
سریال، داستان دو خانواده را به شکل موازی روایت میکند که بر اثر برخی رخدادهای مشترک به هم وصل میشوند. یکی مادر و دختری تنها که متولی امامزاده هستند و.....
زیر سایه آل
مفاهیم اخلاقی و انسانی، محور اصلی سریالهای مناسبتی ماه رمضان هستند که هر کدام از مجموعهها قصد دارند این مفاهیم و ارزشها را با قصههایشان به مخاطب انتقال دهند. با این حال به نظر میرسد بیشتر سریالهای امسال رویکرد ماورایی و معناگرایانه دارند.
«سقوط یک فرشته» عنوان دومین تجربه سریالسازی بهرامیان پس از سریال پرمخاطب و پرحاشیه «ساعت شنی» است که به ظاهر داستانی ماورایی دارد و دستکم تا اینجای قصه بشدت تحت تاثیر و زیر سایه تجربه سینمایی بهرامیان در فیلم «آل» است. شاید هنوز قضاوت کردن درباره سریالهای امسال زود باشد، اما میتوان حدس زد این سریال با توجه به نوع و جنس قصه و بازیگرانی که دارد، بیش از مجموعههای دیگر مورد توجه قرار گیرد.
سقوط یک فرشته درواقع مفاهیم نفسانی ـ اخلاقی را بین فرشته بودن تا شیطان شدن بیان میکند. به عبارت دیگر، سقوط یک فرشته تلاش میکند موقعیتهای یک انسان را به تصویر بکشد و این که چگونه میتواند سراشیبی تکامل را تا سقوط در درههای شیطانی تجربه کند. سریال، داستان دو خانواده را به شکل موازی روایت میکند که بر اثر برخی رخدادهای مشترک به هم وصل میشوند. یکی مادر و دختری تنها که متولی امامزاده هستند و طرف مقابل، پدر و دختری تنها که به واسطه پرورش ماهی، وضع مالی خوبی دارند. مسعود رایگان ـ که نقش پدر سارا را بازی میکند ـ فردی مذهبی و مسجدی است و سارا با فاطمه دختر فریبا کوثری در این سریال دوست و همکلاسی است. سارا که در آزمون فوق لیسانس قبول شده، نذر خود را برآورده کرده و به اهالی مسجد شام میدهد، اما شعلههای گاز به شکلی مبهم زیاد شده و غذا میسوزد.
سارا برای حفظ آبرو با اتومبیل خود به قصد تهیه غذا از رستوران حرکت میکند
که با نیما (مهرداد صدیقیان) مواجه میشود و بر اثر تصادف با او، آیینه
خانهشان که در دست نیما بود، میشکند. همین تصادف به ایجاد رابطه جدید و
خلق فراز تازهای از داستان مواجه میشود که تعلیق و گرههای داستانی را
افزایش میدهد و زمینه دراماتیکی فراهم میشود تا کارگردان مفاهیم و
پیامهای مورد نظر خود را به مخاطب منتقل کند. به عبارت دیگر، سقوط یک
فرشته از داستانهای فرعی و شخصیتهای موازی بهره میگیرد و نه فقط میان
چند شخصیت که بین مناسبات خانوادگی آنها نسبتی دراماتیکی برقرار میشود.
نقطه عطف این داستان نیز با گم شدن یا ربوده شدن قرآن عتیقهای که در
امامزاده بوده و 700 میلیون قیمت داشته کلید میخورد تا این شخصیتها و
آدمهای قصه یک موقعیت تازه و معمایی را تجربه کنند و ادامه سریال نیز
رمزگشایی از این معماست. بهرامیان تلاش کرده مثل تجربه آل، فضای قصه را با
رگهای از خوف، ترس، التهاب و هیجان ناشی از آن رنگآمیزی کند و از این
طریق ریتم بیرونی بیشتری به آن ببخشد، اما ریتم ساختاری و درونی قصه کند
است و البته بیش از هر عامل دیگری تکراری شدن چنین روایتی و سوژه ماورایی
برای مخاطبان سریالهای مناسبتی، مانع بزرگی شده تا تماشاگر به
همذاتپنداری و ارتباط حسی عمیقی با داستان برسد.
واقعیت این است که طرح مسائل معنوی و دینی فارغ از اینکه دشواریهای خاص
خود را دارد، برای تاثیرگذاری، به ساختار باورپذیر نمایشی محتاج است. بدین
معنی که هرچقدر این معانی، ارزشها و رفتارهای اخلاقی قابل دسترسی و
ملموستر باشند، مخاطب ارتباط نزدیکتری با آن برقرار کرده و احتمال قیاس
درونی و روانشناختی با شخصیتهای داستان و خود قصه بیشتر برایش فراهم است.
اغراق و افراط بیش از حد در بازنمایی ماورایی مفاهیم دینی و معنوی، آنها را
غیرقابل دسترس و دشوار جلوه میدهد، در نتیجه مخاطب ممکن است به جای
تاثیرپذیری و همذاتپنداری به مقاومت در برابر درام دست بزند.
یکی از مفاهیمی که در این سریال بتدریج برجستهتر شده و با ربوده شدن قرآن
کلید خورده، تاکید آن بر نقش و تاثیر قرآن بر زندگی است و در مقابل
پیامدهایی که دوری از این کتاب آسمانی میتواند برای انسان داشته باشد. این
تمهید به شکل مستقیم متاثر از مناسبات این ماه است که به ماه نزول قرآن
معروف است. با این حال اگرچه سقوط یک فرشته مبتنی بر محتوا و مضمون قرآنی
است، اما بهرامیان به فرم و ساختار روایتی قصه نیز توجه داشته و تلاش کرده
است فرم را مقدم بر محتوا بداند. همین رویکرد را در ساخت فیلم آل هم
میبینیم که اگر امتیازی برای آن بخواهیم برشماریم، باید به همین فرمگرایی
و دقت کارگردان در پرداخت به جزئیات و سویه تکنیکی قصه اشاره کنیم. گویی
کارگردان همان تجربه را در روایت سقوط یک فرشته مورد استفاده قرار داده
است. به این موارد باید حضور حمید بهرامیان را به عنوان کارگردان دوم این
مجموعه اضافه کنیم که برای اولین بار یک سریال مناسبتی به وسیله 2 نفر
کارگردانی میشود.
بدون شک حضور مسعود رایگان و فریبا کوثری، امتیاز خوبی برای این مجموعه
محسوب میشود که کنار بازیگران جوان و کمتجربهتر به قوام و دوام ساختار
درام و جذابیت آن کمک میکند.
باید منتظر بود و دید که نمایش این موقعیت تا چه حد منطقی و باورپذیر است.
به طور یقین هر کجا که قرآن و موضوعات دینی در انسان کمرنگ شود شیطان به
سراغ او میآید که خشم و نفرت نمونههایی از آن هستند. به عبارت دیگر
سریال سقوط یک فرشته در پی آن است تا با روایت یک درام جذاب قرآنی،
غفلتزدایی کرده و نقش قرآن را در زندگی دشوار امروزی برجسته سازد. اگر خود
سریال در رسیدن به این هدف سقوط نکند، میتواند مثل سریال صاحبدلان به این
هدف نزدیک شود.
منبع:
----------------
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
منبع: jamejamonline.ir / سیدرضا صائمی