قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه
قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه

چرا امام مهدى با وجود دشمنانش روز شهادت پدر خود حاضر شدند؟

چرا امام مهدى با وجود دشمنانش روز شهادت پدر خود حاضر شدند؟چنانکه گفته شد، به خاطر شرایط خاص عصر امام مهدى (علیه السلام)، مردم - جز چند تن از خواص - حضرت را ندیده بودند. کار به این منوال گذشت، تا روز درگذشت امام یازدهم فرا رسید، یعنى روز هشتم ماه ربیع الاول سال 260 هجرى قمرى. در این روز چهار امر باعث شد تا مهدى (علیه السلام) خود را به گروهى از مردم بنمایاند وبه حوزه کسانى که بر مراسم تشییع وخاک سپارى امام عسکرى (علیه السلام) حاضر شده بودند، آشکارا پا نهد:
1- اینکه باید امام بر جنازه امام نماز گزارد. مهدى (علیه السلام) براى رعایت این سنت الهى، وسر ربانى، لازم بود که ظاهر شود وبر پیکر پدر نماز گزارد.
2- اینکه جلوگیرى شود از این امر که کسى از سوى خلیفه بیاید وبر پیکر مطهر امام یازدهم نماز بخواند وسپس جریان امامت ختم شده اعلام گردد، وخلیفه جابر عباسى، وارث امامت شیعى معرفى شود.
3- اینکه جلوگیرى شود، از روى دادن انحراف داخلى در جریان امامت. زیرا که جعفر بن على الهادى، معروف به جعفر کذاب، که برادر امام عسکرى (علیه السلام)، ودر صدد ادعاى امامت بود، آمد تا بر پیکر امام شهید نماز گزارد.
4- اینکه ادامه جریان امامت حقه وولایت اسلامیه، تثبیت گردد وبر معتقدان به امامت معلوم گردد که پس از امام حسن عسکرى (علیه السلام)، امام دیگرى - امام دوازدهم - حامل این وارث معنوى، ورسالت اسلامى، وولایت دینى ودنیایى است، واو هست، تولد یافته وموجود است.
آرى! در این زمان بود که عباسیان دانستند: فروکشنده جباران، درهم کوبنده ستمگران ومنتقم خون مظلومان، تولد یافته ورشد نموده است.

دل عزرائیل برای دو نفر سوخت !

دل عزرائیل برای دو نفر سوخت !روزی رسول خدا (صل الله علیه و آله) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد. پیامبر(صل الله علیه و آله) از او پرسید: ای برادر!
چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی، آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟ عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت: 1- روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست همه سر نشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت.
2- هنگامی که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات برای ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل نمود. وقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راست از رکاب به زمین نهد، هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم، آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر
کرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد. در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (صل الله علیه و آله) رسید و گفت : ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید: به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاه رساندیم، در عین حال کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانیان بدانند که ما به آدمیان مهلت می دهیم و لی آنها را رها نمی کنیم . منبع: talangour.blogfa.com

