نکته دومى که نباید از نظر دور بماند این است که عنصر اساسى در مراسم عاشورا به
عنوان یک سنت مقدس دینى ، ذکر و ماتم است و دیگر امور از فروعات و یا صور
مربوط به آن مى باشند.
ذکر ویژگى مشترک مراسم عاشورا با دیگر سنت هاى دینى است . زیرا سنن دینى
مانند نماز، روزه و زکات ، هریک مسیرى هستند که انسان را از طبیعت به حقیقت راه مى برند
و این مسیر، فاصله زمانى و مکانى نیست ، فاصله اى است که انسان تا دیدار و ملاقات
الهى باید طى نماید و فاصله آدمى تا حقایق الهى ، فاصله اى است که
غافل نسبت به حقایقى که به او نزدیک تر از خود او هستند، دارد و این فاصله جز با
گذر از غفلت و تحصیل تنبه و آگاهى به حقیقت ، طى نمى شود.
کسى که به عملى دینى دست مى یازد از طریق آن
عمل مى کوشد، حقیقت و باطن آن را مشهود کند، چه اینکه هر سنت دینى ، با شهودى آغاز مى
شود که با نزول فرشتگان و یا با صعود بنده اى صالح رخ مى دهد.
عاشورا نیز ذکر و یاد واقعه لقاء و دیدار عاشقانه خدا است که از طریق مقابله و
ستیز با همه عوامل شیطانى و جانبازى و شهادت صالح ترین بندگان خدا به
شکوهمندترین وجه در تاریخ بشر واقع شده است .
شرکت کنندگان در این مراسم با فرستادن درود و تحیت بر سید و سالار شهیدان و اظهار
تنفر و تبرى نسبت به اولین و آخرین کسانى که در
قتل و خون حسین علیه السّلام مشارکت داشتند، به همدلى با قهرمان این واقعه مى پردازند
و با تمناى حضور در آن صحنه و آرزوى مشارکت در آن ، انتظار همکارى و همگامى با او و
یارانش را در قیامت مى نمایند.
فرو رفتن در اندوه که ویژگى مختص مراسم عاشوراست چیزى جز همدلى با مظلومین آن
واقعه جانکاه نیست و گریه و زارى نتیجه طبیعى یاد و ذکر آن است و شخصى که از این
نعمت محروم است با تباکى مى کوشد به حلقه واصلان که دیدگان آنها از خون جارى
است ، داخل شود. ورود به این حلقه با شنیدن و استماع حوادث عاشورا و تباکى نسبت به
آن آغاز مى شود و با بکاء که به تکرار ذکر و
تاءمل خالصانه در آن پدید مى آید، تداوم مى یابد و به شهود واقعه و ظهور عدالت
الهى که انتقام از قاتلین و ظهور جلالت و کرامت شهیدان است ختم مى گردد.
و البته خاتمه این مسیر، پایان دورى و غربت آدمى از خداوند و آغاز دیدار الهى است که
در قیامت واقع مى شود و قیامت صحنه اى است که نشئه طبیعت در آن
مبدل مى شود و همه فرزندان آدم از آغاز تا انجام در آن جمع مى شوند.
صلابت و استقامت در مسیر حق و مقاومت و رویارویى با ظلم امویان و مروانیان و همه قدرت
هایى که ولایت الهى را به خدعه و فریب غصب نموده و به دروغ داعیه خلافت کرده اند و
یا آن که به صراحت ، به انکار حاکمیت الهى پرداخته و به علن ، فریاد تفرعن سر داده
اند، از فروعات و نتایجى است که به طور طبیعى در زندگى و
عمل کسانى که عاشورا را به عنوان یک واقعه مقدس و الهى پاس مى دارند ظاهر مى شود.
پس ذکر عاشورا و گریه و یا تباکى بر آن ، همان گونه که از مفاد برخى روایات
بدست مى آید یک واسطه و وسیله براى اغراض و غایاتى که از
فضائل و کرامات اخلاقى و انسانى در زندگى دنیوى و یا اخروى هستند، نمى باشد.
بلکه به عنوان عنصر مقوم مراسم عاشورا، موضوعیت داشته و شهود و حضورى را در
باطن و حقیقت خود مستور و پنهان مى دارد که قیمت و ارزش آن بر هرچه در دو عالم است ،
فزونى دارد و هر کس که آن را واسطه بر دیگر امور قرار دهد به خسرانى گرفتار آمده
است که دامنه و عظمت آن تنها در روز ظهور حق که یوم حسرت و تغابن است آشکار مى شود.
دو نکته فوق یعنى سنت و واقعه دینى بودن عاشورا، اولاً، و قرار گرفتن ذکر واقعه و
اندوه بر آن در متن مراسم دینى مربوطه و فرع بودن سایر امور نسبت به آن ، ثانیاً،
مقدمه اى است که ما را در شناخت و تحلیل آسیب ها و آفت هاى این مراسم و
محافل مربوط به آن یارى مى سازد.