این دوران که قریب هزار سال بطول انجامید (از قرن پنجم تا پانزدهم میلادى ) خود شامل دو بخش است :
الف - عصر
تاریکى
در بخش اول که بدان عصر تاریکى مى گویند و حدود پانصد
سال بطول انجامید، در اروپا از تمدن خبرى نیست ! شهرها و مراکز تمدنى ویران
شده و
بدست بربرها یعنى قبائل شمالى افتاده است و ساکنین اصلى آن ، یا بکوهها و
غارها
پناه برده اند و یا زندگى ساده روستائى و قبیله اى را تجربه مى کنند. پس از
آن
بودکه طى پانصد سال به تدریج ، تمدن و شهرنشینى مجددا در اروپا
شکل گرفت و سنگ بناى اروپاى امروزى توسط فرزندان ونسلهاى بعدى همان اقوام
وحشى مهاجم ، گذاشته شد.
قرون وسطى حدودا از قرن پنجم میلادى آغاز شد و طى آن ، از یک سو آداب و
رسوم و
قوانین خشک و خشن قبایل مهاجم ، بخصوص ژرمنها، در اروپا رایج شد و از
سوى
دیگر آثار تمدن و فرهیختگى که از دوران یونان باقى مانده بود بکلى نابود شد
و یا
در اسکندریه محبوس گردید. در این میان و در
خلاء یک جریان فکرى ، فرهنگى و
اجتماعى اثر گذار، مسیحیت که همواره از سوى پادشاهان و امپراطوران روم تحت
فشار بود
و پیروان آن به شدیدترین شکل سرکوب مى شدند، به تدریج نضج یافت و در نیمه
دوم قرون وسطى اندیشه مسیحى بر سراسر اروپا سایه افکند و فرهنگ کلیسا، جنبه
هاى مختلف زندگى فردى و اجتماعى ساکنین اروپا را فرا گرفت .