده کند. دختر حقیقتاً از زیبایی به فرشته ها شباهت داشت، ولی ابداً به او نگاه نکرد و قلب موسی از اندوه به درد آمد. موسی پس از آن که تلاش فراوان کرد تا صحبت کند، با شرمساری پرسید :

- آیا می دانید که عقد ازدواج انسانها در آسمان بسته می شود؟
- دختر در حالی که هنوز به کف اتاق نگاه می کرد گفت :
- بله، شما چه عقیده ای دارید؟
- من معتقدم که خداوند در لحظه تولد هر پسری مقرر می کند که او با کدام دختر ازدواج کند. هنگامی که من به دنیا آمدم، عروس آینده ام را به من نشان دادند و خداوند به من گفت: همسر تو گوژپشت خواهد بود درست همان جا و همان موقع من از ته دل فریاد برآوردم و گفتم:
اوه خداوندا! گوژپشت بودن برای یک زن فاجعه است. لطفاً آن قوز را به من بده و هر چی زیبایی است به او عطا کن فرمتژه سرش را بلند کرد و خیره به او نگریست و از تصور چنین واقعه ای بر خود لرزید. او سال های سال همسر فداکار موسی مندلسون بود.
نتیجه اخلاقی: راست است که دخترها از گوش خام می شوند و پسر ها از چشم اززمان تولد تا مرگ تمام نقطه گذاریها دست ماست

داستان زیبا و عاشقانه

پسر، دختر را در یک مهمانی ملاقات کرد. آخر مهمانی، دختر را به نوشیدن یک قهوه دعوت کرد، دختر شگفت زده شد اما از روی ادب، دعوتش را قبول کرد.
در یک کافی شاپ نشستند، پسر عصبی تر از آن بود که چیزی بگوید، دختر احساس راحتی نداشت و با خودش فکر می کرد “خواهش می کنم اجازه بده برم خونه…” .
یکدفعه پسر پیش خدمت را صدا کرد، “میشه لطفا یک کم نمک برام بیاری؟ می خوام بریزم تو قهوه ام.” همه بهش خیره شدند، خیلی عجیبه! چهره اش قرمز شد اما اون نمک رو ریخت توی قهوه اش و اونو سرکشید. دختر با کنجکاوی پرسید، “چرا این کار رو می کنی؟” پسر پاسخ داد، “وقتی پسر بچه کوچیکی بودم، نزدیک دریا زندگی می کردم، بازی تو دریا رو دوست داشتم، می تونستم مزه دریا رو بچشم مثل مزه قهوه نمکی.
حالا هر وقت قهوه نمکی می خورم به یاد بچگی ام می افتم، یاد زادگاهم، برای شهرمون خیلی دلم تنگ شده، برای والدینم که هنوز اونجا زندگی می کنند.” همینطور صحبت می کرد، اشک از گونه هایش سرازیر شد. دختر شدیداً تحت تاثیر قرار گرفت، یک احساس واقعی از ته قلبش، مردی که می تونه دلتنگیش رو به زبون بیاره، اون باید مردی باشه که عاشق خونوادشه، هم و غمش خونوادشه و نسبت به خونوادش مسئولیت پذیره… بعد دختر شروع به صحبت کرد، در مورد زادگاه دورش، بچگیش و خانواده اش.
مکالمه خوبی بود، شروع خوبی هم بود. آنها ادامه دادند به قرار گذاشتن.
دختر متوجه شد در واقع اون مردیه که تمام انتظاراتش رو برآورده می کنه: خوش قلبه، خونگرمه و دقیق. اون اینقدر خوبه که مدام دلش براش تنگ میشه! ممنون از قهوه نمکی! بعد قصه مثل تمام داستانهای عشقی زیبا شد، پرنسس با پرنس ازدواج کرد و با هم در کمال خوشبختی زندگی می کردند….هر وقت می خواست قهوه برایش درست کند یک مقدار نمک هم داخلش می ریخت، چون می دانست که با اینکار لذت می برد.
ادامه مطلب ...

