قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه
قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه

نمونه هاى غلط عزادارى ها

یک کارهایى است که مردم را به خدا و دین نزدیک مى کند. این عزادارى هاى سنتى ، مردم را به دین نزدیک مى کند. امام فرمودند: عزادارى سنتى بکنید. در مجالس نشستن ، روضه خواندن ، گریه کردن ، به سر و سینه زدن ، مواکب عزا راه انداختن ، دسته جات عزادارى ، همان چیزهایى است که عواطف را نسبت به خاندان پیغمبر پرجوش مى کند که بسیار خوب است .
یک کارهایى هم است که به عکس ، کسانى را از دین بر مى گرداند. بنده خیلى متاءسفم که بگویم در این سه چهار سال اخیر کارهایى که به نظر من دست هایى آنها را در جامعه ما ترویج مى کنند، باب شده است که هر کس ببیند براى او سؤ ال به وجود مى آید. در قدیم الایام در بین طبقه عوام الناس معمول بود که در روزهاى عزادارى به بدن خودشان قفل مى زدند. بزرگان علما علیه این کار سخن گفتند و برافتاد. حالا باز هم مجدداً شروع کرده اند و شنیده ام در گوشه و کنار بعضى ها قفل مى زنند. این چه کارى است که بعضى ها انجام مى دهند؟ قمه زدن هم همین جور است . قمه زدن هم از آن کارهاى خلاف است .

من مى دانم که حالا یک عده خواهند گفت که حق این بود که فلانى اسم قمه را نمى آورد. شما چکار دارید؟ بگذارید بزنند! نه اما! نمى شود. این جور که در چهار پنج سال اخیر و بعد از جنگ مسئله قمه زدن را دارند ترویج مى کنند، در زمان حیات مبارک امام ، هم همینجور بود، قطعاً ایشان در مقابل این قضیه مى ایستادند... دست علماى سلف بسته بود و نمى توانستند این حرف ها را بگویند. اما امروز، روز حاکمیت اسلام و جلوه اسلام است .

ما نباید کارى بکنیم که جامعه اسلامى برتر یعنى جامعه محب اهل بیت که مفتخر به نام مقدس ولى عصر (ارواحنا فداء) است ، بنام حسین بن على و بنام امیرالمؤ منین (علیه الصلاة و السلام ) در نظر مسلمانان عالم و غیر مسلمان ها به عنوان یک گروه آدم هاى خرافى بى منطق معرفى بشود. من حقیقتاً هر چه فکر کردم دیدم نمى توانم این مطلب را که قطعاً یک خلاف و بدعت است ، به اطلاع مردم عزیزمان نرسانم . این کار را نکنید. بنده قلباً از این کارها راضى نیستم .

اگر کسى تظاهر به قمه زدن بکند، من قلباً از او ناراضى هستم . این را من عرض مى کنم براى این که یک وقت ، گوشه و کنارى چند نفرى جمع مى شدند و این کارها را مى کردند، یک گوشه اى بود، جلوى چشم کسى نبود، تظاهر به این معنا نبود لذا کسى هم کارى به آنها نداشت حالا خوب یا بد در هر حال در یک دایره محدودى بود. اما وقتى که بنا است چند هزار نفر ناگهان در خیابان هایى از خیابان هاى تهران یا قم یا شهرهاى آذربایجان یا خراسان ظاهر بشوند، قمه بگیرند و به سرشان بزنند، این دیگر قطعاً خلاف است . امام حسین به این معنا راضى نیست . من نمى دانم این کارها از کجاست و کدام سلیقه ها این کارها را به داخل جوامع اسلامى و انقلابى ما مى آورد. اخیراً یک بدعت عجیب و غریب و ناماءنوسى در باب زیارت درست کرده اند. شما ببینید قبر مطهر پیغمبر وائمه هدى را همه زیارت مى کردند. قبر مطهر پیغمبر و امام حسین را ائمه ما، امام صادق ، موسى بن جعفر، بقیه ائمه ، زیارت مى کردند. قبور مطهره اهل بیت (علیهم السلام ) را در عراق و ایران ، علما و فقهاى بزرگ ما زیارت مى کردند. شما هرگز شنیده اید که یک نفر از علما یا ائمه (علیهم السلام ) وقتى مى خواستند زیارت کنند، از در صحن که وارد مى شوند، روى زمین بخوابد و سینه خیز، خودشان را به حرم برسانند؟! اگر این کار مستحسن و مستحب و خوب و مقبول بوده بزرگان ما این کار را مى کردند ولى آنها نکردند. حتى نقل شده است که آیت الله العظمى آقاى بروجردى (رضوان الله تعالى علیه )، آن عالم بزرگ و مجتهد قوى ، عمیق و روشن فکر از این که عتبه را ببوسند، منع مى کردند، با این که این کار شاید مستحب باشد. احتمالاً در روایت بوسیدن عتبه وارد شده است . در کتاب دعا هست و به ذهنم مى رسد که در روایت هم هست که عتبه را ببوسند. با اینکه این کار مستحب است ، ایشان مى گفتند: این کار را نکنید تا مبادا دیگران خیال کنند که ما بر قبور مطهر ائمه سجده مى کنیم و دشمنان علیه شیعه تشکیکى درست نکنند.
حالا ناگهان عده اى در صحن مطهر على بن موسى الرضا وارد که مى شوند، مى افتند و دویست متر را سینه خیز مى روند؟! آیا این کار درست است ؟ نه . این کار غلط است و اهانت به دین و زیارت است . چه کسى این چیزها را بین مردم باب مى کند. نکند اینها کار دشمن باشد؟ شما باید این حرف ها را به مردم بگوئید و ذهن ها را روشن کنید. دین و اسلام ، منطقى است و منطقى ترین بخش اسلام ، تفسیرى است که شیعه از اسلام دارد.
متکلمین شیعه هر کدام در زمان خود مثل خورشید تابناکى مى درخشیدند. کسى نمى توانست بگوید که شما منطق تان ضعیف است . چه در زمان ائمه افرادى مثل مؤ من طاق و هشام بن حکم و چه بعد از ائمه افرادى مثل بنى نوبخت و شیخ مفیدو چه در زمان هاى بعد افرادى مثل مرحوم علامه حلى و دیگران بودند که همه اهل منطق و استدلال بودند. ما اهل منطق و استدلالیم . شما ببینید درباره مباحث مربوطه به شیعه چه کتب استدلالى قوى نوشته شده است . کتاب هاى مرحوم شرف الدین در زمان ما و الغدیرمرحوم علامه امینى سر تا پا استدلال و مانند بتون آرمه مستحکم هستند، تشیع این است . نه آن چیزهایى که نه فقط استدلال ندارد بلکه  اشبه شیئى بالخرافه  است ، چرا اینها را وارد جامعه مى کنند؟ این خطر بزرگى است در عالم دین و معارف دینى .
مرز داران عقیده باید متوجه آن باشند. عرض کردم که یک عده اى مطمئناً وقتى این حرف ها را بشنوند از روى دلسوزى خواهند گفت که خوب فلانى این حرف را نمى زد. نه آقا! من باید این حرف را مى زدم . من باید این حرف را بزنم . بنده مسؤ لیتم بیشتر از دیگران است . البته آقایان هم باید این حرف را بگویند. شما هم باید بگویید.
امام بزرگوار ما آن خطشکنى بود که هرجا یک نکته انحرافى مشاهده مى کرد با کمال قدرت و بدون هیچ ملاحظه اى در مقابل آن مى ایستاد و اگر این چیزها هم در زمان آن بزرگوار بود، یا در این سطح رواج داشت ، بلاشک ایشان هم این حرف ها را مى گفت . یک عده اى هم که به این چیزها دل بسته اند در این حرف ها متاءذى خواهند شد که چرا فلانى به این چیزى که ما به آن علاقه داریم این جور بى محبتى کرد و با این لحن از آنها یاد کرد. آنها هم البته اغلب مردمان مؤ من ، صادق و بى غرض هستند اما اشتباه مى کنند. این وظیفه بزرگى است که شما آقایان روحانیون و علما در هر بخش و هرجا که هستید باید بر عهده داشته باشید. مجلس عزاى حسین (علیه الصلاة والسلام ) مجلسى است که باید منشاء معرفت و محل جوشش این سه چیزى که عرض کردیم باشد.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد