چنان که براى همه معیّن و مبرهن است ، گام اول براى انجام هر کارى پشتکار و
علاقه وافر نسبت به آن مى باشد. اگر کسى عشق به انجام کارى داشته باشد، طبیعى است
که همه سختى هاى آن را بر خود هموار مى سازد و بدون هیچ گونه ملالى از شکست ، با
عبرت گرفتن از آن ، مجدداً کار خود را شروع مى کند و حتى باعث پیشرفت او نیز مى
شود. نکته سنجى مى گفت ؛ ادیسون هزار لامپ را سوزاند تا توانست یک لامپ را روشن
کند. غرض اینکه علاقه باعث پیشرفت ، بلکه قدم نخست مى باشد و انسان باید خود را
به آب و آتش بزند تا بیاموزد و از هیچ کوششى فروگذار ننماید که گفته اند:
در شط حادثات برون آى از لباس / کاوّل برهنگى است که در شرط شناوریست
اما در مداحى به علاقه اى دوچندان نسبت به کارهاى دیگر احتیاج هست تا بعد از گذشت مدتى بشود به کسى گفت (مداح ). چون علاوه بر اینکه مداحى یک کار جسمى و فیزیکى است ، یک کار معنوى شگرف نیز هست که با دل هاى مردم سروکار دارد، نه صرف یک هنرنمائى و به نمایش گذاشتن قابلیت هاى حنجره . اگر چه با کمال تاءسف ، بعضاً دیده مى شود که مداحى تبدیل به هنرنمائى و چهچهه و آواز گردیده است . اما بسیار ناچیز است که اگر نادیده شمرده شود بهتر است . با مداحى و ذاکرى اهل بیت علیهم السّلام باید معامله یک کار عمیق عرفانى و معنوى در راه سیر و سلوک و رسیدن به رضایت خداوند و اهل بیت اطهارعلیهم السّلام بشود. همچنان که پیر مراد، حضرت آیة الله العظمى بهجت (حفظه الله تعالى ) در سخنى که با جمعى از مداحان و ذاکران طراز اول تهران داشتند در مورد مداحى فرمودند: اگر یکى از اینها (خواندن ها) قبول شود شما را به عرش مى برد. پس نباید آن را دست کم گرفت .