نماهنگ سخنرانی استاد نقویان در مورد علی (ع) +دانلود سخنرانی

علی وقتی با خداست چون خدا الله نور السماته (یعنی تو نوره) تو نور دیگه کسی هراسی نداره ، تو نور کسی ترس نداره.
امروزیه فیلم های دراومده که بچه ها حتما دیدن که وقتی می نویسن، با این قلم ها، ظاهرا چیزی نمی نویسه رو کاغذ و پدرها و مادرها میگن که این که چیزی نمی نویسه؟ اما یه چراغ قوه های هست ، یه نورهای مخصوصی هست که اونا رو که روشن می کن، مشخص شد خیلی چیزها نوشته شده بود رو این کاغذ. و علی با اون نور داره هستی رو می بینه . و اگر کسی به علی  نزدیک شد با قانون علی زندگی کرد و به ارمان علی وفادار شد و ایمان اورد با همان نور هستی رو می بینه. اون وقت از دل عسل ها  زهرها می کشه بیرون. و بالعکس از دل زهرها هم عسل ها می کشه بیرون. خیلی چیزها برای ما تعفن باره، نفرت آوره، ازش فرار می کنیم. به تعبیر قرآن : یه چیزهای ازشون بدمون میاد رنجن به ظاهر. اما وقتی با علی همراه  شدی می تونی از دل اون رنج ها شما کنج ها بیرون بکشید. علی زیباترین جمله عمرشو کی گفت؟ لحظه  مرگش، لحظه ای که می خواست از این دنیا بره چیزی که اکثر انسان ها نفرت بارترین لحظه زندگیشونه. فرق علی با دیگران این بود که آینه ای که روز اول خدا به او داد، این اینه همچنان صیقلی و شفاف ماند. مثل ما سیاهش نکرد، کدرش نکرد، روشو غبار نگرفت. روزی هم که می خواد تسلیم بکنه باید طرف رو ببینه دیگه. شما می خواین چیزی رو به کسی بدین باید جمالشو ببینید. علی می گه: من همه ی عمرم برای اون لحظه، لحظه شماری کردم که یک روزی ببینم
"این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست / روزی روخش ببینم و تسلیم وی کنم"
می شه اون روز بیاد که همه عمره من در اون لحظه خلاصه می شه که جمال او رو ببینم و بگم: جماله خودت رو عشق است. و من همه عمر به عشق این جمال کار کردم ، برای دیدن جمال تو فقط نکنه یه وقتی شرمنده بشم. شمنده بشم که اون آینه ی که به من دادی من کدرش نکرده باشم من یه رنگی از خودم از تعلقاته خودم بهش نزده باشم .

ادامه مطلب ...

جوک های باحال و خنده دار جدید

دیشب داشتم کتاب میخوندم برق رفت ... یه نیم ساعتی زیر نور چراغ قوه گوشیم کتاب رو خوندم تا برق باز بیاد ... این نیم ساعتو تا آخر عمرِبچم تو سرش میزنم ... میگم ما زیر نور چراغ قوه به بدبختی کتاب میخوندیم ... اونوخ شما اینجوری !!!

هیچ لذتی اندازه ی این که یه بچه ی کوچولو دستشو دراز کنه طرفت که یعنی بقلم کنی نیس و حال نمیده!!! اصن یه لذت عجیبی داره!!!

ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﯾﻪ دوست دخدر ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ، ﮔﻔﺘﻢ خوووب ﻻﺑﺪ ﺻﺎﺣﺒﺶ ﺩﺍﺭﻩ ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻩ، ﺍﺯ ﺭﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺮﺵ ﺩﺍﺷﺘﻢ، ﺗﻤﯿﺰﺵ ﮐﺮﺩﻡ، ﺑﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﻣﺤﻞ ﺗﺤﻮﯾﻠﺶ ﺩﺍﺩﻡ... ﺑﻌﻠﻪ ﯾﻪ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﻦ ^_^

ﻣﯿﮕﻢ , ﺷﻤﺎﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﻋﮑﺴﺘﻮﻥ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﻣﯿﻔﺘﻪ ﻫﻤﺶ ﻣﯿﺸﯿﻨﯿﻦﻧﯿﮕﺎﺵ ﻣﯿﮑﻨﯿﻦ ﯾﺎﻓﻘﻂ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯾﻢ ... ؟؟؟؟

دقت کردین تو فیلم های ترسناک طرف میخواد فرار کنه هیچ وقت ماشینش روشن نمیشه؟

یه برف هم نمیاد .......:(...........بریم برف بازی کنیم ......برف بریزیم تو یقه مردم

انشای این هفته؛ علــــم بهــــتر اســت یـا پــــــــــراید . . ؟

اومدم خونه مادرم نمازش تموم شده بود، داشت دعا می کرد ... تا منو دید گفت: اینو می گما خدا .... نمی دونم داشت پشت سر من به خدا چی می گفت ...

ادامه مطلب ...