چه دلیلى بر متولد شدن امام مهدى در دست است؟

چه دلیلى بر متولد شدن امام مهدى در دست است؟بنابر آنچه که مؤرخان شیعه و سنى در خصوص تاریخ وچگونگى ولادت حضرت مهدى (عجل الله فرجه) نوشته اند، اصل ولادت خجسته امام زمان (علیه السلام) وبه دنیا آمدنش جزء امور مسلم وقطعى تاریخ است.
به عنوان نمونه: مؤرخ شهیر اهل سنت، على بن حسین مسعودى مى گوید: در سال 260 ابو محمد حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسین بن على ابن ابیطالب علیهم السلام، در زمان خلافت معتمد عباسى درگذشت او به هنگام درگذشت، 29 سال داشت، واو پدر مهدى منتظر است.
وشیخ سلیمان قندوزى گوید: خبر معلوم ومسلم، در نزد موثقان، این است که ولادت قائم (علیه السلام)، در شب نیمه شعبان سال 255 هجرى قمرى، در شهر سامرا واقع شده است.
اما از آنجایى که خلفاى بنى عباس دانسته بودند که دوازدهمین امام شیعیان همان مهدى موعود است که زمین را پر از عدل وداد مى کند ودژهاى گمراهى وفساد را درهم مى کوبد، ونیز مى دانستند که از فرزندان امام حسن عسکرى (علیه السلام) است؛ درصدد برآمدند این نور را خاموش کنند. از این رو امام مهدى (عجل الله فرجه) از نخستین روز ولادت، همواره در نهان مى زیست ومردم به طور عموم او را نمى دیدند. ولى با این وجود، عده اى از اصحاب امام حسن عسکرى (علیه السلام) بودند که توفیق شرفیابى ومعرفى را یافته بودند.بعضى از آنها عبارتند از:
1- حکیمه خاتون، دختر امام جواد، خواهر امام هادى وعمه امام حسن عسکرى علیهم السلام، که شب تولد حضرت مهدى (عجل الله فرجه)، او را زیارت کرد، ونسیم وماریه کنیزان آن حضرت گفتند: تا آن کودک متولد شد به خاک سجده کرد وانگشت سبابه را رو به آسمان بلند نمود وعطسه زد وگفت: الحمد لله رب العالمین، وصلى الله على محمد وآله.
2- ابو بصیر خادم است که گفت: بر صاحب الزمان (عجل الله فرجه) وارد شدم، در حالى که درون گهواره بود، نزدیک رفتم وسلام کردم، حضرت فرمود: مرا مى شناسى؟ عرض کردم: آرى، تو بزرگ وسید من وفرزند امام من هستى... حضرت فرمود: انا خاتم الاوصیاء، وبى یرفع البلاء من اهلى وشیعتى.

ادامه مطلب ...

تشرف حاج شیخ محمد کوفى شوشترى به محضر ولی عصر امام زمان (عج)

تشرف حاج شیخ محمد کوفى شوشترى به محضر ولی عصر امام زمان (عج)متقى صالح , حاج شیخ محمد کوفى شوشترى , ساکن شریعه کوفه فرمود: در سال 1315 با پدر بزرگوارم, حاج شیخ محمد طاهر به حج مشرف شدیم .
عادت من این بود که در روز پانزدهم ذیحجة الحرام , با کاروانى که به طیاره معروف بودندرجوع مى کردم , به خاطر آن کـه آنها سریع تر برمى گشتند.
تا حائل با آنها مى آمدم و درآن جا از ایشان جدا مى شدم و با صلیب آمده , آنها مرا به نجف مى رساندند,ولى در آن سال تا سماوه از شهرهاى عراق همراه ما آمدند.
من در خدمت پدرم بودم و از جنازها کسانى که به نجف اشرف جنازه حمل مى کنند براى ایشان قاطرى کرایه کرده بودم , تا او را به نجف اشرف برساند.
خودم هم سوار برشتر به همراهى یک جناز, مـسـیـر را مى پیمودیم . در راه نهرهاى کوچک بسیارى بود وشتر من به خاطر ضعف , کند حرکت مى کرد. تا به نهر عاموره , که نهرى عریض وعبور نمودن از آن دشوار است , رسیدیم . شتر را در نهر انـداخـتـیم و جناز کمک کرد تااز آن جا عبور کردیم. کنار نهر بلند و پر شیب بود. پاهاى شتر را با طـنـاب بستیم و او راکشیدیم , اما حیوان خوابید و دیگر حرکت نکرد.
متحیر ماندم و سینه ام تنگ شـد, به قبله توجه نمودم و به حضرت بقیة اللّه ارواحنافداه استغاثه و توسل کردم و عرض نمودم :یا فـارس الـحـجـاز یـا ابـاصالح ادرکنى افلاتعیننا حتى نعلم ان لنا اماما یرانا و یغیثنا آیا به فریاد ما نمى رسى , تا بدانیم امامى داریم که ما را همیشه مد نظر دارد و به فریادما مى رسد؟ ناگاه , دو نفر را دیدم که نزد من ایستاده اند: یکى جوان و دیگرى کامل مرد بود.
به آن جوان سلام کـردم .
او جـواب داد.
خیال کردم که یکى از اهل نجف اشرف است که اسمش محمد بن الحسین و شغلش بزازى بود.
فرمود: نه من محمد بن الحسن (علیه السلام) هستم .

