قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه
قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه

لیبرالیسم

لیبرالیسم از درون نگرش امانیستى به انسان ، مفهوم تازه اى به نام لیبرالیسم زاده شد که از آن ، به مکتب آزادى تعبیر مى کنند. اما واقعیت لیبرالیسم چیزى جز اباحه گرى نیست ! و این ترجمه اى است که پیشینیان ما در سالهاى قبل از مشروطیت ، از آن ارائه داده اند.آنها لیبرالیسم را اباحیّت ترجمه کردند که از کلمه اباحه و مباح گرفته شده است . لیبرالیسم به معناى این است که همه چیز براى بشر مباح است و هیچ تکلیفى براى انسان وجود ندارد.  و این به این معنى است که هیچ نوع الزام و ضرورتى در قملرو خواست و اراده ایشان مطرح نیست . برخلاف آنچه در گذشته غرب و هم چنین در نگاه دینى به زندگى مطرح بود که بایدها و نبایدهائى براى انسان وجود دارد و احکام زندگى بر مبناى آموزه هاى دینى ، به پنج دسته ؛ واجب ، حرام ، مستحب ، مکروه و مباح ، تقسیم مى شوند، از دیدگاه امانیستى ، چون انسان به طور مستقل و بدون اتکاء به عالم غیب و صرفا با دریافتهاى عقلى و تجربى ، براى خود تعیین تکلیف مى کند، هیچ امر حرام ، واجب ، مستحب و مکروهى با منشاء الهى و شرعى وجود ندارد. همه چیز و هرکارى فى حد ذاته براى انسان مباح است .
از سوى دیگر، هیچ قدرتى خارج از وجود انسان نمى تواند براى او تعیین تکلیف کند. موضوع حق و تکلیف که اخیرا برخى آن را مطرح مى کنند، ریشه در همین معنى دارد. آنان مى گویند، بشر تکلیفى در تبعیت از هیچ قدرت آسمانى ندارد و براساس تشخیص خود و به اتکاء عقل مستقل و تجربه حسّى ، مى تواند مسیر زندگى خود را تعیین کند و بهترین الگوى زندگى آن است که انسان بتواند از بیشترین حد آزادیهاى نفسانى بهره مند شود.


آزادى مورد نظر امانیسم همان چیزى است که امام موسى کاظم (ع ) به آن اشاره فرموده اند. نقل مى شود که وجود مبارک امام هفتم از کنار خانه اى عبور مى کردند، از داخل خانه صداى ساز و آواز به گوش مى رسید، پرسیدند صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟ پاسخ داده شد، آزاد است ! امام (ع ) فرمودند؛ بلى آزاد است که اینگونه عمل مى کند. یعنى اگر بنده خدا بود، حدود الهى را رعایت مى کرد و این همان آزادى مورد نظر امانیسم مى باشد!
بنابراین آزادى در نگاه غربى به مفهوم آزادگى و حریّت و رهائى از قید نظامهاى سلطه و روابط ظالمانه نیست . پیام لیبرالیسم این است که خداوند به کسى امر و نهى نمى کند و العیاذبالله حق و صلاحیت آن را ندارد که براى انسان تکلیف تعیین کند! انسان خود باید با قطع نظر از آسمان ، راه خود را انتخاب کند، از این رو، تنها نقشى که براى دین قائل هستند، برخوردارى از جنبه هاى عاطفى و معنوى آن است و چون ایمان دینى در برخى موارد به انسان آرامش مى دهد، در همین حد براى انسان مفید است و این تمام دایره نفوذ و دخالت دین در زندگى انسان مى باشد که در ادبیات به اصطلاح روشنفکران دینى در کشور ما، به دین حداقلى تعبیر مى شود و دین حداکثر، که به معنى دخالت دین در تمام شئون حیات فردى و اجتماعى انسان است ، با اتکاء به رویکرد لیبرالیستى غربى ، نفى شده و مورد مذمت قرار مى گیرد. در نتیجه دین مى تواند هر چیزى باشد و هیچ ضرورتى ندارد که در قالب وحى و کتاب و با واسطه پیامبر و کلیسا و روحانیت باشد.
هرکس مى تواند براساس قرائت و برداشت و سلیقه خود که جنبه شخصى و فردى دارد، به یک عقیده و دین پایبند باشد.
براساس این دیدگاه ، انسان خود باید تکلیف خود را روشن کند و (باید و نبایدهاى ) خود را تعیین نماید. به این ترتیب حقوق و قواعد و مقررات آن و بایدها و نبایدها. بطور کلى از زندگى شخصى و فردى انسانها در جوامع غربى رخت بر بست و صرفا مختص به روابط اجتماعى گردید و حکومتها اعلام کردند که وارد زندگى شخصى افراد نمى شوند.
روشن بود که این نگرش نیز نمى توانست دوام بیاورد. صرفنظر از ایرادات اساسى و مبنائى بر این نظریه در انکار وحى و شریعت و احکام الهى ، اگر قرار باشد همه چیز مباح باشد و هرکس براساس تشخیص خود عمل کند هرج و مرج به وجود مى آید و آرامش از همه سلب مى شود و شیرازه اجتماع از هم گسیخته مى شود. به ویژه اینکه تشخیص افراد در زمانها و مکان هاى مختلف ، متفاوت بوده و با تحول شرایط و اوضاع و احوال تغییر مى کند و این امر موجب از بین رفتن ثبات و امنیت به ویژه در زمینه روابط اجتماعى و حقوقى مى شود.
بحران فزاینده ناشى از این رویکرد، اندیشمندان غربى را در اندیشه فرو برد و انتقادات سختى را بر آن وارد کردند که انتقادهاى وارده براین نظریه ، منجر به ظهور نظرات اصلاحى براى تحدید آزادى شد. بر اساس نظریه اصلاحى جدید، آزادى انسان بى حد و مرز نیست و حد دارد، حدّ آن هم آزادى دیگران است . افراد یک جامعه تا جایى مجاز به انجام خواست ها و عمل به امیال و علائق خود هستند، که اقدامات آنها منجر به سلب آزادى دیگران نشود و مزاحمتى براى آزادى سایر افراد آن جامعه ایجاد نکند. در این چارچوب ، انجام هرکارى مباح و آزاد است حتى اگر این کارها، مخالف سنت ها و رسوم و فرهنگ پذیرفته شده ملت ها، و جوامع و اصول اولیه زندگى انسانى باشد. گاه این حق را براى بشر قایل هستند که زشت ترین و کثیف ترین نوع زندگى را براى خود انتخاب کند. زندگى دو همجنس اعم از زن و مرد و ترویج اینکه این موضوع حق انسان است ، از جمله این موارد است . که این کار در اغلب جوامع غربى ، رسمى و قانونى است

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد