
اگر گفته مى شود که دنیا پرستى با خدا پرستى در تضاد است و دل
بستگى به دنیا باعث غفلت از یاد خدا مى گردد. بدان معنا نیست که انسان دست از کار و
تلاش و فعالیت بکشد و به وظایف شخصى و اجتماعى خود نپردازد و لذایذ و نعمت هاى دنیا
را بر خود حرام کند. آنچه مورد نکوهش و موجب غفلت است محبت و دل بستگى به دنیا است
. انجام وظایف و تاءمین نیازهاى مادى و دنیوى و کار و تلاش ، با دل بستگى ، عشق و
شیفتگى به دنیا متفاوت است . تاءمین نیازمندى ها و روزى حلال و اداره زندگى و کار و
تلاش از وظایفى است که خداوند براى انسان واجب کرده است . از این رو به عنوان
اطاعت و امتثال امر خداوند، در آن زمینه ها نیز باید تلاش کنیم .
به علاوه ، کار
و تلاش موجب حفظ عزت و کرامت جامعه اسلامى در برابر کفار، و استقلال و عدم وابستگى
به بیگانگان مى گردد. مگر امیر مؤ منان علیه السلام کار نمى کرد؟ آن حضرت به دست
خود قنات ها، چاه هاى آب و نخلستان هاى فراوانى احیا کردند و آنها را وقف فقرا
نمودند.
از این رو کسب و کار و انجام فعالیت هاى فردى و اجتماعى ، خود به خود نه
تنها، مانع ذکر و یاد خداوند و غفلت از او نمى گردد، بلکه اگر از سر عشق و محبت دل
بستگى به دنیا نباشد.و از نتایج فعالیت انسان فقرا و نیازمندان و جامعه اسلامى
بهرمند گردند، خود مى تواند نتیجه و ثمره عشق به خدا و تبعیت از فرمان او باشد؛
چنان که على علیه السلام چنین بود. شرافت انسان به این است که در گیر و دار خواست
ها و خواهش هاى متضاد و در عین اشتغال به کار و فعالیت و زندگى روزمره ، توجهش به
خدا باشد.
اسلام نیز در صدد پرورش چنین انسان هایى است که در ضمن فعالیت هاى روزمره
و در همه شؤ ون زندگى توجهشان به خدا باشد و هر چیزى را براى خدا بخواهند، نه این
که از اجتماع کناره گیرند و تشکیل خانواده ندهند و به کار و زندگى نپردازند و فقط
در گوشه اى تسبیح به دست بگیرند و ذکر بگویند. هنر آن است که انسان در عین تلاش و
فعالیت ، به یاد خداوند باشد و هر کارى را در جاى خود قرار دهد.اتفاقا این برداشت
با آیه 36 و 37 سوره نور که حضرت در طلیعه خطبه خویش تلاوت فرموده اند هم آهنگ است
. در این آیات خداوند نمى فرماید که شب بیداران و سحر خیزان و زاهدان ، به کسب و
کار نمى پردازند، بلکه مى فرماید کسب و کار و فعالیت هاى روزمره زندگى آنها را از
یاد خدا غافل نمى سازد؛ پس کسب و کار و انجام فعالیت هاى اجتماعى براى اولیاى خدا
مفروض گرفته شده است .
سر این که کسب و تجارت مؤ منان را از یاد خدا باز نمى
دارد این است که آنان در گیر و دار کسب و کار به خدا توجه دارند و مى دانند که
خداوند رزاق و تاءمین کننده روزى آنها است . از این رو حلال و حرام را رعایت نموده
و سعى مى کنند در حق دیگران ظلم و اجحاف و خیانت نکنند و حقوق آنان را ادا کنند. در
این صورت ، خداوند ارتباط دل آنها را با خود مستحکم تر مى کند و اگر دلشان به جاى
دیگرى متوجه شد، آن را به خود متوجه مى گرداند و نمى گذارد که ظواهر دنیا باعث دل
بستگى و محبت آنها به دنیا گردد. البته رسیدن به این مرحله بسیار دشوار است . ما
اگر بخواهیم به این مرحله برسیم که پیوسته با خدا ماءنوس و به یاد او باشیم و حتى
در هنگام پرداختن به کسب و کار و انجام فعالیت هاى اجتماعى نیز از خداوند غافل
نگردیم ، باید سعى کنیم از محبت و علاقه خود به دنیا و ثروت آن بکاهیم . در این ،
یکى از راه هاى کاستن از محبت به دنیا و ثروت آن ، انفاق چیزهایى است که دوست مى
داریم ، چنان که خداوند فرمود:
لن تنالوا البر حتى تنفقوا
مما تحبون ...؛
هرگز به نیکوکارى نخواهید رسید تا از
آنچه دوست دارید انفاق کنید.
کسى که خواهان انس با خدا و ایجاد دوستى و محبت با
خداوند است ، باید آنچه را با زحمت و تلاش به دست آورده و اشیاى گران قیمتى را که
به آنها علاقه دارد و دل بستگى مى آورد، به دیگران ببخشد. براى رسیدن به مقام ذکر
واقعى ، انسان باید سعى کند دل بسته پست و مقام نگردد و اگر کسى را شایسته تر از
خود یافت که بهتر بتواند با جامعه خدمت کند، به نفع او از پست و مقام خود کنار رود.
هم چنین باید از توان خود براى خدمت به مردم استفاده کند و اگر فرصتى پیش آمد، حاضر
شود از آبروى خود که ارزشمندترین سرمایه او است ، در راه خدا بگذرد، خلاصه این که ،
دوام ذکر مستلزم است که دل به هیچ یک از این امور نبازد زیرا دلباختگى به آنها هم
چون زنجیرى پاى او را مى بندد و جلوى پرواز او به سوى خدا و مقام قرب را مى گیرد.
منبع:
----------------
کتاب: یاد او
نویسنده : آیت الله محمد تقى مصباح یزدى