ادامه مطلب ...

راه های رسیدن به آسانترین راه ها...

راه های رسیدن به آسانترین راه ها...فکر می کنید برای رسیدن به آسانترین راهها مثل آسان ترین راه آشنایی، آسان ترین راه ابراز عشق، آسان ترین راه رسیدن به هدف، آسان ترین راه پول در آوردن و ... چیکار باید کرد و آیا ببینید که به همین راحتی می توانید آسان و ساده روزگار را به خوشی سپری کنید.

آسان ترین راه آشنایی ، یک سلام است ، ولی گرم و صمیمی .

آسان ترین راه قدردانی ، یک تشکر ساده است ، ولی خالص و صمیمانه .
آسان ترین راه عذر خواهی ، عدم تکرار اشتباه قبلی است .
آسان ترین راه ابراز عشق ، به زبان آوردن آن است .
آسان ترین راه رسیدن به هدف ، خط مستقیم است .
آسان ترین راه پول در آوردن ، آن است که همواره در کارت رعایت انصاف را بکنی .
آسان ترین راه احترام ، اجتناب از گزافه گویی و گنده گویی است .
آسان ترین راه جلب محبت ، آن است که تو نیز متقابلا عشق بورزی و محبت کنی
آسان ترین راه مبارزه با مشکلات ، روبرو شدن با آنهاست نه فرار .
آسان ترین راه رسیدن به آرامش ، آن است که سالم و بی غل و غش زندگی کنی .
آسان ترین دوستی ، همیشه بهترین دوستی نیست . این را به خاطر بسپار .
آسان ترین بحث ، بحث در باره چیزهای خوب و امیدوار کننده است .
آسان ترین برد ، آن است که خود را از پیش بازنده ندانی .
آسان ترین راه خوب زیستن ، ساده زیستن است .
آسان ترین راه دوری از گناه ، آن است که همیشه بدانی چیزی به نام وجدان داری .
آسان ترین و در عین حال با ارزش ترین عشق ، بی ریا ترین آن است .
آسان ترین راه بودن ، آن است که حس بودن همیشه در وجودت شعله ور باشد .
آسان ترین راه راحت بودن ، آن است که خودت را همانطور که هستی بپذیری و در همه حال خودت باشی .

ادامه مطلب ...

تاریخچه مختصر زندگى امام مهدى (عج)؟

تاریخچه مختصر زندگى امام مهدى (عج)؟نام: امام م ح م د (علیه السلام).
القاب معروف:مهدى موعود، ولى عصر، صاحب الزمان، قائم، منتظر، حجت الله، ومنتقم و... (علیه السلام).
کنیه: ابو القاسم، ابو عبد الله (علیه السلام).
نام پدر ومادر: امام حسن عسکرى (علیه السلام)، نرجس خاتون (علیه السلام).
وقت ومحل تولد: روز پانزدهم شعبان سال 255 یا 256 هجرى قمرى در سامرا متولد شد، وحدود پنج سال تحت کفالت پدر بزرگوارش مخفیانه زندگى کرد. مدت غیبت صغرى: بعداز شهادت امام حسن عسکرى (علیه السلام) عهده دار امامت شد واز همین تاریخ(260 هجرى) به اذن خداوند غیبت صغرى که تقریبا هفتاد سال - یعنى تا سال 329 ه.ق - طول کشید آغاز شد، ودر این مدت چهار نایب خاص بین خود ومردم داشت.
غیبت کبرى: از سال 329 ه. ق غیبت کبرى شروع شد وباب نیابت خاصه بسته وباب نیابت عامه مفتوح گشت. این غیبت تا وقتى که مشیت الهى باشد ادامه دارد وهر وقت که خدا بخواهد ظهور کرده وجهان را از عدالت برخوردار کند.

چه شباهت هایى میان پیامبران الهى وامام زمان وجود دارد؟

چه شباهت هایى میان پیامبران الهى وامام زمان وجود دارد؟پاسخ در مقام پاسخ به پرسش فوق، ذکر چند روایت در این زمینه کافى است، لذا توجه شما را به نمونه هایى از اخبار و روایات معصومین علیهم السلام جلب مى کنیم:
- امام زین العابدین (علیه السلام) فرموده است: در قائم ما چند سنت از سنن پیغمبران است: یک سنت از آدم ویک سنت از نوح ویک سنت از ابراهیم، ویک سنت از موسى، ویک سنت از عیسى ویک سنت از ایوب وسنتى از محمد (صلى الله علیه وآله وسلم)، اما آن سنتى که از آدم ونوح دارد طول عمر است، از ابراهیم پنهان بودن ولادتش ودورى گزیدن وى از مردم است، از موسى ترس وغیبت از مردم، از عیسى اختلافى که مردم درباره او دارند، از ایوب، فرج بعد از شدت، واز محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) قیام با شمشیر است.
محمد بن مسلم روایت نموده که گفت: خدمت امام باقر (علیه السلام) رسیدم تا درباره قائم آل محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) از آن حضرت پرسشى کنم. پیش از آنکه من سؤالى بنمایم، فرمود: اى محمد بن مسلم، در قائم آل محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) پنج شباهت از پیغمبران است: شباهت یونس بن متى، یوسف بن یعقوب، موسى، عیسى ومحمد صلوات الله علیهم.
شباهتی که به یونس دارد، غیبت اوست که بعد از پیرى به صورت جوانى به سوى قریش بازگشت. شباهت او به به یوسف؛ غیبت وپنهانى او از خواص خود وعموم مردم وبرادرانش واشکالى بود که کار او براى پدرش یعقوب پدید آورده بود، با اینکه مسافت بین او وپدر وکسان وعلاقمندانش نزدیک بود. شباهتی که به موسى دارد، ترس ممتد او از مردم وغیبت طولانى ومخفى ماجراى ولایتش، وپنهان گشتن پیروان او به واسطه آزار وخوارى که بعد از وى به آنها رسید؛ تا جایى که خداوند متعال، فرمان را صادر کرد وبر دشمنانش پیروز داشت. شباهتی او به عیسى، اختلافى است که مردم درباره او دارند. زیرا جماعتى گفتند: او متولد نشده، وعده اى گفتند: او مرده است، وگروهى نیز گفتند: او را کشتند وبه دار آویختند.
ادامه مطلب ...

ماجرای‌ مسجدی به نام خامنه ای در روسیه + تصویر

ماجرای‌ مسجدی به نام خامنه ای در روسیه +تصویر به گزارش بی باک به نقل از بولتن، در بیرون سالن همایش بودم که ماجرای مسجدی به نام خامنه ای در داغستان روسیه را از چند نفر از مدعوین شنیدم. موضوع برایم جالب آمد. از یک شرکت کننده روسی این سوال را پرسیدم، گفت: این مسجد در داغستان روسیه واقع شده و فورا با دست به مردی اشاره کرد و گفت: برو از آقایی که آنجا ایستاده، سوال کن
دکتر نوری محمد زاده،  امام جماعت مسجد خامنه ای در شهر "ماخاچ کالا"، پایتخت داغستان است و در دانشگاه تهران، زبان و ادبیات فارسی خوانده و در کنار آن با دروس حوزه هم آشنا شده است. با او سلام  و احوال پرسی کردم و فورا رفتم سر اصل مطلب و پرسیدم: ماجرای این مسجد چیست؟
نوری محمد زاده جواب داد: جمعیت نژاد ایرانی در داغستان زیاد است. بیش از یک قرن پیش گروهی از ایرانی ها به دلیل برخی موضوعات سیاسی- اجتماعی به سمت این منطقه کوچ کردند. مسجد خامنه ای هم حدود 120 سال قبل توسط دو برادر به نام اسدالله و لطف الله خامنه ساخته شده است. این مسجد بعد از جنگ جهانی دوم و شروع جنگ سرد میان آمریکا و شوروی و به تبع آن ترویج ایدئولوژی کمونیسم، به باشگاه ورزشی تبدیل شد و عملا دیگر مسجد نبود. اما یک سال قبل از فروپاشی شوروی چون مشکلات شوروری زیاد شده بود و نمی توانست به همه مسائل توجه داشته باشد دوباره شیعیان این مسجد را پس گرفتند. قبلا اسم این مسجد «خامنه» بود اما حالا دیگر شیعیان داغستان به عشق رهبر جمهوری اسلامی، به آن «مسجد خامنه ای» می گویند.
از رئیس مرکز اهل بیت (ع) داغستان درباره فعالیت های فرهنگی که در این مسجد انجام می دهند پرسیدم، جواب داد:
هر سال پیرامون روابط فرهنگی- دینی ایران و داغستان کنفرانس هایی برگزار می کنیم که به نزدیکی و آشنایی هر چه بیشتر مردم این دو سرزمین به خصوص مسلمانان داغستان کمک زیادی می کند.

