قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه
قفسه

قفسه

پایگاه فرهنگی مذهبی قفسه

دفاع متهم

شخصى را به اتهام مستى و شرب خمر نزد حاکم آوردند تا بر او حد جارى کند.
حاکم : چرا شراب خوردى ؟ مگر نمى دانى شرب خمر حرام است ؟
متهم : مگر قرآن نخوانده اى که مى فرماید: سُبحانَکَ هذا بُهتانٌ عَظیمٌ اشاره به اینکه من شراب نخورده ام و به من تهمت مى زنند.
حاکم : بسیار خوب ، من تحقیق و تفحص مى کنم ، ببینم تهمت است یا واقعیت دارد.
متهم : مگر آیه لاتَجَسَّسُوا را نخوانده اى که مى فرماید در باره امور شخصى مردم تجسس نکنید.
حاکم : تو براى محاکمه آمده اى یا براى مجادله ؟ سوره قل یا ایها الکافرون را بخوان تا بدانم مستى یا هوشیار ؟
متهم : اگر در هوشیارى من شک دارید، در هوشیارى شما هیچ تردیدى نیست . پس اول شما سوره حمد را بخوانید، تا من هم سوره کافرون را برایتان بخوانم .
حاکم : بسیار خوب ، اول من مى خوانم : الحمدلله رب العالمین .
متهم : کافى است . شما در همین آغاز سوره با وجود هوشیارى دو اشتباه کردید! یکى آنکه اعوذبالله نگفتى و حال آنکه خداوند مى فرماید: فَاِذا قَرَاءتَ القُرآنَ فَاستَعِذ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیمِ و دیگر آنکه بسم الله را که جزء سوره است انداختى .
حاکم خطاب به افرادى که متهم را دستگیر کرده و نزد او آورده بودند، گفت : من گمان کردم شما مستى را نزد من آورده اید. نمى دانستم بزرگترین قراء بلخ را آورده اید. او را به حال خود رها کنید تا هر کجا مى خواهد برود.
متهم : رفتن از حضور حاکم بدون دریافت جایزه عیب بزرگى است .
حاکم : گویا یک چیزى هم بدهکار شدیم . پس دستور داد خلعتى به او بدهند.