و اما لفظ جلاله (الله )، اصل آن
(ال اله ) بوده ، که همزه دومى در اثر کثرت استعمال حذف شده ، و بصورت
الله در آمده است ، و کلمه (اله ) از ماده (اله ) باشد، که به
معناى پرستش است ، وقتى مى گویند (اله
الرجل و یاله )، معنایش این است که فلانى
عبادت و پرستش کرد، ممکن هم هست از ماده (و ل ه ) باشد، که بمعناى تحیر و سرگردانى
است ، و کلمه نامبرده بر وزن (فعال ) به کسره فاء، و بمعناى مفعول (ماءلوه ) است ،
همچنان که کتاب بمعناى مکتوب (نوشته شده ) مى باشد، و اگر خدایرا اله گفته اند، چون
ماءلوه و معبود است ، و یا بخاطر آن است که عقول بشر در شناسائى او حیران و سرگردان
است .
و ظاهرا کلمه (الله ) در اثر غلبه استعمال علم (اسم خاص ) خدا شده
، و گرنه قبل از نزول قرآن این کلمه بر سر زبانها دائر بود، و عرب جاهلیت نیز آن را
مى شناختند، همچنان که آیه شریفه : (و
لئن سئلتهم من خلقهم ؟ لیقولن الله ) (و
اگر از ایشان بپرسى چه کسى ایشان را خلق کرده ، هر آینه خواهند گفت : الله )، و آیه
: (فقالوا هذا لله بزعمهم ، و هذا
لشرکائنا)، (پس درباره قربانیان خود
گفتند: این مال الله ، و این مال شرکائى که ما براى خدا داریم )، این شناسائى را
تصدیق مى کند.
از جمله ادله ایکه دلالت مى کند بر اینکه کلمه (الله ) علم و اسم خاص خدا است ، این است که خدایتعالى به تمامى
اسماء حسنایش و همه افعالى که از این اسماء انتزاع و گرفته شده ، توصیف مى شود، ولى
با کلمه (الله ) توصیف نمى شود، مثلا میگوئیم الله رحمان است ، رحیم است ،
ولى بعکس آن نمیگوئیم ، یعنى هرگز گفته نمیشود: که رحمان این صفت را دارد که الله
است و نیز میگوئیم (رحم الله و علم الله
و رزق الله )، (خدا رحم کرد، و خدا دانست
، و خدا روزى داد،) ولى هرگز نمیگوئیم (الله الرحمن ، رحمان الله شد)، و خلاصه ،
اسم جلاله نه صفت هیچیک از اسماء حسناى خدا قرار مى گیرد، و نه از آن چیزى به عنوان
صفت براى آن اسماء گرفته میشود.
از آنجائى که وجود خداى سبحان که اله تمامى
موجودات است ، خودش خلق را به سوى صفاتش هدایت مى کند،و مى فهماند که به چه اوصاف
کمالى متصف است ، لذا مى توان گفت که کلمه (الله ) بطور
التزام دلالت بر همه صفات کمالى او دارد، و صحیح است بگوئیم لفظ جلاله (الله ) اسم است براى ذات واجب الوجودى که دارنده تمامى صفات کمال
است ، و گرنه اگر از این تحلیل بگذریم ، خود کلمه (الله ) پیش از
اینکه نام خدایتعالى است ، بر هیچ چیز دیگرى دلالت ندارد، و غیر از عنایتى که در
ماده (ا ل ه ) است ، هیچ عنایت دیگرى در آن بکار نرفته است .