قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه
قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه

تمدن یونان و مرحله میت انگارى و میت شناسی

دراین دوره مردم به حقایق غیبىِابدى و ازلى اعتقاد داشتند وبراى هر پدیده اى یک مبداء غیبى به نام الهه یا ربُّ النوع قائل بودند. به عنوان مثال براى آسمان ، زمین ، آب ، باد، جنگ ، صلح ، زیبابى و... هر کدام یک خدا قایل بودند.
در واقع میت به مفهوم اسطوره مى باشد و معتقدان به آن ، براى اینکه براى حوادث طبیعى دلایل واستدلالهایى داشته باشند. تا آنهارا درخصوص علل بروز این حوادث قانع کند، دست به اسطوره سازى مى زدند و براى نیروهاى طبیعى که دلیلى براى وقوع آنهانمى توانستند پیداکنند، مانند زلزله ، طلوع و غروب آفتاب ، تحولات و تغییرات ماه ، خورشید، باد، باران و... داستانى مى ساختند: مانند اینکه تصور مى کردند، زمین بر روى نوک شاخ یک گاو قرار دارد که هرگاه ، گاو سر خود را تکان مى دهد، زلزله ایجاد مى شود! کم کم شخصیتهایى که در این اسطوره ها ایجاد کنندگان این نیروها تلقى مى شدند، تحت تاءثیر فطرت خداگرایى انسان از یک سو و جهالت او از سوى دیگر، به صورت ربُّ النوع یاالهه مورد پرستش یا تقدیس و احترام قرار گرفتند.
به این ترتیب ، مى توان گفت در اروپاى باستان نیز نظیر مشرق زمین ، به عالم غیب و مبداء الهى براى پدیده ها، اعتقاد داشتند. امّا در مصداق آن دچار اشتباه بوده اند. در بین آنها این تصور وجود داشت که هر پدیده اى ، خداى ویژه اى دارد. هر چند در راءس آنها، قائل به یک خداى اصلى به نام زئوس ، خداى خدایان بودند که بر همه خدایان فرمانروایى مى کرد.
میت انگارى یا دین اسطوره اى در یونان ، چیزى شبیه بودیسم در هند و میترائیسم در ایران بود. زیرا ایرانیان ، هندیان و اروپائیان هر کدام تیره اى از نژاد آریایى هستند. مى توان براین اساس حدس زد که اعتقادات مذهبى نژاد آریایى در این سه جریانى که بعدها از هم فاصله گرفتند، ادامه پیدا کرد و آثار آن به این گونه ظاهر شد. فرهنگ میت انگارى تا مدتى بر یونان حاکم بود اما به تدریج منسوخ شد و از میان رفت و جاى خود را به دوره جدیدى به نام میت شناسى یا میتولوژى داد.

میت شناسى
در دوره میت شناسى ، اسطوره ها تقدیس و خدایان پرستش نمى شدند، بلکه مورد تفسیر و تحلیل قرار مى گرفتند و نوعى مبنا و نظام فلسفى به آنها داده مى شد. آثار شاعرانى هم چون هومر که اسطوره ها و افسانه هاى مربوطه به میت هاى یونانى را در دو مجموعه به نامهاى ایلیاد و ادیسه جمع آورى کرده بود، مورد تحلیل و تفسیر قرار مى گرفت . این دوره نیز چند صباحى بیشتر دوام نیاورد. پس ازآن ، دوران دیگرى آغاز شد که به آن عصر متافیزیک یا فلسفه مى گویند.
نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد