مقدمه سوم اینکه علاوه بر تقسیم قبلى ، که راه خدا را بدو قسم
دور و نزدیک تقسیم مى کرد، تقسیم دیگرى است که یک راه را بسوى بلندى ، و راهى دیگر
را بسوى پستى منتهى میداند، یک جا مى فرماید: (ان الذین کذبوا بایاتنا و استکبروا عنها لا تفتح لهم ابواب
السماء)، (کسانیکه آیات ما را تکذیب کرده
، و از پذیرفتن آن استکبار ورزیدند، دربهاى آسمان برویشان باز نمیشود) معلوم میشود
آنهائیکه چنین نیستند، دربهاى آسمان برویشان باز میشود، چون اگر هیچکس بسوى آسمان
بالا نمیرفت ، و درب هاى آسمان را نمى کوبید، براى درب معنائى نبود.
و درجائى
دیگر مى فرماید: (و من یحلل علیه غضبى
فقد هوى )، (کسیکه غضب من بر او احاطه
کند، او بسوى پستى سقوط مى کند) - چون کلمه (هوى ) از مصدر (هوى ) است ، که معناى
سقوط را میدهد.
و در جائى دیگر مى فرماید: (و من یتبدل الکفر بالایمان ، فقد ضل سواء السبیل ) (کسیکه ایمان را با کفر عوض کند، راه را گم
کرده )، که مى رساند دسته سومى هستند که نه راهشان بسوى بالا است ، و نه بسوى سقوط،
بلکه اصلا راه را گم کرده دچار حیرت شده اند، آنها که راهشان بسوى بالا است ، کسانى
هستند که ایمان به آیات خدا دارند، و از عبادت او استکبار نمى کنند، و بعضى دیگر
راهشان بسوى پستى منتهى میشود، و آنها کسانى هستند که بایشان غضب شده ، و بعضى دیگر
اصلا راه را از دست داده و گمراه شده اند، و آنان (ضالین )اند، و اى بسا که آیه
مورد بحث باین سه طائفه اشاره کند، (الذین انعمت علیهم ) طائفه اول ، و (مغضوب علیهم )
طائفه دوم ، و (ضالین ) طائفه سوم باشند.
و پر واضح است که صراط مستقیم آن دو
طریق دیگر، یعنى طریق (مغضوب علیهم )، و طریق (ضالین ) نیست ، پس قهرا همان طائفه
اول ، یعنى مؤ منین خواهد بود که از آیات خدا استکبار نمى ورزند.