و اما (مالک یوم الدین )، در سابق معناى مالک را گفتیم ، و این
کلمه اسم فاعل از ملک بکسره میم - است ، و اما ملک بفتحه میم و کسره لام ، صفت
مشبهه از ملک به ضم میم است ، بمعناى سلطنت و نیروى اداره نظام قومى ، و مالکیت و
تدبیر امور قوم است ، نه مالکیت خود قوم ، و بعبارتى دیگر ملک ، مالک مردم نیست ،
بلکه مالک امر و نهى و حکومت در آنان است .
البته هر یک از مفسرین و قاریان که
یک طرف را گرفته اند، براى آن وجوهى از تایید نیز درست کرده اند، و هر چند هر دو
معناى از سلطنت ، یعنى سلطنت بر ملک به ضمه ، و ملک به کسره ، در حق خدایتعالى ثابت
است ، الا آنکه ملک بضمه میم را مى شود منسوب بزمان کرد، و گفت : ملک عصر فلان ، و
پادشاه قرن چندم ، ولى ملک بکسره میم به زمان منسوب نمى شود، و هیچ وقت نمى گویند:
مالک قرن چندم ، مگر بعنایتى دور از ذهن ، در آیه مورد بحث هم ملک را به روز جزا
نسبت داده ، و فرموده : (ملک یوم الدین )، پادشاه روز جزاء، و در جاى دیگر باز
فرموده : (لمن الملک الیوم لله الواحد
القهار)، (امروز ملک از کیست ؟ از خداى
واحد قهار) و به همین دلیل قرائت (ملک یوم الدین ) به نظر بهتر مى رسد.