این معنا در کلام خداى تعالى نیز جریان یافته ، خدایتعالى کلام
خود را به نام خود که عزیزترین نام است آغاز کرده ، تا آنچه که در کلامش هست مارک
او را داشته باشد، و مرتبط با نام او باشد، و نیز ادبى باشد تا بندگان خود را به آن
ادب ، مودب کند، و بیاموزد تا در اعمال و افعال و گفتارهایش این ادب را رعایت نموده
، آن را با نام وى آغاز نموده ، مارک وى را به آن بزند، تا عملش خدائى شده ، صفات
اعمال خدا را داشته باشد، و مقصود اصلى از آن اعمال ، خدا و رضاى او باشد، و در
نتیجه باطل و هالک و ناقص و ناتمام نماند، چون به نام خدائى آغاز شده که هلاک و
بطلان در او راه ندارد.
خواهید پرسید که دلیل قرآنى این معنا چیست ؟ در پاسخ مى
گوئیم دلیل آن این است که خدایتعالى در چند جا از کلام خود بیان فرموده : که آنچه
براى رضاى او و به خاطر او و به احترام او انجام نشود باطل و بى اثر خواهد بود، و
نیز فرموده : بزودى بیک یک اعمالى که بندگانش انجام داده مى پردازد، و آنچه به
احترام او و به خاطر او انجام نداده اند نابود و هباء منثورا مى کند، و آنچه به غیر
این منظور انجام داده اند، حبط و بى اثر و باطل مى کند، و نیز فرموده : هیچ چیزى جز
وجه کریم او بقاء ندارد، در نتیجه هر چه به احترام او و وجه کریمش و به خاطر رضاى
او انجام شود، و به نام او درست شود باقى مى ماند، چون خود او باقى و فنا ناپذیر
است ، و هر امرى از امور از بقاء، آن مقدار نصیب دارد، که خدا از آن امر نصیب داشته
باشد.
و نیز این معنا همانست که حدیث مورد اتفاق شیعه و
سنى آن را افاده مى کند،
و آن این است که رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: (هر امرى از
امور که
اهمیتى داشته باشد، اگر به نام خدا آغاز نشود، ناقص و ابتر مى ماند، و به
نتیجه نمى
رسد) و کلمه (ابتر) بمعناى چیزیست که آخرش بریده باشد.
از همین جا مى
توانیم
بگوئیم حرف (باء) که در اول (بسم الله ) است ، از میان معناهائى که براى
آنست ،
معناى ابتداء با این معنائى که ما مخصوصا این تناسب از این جهت روشن تر به
نظر مى
رسد که کلام خدا با این جمله آغاز شده ، و کلام ، خود فعلى است از افعال ، و
ناگزیر
داراى وحدتى است ، و وحدت کلام به وحدت معنا و مدلول آن است ، پس لاجرم
کلام خدا از
اول تا به آخرش معناى واحدى دارد، و آن معناى واحد غرضى است که به خاطر آن
غرض ،
کلام خود را به بندگان خود القاء کرده است .
حال آن معناى واحدى که غرض
از کلام
خدایتعالى است چیست ؟ از آیه : (قد
جاء
کم من الله نور و کتاب مبین ، یهدى به الله )،
(از سوى خدا به سوى شما نورى و کتابى آشکار آمد، که به سوى
خدا راه مى نماید)...، و آیاتى دیگر، که خاصیت و نتیجه از کتاب و کلام خود
را هدایت
بندگان دانسته ، فهمیده میشود: که آن غرض واحد هدایت خلق است ، پس در حقیقت
هدایت
خلق با نام خدا آغاز شده ، خدائى که مرجع همه بندگان است ، خدائى که رحمان
است ، و
به همین جهت سبیل رحمتش را براى عموم بندگانش چه مؤ من و چه کافر بیان مى
کند، آن
سبیلى که خیر هستى و زندگى آنان در پیمودن آن سبیل است ، و خدائى که رحیم
است ، و
به همین جهت سبیل رحمت خاصه اش را براى خصوص مؤ منین بیان مى کند، آن سبیلى
که
سعادت آخرت آنان را تاءمین نموده ، و به دیدار پروردگارشان منتهى مى شود، و
در جاى
دیگر از این دو قسم رحمتش ، یعنى رحمت عامه و خاصه اش خبر داده ، فرمود: (و رحمتى وسعت کلشى ء، فساکتبها
للذین یتقون
)، (رحمتم همه چیز را فرا
گرفته ، و
بزودى همه آن را به کسانى که تقوى پیشه کنند اختصاص مى دهم ) این ابتداء
به نام
خدا نسبت به تمامى قرآن بود، که گفتیم غرض از سراسر قرآن یک امر است ، و آن
هدایت
است ، که در آغاز قرآن این یک عمل با نام خدا آغاز شده است .