اگر انسان بخواهد در فنى مهارت پیدا کند، گزیرى جز بهره مندى از استاد ندارد. زیرا انسان هر قدر هم در کارى خبره شود باز هم تجربه یک پیش کسوت به درد او مى خورد و مى تواند راهنماى کارش باشد. بسیارى از ذاکران عزیز هستند که کار خود را فقط با نوار پیش برده اند اما به این مسئله اقرار دارند که اگر استاد مى دیدند، پیشرفت شان چشمگیرتر بود.
زیرا استاد، تمام مراحلى را که یک نوآموز طى مى کند را گذرانده است و از احتیاجات و نیازهاى فعلى او بااطلاع مى باشد و مى تواند به او در نقاط قوت نیرو بدهد و ضعف ها و نارسائى هاى او را گوشزد نماید. اما از بدو امر سراغ استاد رفتن ، صحیح نمى باشد زیرا شخص باید به یک حد مطلوب برسد سپس نزد استاد برود تا هم پیشرفت خودش بهتر شود و هم وقت اساتید را ضایع نکند. اگر کسى بعد از مدتى تمرین و ممارست ، براى ادامه کار سراغ استاد برود، برایش فایده بیشترى خواهد داشت .
کسى که هنوز موقع خواندن دست و پایش مى لرزد و صدایش کامل از حنجره بیرون نمى آید، استاد براى او نمى تواند کارى بکند. بهتر است حدود یک سال به همین تمریناتى که گفته شد و در بخش صداسازى نیز آمد، بپردازد و سپس با دستى پر به شاگردى استادى در آید تا دستش باز باشد و بتواند از او کار بخواهد و او هم توانائى انجام آن را داشته باشد.
بهترین شکل این مرحله آن است که بعد از مدتى تمرین که به فراخور استعداد و تمرین و پشتکار افراد، تفاوت مى کند، شخص مبتدى همراه استاد خود به مجالس و محافل مذهبى رفته و هر جا که استاد گفت برنامه کوتاه خود را ارائه دهد. مبتدى نیز باید عزم خود را جزم نماید و هر توصیه اى که استادش به او مى کند، با جان و دل انجام دهد. حتى اگر بسیار سخت باشد. این کار سبب پیشرفت خود و دلگرمى استاد به شخص مبتدى شده و باعث مى شود که فنون را بهتر و بیشتر به او بیاموزد.