قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه
قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه

تحلیل مدرن دنیوى عاشورا

تحلیل دنیوى و مادى از تاریخ ، بعد از رنسانس در غرب شکل گرفت . تفسیر دنیوى تاریخ که با حذف نظر از حقیقت و باطن و یا انکار ابعاد آسمانى آن همراه است ، هرگاه حادثه تاریخى کربلا را نیز در بر گیرد، به انکار اسرار روحانى و رموز مقدس این واقعه منجر شده و ابعاد آسمانى آن را به خیالات و اوهامى ملحق کرد که بر واقعیت سیال و طبیعى آن سایه مى افکند. ترویج این تفسیر به نابودى و زوال مراسمى مى انجامد که در بازگشت سالانه عاشورا به قصد تکریم و تقدیس آن و بلکه به انگیزه اتصال و وصول به حقیقت و باطن آن انجام مى شود. این تفسیر نه تنها با سیرت و صورت مراسم عاشورا سازگارى ندارد بلکه قالب تحریف شده آسیب دیده آن را نیز که با خیالات و توهمات اسطوره اى قرین شده است ، تحمل نمى کند.
نگاه دنیوى به تاریخ به موازات گسترش نفوذ غرب به کشورهاى اسلامى راه یافت و به مرور به صورت واقعیتى اجتماعى بخشى از جوامع اسلامى را که در معرض ‍ آموزه هاى کلاسیک غرب قرار گرفتند تحت پوشش قرار داد.
حضور تاریخ ‌شناسى و تاریخ ‌نگارى غربى در ایران با حوادث دوران مشروطه آغاز مى شود. در حوادث مشروطه در نهایت با حمایت سیاسى غرب ، نیروهاى منورالفکرى که متاءثر از آموزه هاى غربى بودند، بر اریکه قدرت نشستند. دوران رضاخان اوج حاکمیت منورالفکرانى است که شیفتگى نسبت به مظاهر مادى و دنیوى غرب ، فکر و ذکر آنان را تسخیر کرده بود و رفتارى مقلدانه را براى آنان پدید آورده بود. در ذهنیت این نیروها مراسم عاشورا که نشان از فرهنگ و باور دینى مردم داشت و بلکه ظرف ظهور و بروز عشق و علاقه دینى آنها و در هر سال هنگام بارورى و تجدید حیات دینى جامعه بود، عنصر خطرناکى بود که براى وصول به فرهنگ و تمدن جدیدى که غرب به آنهامى نمود، باید قربانى مى شد.


حذف و نابودى سنت ها در مراسم دینى گرچه با حضور نگاه غربى رخ مى دهد لیکن این جریان در ایران به دلایلى که پرداختن به آنها از حوصله این مختصر خارج است ، در نخستین گامها با خشن ترین صورتى که ممکن بود آغاز شد. تخریب تکیه دولت ، مقابله و رویارویى با برگزارى مراسم عاشورا و مجالس عزا و روضه خوانى که مورد تعقیب و پیگرد ماءمورین دولتى قرار مى گرفت ، میدان هاى اصلى نزاع و درگیرى حاکمیت منورالفکران رضاخانى با سنت هاى دینى را نشان مى دهد.
اقتدار سیاسى منورالفکران بعد از شهریور بیست ، در هم فروریخت و مراسم عاشورا به دور از شرکت و حضور منورالفکران و کسانى که جذب آموزش هاى کلاسیک غربى مى شدند و به صورت جریانى مردمى و دینى تداوم یافت و حیات سیاسى نیروى مذهبى در دو دهه بیست و سى با قدرت اجتماعى این مراسم پیوند خورد. و بالاخره قدرت اجتماعى مذهب در متن مراسم عاشوراى سال 1342 به صورت یک واقعیت عظیم مردمى و نیروى پرتوان سیاسى خود را بر دیده و چشم نیروهاى رقیب تحمیل نمود.
دو دهه چهل و پنجاه سالیانى است که بى تفاوتى و بى توجهى منورالفکران به واقعیت اجتماعى دین پایان مى پذیرد و بخشى از این نیرو، جریان اجتماعى جدیدى را که تا قبل از آن در قالب حرکت هاى فردى منزوى مى ماند شکل مى دهد. روشن فکرى دینى پدیده اى است که در این مقطع از تاریخ اجتماعى ایران به صورت مساءله اى اجتماعى در مى آید.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد