قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه
قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه

علل سقوط دولت صفویه

علل سقوط دولت صفویه عواملى چند که سبب سقوط دولت صفویه گردید عبارتند از: (1) با برخوردى که شاه عباس با پسران خود روا داشت ، بعد از شاه عباس ، تاج و تحت صفوى به دست پادشاهان ، نالایق و یا کم قدرت و ضعیف النفس افتاد و روزه به روز از عظمت و اعتبار آنان کاسته شد و این باعث گردید تا دشمنان خارجى ایران ، قدم در راه تعرض بگذارند.
(2) پروفسور مینوریسکى ، در مقدمه اى که بر کتاب تذکره الملوک نگاشته ، عواملى مهم را که به عقیده وى باعث انقراض سلسله صفویه است چنین ذکر مى نماید:
الف - از بین رفتن اساس حکومت روحانیونى که شاه اسماعیل ، کشور خود را بر آن پایه استوار کرد و نبودن مرام موثر دیگرى که جاى آن را بگیرد.
ب - مخالفت شدید میان عناصر قدیم و جدید در طبقات نظامى ایران .
ج - نفوذ و تحریکات ملکه مادر و خواجه سرایان .
د- قساوت شاهزادگان که در حرم سرا تربیت مى شدند و از دنیاى خارج غافل بودند به عقیده ى مینوریسکى غیر از این عوامل ، عواملى چون عدم رضایت عمومى از آخرین شاهان سلسله صفویه ، اهمیت فراوانى در شکست و شاهى این سلسله دارد .
(3) ضعف سیاسى و انحطاط اقتصادى ایران که با مرگ شاه عباس اول آغاز شده بود و مدت سلطنت بیست و هشت ساله شاه سلیمان ، بیش از پیش ‍ آشکار گردید. شکوه و جلال دربار، ولخرجى شاه ، مداخله زنان و خواجه سرایان در امور کشورى ، روز به روز به ضعف دولت صفوى کمک کرد تا جایى که در زمان شاه سلطان حسین - پسر شاه سلیمان - یکباره دولت صفوى منقرض گردید. در دوران شاه سلطان حسین میزان مالیات چند برابر گشت که در نتیجه باعث مهاجرت روستاییان و تقلیل فعالیت هاى یدى پیشه وران ، رکود بازرگانى و کم شدن توان کارگران شده و این خود باعث ورشکستگى فئودال ها گردید. تا جایى که فئودال ها خود نیز در جدا شدن از دولت سعى مى نمودند. تشدید تضادهاى داخلى طبقه زمامدار و فساد و دستگاه دولتى ، همه و همه باعث اضمحلال ، آن دولت گردید.

در ضعف شاه سلطان حسین ، سفیر روس ، آرتمى پتروویچ ولینسکى مى نویسد:

حتى میان عوام الناس نیز، چنین ابلهى کمتر یافت مى شود تا چه رسد میان تاجداران و بدین سبب در هیچ کارى مداخله نمى فرمایند و تمام امور را به اعتماد الدوله خود، که از چارپایى ابله تر است محول مى سازد.
(4) علت دیگر انحطاط دولت صفوى ، تجارت خارجى آنان بود که با افتادن تجارت ایران به کرانه اقیانوس هند و به دست تجار هلندى و هندى و تقلیل حمل کالاى ترانزیتى از جاده هاى کراوانى ایران در طى قرن یازدهم هجرى ، کشورهاى اروپایى با راه دریایى اروپا به هندوستان از طریق دماغه امید و دور افریقا که در سال 1498 کشف شده بود کاملا آشنا شدند و در نتیجه اهمیت جاده هاى خشکى کاروان رو، طى قرن یازدهم روز به روز کاهش یافت و نقش میانجیگرى ایران در تجارت نیز تقلیل پیدا کرد.
شاردن اشاره مى کند:
سقوط تجارت خارجى در حدود سال 1670 م . محسوس گشت و در شش هفت سال اول حکومت شاه سلیمان درآمد گمرکات در بندرعباس و گنگ (نزدیک هرمز) بین 400 هزار و 500 هزار لیور (تقریبا از 910 تا 1100 تومان ) نوسان داشت ، و حال آن که در زمان شاه عباس دوم عواید مزبور به 000/100/1 معادل 2444 تومان بالغ مى گشت .
(5) شاه سلطان حسین براى درآمد تجارى خویش دو پیمان بازرگانى با فرانسه منعقد نمود و آنان را از پرداخت حقوق و بازرسى گمرکى معاف کرد. فرانسویان موفق شدند کاپیتولاسیون یا حق برون مرزى را براى فرانسویان برقرار نمایند ولى سقوط حکومت صفویه ، به آنان مجال نداد که از این حقوق سیاسى و اقتصادى بهره مند شوند.
(6) هم چنین شاه سلطان حسین با عدول سیاست مبتنى بر مدارا با پیروان مذاهب مختلف و قتل و تعقیب سنیان در قفقاز، کردستان ، افغانستان ، شیروان و دیگر ایالات و سیاست نمودن روحانیون و تغییر دادن مساجد آنان به اصطبل ، باز خود یکى دیگر از علل سقوط مى توان به حساب آورد

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد