همان طورى که در فلسفه گریه و عزادارى نیز گفته شد، این به عنوان یک حرکت افشاگرانه و شاکیانه مى باشد که چهره ظالم را به نیکى هویدا ساخته و عمل زشت او را به این طریق ، مورد انتقاد شدید و شکایت قرار مى دهد. در تاریخ نیز مى بینیم که گریه حضرت زهراعلیهاالسّلام به عنوان حربه اى در نمایاندن چهره سیاه و کریه غاصبان خلافت به کار افتاده و موجبات وحشت آنها را برانگیخته بود که ناگزیر به حضرت على علیه السّلام مى گفتند که ؛ به زهرا بگو یا شب گریه کند و یا روز.
یا در حادثه جانگداز عاشورا مى بینیم که امام سجادعلیه السّلام یست
سال بعد از واقعه ، هنوز از این حرکت افشاگرانه دست نمى کشد و به نوحه سرایى
براى کشتگان کربلا مى پردازد و با بیدارگرى سعى در نقش بر آب ساختن تبلیغات
سوء بنى امیه در این زمینه مى نماید.
حضرت امام (رحمة الله علیه ) درباره آثار سیاسى این حرکت ها مى فرماید:
زنده نگه داشتن عاشورا یک مسئله بسیار مهم سیاسى عبادى است . عزادارى کردن براى
شهیدى که همه چیز را در راه اسلام داده است یک مسئله سیاسى است . یک مسئله اى است که در
پیشبرد انقلاب اثر بسزا دارد. ما از این اجتماعات استفاده مى کنیم . ما از این الله اکبرها
استفاده کرده ، آن الله اکبرها را باید حفظ بکنیم . باید به این مظاهر، شعائر و امورى
که در اسلام به آن سفارش شده فکر کنید که این ها یک مسئله سطحى نبوده است که مى
خواستند جمع بشوند و گریه کنند، خیر. ما ملت گریه سیاسى هستیم . ما ملتى هستیم که
با همین اشک ها سیل جریان مى دهیم و سدهایى که در
مقابل اسلام ایستاده است را خُرد مى کنیم .
علامه شهید مرتضى مطهرى ؛ نیز در رابطه با فلسفه گریه بر امام حسین علیه
السّلام ى فرماید:
شهادت از نظر اسلام از جنبه فردى یعنى براى شخص شهید یک موفقیت است بلکه
بزرگترین موفقیت و آرزوست . امام حسین فرمود جدم به من فرمود که تو درجه اى نزد خدا
دارى که جز با شهادت به آن درجه نایل نخواهى شد. پس شهادت امام حسین براى خود او
یک ارتقاست . عالى ترین حد تکامل است اگر مرگ به صورت شهادت باشد، واقعاً یک
موفقیت است براى شهید. جشن و شادمانى است ؛ لذا سید بن طاووس مى گوید اگر نبود
دستور عزادارى که به ما رسیده است من روز شهادت ائمه را جشن مى گرفتم . از این جنبه
ما به مسیحیت حق مى دهیم به نام شهادت مسیح که مى پندارند شهید شده ، براى مسیح جشن
بگیرند. اسلام هم در کمال صراحت ، شهادت را موفقیت مى داند نه چیز دیگر. اما از نظر
اسلام آن طرف سکه را هم باید خواند. شهادت از نظر اجتماعى یعنى از آن نظر که به
جامعه تعلق دارد نیز باید سنجید. عکس العملى که جامعه در مورد شهید نشان مى دهد،
صرفاً به خود شهید تعلق ندارد یعنى صرفاً ناظر بر این جهت نیست که براى شخص
شهید موفقیت و یا شکستى رخ داده است .
رابطه شهید با جامعه دو رابطه است ؛ یکى رابطه اش با مردمى که اگر زنده بود و باقى بود از وجودش بهره مند مى شدند و فعلاً از فیض وجودش محروم مانده اند و دیگر رابطه اش با کسانى که زمینه فساد و تباهى را فراهم کرده اند. بدیهى است که از نظر پیروان شهید که از فیض بهره مندى از حیات او بى بهره مانده اند، شهادت شهید تاءثرآور است . آنکه بر شهادت شهید اظهار تاءثر مى کند در حقیقت به نوعى بر خود مى گرید و ناله مى کند اما از نظر زمینه اى که به شهادت شهید در این زمینه صورت مى گیرد، شهادت یک امر مطلوب است به علت وجود یک جریان نامطلوب . از این جهت مانند یک عمل جراحى موفقیت آمیز است که مطلوب است . درسى که از جنبه اجتماعى ، مردم باید از شهادت شهید بگیرند این است که اولاً نگذارند آن چنان زمینه هایى پیدا شود و افراد جامعه از تبدیل شدن به امثال آن جنایت کاران خوددارى کنند. همچنان که مى بینیم نام یزید و ابن زیاد و امثال آنها به صورتى در آمده که هر کس در مکتب عزادارى واقعى امام حسین تربیت شده باشد از کوچک ترین تشبّه به آنها در عمل اِبا دارد. درس دیگرى که باید جامعه بگیرد این است که به هر حال ، باز هم در جامعه زمینه هایى که شهادت را ایجاب مى کند پیدا مى شود. از این نظر باید عمل قهرمانانه شهید، از این جهت که به او تعلق دارد و یک عمل آگاهانه و انتخاب شده است و به او تحمیل نشده است بازگو شود و احساسات مردم شکل و رنگ احساس آن شهید را بگیرد. این جاست که مى گوئیم گریه بر شهید شرکت در حماسه او، هماهنگى با روح او و موافقت با نشاط او و حرکت در موج اوست . این جاست که باید ببینیم آیا جشن و شادمانى و پایکوبى و احیاناً هرزگى و شراب خوارى آن چنان که در جشن هاى مذهبى مسیحیان دیده مى شود هم شکلى و هم رنگى و هم احساسى مى آورد و یا گریه ؟ معمولاً درباره گریه اشتباه مى کنند. خیال مى کنند گریه همیشه معلول نوعى درد و ناراحتى است و خود گریه امرى نامطلوب است .
راز بقاى امام حسین این است که نهضتش از طرفى منطقى است و از ناحیه منطق حمایت مى شود و از طرف دیگر در عمق احساسات و عواطف راه یافته است . ائمه اطهار که به گریه بر امام حسین سخت توصیه کردند، حکیمانه ترین دستورها را داده اند. این گریه هاست که نهضت امام حسین را در اعماق جان مردم فرو مى کند. روشن است که اگر مانند مسیحیان جشن مى گرفتند، نهضت امام حسین به انحراف کشیده مى شد. شاید بدین جهت بزرگان دین دستور عزادارى و گریه داده اند