امّ جمیل همسر ابولهب و خواهر ابوسفیان بود. مى دانیم که ابوسفیان مالدار معروف
بنى امیه و شخص با نفوذ مکه بود و در اظهار عداوت نسبت به پیغمبر اسلام شهرت داشت
. ابولهب نیز عموى پیغمبر اسلام و یکى از ده پسر عبدالمطلب ، سرسخت ترین دشمنان
پیغمبر و مسلمانان بود.
ابولهب با اینکه از خاندان نجیب هاشم بود، مع الوصف بر اثر همنشینى با افراد فاسد
قریش یعنى سران مشرک مکه و تماس دائم با آنها رنگ جماعت به خود گرفته بود. این
مرد زردانبوى بد دهن ، هتّاک و جسور، در میان مشرکان مکه بیش از همه نسبت به برادرزاده
اش پیغمبر اسلام خصومت مى ورزید و او را مى آزرد.
زن او ام جمیل هم زنى بدسرشت و کینه توز بود. خانه آنان در همسایگى پیغمبر
قرار داشت . هر خبرى که از برادر زاده شوهر خود پیغمبر اسلام مى شنید، آن را به اطلاع
مشرکان مى رسانید.
ام جمیل ، علاوه بر این ، شوهرش او را وا مى داشت تا به پیغمبر آزار بیشتر برساند. او
حتّى نام پیغمبر را عوض کرده بود و مى گفت : به او نگویید محمّد بلکه بگویید مُذَمّم !!
وقتى این خبررابه پیغمبردادند،فرمود:خداخواسته است نام مراازدهان این زن بیندازد تا هر
ناسزایى که مى گوید،به مُذَمّم بگوید،من که مُذَمّم نیستم !
ام جمیل ، شبها خار و خاشاک و هیزم مى آورد و در نقطه اى که
محل عبور پیغمبر بود مى ریخت تا از این راه به حضرت صدمه بزند.
شوهر او ابولهب هم داوطلب شده بود که مال و ثروت خود را در راه مبارزه با پیغمبر
صرف کند و این کار را هم مى کرد.
ام جمیل از هر گونه شرارت و سخن چینى و جسارت نسبت به پیغمبر خوددارى نداشت و
عواقب سوء آن را هم به گردن مى گرفت .
این زن شریر همینکه پیغمبر را مى دید، از گفتن هر سخن زننده و هر گونه فحاشى به
حضرت خوددارى نمى کرد.
ابولهب نیز بارها همینکه نگاهش به پیغمبر مى افتاد، او را
دنبال مى نمود و خاک و سنگریزه به طرف آن برگزیده خدا پرتاب مى کرد.
داستان این مرد و زن بى ادب نگونبخت بد زبان در قرآن مجید، سوره ابولهب آمده است
. این سوره ولو بسیار کوتاه و آنچه درباره ابولهب و زنش مى گوید مختصر است ولى
با این وصف ، همین سوره کوتاه بیان کننده داستانى طولانى و
نقل مختصر آن ، گویاى شرح مفصلى از اعمال ناهنجار و رفتار زشت این دو عنصر پلید و
رسواست .
خداوند در سوره ابولهب مى فرماید: تباه باد دستهاى ابولهب (که خاک و سنگ به
طرف پیغمبر مى ریزد) تباه باد دستهاى او. مال و ثروتى که او اندوخت و آنچه کسب کرد،
او را از کیفر فردا و عذاب دوزخ بى نیاز نکرد. به زودى مى چشد آتشى را که داراى
شراره است . زن او که هیزم جمع مى کند (تا بر سر راه پیغمبر بریزد، فرداى قیامت نیز
هیزم کش جهنّم است ) و ریسمانى از آتش به گردن دارد