اول اینکه سعى کند هر مطلبى را که مى خواهد بیان کند، ابتدا زمینه پذیرش آن را در
مستمع فراهم آورد، یعنى با مقدمه چینى صحیح مستمع را منتظر بیان مطلب اصلى بگذارد و
او را تشنه شنیدن آن مطلب نماید تا مطلب در جان او جاى گیرد و با آن به خوبى
حال معنوى و سوز پیدا نماید. به این ترتیب که ، با گفتن جملاتى به صورت مقدمه ،
به تحریک عواطف او پرداخته و عطش او را بیتشر نماید و همچنین بر اهمیت بیان مطلب نیز
بیافزاید.
این کار را حتى در مورد مطالبى که تکرارى هم هستند و مستمع به کرّات آن را شنیده است نیز مى توان انجام داد. زیرا حتماً نباید مطلب جدیدى گفته شود تا مستمع را به گریه در آورد. گفتن مطالب تکرارى در روضه هائى که حتى بسیار معروف هم هستند، باید مقدمه چینى داشته باشند مثلاً همه ما مى دانیم که حضرت اباعبدالله الحسین علیه السّلام را چگونه به شهادت رساندند، اما اگر در همان ابتداى مجلس به بیان این مطلب بپردازیم ، در کسى تاءثیر شایانى نخواهد گذاشت و اشک او جارى نخواهد شد، مگر اینکه مجلس از ویژگى هاى شب عاشورائى برخوردار باشد و یا مستمع ، خود داراى ارتباطى قوى باشد. در هر حال ما باید وظیفه خود را انجام دهیم و با بیان مطالبى در حاشیه روضه ، دقت مستمع را بیشتر کنیم .