قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه
قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه

درباره منتقل کردن جنازه به حرمهاى مطهر و اماکن متبرکه

درباره منتقل کردن جنازه به حرمهاى مطهر و اماکن متبرکهعده اى که نسبت به مسائل فقهى ناآگاهند، یاوه هایى بافته اند و بى خبر از ریشه هاى فقهى و فتوایى موضوع ، آن را تنها از ویژگیهاى شیعه دانسته اند ؛ ازاین رو شیعه را آماج حملات و تهمتهاى خویش ساخته اند.
برخى دیگر، با پیروى کورکورانه از آن جاهلان ، تهمت را چنان حتمى و عمل را چنان خرافى پنداشته اند و از اعمال عوام الناس دانسته اند که گفته اند هرگز نمى توان به اینگونه کارها، بر مذهب یا علما احتجاج کرد.
گروهى نیز براى اثبات ادعاهاى خود، دست به تحریف زده اند، غافل از این که آگاهان و هوشیارانى هستند که نیتهاى شوم و غرض ورزیهاى آنان را برملا مى کنند.
این بیچارگان ندانسته اند که از میان پیروان مذاهب چهارگانه اهل سنت نیز، کسانى با شیعه هم عقیده و موافقند که مى توان به خاطر اهداف صحیح و غرضهاى عقلایى ، مردگان را - چه پیش از دفن و چه بعد از خاکسپارى - به جاهاى دیگر منتقل کرد، چه خود میت وصیت کرده باشد، یا نه .
دراینجا به نمونه هایى ازفتاواى اهل سنت دقت کنید.
مالکیان گفته اند:
با سه شرط، مى توان مرده را چه پیش از دفن و چه بعد از آن ، از جایى به جاى دیگر منتقل کرد:
1 - اینکه هنگام انتقال ، جسد از هم نپاشد.
2 - این که به آن بى احترامى و هتک حرمت نشود.
3 - انتقال ، مصلحتى داشته باشد، مثل این که بترسند در اثر طغیان دریا، آب ، قبر او را فرابگیرد، یا به مکانى منتقل کنند که امید برکت در آن است ، یا به جایى ببرند که به خانواده اش نزدیکتر باشد و بتوانند به زیارت قبرش بیایند. اگر یکى از این شرایط سه گانه منتفى شود، نقل جنازه به جاى دیگر حرام است .(17)


حنبلیان گفته اند:
در انتقال جنازه میت از جایى که مرده به جایى که دورتر است ، اشکالى نیست ، به شرط اینکه به خاطر غرض صحیحى باشد، مثل اینکه به بقعه و حرم شریفى ببرند، تا آن جا دفن شود، یا در کنار یک انسان صالح دفن گردد، درصورتى که از تغییر بود و متعفن شدن جسد، خاطر جمع باشیم . در جواز این مساله فرقى نیست که قبل از دفن باشد، یا پس از دفن .(18)
شافعیان گفته اند:
نقل جنازه از شهرى به شهر دیگر حرام است ، بعضى هم گفته اند که مکروه است ، مگر این که به نزدیکى مکه ، مدینه ، بیت المقدس یا قبر یک انسان صالح ببرند. و اگر میت ، وصیت کرده باشد که جنازه اش را به یکى از جاهاى یاد شده ببرند، در صورت ایمنى از تغییر بوى جسد، لازم است به وصیتش عمل شود. مقصود از مکه نیز همه محدوده حرم است ، نه فقط خود شهر مکه .(19)
و حنفیان گفته اند:
مستحب است میت را در همانجا که از دنیا رفته است دفن کنند و مانعى ندارد که پیش ازدفن ، جنازه را از شهرى به شهر دیگر ببرند، به شرط اینکه جنازه بو نگیرد. اما پس از دفن ، بیرون آوردن جنازه حرام است ، مگر این که زمینى که در آن دفن شده است غصبى باشد، یایکى از دو شریک ، زمین را با (حق شفعه ) خویش ، زمین را بگیرد.(20)
کسى که به تاریخ مراجعه کند، خواهد دید که دانشمندان همه مذاهب ، عملا در هر دو صورت اتفاق نظر داشته اند که مى توان جنازه را به جاى دیگر منتقل کرد و در اذهان همه چنین جا گرفته است که انتقال جسد به حرمهاى مطهر و زمین بیت الله الحرام یا جوار حضرت رسول (ص ) یا پیشواى مذهب یا مرقد یکى از اولیاء صالح یا بقعه اى که خداوند به آن کرامتى را مخصوص ساخته است ، یا به جایى که بستگان مرده آن جا جمعند یا به نزدیکى قبور بستگان دیگر، مانعى ندارد و عملا نیز چنین مى کرده اند. روزى هم که استخوانهاى پوسیده بزرگانى از این مذاهب را به جاى دیگر منتقل مى کرده اند، همواره روزى شکوهمند بوده که با حضور جمعى انبوه از علما، قاریان ، سخنوران و طبقات دیگر مردم ، مراسمى برگزار مى شده است .
اینها همه نشان دهنده جواز آن و اتفاق نظر و عمل همه امت اسلامى بر آن است . این کار، از زمان پیامبر اکرم (ص ) و صحابه پیشین و تابعین هم رواج داشته است ، چه طبق وصیت مرده ، چه به صلاحدید بستگان و نزدیکان آن متوفى . گویا نزد همه فرقه هاى مسلمانان در تمام دورانها، مورد اتفاق بوده است . اگر چنین نبود، هرگز صحابه پیامبر (ص )، بر سر این که رسول خدا را در مدینه ، مکه یا نزدیک جدش حضرت ابراهیم دفن کنند، با هم اختلاف نمى کردند.(21)
حتى در ادیان و شرایع گذشته نیز این کار، مشروع بوده است .
حضرت آدم (ع ) در مکه از دنیا رفت و در غارى در کوه ابوقبیس دفن شد، سپس حضرت نوح ، تابوت او را به کشتى منتقل کرد و چون از کشتى به خشکى بیرون آمد، جسد آدم را در بیت المقدس به خاک سپرد.(22) البته در احادیث شیعه آمده است که آن را در نجف به خاک سپرد.
حضرت یعقوب (ع ) در مصر از دنیا رفت ، ولى جنازه اش به شام منتقل شد.(23)
حضرت موسى (ع ) پیکر حضرت یوسف را پس از آن که در مصر دفن شده بود، به فلسطین برد، که مدفن نیاکان آن حضرت بود.(24)
یوسف ، جسد پدرش حضرت یعقوب را از مصر منتقل کرد و در حبرون ، در بقعه و غارى که مخصوص دفن آن خاندان شریف بود به خاک سپرد.(25)
دو سبط گرامى پیامبر، امام حسن و امام حسین علیهماالسلام پیکر مطهر پدرشان امیرالمؤ منین (ع ) را از کوفه بیرون بردند و در جایى دفن کردند که اینک مدفن آن حضرت در نجف اشرف است ، و این انتقال ، قبل از دفن آن حضرت بود.
البته در برخى منابع نیز (همچون دلائل النبوه ) نقل شده که (اولین کسى که از قبرى به قبر دیگر منتقل شد، على بن ابى طالب (ع ) بود. وى که روز جمعه 19 رمضان به شهادت رسید و فرزندش حسن بن على (ع ) بر او نماز خواند و در دارالاماره کوفه به خاک سپرد و قبرش پنهان بود، سپس به محلى به نام (نجف ) منتقل شد و همچنان مخفى بود، تا آن که هارون الرشید آن را آشکار کرد. وقتى که دید که برخى حیوانات به آن محل انس مى گیرند و براى نجات از شکار شدن به آن جا پناه مى برند، از اهالى آبادى نزدیک آن جا سبب آن را پرسید، پیرمردى اهل آن جا گفت که در این مکان ، قبر على (ع ) است ، همراه قبر حضرت نوح . از این رو هارون بر روى آن قبر قبه اى ساخت .(26


منابع:

------------------

17- (الفقه على المذاهب الاربعه )، ج 1 ص 421.
18- همان ، ص 422.
19- (المنهاج )، محیى الدین نورى شافعى ، ج 1 ص 357 (چاپ شده در حاشیه شرح مغنى ).
20- (الفقه على المذاهب الاربعه )، ج 1 ص 422.
21- (ملل و نحل )، شهرستانى ، ج 1 ص 21، (سیره حلبیه )، ج 3 ص 393، (صواعق محرقه )، ص 19.
22- (تاریخ طبرى )، ج 1 ص 80، (العرائس )، ثعلبى ، ص 29.
23- (حاشیه ابى الاخلاص )، حنفى ، ج 1 ص 168 (در حاشیه دررالحکام ).
24- (شرح شمائل )، قارى ، ص 208.
25- (تاریخ طبرى )، ج 1 ص 161 و 169، (معجم البلدان )، ج 3 ص 208، (تاریخ ابن کثیر) ج 1 ص 174 و 197.
26- (محاضرة الاوائل )، سکتوارى ، ص 102 (چاپ 1300)، (تمام المتون )، صفدى ، ص 151. علامه امینى (ره ) مى افزاید: این جماعت درباره مدفن امیرالمؤ منین اختلاف عظیمى دارند که آن را دست مرموز سیاست پدید آورده است ، تا امت را از توجه به مدفن مقدس مولا و زیارت قبر آن حضرت ، بازبدارد (الغدیر، ج 5 ص 68 پاورقى ).

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد