در پایان این بخش نیز به تذکر برخى نکات
قابل توجه در ارتقاء سطح معنوى مجلس براى بهتر شدن آن مى پردازیم .
در خواندن شعر باید سعى شود، ابیات با شیوه اى بسیار عاطفى و آرام و لطیف خوانده
شود، همچنین ابیات مدح ائمه علیهم السّلام را محکم و حماسى ، ابیات تواضع در برابر
آنها را متواضعانه ، ابیات اقتدار آنها را مقتدرانه ، و ابیات مصیبت را محزون (تا آنجا که
مجلس اجازه مى دهد) خواند.
سلامى که در ابتداى مجلس داده مى شود نباید به صورت عربى خوانده شود بلکه
اگر با لحن فارسى باشد، بهتر است همچنین اگر بیتى عربى را خواستیم بخوانیم
بهتر است با لحن عربى خوانده نشود. مگر آنکه مانند یک قارى توانا با تجوید و
تمامى دستگاه هاى عربى آشنا باشیم و بتوانیم زیبائى هاى سبک عربى را در آن بیت
پیاده نمائیم .
باید سعى شود صدا داخل بینى نرود و از حلق بیرون آید زیرا باعث محزون شدن صدا
مى گردد و صدا حالت خفگى به خود مى گیرد. صدا باید مستقیم از حلق بیرون آید.
مداح باید به خود چهره بشاش بگیرد و اشعار را با لبخند بخواند نه با صورتى
درهم و جدى .
سعى کنید اشعارى را که مى خوانید بریده بریده و متنوع نباشد بلکه یک شعر خوب
انتخاب کرده و تا آخر آن را بخوانید نه اینکه از هر شعرى یکى دو بیت خوانده و سراغ
شعر بعدى برویم . این کار سبب افت مجلس مى گردد زیرا مستمعین فکر مى کنند که ما
به اندازه کافى شعر نداریم و با سرهم بندى این اشعار مى خواهیم وقت مجلس را پر
کنیم .
نکته بسیار مهم در مولودى خوانى این است که اگر چند نفر قرار است بخوانند، نفر
اول به هیچ وجه نباید روضه بخواند. حتى اشاره هم به روضه ننماید. و نیز نفر
اول اگر شعرش داراى اشعار روضه هست ، باید آن را حذف نماید تا مجلس ظرفیت براى
پذیرش مداحان بعدى را از دست ندهد. این مسئله در نفرات دوم ، سوم و... ضعیف تر مى
شود تا به نفر آخر برسد که جاى روضه خواندن و
توسل پیدا کردن همانجاست .
در اثناى شعرخوانى نباید زیاد صحبت کرد زیرا حوصله مستمع سر مى رود. باید
بیشتر به شعر پرداخت تا صحبت کردن . اما بیان یکى دو نکته و گریز زدن به
مسائل اخلاقى و اجتماعى آن هم بسیار کوتاه اشکالى ندارد.
شروع مولودى خوانى ، نقش مهمى در حال مجلس دارد. مداح نباید شروع مولودى را بسیار
پرتحریر آغاز کند و هر چه هنر دارد، همان اول کار پیاده نماید. بلکه باید مولودى
خوانى را از ساده به پرتحریر اجرا کند.
شعر مولودى داراى دو قسم است ؛ حکایتى و مخاطبى . قسم حکایتى آن داراى دو حالت
خبرى و داستانى مى باشد. شعر حکایتى خبرى شعرى است که از وقایع و رویدادهاى
تاریخى جریان حکایت مى کند که چه اتفاقى در فلان تاریخ روى داد. اما شعر حکایتى
داستانى ، خودِ داستان است و قصه را به صورت یک نمایشنامه
کامل ، از اول تا آخر نقل مى کند که معمولاً مثنوى مى باشد.
شعر مخاطبى شعرى است که در آن نوعى خطاب از ما به امام و از امام به ما وجود دارد،
مانند: على اى هماى رحمت تو چه آیتى خدا را...
حال نکته در اینجاست که شعر مخاطبى را باید آرام و موزون خواند. اما در قسمت شعر
حکایتى خبرى ، مى توان هم آن را بالا شروع کرد و هم پائین . این موضوع بستگى به
مطلع و آغاز شعر دارد. اگر مقدمه داشت ، به تناسب مقدمه بودن مى توان آن را پائین
خواند و اگر نداشت ، آن را بالا شروع کرد، اما چون بالا شروع کردن شعر آن هم در
ابتداى مجلس ، جالب نیست ، و احتیاج به مقدمه اى از نظر رعایت پرده هاى صوتى و مقدمه
اى از نظر شروع کلام دارد، مى توان از چند رباعى ،
قبل از آن استفاده نمود و آغاز شعر اصلى را بر اوج صداى خود گذاشت و با این کار مى
توان هر دو غرض را به جا آورد.
در قسم شعر حکایتى داستانى باید شعر را سریع و با تحریر کم شروع کرد. نباید
بین ابیات آن فاصله بیافتد و از تکرار کردن ابیات شعر، باید دورى نمود، زیرا در
این گونه اشعار، مستمع جویاى دنبال کردن داستان است و نباید با تکرار کردن و یا
تحریر زدن بیش از حد، رشته داستان را از دست او خارج نمائیم و او را بى حوصله نموده
و از اصل داستان غافل کنیم .
در اینجا براى آشنائى بیشتر شما با این دو گونه شعر که استفاده زیادى در مدیحه
سرائى دارد به نمونه اى از آن اشاره مى نمائیم ؛
شنیدم على آن ولى خدا
که جان و جهان باد او را فدا
یکى روز گفتا به دخت رسول
که اى خوانده پروردگارت بتول
على را بود در درون آتشى
که عمرى نکردى از او خواهشى
الا اى خلائق همه سائلت
بگو با على چیست میل دلت ؟
بگفتا که اى نفس ختم رسل
وصیت نموده مرا عقل کل
که با شوهرت خواهش دل مگو
مبادا میسر نگردد بر او
ولى چون تو گوئى نگفتن خطاست
که حکم تو حکم رسول خداست
اگر باشدت یا على دسترس
مرا هست میل انارى و بس
على شاد و خندان بهر سو شتافت
ولى در مدینه انارى نیافت
یکى گفتش اى حجت کردگار
ندارد کسى غیر شمعون انار
چو شیر خدا این خبر را شنید
به زحمت ز شمعون انارى خرید
به تعجیل رو سوى منزل نهاد
که چشمش به ویرانه اى اوفتاد
در آنجا فقیرى گرفتار دید
یکى پیر اعماى (88) بیمار دید
گرفتار آن پیر بیمار شد
به ویرانه رفت و پرستار شد
امیر عدو بند خیبر گشا
به ویرانه شد هم سخن با گدا
که اى پیر مسکین محزون زار
چه باشد تو را میل گفتا انار
به خود گفت مولا که همّت کنم
انارى که دارم دو قسمت کنم
یکى را به سائل دهم از کرم
دگر نیمه را بهر زهرا برم
شگفتا چه جودى به ویرانه کرد
به دست خود آن نیمه را دانه کرد
به آن پیر اعماى بیمار داد
دگر بار آن پیر لب برگشاد
که آیا حبیبى شود از کرم
عنایت کنى نیمه دیگرم ؟
دگر نیمه را بهر او دانه کرد
به دست تهى رو سوى خانه کرد
به لب داشت در راه این زمزمه
که یا رب بگویم چه با فاطمه ؟
ز خجلت گل انداخته صورتش
عرق ریخته بر رخ از غیرتش
به دریاى غم بر خدا دل نهاد
کجا رو کند؟ رو به منزل نهاد
ز اندوه و غم برد در جیب (89) سر
بناگه یکى خانه را کوفت در
چو مولا در خانه را بر گشاد
به ناگاه چشمش به سلمان فتاد
که آمده بر شیر پروردگار
ز سوى رسول خدا نُه انار
بگفت اى ملائک به بذل تو مات
على جان همه جان عالم فدات
خدا اجر بذل تو را داد باز
الا جود از جود تو سرفراز
على آن به خلق دو عالم امیر
بگفتا که اى پیر روشن ضمیر
یکى را دهد ده جزا کردگار
چرا تو بر آورده اى نُه انار
به لبخند گفت که یا بوالحسن
انار دگر هست در دست من
مرا امتحان بود مقصود و بس
نظیر تو جز مصطفى نیست کس
زهى بذل و احسان و فضل و کمال
زهى عزت و مجد و قدر و جلال
ز هستى و دادار هستى مدام
بر این خاندان تا قیامت سلام ...
نمونه اى از شعر حکایتى خبرى :
ز انوارى که تابان است امشب
حراء آئینه بندان است امشب
حراء آن غار متروک زمان ها
تجلیگاه قرآن است امشب
حراء آن غار دور افتاده از شهر
ز شوکت قبله جان است امشب
ز خورشیدى که او دارد به دامان
جهانى نور باران است امشب
اعجازى که مى بیند پیاپى
حراء مبهوت و حیران است امشب
شروع عصر ناب حق پرستى
طلوع ماه ایمان است امشب
حراء طور تجلى هست و او را
امین وحى مهمان است امشب
به ماءموریتى جبریل تا ارض
روان از سوى یزدان است امشب
بکف لوحى ز اسرار الهى
بلب آیات رحمان است امشب
که این آیات بر خوان یا محمد
باسم ربک الاعلى محمد...
مولودى را حتى المقدور باید ایستاده خواند تا تسلط بر مستمعین داشت .
یکى دیگر از نکات مهم در هر نوع مجلسى ، بررسى کیفیت صداى بلندگو و تنظیم آن
قبل از شروع است . همان اول اگر مداح دید صداى بلندگو کم ، زیاد و یا تکرار آن زیاد
است ، باید تذکر بدهد و بعد از تنظیم صدا، خواندن را شروع کند.
از نکات پایانى مولودى خوانى وضعیّت تریبون است . اگر میکروفون پایه دارد نباید
جلوى صورت مداح قرار بگیرد، طورى که چشم هاى مداح پیدا نباشد و همچنین نباید جلوى
قسمت زیادى از صورت مداح را بگیرد زیرا مستمع
میل دارد که به صورت مداح نگاه کند، و اگر موفق نشود تمرکز او به هم مى خورد.
میکروفون نباید زیاد به دهان نزدیک باشد تا صداى حقیقى وارد میکروفون شود و با
دور کردن میکروفون از دهان سعى در مفهوم شدن صداى خود داشته باشد. همچنین در موقع
تنظیم پایه میکروفون بهتر است ، ابتدا آن را خاموش کنیم سپس آن را تنظیم نمائیم و
تمرکز مستمع را با سروصداى میکروفون بر هم نزنیم . اگر به میکروفون با پایه ،
عادت نداریم ولى دیدیم که با صرف وقت ، میکروفون و پایه را براى مان آماده کردند،
اگر همان طور با پایه بخوانیم ، بهتر است از اینکه بعد از صرف مدتى تنظیم کردن
، میکروفون را از پایه در آورده و در دست بگیریم .
حال اگر میکروفون پایه نداشت و ما آن را در دست گرفتیم نباید طورى آن را بگیریم
که جلب توجه کند مثلاً میکروفون دو دستى بگیریم و یا آن را مرتب از جلوى دهان کنار
ببریم و دوباره جلوى دهان بگیریم . باید آن را طورى در دست گرفت که جلب توجه
نکند و این طور وانمود کنیم که به میکروفون توجهى نداریم .