ادامه مطلب ...

عکس نوشتن آیات قرآن کریم بر روی بدن عریان ! + تصویر

عکس نوشتن آیات قرآن کریم بر روی بدن عریانبه گزارش بی باک به نقل از شیعه آنلاین، اخبار رسیده از شهر پاریس پایتخت فرانسه حاکی از آن است که یک هنرمند فرانسوی مراکشی تبار بنام مهدی جرج لحلو برای شرکت در نمایشگاه آثار هنری، در اقدامی بی سابقه آیات کلام الله مجید را بر روی بدن خود نوشت.
در همین راستا تعدادی از جوانان مراکشی با انتشار بیانیه ای در فضای مجازی جهان عرب و سایت های اینترنتی فرانسوی زبان، مهدی جرج لحلو را به شدت مورد انتقاد قرار داده و او را به مرگ تهدید کردند.
گفتنی است این جوانان مراکشی این اقدام مهدی جرج لحلوتوهینی به قرآن تلقی کردند و او را از شرکت در این نمایشگاه بر حذر داشتند. آنان همچنین از مقامات مسئول در مراکش و فرانسه خواستند با وی به شدت برخورد کنند زیرا این اقدام او موجب تحریک احساسات مسلمانان می شود. این نمایشگاه قرار است 30 سپتامبر تا سوم اکتبر برگزار شود.
گفته می شود موضوع مهدی جرج لحلو آن را تابلوی هنری نامیده، ارتباط دین با بدن انسان است.
منبع: وب سایت بی باک بیوز

حیوانات مسخ شده کدام هستند ؟

حیوانات مسخ شده کدام هستند ؟على (علیه السلام ) مى فرماید: روزى از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم پرسیدم : یا رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم حیوانات مسخ شده کدامند؟ حضرت فرمود: آنها سیزده حیوان هستند:

فیل ، خرس ، خوک ، میمون ، مارماهى ، سوسمار، شب پره (یا پرستو)، کرم سیاه ، آبى عقرب ، عنکبوت ، خرگوش ، سهیل و زهره (نام دو حیوان دریایى است ).

آنگاه پرسیدم : علت مسخ اینها چه بود؛ خرس : مرد ماءبونى بود که مردها را به خود مى خواند؛ خوک : عده اى نصرانى بودند که از خدا خواستند تا غذاى آسمانى بر آنها بفرستد و با این که خواسته شان عملى شد بر کفر خود افزودند؛ میمون : کسانى بودند که روز شنبه بر خلاف دستور دینشان ماهى گرفتند؛ مارماهى : مرد دیوثى بود که همسرش را در اختیار مردم مى گذاشت ؛ سوسمار: بادیه نشینى بود که سر راه حاجیان را مى گرفت و اموالشان را مى ربود؛ شب پره : دزدى بود که خرماهاى مردم را از سر درختان سرقت مى کرد؛ کرم سیاه : سخن چینى بود که میان دوستان جدایى مى انداخت ؛ عقرب : مرد بد زبانى بود که هیچ کس از نیش زبانش ‍ آسوده نبود؛ عنکبوت : زنى بود که به شوهرش خیانت کرده بود؛ خرگوش : زنى بود که غسل حیض و غیره نمى کرد؛ سهیل : گمرک چى بود در یمن ؛ و زهره : زنى نصرانى بود و این زن همان است که هاروت و ماروت را فریفت. به نقل از: mp3ha.blogfa.com