قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه
قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه

تفسیر روشن فکرى دینى از عاشورا

تفسیر روشن فکرى دینى از عاشورابا پدید آمدن روشن فکرى دینى ، فضاى مناسبى براى ظهور نوع نوینى از آسیب و انحراف به وجود مى آید. منورالفکرى و روشن فکرى تا زمانى که قصد توجیه دینى خود را نداشته باشد با تمسخر و تحقیر از کنار سنت هاى دینى مى گذرد و در صورتى که قدرت سیاسى لازم را داشته باشد، به مقابله و رویارویى فیزیکى با آن بر مى خیزد. ولیکن روشن فکرى هنگامى که به دین نزدیک مى شود و به ارائه تفسیر روشن فکرانه از دین مى پردازد، ابعاد معنوى و فرا مفهومى دین که با انجام عمل و رفتار خالصانه دینى در معرض ادراک و آگاهى قرار مى گیرند، مورد انکار واقع مى شود و یا آن که با سکوت نادیده انگاشته مى شود.
تفسیر روشن فکرانه دین مى کوشد تا احکام و سنن دینى را در چارچوب ادراک مفهومى روشن نماید و حقایقى را که هویتى فرا مفهومى داشته باشند، تحمل نمى کند. حادثه تاریخى عاشورا و به دنبال آن مراسم آن نیز باید در این نگاه چهره اى دنیوى و قابل فهم براى ذهنیت روشن فکران پیدا کند.
جریان هاى روشن فکرانه دینى متعددى در عرض یکدیگر در سال هاى چهل و پنجاه شکل مى گیرند و هر یک از آنها ناگزیر به تناسب زمینه هاى فکرى خاصى که دارند به تفسیر واقعه عاشورا مى پردازند.
این تفاسیر، ناظر به حادثه تاریخى عاشورا است ولیکن به دلیل این که ظاهرى ضد دینى ندارد به سهولت و بدون آن که مانعى جدى براى آن وجود داشته باشد، بلکه با حمایت غیرمستقیمى که از آموزش هاى کلاسیک جامعه مى گیرد، به درون محافل و مراسم دینى راه پیدا مى کند و بدین ترتیب در یک فرصت زمانى نه چندان طولانى ، اعتقاد و باورى که سنت و مراسم دینى بر آن اتکا مى کند و حتى صورت اساطیرى مراسم از حضور آن بهره مى برد، دگرگون مى نماید و این همان آسیب و انحرافى است که با قطع رابطه حادثه عاشورا با ابعاد آسمانى و الهى آن به مراتب خطرناک تر از آفت ها و آسیب هاى پیشین است .


ترویج تفسیرهاى نوین نسبت به حادثه عاشورا و یا حتى نسبت به ویژگى هاى مراسم با عنوان مبارزه با خرافات و باورهاى غلط انجام مى شود و این در حالى است که عالمان دینى نیز که به رهبرى مرجعیت شیعه و به زعامت امام خمینى (رحمة الله علیه ) حرکت سیاسى نوینى را آغاز کرده اند، به پالایش ابعاد اساطیرى عاشورا همت گمارده و امکانات بالقوه این مراسم را براى استفاده از آن در یک حرکت سیاسى دینى به فعلیت مى رسانند.
بنابراین حرکت روشن فکرانه دینى با تحرک نوینى که نیروى مذهبى در دهه چهل و پنجاه یافته است ، همگام مى شود ولیکن در مدت کمتر از یک دهه ، نکات افتراق این دو جریان نسبت به حادثه عاشورا و مراسم مربوط به آن آشکار مى گردد.
منابر و سخنرانى هاى شهید مطهرى ؛ درباره عاشورا که در این دو دهه شکل مى گیرد و مجموعه آنها در سه جلد با نام حماسه حسینى تدوین شده است ، نمونه اى از تلاش هاى نیروى مذهبى در پالایش مراسم عاشورا از انحرافاتى است که در سده هاى پیشین از ناحیه ذهنیت بسیط شرکت کنندگان و یا از ناحیه دیگر علل بر مراسم تحمیل شده است .
