قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه
قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه

نحوه ملک دارى در دوره قاجاریه

نحوه ملک دارى در دوره قاجاریهچگونگى مالکیت ارضى در ایران چهار نوع است :
1 - املاک شاهى که به نام خالصه یا دیوانى معروف است .
2 - اراضى که به عنوان تیول مصرف شده است .
3 - اوقاف
4 - املاک خصوصى یا اربابى


املاک سلطنتى  

1 - املاک شاهى در ایران وسعتى عظیم دارد و در وضع فعلى خود قسمت اعظم آن نتیجه و حاصل جنگ و نزاع هاى داخلى در قرن گذشته است . نادرشاه و بعد از او آغا محمد خان قاجار، مشاهده نمودند که خانواده هاى قدیمى ایران و املاک آنان به واسطه ى جنگ و جدال هاى طولانى داخلى ، از هم پاشیده شده بودند لذا زمین هاى زیادى را از املاک مذهبى مصادره نمودند. در زمان نادرشاه حدود ضبط املاک موقوفه از جانب او بود. املاک مزبور از آن پس در تصاحب خاندان سلطنتى باقى مانده است و رفته رفته افزایش یافته و هر سال با توقیف اموال خصوصى - به واسطه ى مغضوب شدن صاحبان آن و با تقدیمى اضطرارى که حضرت شهریارى در عین بزرگوارى مى پذیرفته اند، مقدار و وسعت آن بیش تر شده است .

تیول ها  

2 - زمین هاى فئودال ها، آن هایى است که در دوره هاى سابق بر اثر خدمات نظامى و به خصوص خدمت در نواحى مرزى کردستان و ترکمنستان به دست آمده است و دوام تصاحب آن منوط به فراهم ساختن رسد سوار و پاسداران مرزى و نفرات نگهبانى است که گاهى نیز توام با معافیت از پرداخت حصه مالیاتى است .


موقوفات  

3 - با وجود رویه ى ضد روحانى نادرشاه باز مساجد و مدارس موقوفه هاى فراوانى ، خواه املاک و یا اجاره بهاى کاروانسرا و دکان و بازار داشته اند، مثلا؛ آستانه امام رضا (ع ) در مشهد که از جمله اماکن محدودى بود که نادرشاه قدر و احترام مى نهاده ، در سراسر ایران ملک دارد و از این بابت درآمدى بالغ بر شصت هزار تومان و ده هزار خروار غله عایدى آن است .
املاک موقوفه معمولا از مالیات معاف است اما دولت هر ساله از املاک موقوفه امام رضا (ع ) هزار تومان مالیات دریافت مى دارد.


املاک خصوصى  

4 - این املاک در ایران از راه ارث یا خریدارى یا اهداى همایونى و یا احیا کردن زمین هاى بایر به دست مى آید. هر فردى مى تواند زمین را در صحرا انتخاب و در آن جا شخم و زراعت و یا به نحوى بهره بردارى کند که از نتیجه ى آن چند درصد عایدى دولت تامین شود و تا وقتى که از عهده انجام تکلیف آخرى برآید فرد سودمندى به شمار مى رود که خلع یدش از آن مالک نارواست ولى مالک ایرانى ، معمولا خود به کشت و کار زمین خویش ‍ نمى پردازد و آن را به مستاجران اجاره مى دهد که بدون ادعاى حقوق مالکیت تا وقتى که از پرداخت معادل اجاره بها قصور یا عدول نکنند حق مسلم بهره بردارى از ملک را خواهند داشت و این انتفاع با شرکت طرفین در تامین هزینه کشت که در نقاط مختلف مملکت یکسان نیست حاصل مى شود.
در سرزمین ایران که مقدار جمعیت قلیل است و زراعت وافى ، فقط با کار و زحمت کافى امکان پذیر مى باشد کارگر نه تنها در کشتزار زحمت مى کشد، بلکه باید در کندن و تمیز کردن قنات ، کار و محصولات را جمع و جور کند، نفع ارباب در این است که با مستاجران خود به وجه نیکو حسن روابط داشته باشد. رعیت ایرانى که حتى حق شکایت و بدرفتارى و اجحاف ماموران مالیاتى را داراست ، زارع ایرانى فقیر است . نادان و بیچاره است به ظاهر خوش بنیه و از جهت زور و قدرت چون گاو نر است . او انتظار و امیدى درباره رونق کار خویش ندارد. بردبارى و پشتکار شیوه کار اوست لحظه بدبختى او وقتى است که آب نایاب شود، یا از پس خشکسالى شدید در ناحیه او قحطى پیش آید.
در مقابل استفاده از زمین ، روستاییان ، باید تکالیف زیر را به عهده مى گرفتند:
1 - یک پنجم محصول دیم و یک سوم محصول زمین هاى آبى .
2 - تامین مخارج مباشر و سواران خان .
3 - تقدیم یک سوم بهره مالکان به صورت جنس و دو سوم بقیه به نقد.
4 - حمل سهمیه ارباب به انبارهاى او و یا بازار فروش .
5 - در صورتى که سهمیه مالک تا رسیدن محصول جدید در بازار به فروش ‍ نمى رفت تا یک ماه قبل از برداشت محصول جدید آن را به قیمت روز بین زارعین تقسیم مى کرد در عوض زارعین بایستى هنگام خرمن محصول جدید با قیمت یک ماه پیش ، سهم ارباب را به او مسترد دارند و بدین ترتیب ارباب در ازاى هر یک من غله ، یک من و نیم و گاهى تا دو من دریافت مى کرد.
6 - در فصل سرما، اسب هاى مالک ، بین روستاییان تقسیم مى شد و آنان هزینه نگهدارى اسبان را به گردن مى گرفتند.
7 - هنگام ساختمان خانه براى ارباب ، روستاییان ، مجبور به بیگارى بودند تعیین تعداد آنان با ارباب و تهیه خوراک روزانه به عهده خودشان بود.
8 - تهیه وسایل سوخت ارباب به عهده ى روستاییان بود.
9 - حمل نامه ها بین چاپارخانه ها به عهده ى روستاییان بود.
10 - حمل اجناس مالک از نقاط دوردست به ده ، به عهده ى روستاییان بود.
11 - کوچ نشینان که هنگام زمستان از ییلاق بر مى گشتند، توسط مالک بین روستاییان سرشکن مى شدند و از این طریق ، غذا و هستى روستاییان به غارت مى رفت .
12 - روستاییان اجبار داشتند، هم براى دولت و هم براى مالک خدمت سربازى انجام دهند و هنگامى که سرباز دولت مى شدند. سربازى ، پیشه مادام العمر آنان مى شد و پس از مرگ ، به فرزندانش منتقل مى شد. سربازى براى مالک ، به دو صورت بود: در حالت اول ، مالک از هر 25 خانوار یک سوار مى گرفت و تهیه اسب و اسلحه و آذوقه او و خانواده اش به عهده ى سایر روستاییان بود - ارباب از این نوع سواران براى شکار و نیز سرکوبى شورش هاى روستایى استفاده مى کرد - در صورت دوم ، در مواقع حساس ، که ارباب براى حمله به املاک همسایگان احتیاج به سوار داشت ، تمام زارعین که قدرت حمل اسلحه داشتند بسیج مى شدند و تهیه لوازم مورد احتیاج جنگ نیز به عهده ى خودشان بود.
13 - هنگام شکار مالک ، روستاییان تهیه مخارج او و اطرافیان و مهمانان او را به عهده داشتند.
14 - مالک زارعین گناهکار را جریمه و حتى تیرباران مى نمود، محاکمه کردن ، تعیین و تغییر (ازدیاد) مالیات و حبس و شلاق و شکنجه ، حق مسلم خان و مباشر او بود.
این نوع بهره کشى همان گونه که دیدیم ، باعث فرار روستاییان از مزارع مى شد و اقتصاد روستایى را فلج مى کرد و در نتیجه در سیاست کشور، تاثیرات ناگوار مى گذاشت .
دهقانان که از همه جا ناامید بودند، دست به سوى روحانیون بزرگ دراز مى کردند.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد