بحث درباره غرب ، بحث از مقوله اى صرفا علمى ، نظرى و آکادمیک نیست . ما نمى توانیم
به فرهنگ و تمدن غرب همان گونه نگاه کنیم که به فرهنگ و تمدن چین و هند یا
تمدنهاى منقرض شده اى همچون آزتکها و اینکاها در قاره آمریکا، نگاه مى کنیم .
فرهنگ و تمدن غرب ، براى ما با سایر فرهنگها و تمدنها تفاوت عمده دارد یا دست کم ،
نسبت آن به ما، با نسبت سایر فرهنگ ها و تمدن ها برابر نیست . چالش اصلى و نبرد
اساسى امروز انقلاب اسلامى ما، با غرب مى باشد . در این گفتگو از غرب بمثابه
جریانى سخن مى گوئیم که درصدد تصرف و غلبه بر
کل دنیا، به ویژه شرق اسلامى و على الخصوص کانون اصلى تحرک آن ، یعنى
جمهورى اسلامى ایران است .
نگاه ما به غرب ، نگاه به یک پدیده ،از منظر تاریخى ، فلسفى و یا جامعه شناسى
محض نیست . بلکه توجه به جریانى مى باشد که هدف اصلى خود را در عرصه بین
المللى ، مقابله با حرکت بیدارى اسلامى و نابودى انقلاب اسلامى و براندازى نظام
جمهورى اسلامى ایران قرار داده است . زیرا انقلاب اسلامى قیام علیه هژمونى
لیبرال - سرمایه دارى غرب و رژیم وابسته به غرب در ایران بوده است و بیدارى
اسلامى که تحت تاءثیر این انقلاب ، امرى عالمگیر شده ، لرزه به ارکان قدرت و سلطه
غرب انداخته است .
پس از نهضت مشروطیت به فاصله کوتاهى ، حکومت سرسپرده غرب با کودتاى انگلیسى
به قدرت رسید و پنجاه سال بر مقدّرات ایران حاکم شد . انقلاب اسلامى که به این
حاکمیت پایان داد، بویژه قیامى علیه حاکمیت غرب در ایران بود. حاکمیتى که صرفا
جنبه سیاسى نداشت بلکه رژیم وابسته حاکم ، تلاش مى نمود اقتصاد را وابسته به
غرب و فرهنگ ، اندیشه ، اخلاق و سایر روابط حاکم برجامعه را تابعى از ارزشها و
ساختارهاى پذیرفته شده در غرب را گرداند.
در طول حاکمیت رژیم وابسته سابق ، فرهنگ بومى و اسلامى ما به انحاء مختلف زیر
فشار و بمباران فرهنگ غرب قرار داشت . هدف این بود که همان الگویى که در ترکیه
منجر به ایجاد نظامى لائیک و سکولار و غیردینى گردید، در ایران نیز به اجرا درآید.
لیکن پایگاه قدرتمند مذهب و فرهنگ تشیع در ایران و روحیه ملّى بیگانه ستیزى ایرانیان
، مانع از این گردید که ایران سرنوشتى مانند ترکیه پیدا کند.
انقلاب اسلامى در ایران قیام علیه این فرایند بود. اما نباید تصور شود که با
پیروزى انقلاب ، تمامى روابط سلطه و حاکمیت غرب بر کشور،ازبین رفته است .آنچه
انقلاب اسلامى در 22 بهمن سال 57 موفق به انجام آن شد تغییر نظام سیاسى استبدادى
وابسته به غرب در ایران و آغاز نظام سازى براى ایجاد تدریجى حاکمیت دینى بود.
روابط وابستگى ، اگر چه تضعیف شد، لکن همچنان باقى ماند و مى بایست بتدریج
دگرگون مى شد.
حضور غرب و نفوذ سیاسى ، فرهنگى و اقتصادى آن در ایران ، بیش از یکصد
سال سابقه داشت . در نیمى از این دوران ، حاکمیت سیاسى به طور
کامل در اختیار غرب قرار داشته است . در این مدت رژیم وابسته ، همه تلاش خود را براى
تغییر بنیادهاى فکرى و فرهنگى ملّت ایران بکار برد و در تغییر فرهنگ عمومى تا حدود
زیادى ، و در نابودى اقتصاد ملّى ، بطور کامل ، موفق بود!
در یک انقلاب تمام عیار اجتماعى ، تحولات بسیارى باید رخ دهد که
تحول سیاسى ، یکى از وجوه آن است . شاید مهمترین و دشوارترین
تحول ، تحول فرهنگى و اجتماعى باشد و باید اعتراف کرد علیرغم تلاشهایى که در
این زمینه صورت گرفته است ، متاءسفانه رسوبات فرهنگ غربى همچنان در جامعه
انقلابى ما باقى مانده و امروزه این رسوبات مجدّدا
فعّال گردیده و بیشترین مقاومت را در مقابل الگوهاى اسلامى و آرمانهاى انقلابى از خود
نشان مى دهد.
رسوبات مذکور مبناى حرکت جریانى شده است که به شدت از سوى غرب حمایت مى شود
. جریانى که جهت گیرى اصلى فعالیت خود را استحاله فرهنگى و بارور ساختن ریشه
هاى بجا مانده از فرهنگ مادى غرب که از گذشته باقى مانده اند قرارداده است .همان
جریانى که زمینه ساز وتسهیل کننده (تهاجم فرهنگى ) غرب بوده و بعنوان پیاده ناظم
دشمن در صحنه نبرد فرهنگى عمل مى کند .
پس موضوع غرب و غرب شناسى و شناخت پایه ها و شیوه هاى نفوذ و سلطه آن در
کشورما، نه تنها موضوعى خارج از دستور کار نیروهاى انقلاب نیست ،بلکه چیزى است
که باید به جدّ بدان پرداخت و ابعاد مختلف آنرا مورد مداقّه قرار داد.
نگاهى به حوادث سالهاى پس از انقلاب نیز، نشان مى دهد آنچه به عنوان توطئه ، فتنه
گرى وآتش افروزى در جنگ تحمیلى و قبل و بعد از آن در کشور ما اتفاق افتاد، تماما با
خواست و هدایت پنهان و آشکار غرب به رهبرى آمریکا، صورت گرفته است .
تمام تلاش غرب ، با هدف بازگشت مجدد و برقرارى سلطه خود بر ایران و از بین
بردن امکان دست یابى ایرانیان به حکومتى مستقل ، پیشرفته و دینى و جامعه اى مبتنى
بر ارزشهاى اسلامى ، صورت مى گیرد . ده
سال اقدام مسلحانه ، کودتا، حمله مستقیم ، جنگ و آتش افروزى و نیز، ده
سال دسیسه و فتنه در ابعاد داخلى و خارجى پس از جنگ ، همگى با این هدف و مقصود
صورت گرفته است .
تلاش براى استحاله فرهنگى و تغییر بنیادهاى فکرى و ارزشىِ اسلامى و انقلابى ملّت
ایران نیز در راستاى همان هدف است . بهمین دلیل ، بحث درباره غرب ، بحث از دشمنى
است که با تمام قوا و ظرفیت هاى خود به میدان آمده است و قصد نابودى نظام دینى
وهویت ملّى و اصالت هاى فرهنگى ما را دارد.