مرحوم صدوق در کتاب علل خود از حضرت رضا علیه السلام روایت کرده ، و این روایت
همانطور که ملاحظه مى فرمائید، سوره فاتحه الکتاب را در نماز تفسیر مى کند، پس این
خود مؤ ید گفته قبلى ما است ، که گفتیم : این سوره کلام خداى سبحان است ، اما به
نیابت از طرف بنده اش ، و زبان حال بنده اش در مقام عبادت ، و اظهار عبودیت است ،
که چگونه خدا را ثناء میگوید، و چگونه اظهار بندگى مى کند، و بنابراین سوره اصلا
براى عبادت درست شده ، و در قرآن هیچ سوره اى نظیر آن دیده نمیشود، منظورم از این
حرف چند نکته است . اول اینکه سوره مورد بحث از اول تا بآخرش کلام خدا است ، اما در
مقام نیابت از بنده اش ، و اینکه بنده اش وقتى روى دل متوجه بسوى او میسازد، و خود
را در مقام عبودیت قرار میدهد، چه میگوید. و دوم اینکه این سوره بدو قسمت تقسیم شده
، نصفى از آن براى خدا، و نصفى دیگر براى بنده خدا است .
نکته سوم اینکه این
سوره مشتمل بر تمامى معارف قرآنى است ، و با همه کوتاهیش بتمامى معارف قرآنى اشعار
دارد، چون قرآن کریم با آن وسعت عجیبى که در معارف اصولیش ، و نیز در فروعات متفرعه
بر آن اصول هست ، از اخلاقش گرفته تا احکام ، و احکامش از عبادات گرفته تا سیاسات ،
و اجتماعیات ، و وعده ها، و وعیدها، و داستانها، و عبرت هایش ، همه و همه بیاناتش
به چند اصل بر مى گردد، و از آن چند ریشه جوانه مى زند، اول توحید، دوم نبوت ، و
سوم معاد، و فروعات آن ، و چهارم هدایت بندگان بسوى آنچه مایه صلاح دنیا و آخرتشان
است ، و این سوره با همه اختصار و کوتاهیش ، مشتمل بر این چند اصل میباشد، و با
کوتاه ترین لفظ، و روشن ترین بیان ، بآنها اشاره نموده است