همان گونه که اشاره شد، شعر از بهترین ابزار مداحى است و اگر خواننده اى مجلس را
با شعرخوانى اداره کند بهتر از حرف زدن است و در واقع مجلس حالت جاافتاده ترى به
خود مى گیرد.
البته این مقوله در مجالس مختلف ، فرق مى کند اما در هر
حال اگر مداح ، مجلس را با شعر بگرداند، در واقع
محفل ، حالت دو طرفه پیدا مى کند و مداح ، مستمع را در پیشبرد مجلس ، شریک مى نماید و
مستمع نیز با این تشریک مساعى ، خود را در مجلس سهیم مى کند و مستمع بهتر زبان گرفته و هر چه از شعر بفهمد را با زبان
حال خود همراه مى کند. اما اگر مداح فقط حرف بزند و کمتر شعر بخواند، مجلس حالت
یک طرفه پیدا کرده و مستمع زبان نمى گیرد و همه کار به دوش مداح گذاشته شده و
مستمع فقط جنبه شنونده و (گریه کن )پیدا مى کند. اما در حالت
قبل با مداح همزبانى مى نماید. و چه زیباست که اشعارى که خوانده مى شود از حفظ
باشد تا تسلط مداح در بهتر پیاده کردن آن بیشتر گردد. تجربه به خوبى ثابت
کرده ، مداحى که از بر شعر مى خواند، تسلط بیشترى بر
احوال خود و مستمع اش دارد، اما کسى که شعر را حفظ نیست خیلى نمى تواند روى شعر
مانور دهد و اشک بگیرد و به قول استاد ما: ((سى که شعر را حفظ نیست ، توى چراغ قوه
و نوشته و میکروفون گیر است ).
در این قسمت به برخى محاسن حفظ اشعار مى پردازیم ؛
اول
کسى که شعر را از بر کرده است با خاطرى آسوده تر و مطمئن تر میکروفون را در دست
مى گیرد و اضطراب او به مراتب کمتر از کسى است که شعر را حفظ نکرده و بر آن مسلط
نیست ، به همین دلیل راحت تر با مستمع ارتباط برقرار مى کند و همراه با او جلو مى رود.
در نتیجه بیشتر متوجه مستمع است تا خود. و او را بهتر زیر نظر دارد و همین باعث مى شود
که اگر احساس کرد شعرش ، خوب جا نیافتاده است ، دوباره تکرار کند و یا اگر به هر
دلیلى شعر را خوب تحویل نمى گیرد، زود رد شود.
دوم
حفظ شعر این قدرت را به مداح مى دهد که از همه حرکات دست خود براى استفاده رساندن
به مستمع کمک گیرد، اما از دستانى که در آن میکروفون ، چراغ قوه و کاغذ شعر است ،
این کار بر نمى آید و مدام باید نگاه ذاکر در نور ضعیف چراغ قوه ، روى کاغذ باشد و هم
از مستمع خود غافل شود و هم نتواند با حرکات دست و سر، بهتر ایفاى نقش نماید.
سوم
حفظ شعر باعث شناختن بیشتر خود شعر نیز مى شود به این ترتیب که با تسلط بیشتر
بر آن ، (بزنگاه ) شعر مشخص شده و به موقع خوانده مى شود و به اصطلاح (شعر
حرام نمى شود))و مداح هر بیت را در جاى خود و مناسب با
حال مجلس مى خواند و بیشترین استفاده را از شعرى که خوانده به خود و مستمع مى دهد.
چهارم
اگر مداح شعر را حفظ باشد موجب مى شود که وقتى روضه اى مى خواند، هر جا که
روضه با شعرى که حفظ است ، مطابقت پیدا کرد، آن شعر را بخواند و اثر بیشترى در
مجلس به جا بگذارد. بر عکس این مسئله هم صادق است . یعنى آن شعر سبب مى شود که
خیلى از تکه هاى روضه به یاد شخص بیاید و آن روضه را خوانده و با آن شعر عجین
سازد.
البته مطالبى که تا اینجا گفته شد حالت بسیار مطلوب خوانندگى است و این حالت
همیشه ایجاد نمى شود و به عوامل دیگرى نیز بستگى دارد که متعاقباً گفته خواهد شد.