نسناس طایفه ای بودند که قدری به انسان شباهت داشتند و دارای یک دست و یک پا و بجای دهان ، منقار داشتند و مانند چارپایان میچریدند ، اغلب این دو طایفه ، در جنگ و نزاع بودند اما فساد و سرکشی جنیان بیشتر بود و خداوند جمعی از فرشتگان را به جنگ انان فرستاد
در این جنگ جمع کثیری از جنیان کشته شدند جمعی نیز اسیر و تعدادی نیز به جنگل ها و صحرا ها گریختند . به اذن خداوند کودکان و خردسالان و زنان و مومنین جنیان ، امان داده شدند . یکی از کودکان جنیان بنام « عزازیل » همین تخم جن ، شیطان لعنت الله علیه بود که خداوند دو فرشته را مامور نگهداری و تربیت او نمود
فرشتگان ، اورا به اسمان ها بردند ، شیطان بواسطه ی تعلیماتی که گرفته بود و کثرت عبادت و بندگی خدا ، به درجه و مقامی رسید که همچو فرشتگان مقرب درگاه الهی گردید ولی پس از هفت هزار سال عبادت ، هنگامی که حضرت ادم خلق گردید تمام فرشتگان که شیطان نیز در بین انان بود ، بر ادم سجده نمودند ولی شیطان ، بخاطر خباثت و شرارت نهفته در ذاتش ، از امر خداوند سر پیچی کرد
جنیان چون مانند فرشتگان معصوم نیستند و دچار خطا و لغزش میشوند ، بهمین خاطر بود که ابلیس مغرور به جنس خود که از اتش بود به درگاه الهی عرض کرد : چگونه من که از جنس اتش و برترم بر ادم که از جنس خاک است سجده کنم