جهت گیرى اصلى این آثار همان گونه که اشاره شد احیاء صورت دینى مراسم و اصطیاد عناصرى است که قدرت و توان اجتماعى نیروى مذهبى را تاءمین نماید. فضاى سیاسى حاکم بر روشن فکرى دینى جامعه نیز ستیز و درگیرى با استبداد حاکم بر جامعه است . از این رو جهت رویکرد روشن فکرانه آنها نیز به عاشورا و مراسم مربوط به آن ، بى توجه به بار سیاسى این واقعه نیست . آنها مى کوشیدند تا همراه با تفسیر روشن فکرانه عاشورا از امکانات سیاسى موجود در آن نیز بهره ببرند.
کتابى که مرکزیت سازمان منافقین در سال 1350 با الهام از دیدگاه هاى مارکسیستى به عنوان شیوه علمى مبارزه در تبیین راه حسین علیه السّلام مى نویسد، نمونه گویایى از این گونه آثار است . جهت گیرى اصلى این آثار بر عنصر شهادت طلبى در واقعه عاشورا همراه با تعریضات مکرر به حضور عنصر بکاء و مصیبت در مراسم مربوط به آن است .
در همین ایام 1347 ش در حوزه علمیه قم نیز کتابى به قصد تفسیر سیاسى واقعه عاشورا با قطع نظر از ابعاد آسمانى واقعه نوشته شد. نویسنده در این کتاب به دنبال آن بر مى آید تا حادثه کربلا را بر مجراى کارهاى عقلانى و مجارى طبیعى تفسیر کند. او در یکى از مقدمات کتاب تصریح مى کند که این شیوه براى مذاکره با دیگرانى که با مبانى اعتقادى شیعه ماءنوس نیستند، کارساز و مفید است . این کتاب البته در بین کارهاى روشن فکرانه دینى ، اثرى قابل توجه به حساب نمى آید  و جلب نظر روشن فکران و قلم زنان غیر دینى را نمى کند زیرا تربیت و ذهنیت حوزوى نویسنده ، مانع از آن است که کار او برجستگى هایى را که در محیطهاى روشن فکرى موردنظر است داشته باشد. علاوه بر این که در این کتاب بر ستیزه جویى و مبارزه ابتدایى تکیه نمى شود، و حال آن که فضاى سیاسى جامعه در ستیز با قدرت مسلط شاه ، به دنبال این عنصر مى گردد. لیکن این اثر، گفتگوهاى تندى را در محیط حوزوى که جایگاه تعالیم سنتى دینى است ، به دنبال مى آورد. و دلیل این امر خطرى است که نیروهاى حوزوى در معنویت زدایى از واقعه کربلا و مراسم عاشورا احساس مى کنند. آنها مغایرت این گونه تفسیر را با مبانى کلامى ، فلسفى و عرفانى شیعه در مى یابند و بسیارى از مباحث را نیز درباره این سلسله از مسائل مطرح مى کنند. نقطه ضعف اصلى این کتاب معنویت زدایى واقعه عاشورا است ، و اگر این کتاب جاذبه اى براى روشن فکران داشت ، بدون شک در همین مساءله بود. قابل تاءمل ترین کتابى که در این سالیان اواخر دهه 40 شمسى به تفسیر روشن فکرانه حادثه عاشورا پرداخت ، نوشته کوتاه حسین وارث آدم است .
رویکرد نویسنده در این کتاب ، همراه با زیبایى و جاذبه ادبى فراوانى که دارد، رویکردى جامعه شناختى است . نویسنده که در برخى از دیگر آثار خود با تاءکید بر عنصر ستیز و شهادت به مقابله با برخى از صورت هاى اساطیرى مراسم مى پردازد که فاقد حساسیت هاى سیاسى اند، در این اثر دیگر بار، صورتى اساطیرى به واقعه مى بخشد. اسطوره اى که خالى از ابعاد انقلابى نیست ولیکن تهى از ابعاد آسمانى و معنوى است . او با تفسیر نمادین حادثه کربلا رویکرد مردم را به عاشورا ناشى از نمادهاى موجود در آن مى داند. سرچشمه مشترک دو رود دجله و فرات سمبل زندگى اشتراکى و بى طبقه اولیه انسان ها تعبیر مى شود و جدایى آنها نشانه پیدایش دو طبقه استثمارگر و استثمارشده حاکم و محکوم مى باشد و امتداد جغرافیایى آنها نماد تداوم تاریخى این دو طبقه است ، که در انتهاى سرزمین تاریخ به هم مى پیوندند و یکى مى شوند و در پایان کار به آرامش یکنواخت نخستین مى رسند.
در این نوشتار کوچک همه پیامبران از آدم تا خاتم ؛ نوح ، ابراهیم ، موسى و عیسى علیهم السّلام و همه نمرودها و فرعون ها با همه بعل ها و هبل ها حضور دارند. خداوند واحد با همه الهه هاى متفرق ، رویارویى و مقابل است . و با این همه ، هیچ نقلى تاریخى که ناظر به واقعیت خارجى باشد در آن نیست و به همین دلیل هیچ کس نیز به نقد تاریخى آن نمى تواند دل خوش دارد. کتاب از تاریخ ، گذشته است . نه به نقل تاریخى آن مى پردازد و نه به نقد آن . در آن یک اسطوره تصویر مى شود. و تصاویرى که بسیارى از آنها واقعیتى تاریخى نیز داشته اند، با صرف نظر از آنچه که به راستى در تاریخ بر آنها گذشته است در متن این اسطوره قرار گرفته اند.
در این اسطوره ، عاشورا نه یک صورت عینى است که با تاءویل به حقیقتى الهى باز گردد، و نه یک توهم و خیالى است که در قالب اساطیرى پیوند مشوب و لرزان خود را با مراتب نازل آسمان حفظ کرده باشد. بلکه یک سمبل و نمادى است که از سائقه هاى و نیازهاى سرکوفته انسان در تاریخ سرچشمه مى گیرد، و آدمى بى آن که خود بداند، ناخودآگاه ، در جاذبه دلالت و حکایت سمبلیک تصاویر موجود در آن ، شیفته و شیدا مى گردد و در ماتم و اندوه آن که چیزى جز ماتم و اندوه نهفته در واقعیت تاریخى و طبیعى او نیست فرو مى رود.
این صورت از اسطوره ، چهره منحرف حقایق دینى نیست . بلکه آلتى است که چهره منقلب و واژگونه تاءویل دینى را با خود دارد. در تاءویل دینى واقعیت عینى و حتى صورى که در خیال متصل یا منفصل افراد به صورت مبشرات و خواب هاى صادق پدید مى آید، مسیر گذر به حقایقى مى گردند که ظهور تام آنها جز در غیب عالم و به هنگام گذر از صراط حاصل نمى شود. لیکن در این صورت جدید تاءویل ، که تاءویلى غیر دینى است ، الله، یهوه ، زئوس ، خداوندگان متفرق، ابراهیم علیه السّلام ، نمرود، موسى علیه السّلام ، فرعون ، پیامبر خاتم صلّى اللّه علیه و آله و بالاخره حسین علیه السّلام و یزید با صرف نظر از واقعیتى که دارند صورت مناسبى مى شوند براى حکایت و دلالت از وقایعى که در زهدان طبیعت بر آدم و فرزندان او در طول تاریخ رفته است ، و اینک در حافظه تاریخ و وجدان اجتماعى فردى قرار گرفته اند که برون خود را در هم مى شکند و از تحمل شرم آور و شکنجه آمیز آن مى گریزد.
نویسنده یا خواننده اثر فوق ممکن است به لوازم آنچه ترسیم شده است و یا به عناصرى که مقوم تحلیل آن هستند بى توجه باشد. راقم نیز در مقام داورى نسبت به حسن فاعلى نوشته مزبور نیست و این گونه داورى ها را نیز فاقد ارزش علمى مى داند ولیکن این مقدار قابل انکار نیست که این نحوه از نگاه در صورت رسوخ و رسوب ، همه لوازم و مقومات خود را دیر یا زود به همراه خواهد آورد.
این نگاه ، بقایاى حوادث الهى و مقدس و بستر آداب و سننى را که ریشه آسمانى دارند، ابتدا از مبداء آسمانى آنها مى گسلاند و از آن پس براى آن صورت جدیدى را که از محدوده عالم طبیعت فراتر نمى رود در نظر مى گیرد و این شیوه عمل با مراسم و آداب دینى ، میراث دار همه آموزه هاى فرهنگى غرب است .
تحلیل روان کاوانه فروید از حوادث تاریخى ، تفسیر اجتماعى دورکیم از دین ، تبیین طبقاتى مارکس از ایدئولوژى هاى بشرى و مبادى دیگرى از این قبیل باید با یکدیگر ممترج و آمیخته شوند، تا این صورت منقلب و واژگونه تاءویل و یا تفسیر هرمنوتیک از عاشورا فرصت ظهور و بروز پیدا کند.
بسیارى از کسانى که در شرایط اجتماعى دهه پنجاه به دلیل جاذبه ادبى و قدرت انقلابى این بازسازى از عاشورا به مطالعه آن مى پردازند، از عناصرى که نوشتار از آنها تغذیه مى کند، غافل هستند. از معدود کسانى که در میان نیروهاى مذهبى به محتواى این اثر و تازه بودن این شیوه از نگاه پى مى بَرد شهید مطهرى ؛است ، ایشان در یادداشتى مى نویسد:
در سفرى که در 26 30 آذرماه به مشهد رفتم نسخه اى از آن انتشارات طوس به من داد و در بین راه تهران خواندم . آنچه دستگیرم شد از هدف این جزوه که در زیر لفافه بیان شده است ... این است :
1 این جزوه نوعى توجیه تاریخ است براساس مادى مارکسیستى ، نوعى روضه مارکسیستى است براى امام حسین که تازگى دارد. (طبق این جزوه ) آغاز تاریخ بشریت اشتراکیت و برابرى است ، سپس نابرابرى و حق و باطل ، یعنى مالکیت آغاز مى گردد و از اینجا جامعه بشر دو بخش مى شود. آن چنان که دجله و فرات از یک سرچشمه مى جوشند و سپس دو بخش مى گردند و از یکدیگر جدا مى شوند، دو بخش انسان یعنى دو طبقه ...
در این جزوه سرزمین بین النهرین سمبل تمام زمین و تاریخ و نمایشگر تاریخ تمام زمین است . دو نهر دجله و فرات سمبل دو جناح متضاد بشرى است که از هم جدا شده و در نزدیکى بغداد به طور دروغین به هم مى پیوندند. آن چنان که در دوره خلافت اسلامى ، این وحدت دروغین پیدا شد...
در این جزوه به طور کلى کلمه آدم یا انسان ، سمبل انسان سوسیالیست است . کما اینکه شرک اعتقادى سایه اى است از شرک و ثنویت حیات . با این بیان بار دیگر جنبه مارکسیستى جزوه روشن مى شود که وجدان هر کس را مولود و انعکاسى از وضع اجتماعى او مى دانند و مى تواند مبین نظر دورکهایم باشد... .
تحلیل هاى یاد شده على رغم تنوع و شمولى که در محیطهاى روشن فکرانه دینى در دهه چهل و پنجاه پیدا کردند، بیشتر در محدوده محافل روشن فکرى باقى ماندند و به متن مراسم دینى عاشورا کمتر راه یافتند. و به این ترتیب مراسم عاشورا را با حفظ هویت دینى خود بدون آن که از این ناحیه آسیب و انحرافى جدى در آن پدید آید به حیات خود ادامه داد.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد