یک ذاکر اهل بیت علیهم السّلام باید روى نفس خود همیشه مراقبت و مواظبت داشته باشد و
نفس خود را مورد بررسى و تزکیه قرار دهد و به خاطر داشته باشد که او در راءس یک
کار معنوى واقع شده و وقتى که پشت تریبون مى رود، رهبرى یک جمع را براى یک پرواز
معنوى به عهده مى گیرد و دلها را براى تقرب به درگاه خدا و گریه بر مصائب
اهل بیت علیهم السّلام آماده مى کند.
اگر مداح ، انسان کارکرده اى در
مسائل اخلاقى نباشد، گیرایى نفَس او کم مى شود و فقط مردم به صداى او مى نگرند
نه به دل او. مداحى که روى نفْس خود کار نکرده است ، نمى تواند مردم را نصیحت کند،
امر و نهى نماید، دعاى کمیل بخواند و با على علیه السّلام همنوا شود. نمى تواند در شب
هاى ماه مبارک رمضان ، حال توبه و انابه را به مردم بدهد و آنان را تشویق به توبه
کند. چون مناجات کردن با خدا، زبان توبه و انابه مى خواهد و هر کس روى آن زبان کار
نکرده باشد، موقع خواندن دعاى ابو حمزه ثمالى زبانش مى گیرد چرا که بى رابطه
است .
مجبور است دعا را روخوانى کند و براى اشک گرفتن از مردم مدام روضه بخواند و
یا ترجمه دعا را براى مردم روخوانى کند. البته درست است که روضه وسیله تقرب و
نزدیک شدن به اهل بیت علیهم السّلام است اما در اثناى دعا در یک مجلس مناجاتى خیلى جا
ندارد. هر مجلسى ، زبان مخصوص خود را دارد و زبان مجلس دعا، مناجات و زارى به
درگاه خداست و این زبان را کسى مى یابد که
اهل مراقبت نفس و مداومت بر ادعیه و اذکار باشد؛ نه کسى که روضه
اهل بیت علیهم السّلام را مى خواند اما سخنان اهل بیت علیهم السّلام را نمى خواند و با
دعاهاى آنها بى رابطه است .
ذاکر اهل بیت علیهم السّلام باید آن قدر مداومت بر عبادات و ادعیه داشته باشد که مستمعین
خود را تا عرش بالا کشد. این طور مى شود که مردم براى مجالس دعاى
کمیل او سر و دست مى شکنند. چون مردم مى آیند که کسى آنها را راه بیاندازد، چون خودشان
آن زبان مناجاتى را ندارند و یا اگر دارند مى آیند تا با بقیه هم نوایى کنند پس باید
در این زمینه ، قوى تر از مستمع بود تا حرفى براى گفتن داشت .
او باید بداند که مسئولیت بسیار خطیر و بزرگى را بر دوش خود مى کشد و تمام
رفتار و حرکات و سکناتش همان گونه باشد که به ما سفارش کرده اند. او باید یک
الگوى رفتارى کامل براى تمام مستمعانش ، بلکه براى همه افراد جامعه باشد. شاءنیت
و منزلت خود را همه جا حفظ نماید و به خاطر این وظیفه سنگین از خیلى کارهاى لغو و حتى
لذت هاى مباح ، چشم پوشى کند و همیشه داراى وقار و طماءنینه اى بوده که رفتارش نیز
مانند مداحى اش ، هدایت گر و روشنى بخش همه باشد. او باید وجهه شرعى و مذهبى خود
را حفظ نماید چرا که رسالت خواص بسیار سنگین تر از مردم معمولى است و او نیز در
زمره خواص جامعه مى باشد و اگر خدایى ناکرده از او اشتباهى سر زد، این اشتباه و
خطاى او سبب گمراهى بقیه نشود زیرا تمام حرکات او زیر ذره بین مردم ، در مجلس و
خارج از آن مى باشد و به او به چشم یک فرد متخلّق و پرهیزگار مى نگرند.
مداح اهل بیت علیهم السّلام باید سعى داشته باشد به وسیله تقرب هر چه بیشتر و
تزکیه نفس ، امانتى را که به او داده اند؛ به او آبرو داده و محبوب بقیه ساخته اند را
حفظ و حراست نماید و همیشه شاکر این نعمت الهى باشد. باید از شوخى ، حرفهاى لغو،
حرکات ناشایست ، رفتن به مجالس و مهمانى هایى که در شاءن او نیست ، بپرهیزد. باید
اخلاق اسلامى را در محل کار با دوستان و همکاران خود رعایت کند و بهانه به دست کسانى
که با این مجالس و محافل بیگانه اند، ندهد تا به یک معلم اخلاق
تبدیل شود که در درجه اول ، خود از این صفات پسندیده لذت ببرد و بعد مایه هدایت
جمعى شود.