اولین نکته اى که در مورد عاشورا باید در نظر گرفته شود، این است که عاشورا یک
سنت دینى است و سنت دینى ریشه در یک واقعه اى دارد که در تاریخى مقدس و جغرافیایى
آسمانى و الهى شکل مى گیرد. و این همان نکته اى است که درک آن براى جامعه شناسى
غربى ممکن نیست ، زیرا این جامعه شناسى نگاه خود را به زمین و زمانى طبیعى و مادى ،
محدود کرده و با سکوتى معنادار نسبت به دیگر ابعاد هستى ، همه امورى را که در پیوند
با آن ابعاد شکل گرفته اند، در متن حوادث تکرارپذیر طبیعت ، به
تحلیل مى کشاند.
عاشورا در نگاه دینى گرچه حادثه اى زمانى است که در مکانى خاص شکل گرفته است ولیکن حقیقت آن همانند حقیقت قرآن و حقیقت همه احکام و سنت هاى دینى ، به
باطن و غیب عالم پیوند مى خورد. و بدین سان آغاز و انجام آن صبغه اى ازلى و صورتى
ابدى مى یابد.
به مفاد متون دینى ، آدم علیه السّلام بر این واقعه مى گرید، و ابراهیم
خلیل و موساى کلیم علیهماالسّلام در ماتم آن به سوگ مى نشینند وعیسى علیه السّلام
بر قاتلان این واقعه لعن و نفرین مى فرستد و بنى
اسرائیل رابه لعن آنان فرمان مى دهد و از برکات فراوان
مقتل شهیدان آن خبر مى دهد. و بالاخره على علیه السّلام نگامى که در مسیر صفین از آن
مقتل عبور مى نماید، به محل ریختن خون آن شهیدان اشاره مى کند و خطاب به خاک آن مى
گوید:
واهاً لَکَ یَا تُربَة ! لَیَحشُرَنَّ مِنکَ اَقوَامً یَدخُلُونَ الجَنّةَ بِغَیرِ حِسَاب ؛
اى خاک از تو گروه هایى محشور خواهند شد، که بدون حساب داخل در بهشت مى گردند .مطابق اخبارى که از پیامبر خاتم نقل مى شود در قیامت نیز چهره ابدى این واقعه ظاهر مى گردد و اهل محشر را به سوگ و ماتم خود مى گریاند:
عن ابى عبدالله علیه السّلام ال : قال رسول الله صلّى اللّه علیه و آله اِذَا کانَ یَومُ
القِیَامَة نُصِبَ لِفَاطِمَةُعلیهاالسّلام قُبَّةٌ مِن نُور وَ اَقبَلَ الحُسَینِ صَلَواتُ اللّه عَلَیهِ
رَاءسَهُ فِى یَدِهِ فَاِذَا رَاَتهُ شَهِقَت شَهقَةً لایَبقَى فِى الجَمعِ مَلکٌ مُقرّب وَ لا نَبىّ
مُرسَل و لا عَبدٌ مُؤ من اِلاّ بَکَى لَهَا؛
امام صادق علیه السّلام از رسول خداصلّى اللّه علیه و آله نقل مى نماید که در قیامت براى فاطمه سلام علیهاالسّلام قبه اى از نور نصب مى شود و حسین علیه السّلام در حالى که سر خود را در دست گرفته است پیش مى آید و چون فاطمه علیهاالسّلام او را مى بیند، ناله اى سر مى دهد، ملکى مقرب و نبى اى مرسل و بنده اى مؤ من در جمع باقى نمى ماند جز آن که بر آن مى گرید.
شیخ صدوق نیز در عیون اخبارالرضا از پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله
نقل مى کند:
تُحشَرُ اِبنَتِى فَاطِمَة یَومَ القِیامةِ و مَعها ثِیابٌ مَصبوغة بِالدّمِ وَ فَتَعلق بِقَائِمِه
مِن قَوائِمِ العَرشِ فَتَقولُ: یَا عَدلِ احکُم بَینِى و بَین قَاتلِ وَلَدِى ،
قَال رَسُول اللّه صلّى اللّه علیه و آله فَیَحکُمُ اللّهُ تَعالَىِلاِبنَتِى وَ رَبِّ الکَعَبة وَ اِنَّ
اللّه عزو جل یَغضِبُ بِغَضَبِ فَاطِمَة وَ یَرضَى لِرِضَاهَا؛
فرزند من فاطمه در روز قیامت محشور مى شود و با او جامه خون رنگ است پس آن را به ستونى از ستون هاى عرش آویزان مى کند و مى گوید: اى عدل بین من و قاتل فرزندم حکم نما. رسول خداصلّى اللّه علیه و آله فرمود: پس خداى تعالى براى دخترم حکم مى کند و سوگند به خداى کعبه که خداوند عزوجل براى غضب فاطمه غضب مى نماید و به رضاى او راضى مى گردد.
احادیثى از این قبیل در متون روایى فراوان است و اگر برخى از آنها مرسل بوده و یا سند روائى آن صحیح و یا مورد وثوق نباشد، بعضى دیگر، از سند موثق و قابل اعتماد برخورد دارند و از روایات موثق این مقدار که عاشورا باطنى الهى و حقیقى فائق بر زمان و مصون از گذر ایام دارد اجمالاً و به تواتر معنوى دریافت مى شود.